شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
چرا این بار اول ایران به اسرائیل حمله کرد؟
- نویسنده, سعید جعفری
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه
بعد از چند ماه برقراری آتشبس شکننده که در آن تبادل آتش به صورت پراکنده بین ایران و آمریکا در جریان بود، شامگاه یکشنبه موشکهای بالستیک ایران بار دیگر به سمت اهدافی در اسرائيل شلیک شدند.
اتفاقی که بر اساس بیانیههای مقامهای نظامی در جمهوری اسلامی «در واکنش به حملات اسرائيل به ضاحیه بیروت» صورت گرفت.
هرچند مقامهای ایرانی از ابتدای برقراری آتشبس مدعی شده بودند که این وضعیت جدید شامل لبنان هم میشود اما اسرائيل عملا هرگز به این بند پایبند نبود و در این مدت بارها اهداف مختلفی در لبنان مورد بمباران اسرائيلیها قرار گرفت.
آخرین بار هفته گذشته قرار شده بود که اسرائيل حملات تازه و گستردهای را در حومه جنوبی بیروت انجام دهد. اما تهران تهدید کرده بود در صورت اجرای چنین عملیاتی به آن واکنش نشان خواهد داد. پس از آن بود که دونالد ترامپ به صورت علنی از اسرائيل خواست تا حملهای به لبنان انجام ندهد. رئيس جمهور آمریکا در پستی در شبکه تروث سوشال نوشته بود که در تماسهای تلفنی جداگانه با اسرائيل و مقامهای حزبالله لبنان اطمینان حاصل کرده که هیچ حملهای از سوی هیچیک از دو طرف صورت نخواهد گرفت.
اتفاقی که برخی رسانهها و ناظران نزدیک به جمهوری اسلامی آن را نشانهای از موفقیت تهدید تهران تفسیر کردند.
اما این روند تنها چند روز برقرار ماند. ارتش اسرائيل ظهر روز یکشنبه اعلام کرد که اهدافی را در ضاحیه بیروت مورد هدف قرار داده است. هرچند گزارشهای دقیقی از میزان تلفات حملات اسرائيل در این منطقه منتشر نشده است، اما مقامهای جمهوری اسلامی خیلی زود به این عملیات واکنش نشان دادند.
محمدباقر قالیباف، در حساب خود در شبکه ایکس نوشت: «نه به آتشبس پایبند هستند و نه به گفتگو باور دارند. با محاصره دریایی و نقض توافقات درباره لبنان نشان دادند که فقط زبان قدرت را میفهمند.»
از همان زمان بسیاری از ناظران پیشبینی کردند که احتمالا جمهوری اسلامی قصد دارد به این اقدام اسرائيل واکنش نشان دهد.
اتفاقی که پس از گذشت چند ساعت رخ داد و موشکهای بالستیک سپاه پاسداران به سمت اهدافی در اسرائيل شلیک شدند.
چرا ایران به اسرائيل حمله کرد؟
از زمان کشته شدن علی خامنهای به نظر میرسد بخشی از تصمیمگیران در حکومت ایران در حال بازنگری در دکترین نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی هستند. برخی ناظران معتقدند واکنشهای تهران پس از جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه نشانههایی از این تغییر را آشکار کرده است. اگر در سالهای پایانی حکومت علی خامنهای، جمهوری اسلامی در برابر تهدیدات و تنشهای فزاینده تلاش میکرد از ورود به یک درگیری تمامعیار پرهیز کند، به نظر میرسد این رویکرد پس از جنگهای اخیر تا حدی دستخوش تغییر شده باشد.
بعد از کشته شدن علی خامنهای، جمهوری اسلامی در واکنش به حملات اسرائیل و آمریکا، حملاتی را علیه اهدافی در اسرائیل و شماری از کشورهای منطقه انجام داد.
اظهارات محمدباقر قالیباف همچنین نشاندهنده بخشی از روایتی است که در سالهای اخیر به تدریج سهم بیشتری در گفتمان تصمیمگیران در حکومت جمهوری اسلامی را گرفته است: جایی که رئيس مجلس میگوید: «آنها فقط زبان زور را میفهمند» الگویی که از سوی بخشی از نهادها و شخصیتهای بانفوذ در درون حکومت به عنوان یگانه راه تقابل و تعامل احتمالی با ایالات متحده در دولت دونالد ترامپ شناخته میشود.
این در حالی است که در طول سالهای اخیر، بسیاری از کسانی که از جنگ همهجانبه با آمریکا و اسرائيل هراس داشتند این روایت را طرح میکردند که ایده «تنش بیشتر در منطقه» تلهای است که نتانیاهو برای جمهوری اسلامی ترتیب دیده، تا ایران در آن گرفتار شود. اما بعد از کشته شدن چندین رده از مقامهای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی در جریان جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه به نظر میرسد که این انگاره در میان نیروهای تصمیمگیر در حکومت به نفع ایده دومی که محمدباقر قالیباف از آن صحبت کرده به حاشیه رفته است.
«برای فرار از جنگهای بیپایان باید جنگید»
به نظر میرسد بخشی از شخصیتهای ذینفوذ در جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیدهاند که برای جلوگیری از جنگهای فرسایشی و پایانناپذیر، باید آمادگی ورود به تقابل را نشان داد. ظاهرا هر دو طرف تلاش میکنند طرف مقابل را متقاعد کنند که حاضرند تا آخرین لحظه پیش بروند و از رویارویی هراسی ندارند، به این امید که در نهایت این طرف مقابل باشد که زودتر عقبنشینی کند.
نشانههایی از این نگاه را میتوان در اظهارات مقامهای نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی نیز مشاهده کرد. برای مثال، رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع، روز ۲۲ اردیبهشت گفته بود: «هرگونه تهدید و تعرض و تجاوز جدید از سوی دشمن قطعا بلافاصله و بیدرنگ با واکنش قاطع و تمامکننده و پشیمانکننده برای آنها خواهد بود.» او همچنین گفت که «تکرارپذیری شکستهای دشمن در میدان رزم» قابل پیشبینی است.
همچنین حسن حسنزاده، فرمانده سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ، نیز روز ۲۳ اردیبهشت سال جاری پس از یک رزمایش پنجروزه گفته بود: «آماده انجام هرگونه عملیات در هر نقطه و در هر بازه زمانی در کمترین زمان ممکن هستیم.» او هدف این رزمایش را ارتقای توانایی رزمی برای مقابله با «دشمن آمریکایی-اسرائيلی» عنوان کرد.
با این حال مشخص نیست چنین برداشتی تا چه اندازه در همه بخشهای حاکمیت در ایران مورد اجماع باشد؛ بهویژه آنکه همزمان تلاشهای دیپلماتیک برای رسیدن به توافق با آمریکا نیز ادامه دارد.
صرفنظر از اینکه چنین ایدهای تا چه اندازه با توان، امکانات، چالشها و تهدیدهای موجود در منطقه همخوانی دارد، مجموعه رفتارها و اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی این گمانه را تقویت کرده که چنین رویکردی در بخشی از ساختار تصمیمگیری کشور وجود دارد.
با توجه به اینکه ایران در طول جنگ ۴۰ روزه ضربات جدی متحمل شد برخی از ناظران بر این باور بودند که تهران تمایلی به ازسرگیری یک جنگ گسترده نداشته باشد؛ اما جمهوری اسلامی با انجام حملات به اسرائيل به طرف مقابل این پیام را میدهد که بیمی از جنگ دوباره ندارد و تلاش میکند خواستههای خود را به طرف مقابل از این طریق اعلام کند.
از آن گذشته، اظهارات دونالد ترامپ در طول هفتههای اخیر و تاکید چندبارهاش بر اینکه به دنبال توافق با ایران است، بخش دیگری از ماجرا را توضیح میدهد. برخی ناظران معتقدند بخشی از مقامهای ایرانی ممکن است اظهارات اخیر دونالد ترامپ را نشانهای از تمایل او به پرهیز از یک جنگ گستردهتر تفسیر کرده باشند و به همین علت، فضا برای اقدامات کمتر محافظهکارانه از سوی جمهوری اسلامی هموارتر است.
دونالد ترامپ در هفتههای اخیر بارها گفته بود که همچنان به دنبال توافق با ایران است و از جمله در گفتوگو با انبیسی تاکید کرده بود: «فکر میکنم میتوانم هر چقدر آنها بخواهند صبر کنم.»
با این حال، این حملات ایران همچنان ریسک غلطیدن به سمت جنگ تمام عیار را زنده نگه میدارد؛ چرا که خطر سومحاسبه را افزایش میدهد؛ به این معنا که هرچند ممکن است مقامهای ایرانی اهداف خود را در این حملات حسابشده و با محاسبات خاص در نظر گرفته باشند، اما در جریان یک درگیری نظامی، هیچ تضمینی وجود ندارد که طرف مقابل هم این حملات را همانطور تفسیر کند. به عبارت دیگر دور از ذهن نیست که حملاتی که یک طرف برای تقویت توان بازدارندگی خود انجام میدهد، از سوی طرف مقابل به عنوان عبور از خطر قرمزها در نظر گرفته شود.
تصمیم دشوار نتانیاهو
دقایقی پس از انجام حملات ایران به اسرائيل، دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمریکا در گفتگویی با شبکه فاکسنیوز از اسرائيل خواست که به این حملات ایران واکنش نشان ندهد. او همچنین در مجموعه گفتگوهایی که با رسانههای مختلف انجام داد ضمن اینکه از ایران خواست با آمریکا توافق کند، از بنیامین نتانیاهو برای حمله به لبنان انتقاد کرد؛ حملاتی که آقای ترامپ تاکید کرد بدون هماهنگی با او انجام شده است. رئيس جمهور آمریکا همچنین اضافه کرد که در تماس تلفنی با نتانیاهو به او خواهد گفت که نباید به حملات ایران پاسخ دهد. او در گفتگو با نشریه فایننشال تایمز، حتی پا را فراتر برد و گفت: «من تصمیمگیرنده هستم نه نتانیاهو؛ اسرائيل در نهایت چارهای جز پذیرش توافق با ایران را نخواهد داشت.»
اما تنها ساعاتی پس از مکالمه تلفنی ترامپ و نتانیاهو، جنگندههای اسرائيلی اهدافی را در نقاط مختلف ایران مورد هدف قرار دادند. اتفاقی که باز هم تنشها و خطر بازگشت به جنگ تمام عیار منطقهای را بیش از قبل افزایش داد. اما پیش از آنکه به واکاوی ابعاد تصمیم نتانیاهو پرداخته شود، اظهارات رئيس جمهور آمریکا در خصوص مخالفت با واکنش اسرائيل قابل تامل است.
مجموعه مصاحبههای پرتعداد او در یکشنبه شب با رسانههای مختلف نشان میدهد که دستکم او تمایل داشته به صورت علنی نشان دهد که با حمله اسرائيل مخالف است. هرچند برخی از ناظران احتمال اجرای یک سناریوی فریب از سوی آمریکا و اسرائيل را رد نکردهاند. سناریویی که بر اساس آن، ترامپ به صورت عامدانه به خبرنگاران گفته که موافق واکنش اسرائيل نیست، اما پشت پرده به نتانیاهو برای حمله به ایران چراغ سبز نشان داده باشد.
در عین حال پیش از حمله اسرائيل به ایران، بسیاری از ناظران در همان ساعات ابهام و تردید پیشبینی کرده بودند که واکنش نتانیاهو به حملات موشکی ایران اجتناب ناپذیر خواهد بود.
واکنش سریع اسرائیل به حملات ایران نشان داد که نتانیاهو احتمالا هزینههای سیاسی و امنیتی عدم پاسخ را بیش از خطر تشدید تنشها ارزیابی کرده است، چرا که اگر او تصمیم میگرفت مطابق خواسته رئيس جمهور آمریکا رفتار کند و واکنشی به حملات ایران نداشته باشد با موجی از حملات در اسرائيل چه در داخل کابینه و چه خارج از آن رو به رو میشد.
ایتامار بن گویر، وزیر امنیت ملی اسرائيل دقایقی بعد از حملات موشکی ایران در حساب خود در شبکه ایکس نوشت: «باید امشب تهران را بسوزانیم.» همچنین نفتالی بنت، نخست وزیر پیشین اسرائيل و از سیاستمداران مخالف بنیامین نتانیاهو هم در همین شبکه نوشت: «خویشتنداری یعنی ریختن خون شهروندان ما بیهزینه است.» آقای بنت همچنین ضمن تاکید بر لزوم پاسخ به این حملات ایران نوشت: «این یک لحظه آزمون است، آیا اسرائیل کشوری دارای حاکمیت است که توانایی دفاع از خود را دارد؟»
همچنین چندین نفر از خبرنگاران اسرائيلی در واکنش به اظهارات ترامپ در مورد عدم پاسخ اسرائيل در حساب خود در شبکه ایکس به نزدیک بودن انتخابات در اسرائيل اشاره و تاکید کرده بودند در صورتی که او به خواسته دونالد ترامپ تن دهد و به حملات ایران واکنش نشان ندهد، تبعات گستردهای برای او و حزبش در انتخابات محتمل خواهد بود.
مجموعه این فشارها اسرائيل و بنیامین نتانیاهو را در موقعیت دشواری قرار داده بود.
از سوی دیگر اما شرایط بعد از حمله هم ممکن است چندان مطابق انتظارات برای بنیامین نتانیاهو پیش نرود. اما اگر فرض را بر صحت روایتها و اظهارات دونالد ترامپ در نظر بگیریم، تصمیم اسرائيل برای حمله به ایران خلاف نظر رئیس جمهور آمریکا بوده است.
در حالی که تنها یک هفته قبل، رسانهها از مکالمه تلفنی تند بین دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو پرده برداشته بودند که در آن رئيس جمهور آمریکا به شدت به نخست وزیر اسرائيل برای حمله به لبنان تاخته بود، اجرای عملیاتی خلاف نظر دونالد ترامپ برای واکنش به ایران چه واکنشی را میتواند از سوی کاخ سفید به همراه داشته باشد؟
با این حال یک سناریوی دیگر هم البته میتواند به محتوای مکالمه تلفنی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو مربوط شود؛ جایی که دونالد ترامپ مخالف واکنش اسرائيل بوده اما بنیامین نتانیاهو توانسته رئيس جمهور آمریکا را متقاعد کند. ضمن اینکه بسیاری از ناظران بر این باورند اسرائيل بدون دریافت چراغ سبز آمریکا نمیتواند دست به چنین اقدامی بزند. اما پرسش مهمتر در اینجا این خواهد بود که آقای ترامپ چطور بعد از آن مخالفتهای علنی حاضر شده با حمله اسرائيل به ایران موافقت کند؟ پاسخ ممکن است این باشد که او از اسرائيل تضمین گرفته که حملاتش به ایران محدود باقی بماند. اما پرسش مهمتر این خواهد بود که آیا رئيس جمهور آمریکا نمیداند که این سیکل تنشها میتواند به یک دومینوی تازهتر تبدیل شود و بار دیگر آتش منازعه را به سراسر منطقه گسترش دهد؟
قرار دادن لبنان در مقابل تنگه هرمز؟
اما اگر کمی به عقبتر برگردیم، تشخیص اینکه بنیامین نتانیاهو با چه منطقی تصمیم گرفت با وجود تهدید ایران و اعلام رسمی پیشین دونالد ترامپ درباره حمله نکردن به لبنان، چنین عملیاتی را انجام دهد دشوار است. برخی تحلیلگران احتمال میدهند مجموعهای از عوامل در این تصمیم نقش داشته باشد؛ از نگرانی درباره احتمال توافق میان ایران و آمریکا گرفته تا تلاش برای نشان دادن اینکه از نگاه اسرائیل، موضوع لبنان نمیتواند بخشی از توافق احتمالی تهران و واشنگتن باشد. برخی ناظران نیز این احتمال را مطرح کردهاند که هدف از این حمله، سنجش میزان جدی بودن تهدیدهای ایران یا کاهش اهرمهای چانهزنی تهران در مذاکرات آینده بوده باشد.
ضمن اینکه ممکن است این اقدام مشترک تلاشی برای قرار دادن تنگه هرمز در مقابل مسئله لبنان باشد؛ به این معنی که ایالات متحده به این نتیجه رسیده باشد که به جای دادن امتیازات مالی و آزاد شدن پولهای بلوکه شده ایران، در مقابل دریافت امتیاز پایان جنگ با اسرائيل و پایان حملات به لبنان، باز شدن تنگه هرمز را از جمهوری اسلامی طلب کند. اتفاقی که البته تردیدهای زیادی وجود دارد که در نهایت مورد پذیرش مقامهای تصمیمگیر در ایران قرار گیرد.
سایه جنگ
تا پیش از پاسخ اسرائيل به حملات ایران، برخی از ناظران این گمانه را مطرح کردند که با توجه به محدود بودن حملات موشکی ایران به اسرائيل که تلفاتی هم بر جا نگذاشته، ممکن است دو طرف به الگوی درگیریهای پراکنده پیش از جنگ ۱۲ روزه بازگردند؛ مسیری که در آن ضربات محدودی به یکدیگر وارد میکردند اما به سمت جنگ همهجانبه نمیغلطیدند.
اما واکنش اسرائيل و پس از آن تبادل دوباره آتش، این احتمال را تا حد زیادی تضعیف کرد و نگرانیها درباره تکرار الگوی جنگ ۱۲ روزه را افزایش داد؛ جایی که آمریکا تا روزهای انتهایی جنگ کنار ماند و در حملات اسرائيل به ایران شرکت نکرد، اما در روزهای پایانی با حمله به تاسیسات هستهای ایران، تلاش کرد جنگ را به پایان برساند.
با این حال، دینامیک درگیریها در منطقه از زمان جنگ ۱۲ روزه تغییرات گستردهای کرده و آغاز حملات حوثیها در یمن و همچنین تهدید آنها به بستن دریای سرخ و تنگه راهبردی بابالمندب نشان میدهد که تکرار دقیق همان سناریو چندان محتمل به نظر نمیرسد.
در شرایطی که همچنان تلاشها برای توافق ایران و ایالات متحده ادامه دارد، مقامهای هر دو طرف در ساعات اخیر از عدم تمایل به گسترش بیشتر درگیری سخن گفتهاند و نشانههایی از توقف موج فعلی حملات دیده میشود.
با توجه به گزارشهایی که از مکالمه تلفنی بین ترامپ و نتانیاهو منتشر شده، ممکن است نخستوزیر اسرائیل، رئیس جمهور آمریکا را قانع کرده باشد که پاسخ ولو محدود به ایران از منظر حیثیتی برایش ضروری به شمار میرود.
ارتش اسرائیل گفت بخشی از پدافند ایران که در جنگ ۱۲ روزه آسیب و نوسازی شده بود را هدف قرار داده است که در این صورت میتواند به آمریکا و اسرائیل در جنگ احتمالی بعدی کمک کند.
در چنین شرایطی احتمالا تلاش میانجیها برای امضای توافق یا به عبارت صحیحتر تفاهم موقت ادامه خواهد یافت که در آن صورت دونالد ترامپ احتمالا پایان جنگ را به نام خودش سند خواهد زد.
با این حال، هیچیک از عوامل اصلی تنش از میان نرفته و وضعیت همچنان شکننده به نظر میرسد.
هرچه دستیابی به توافق طولانیتر و مبهمتر شود، فضا برای بازگشت تنش هموارتر خواهد شد؛ تنشی که ممکن است یکی از طرفها عبور از خطوط قرمز تلقی کند. در چنین شرایطی حتی یک اشتباه محاسباتی یا یک تحول پیشبینینشده میتواند آتشبس شکننده کنونی را بار دیگر در معرض خطر قرار دهد.