شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
از کشتهشدن خامنهای تا تهدید ترامپ به «نابودی یک تمدن»؛ ۱۰ لحظه سرنوشتساز صد روز جنگ
صد روز از آغاز جنگی میگذرد که بامداد ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، با حملات همزمان آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد؛ جنگی که از همان ساعات نخست راس هرم قدرت در جمهوری اسلامی را هدف گرفت و بهسرعت دامنه آن به تنگه هرمز، کشورهای عربی خلیج فارس و لبنان گسترش یافت.
این گزارش، ۱۰ نقطه عطف مهم صد روز نخست این جنگ را مرور میکند.
آغاز جنگ و کشتهشدن علی خامنهای
حدود ساعت ۹:۴۵ صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، آمریکا و اسرائیل حملات گستردهای را به مراکز نظامی، امنیتی و سیاسی ایران آغاز کردند.
یکی از نخستین و مهمترین اهداف این حملات، مجموعه پاستور در تهران بود؛ جایی که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، حضور داشت.
ارتش اسرائیل در آن روز اعلام کرد که همزمان به سه مکان، که اعضای حکومت ایران در آنها گرد هم آمده بودند، حمله کرده و «چندین چهره ارشد» حکومت ایران در این عملیات «کشته» شدهاند.
تلویزیون دولتی ایران بعد از ۲۰ ساعت به طور رسمی کشتهشدن علی خامنهای را اعلام کرد.
علاوه بر رهبر ۸۶ ساله، چندین نفر از فرماندهان ارشد نظامی نیز در حملات روز اول جنگ کشته شدند. علی شمخانی، دبیر شورای دفاع کشور، عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه و عزیز نصیرزاده، وزیردفاع از جمله مهمترین شخصیتهای کشتهشده بودند.
این رویداد، بزرگترین ضربه به ساختار قدرت جمهوری اسلامی از زمان تأسیس آن بود و از همان روز،جنگ به منازعهای منطقهای تبدیل شد.
حمله به مدرسه میناب
در همان روز نخست جنگ، یک مدرسه ابتدایی در میناب در استان هرمزگان هدف قرار گرفت.
این حمله به کشته شدن ۱۵۶ نفر که بیشتر آنها دانشآموزان دختر و پسر بین ۷ تا ۱۲ سال بودند، منجر شد. چندین معلم و والدین دانشآموزان نیز در این حمله کشته شدند.
مقامهای ایران، آمریکا و اسرائیل را مسئول این حمله دانستند و گزارشهایی که در رسانههای بینالمللی منتشر شد، نقش داشتن ارتش آمریکا در این حمله را مطرح کرد؛ هرچند واشنگتن تا کنون مسئولیت رسمی آن را نپذیرفته است.
این حمله در داخل آمریکا انتقادات زیادی را به همراه داشت و واکنشهای بینالمللی را نیز برانگیخت.
بستن تنگه هرمز و شوک انرژی
در همان روزهای نخست جنگ، ایران عبور کشتیها از تنگه هرمز را بهشدت محدود کرد. این اقدام، جنگ را از یک بحران نظامی به بحرانی جهانی در بازار انرژی تبدیل کرد.
این اقدام پس از سالها تهدید انجام شد و برای نخستین بار در این سطح به ایران امکان داد عملا بخش عمده تردد دریایی از تنگه هرمز را در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل متوقف کند.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان است و محدود شدن عبور کشتیها از آن، باعث افزایش قیمت نفت، بالا رفتن هزینه بیمه کشتیها و نگرانی گسترده درباره امنیت کشتیرانی در خلیج فارس شد.
از همان زمان، بازگشایی این آبراه راهبردی یکی از محورهای اصلی فشار آمریکا و مذاکرات بعدی شد و بعد از گذشت ۱۰۰ روز هنوز وضعیت در تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ بازنگشته است.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ ۴۰ روزه باعث شد ایران بیش از هر زمان دیگری به اهمیت این تنگه به عنوان یک اهرم فشار بزرگ پی ببرد.
حمله به پایگاههای آمریکا و گسترش جنگ به کل منطقه
در هفتههای نخست جنگ، ایران حملات موشکی و پهپادی گستردهای به اسرائیل و همچنین اهدافی در کشورهای عربی منطقه انجام داد.
بحرین، کویت، امارات، عربستان سعودی، قطر از رهگیری موشکها و پهپادها یا حملات به اهداف مرتبط با حضور نظامی آمریکا خبر دادند.
بعدتر تحقیقات بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی روشن کرد که در طول جنگ ۴۰ روزه، ایران به ۲۰ پایگاه آمریکا یا پایگاههایی که نیروهای آمریکایی در هشت کشور در آنها مستقر هستند، حمله کرده است، هرچند شمار واقعی پایدگاههای آسیبدیده ممکن است بیشتر باشد.
این حملات خسارتهای قابل توجهی را به تاسیسات نظامی از جمله رادارهای گرانقیمت و مهم و هواپیماهای مستقر در این پایگاهها وارد کرد.
همزمان، آمریکا و اسرائیل نیز حملات گسترده به اهداف نظامی، موشکی، دریایی و امنیتی در داخل ایران ادامه دادند.
در طول این دوره، چندین بیمارستان، دانشگاه و مرکز غیرنظامی نیز هدف قرار گرفتند یا در جریان حملات آسیب دیدند؛ موضوعی که ابعاد انسانی جنگ را پررنگتر کرد.
مجتبی خامنهای؛ سومین رهبر جمهوری اسلامی
روز ۱۷ اسفند ( ۸ مارس) رسانههای ایران اعلام کردند که مجتبی، فرزند علی خامنهای، به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی انتخاب شده است.
با توجه به فضای امنیتی و جنگی حاکم، اطلاعات چندانی در خصوص زمان برگزاری جلسه خبرگان و همچنین ساز و کار معرفی فرزند رهبر پیشین به عنوان جانشین پدر منتشر نشد.
معرفی مجتبی خامنهای یکی از مهمترین نقاط عطف سیاسی جنگ بود. حکومت ایران آن را نشانه تداوم و ثبات معرفی کرد اما منتقدان گفتند که این تصمیم نشاندهنده تمرکز بیشتر قدرت در حلقههای نزدیک به بیت رهبر دوم جمهری اسلامی و سپاه است.
کشتهشدن علی لاریجانی
در ۲۶ اسفند (۱۷ مارس)، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و از چهرههای باسابقه و بانفوذ جمهوری اسلامی، در حمله اسرائیل کشته شد.
کشتهشدن علی لاریجانی نشان داد که دامنه حملات فقط به فرماندهان نظامی محدود نیست و چهرههای سیاسی کلیدی نیز در فهرست اهداف قرار دارند.
کشتهشدن او همچنین این بحث را پررنگ کرد که حذف چهرههای عملگرا یا میانهروتر در ساختار قدرت، باعث شود تصمیمگیریها در تهران به سمت مواضع سختتر متمایل شود.
آقای لاریجانی در زمان و شرایطی کشتهشد که در نبود علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی و سپس غیبت رهبر جدید، گفته میشد که «عملا» زمام امور حکومتی را در دست داشت.
حمله به «بلندترین پل خاورمیانه» در کرج
روز ۱۳ فروردین (۲ آوریل) پل بی۱ در منطقه بیلقان در ابتدای جاده چالوس (بلوار جانبازان) و رودخانه کرج هدف حمله ارتش آمریکا قرار گرفت و بهشدت آسیب دید. این پل که قرار بود رکورددار «بلندترین» پل خاورمیانه باشد، به حملهای نمادین به زیرساختهای غیرنظامی ایران بدل شد.
ساعاتی پس از فروریختن بخشهایی از این پل، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پیامی در تروثسوشال، تصاویری از هدف قرار دادن آن را منتشر کرد و نوشت: «بزرگترین پل در ایران فرو ریخت و دیگر هرگز از آن استفاده نخواهد شد. اتفاقات بیشتری در راه است!»
رئیسجمهور آمریکا همچنین هشدار داد: «وقت آن رسیده است که ایران پیش از آنکه خیلی دیر شود و چیزی از آنچه که بتواند به یک کشور بزرگ تبدیل شود، باقی نماند، توافق کند!»
حمله به این پل اگرچه با واکنشهای زیادی روبرو شد اما اولین نمونه از حمله به زیرساختهای ایران نبود. پیشتر، ذوبآهن اصفهان، فولاد مبارکه اهواز، جزیره خارگ و میدان نفتی پارس جنوبی هدف حملات قرار گرفته بودند.
در جریان جنگ، ایران هم علاوه بر پایگاههای نظامی آمریکا، مناطق غیرنظامی منطقه از جمله فرودگاهها و تاسیسات نفت و پتروشیمی را در کشورهای حاشیه خلیج فارس هدف قرار داد.
تهدید ترامپ درباره «نابودی یک تمدن»
در ۱۸ فروردین (۷ آوریل)، دونالد ترامپ در یکی از تندترین مواضع خود علیه ایران هشدار داد که اگر تهران به توافق تن ندهد، «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد و دیگر هرگز بازنخواهد گشت.»
این پیام با واکنش گسترده بینالمللی روبهرو شد و نهادهای حقوق بشری آن را تهدیدی نگرانکننده علیه غیرنظامیان دانستند. این موضع، همزمان با افزایش فشار نظامی و دیپلماتیک آمریکا، نگرانیها در خصوص گستردهتر شدن دامنه جنگ افزایش داد.
آتشبس
یک روز پس از تهدیدهای بیسابقه ترامپ، روز ۱۹ فروردین (۸ آوریل) ایران و آمریکا با برقراری آتشبس موقت موافقت کردند.
این آتشبس اگرچه به کاهش درگیریهای گسترده منجر شد ولی از همان ابتدا شکننده بود.
اختلاف بر سر تنگه هرمز، ادامه حملات اسرائیل در لبنان و همچنین ابعاد این توافق آتشبس باعث شد تا عملا طرفین میزان تبادل آتش را به میزان قابل توجهی کاهش دهند.
در هفتههای بعد، دو طرف بارها یکدیگر را به نقض آتشبس متهم کردند.
مذاکرات مستقیم در پاکستان، محاصره دریایی ایران
۱۱ و ۱۲ فرردین، چند روز پس از اعلام آتشبس، نخستین مذاکرات مستقیم سطح بالا میان ایران و آمریکا در پاکستان برگزار شد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و از چهرههای اصلی تصمیمگیری در تهران، با جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، گفتوگو کرد.
این مذاکرات به توافق نهایی منجر نشد، اما از نظر سیاسی اهمیت زیادی داشت؛ چون نخستین تماس مستقیم در چنین سطحی پس از آغاز جنگ بود. ضمن اینکه این دیدار، نخستین ملاقات مقامهای ارشد دو کشور در این سطح با یکدیگر از زمان انقلاب ۵۷ به شمار میرفت.
همزمان، ادامه عملیات دریایی آمریکا در تنگه هرمز و فشار بر مسیرهای کشتیرانی نشان داد که دیپلماسی و فشار نظامی بهطور همزمان پیش میروند.
یک روز بعد از مذاکرات بینتیجه آقای قالیباف و ونس در اسلامآباد، دونالد ترامپ اعلام کرد که محاصره دریایی ایران را آغاز میکند و اجازه نخواهد داد، کشتیها از مبدا و به مقصد ایران فعالیت کنند. اتفاقی که موجب بالا رفتن تنشها بین دو کشور و همچنین افزایش دوباره قیمت انرژی در بازارهای جهانی شد. تلاشی که به نظر میرسد با هدف وادار کردن ایران به دادن امتیازات مد نظر ترامپ در پای میز مذاکره یا باز کردن تنگه هرمز صورت گرفت اما دستکم فعلا این هدف محقق نشده است.
صد روز بعد؛ آتشبس شکننده، تبادل آتش و پیامهای دیپلماتیک
در هفتههای پایانی این دوره صد روزه، آتشبس به صورت کلی همچنان برقرار است، اما تبادل آتش در خلیج فارس ادامه داشته است.
حملات آمریکا به سایتهای ساحلی ایران، رهگیری پهپادها، و پاسخهای متقابل تهران با حمله به اهدافی در کویت و بحرین نشان داد جنگ عملا متوقف نشده است.
هنوز نه تنگه هرمز باز شده و نه محاصره دریایی ایران به پایان رسیده است؛ ولی ، تبادل پیامها و تلاشهای میانجیگرانه ادامه دارد.
صد روز پس از آغاز جنگ، منطقه همچنان در وضعیتی میان جنگ و صلح باقی مانده است؛ نه آتشبس آنقدر پایدار است که بتوان از پایان درگیری سخن گفت، و نه طرفها آمادهاند هزینه بازگشت کامل به جنگ را بپذیرند. در چنین شرایطی، چشمها همچنان به سرنوشت مذاکرات و آینده تنگه هرمز دوخته شده است.