چرا چین و کره شمالی رابطه‌ای مبتنی بر عشق و نفرت دارند؟

    • نویسنده, لین برون
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

شی جین‌پینگ، رهبر چین، پس از آنکه در هفته‌های گذشته به طور متوالی میزبان رهبران دیگر کشورها بود، این هفته خود راهی سفری خارجی شده و مقصدش کره شمالی است.

این دیدار که برای روزهای ۸ و ۹ ژوئن برنامه‌ریزی شده و از مدت‌ها پیش انتظار آن می‌رفت، پس از دیدار ماه گذشته شی با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، و گفت‌وگوی رودرروی او با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برگزار می‌شود.

شی جین‌پینگ با سفر مستقیم به پیونگ‌یانگ پس از این دیدارها و انتخاب کره شمالی به‌عنوان نخستین مقصد خارجی خود در سال ۲۰۲۶، بر اهمیت اتحاد با همسایه غیرقابل‌پیش‌بینی‌اش تاکید می‌کند.

اون جو چوی، پژوهشگر موسسه سجونگ در سئول، می‌گوید رابطه این دو کشور «از نظر راهبردی ضروری، اما خالی از اصطکاک نیست».

این دیدار، فراتر از تعاملات عمومی کاملا برنامه‌ریزی‌شده، به پکن و پیونگ‌یانگ فرصتی می‌دهد تا پس از گذشته‌ای پرفراز و نشیب، به شراکت خود که «با خون شکل گرفته» است، جانی تازه ببخشند.

رابطه عشق و نفرت

این دو کشور سوسیالیست از همان آغاز، برای ایجاد توازن میان نفوذپذیری و استقلال، مسیری پیچیده را پیموده‌اند؛ مسیری که روابط پیونگ‌یانگ با دیگر همسایه شمالی‌اش آن را پیچیده‌تر کرده است.

در جنگ کره، از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳، چین صدها هزار سرباز را در راه کره شمالی قربانی کرد. مائو زدونگ، رهبر وقت چین، اهمیت راهبردی کره شمالی را برای کشورش با این جمله مشهور توصیف کرد: «اگر لب‌ها از بین بروند، دندان‌ها سرد خواهند شد.»

اما کیم ایل سونگ، رهبر بنیان‌گذار کره شمالی، به دنبال تضمین‌های نظامی بیشتری بود و در سال ۱۹۶۱ اتحادی رسمی با اتحاد جماهیر شوروی برقرار کرد. چند روز بعد نیز پیمان نظامی دیگری با چین بست.

بر اساس ایدئولوژی جوچه کیم ایل سونگ، کره شمالی در نهایت باید به خوداتکایی می‌رسید. برخورداری از حمایت نظامی دو قدرت بزرگ، خطر تبدیل شدن کره شمالی به کشور اقماری هر یک از آن‌ها را کاهش می‌داد.

در آن زمان، پیونگ‌یانگ برای دریافت کمک‌ها و نفت به اتحاد جماهیر شوروی وابسته بود. در همین حال، قحطی باعث شد اتباع چینی از رود تومن، که در امتداد مرز مشترک جریان دارد، عبور کنند. برخی از آن‌ها حتی به مدارس کره شمالی رفتند، زیرا نظام آموزشی آن را برتر می‌دانستند.

اما کره شمالی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، یک متحد نظامی و مهم‌ترین منبع حمایت اقتصادی خود را از دست داد. این تحول همچنین زمینه را برای تبدیل شدن چین به اصلی‌ترین حامی پیونگ‌یانگ فراهم کرد.

چین همچنان شریک تجاری اصلی کره شمالی است. پکن این رابطه را هم راهی برای حفظ ثبات در همسایگی خود می‌داند و هم عاملی برای ایجاد توازن در برابر کره جنوبی، متحد آمریکا.

سونگ هیون لی، پژوهشگر مهمان در مرکز آسیای دانشگاه هاروارد، به بی‌بی‌سی می‌گوید: «چین حمایت اقتصادی‌اش را فقط در حدی نگه می‌دارد که حکومت کره شمالی فرو نپاشد، اما از سرمایه‌گذاری‌هایی که می‌تواند این کشور را به خوداتکایی کامل برساند، آگاهانه پرهیز می‌کند.»

او افزود در مقابل، «چین انتظار دارد نوعی "انضباط زمانی" رعایت شود، قاعده‌ای نانوشته که بر اساس آن، پیونگ‌یانگ در جریان رویدادهای مهم داخلی و دیپلماتیک چین از دست زدن به تحریک‌های بزرگ خودداری کند.»

کره شمالی همیشه به این قاعده پایبند نبوده است.

تحقق جاه‌طلبی‌های هسته‌ای

چین ترجیح می‌داد شبه‌جزیره کره عاری از سلاح هسته‌ای باشد، اما کره شمالی همچنان جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود را دنبال کرد.

کیم ایل سونگ با افتتاح مرکز تحقیقات هسته‌ای یونگ‌بیون در سال ۱۹۶۴، پایه‌های کوچک‌ترین زرادخانه سلاح‌های هسته‌ای جهان را بنا گذاشت.

او اگرچه در سال ۱۹۸۵ پیمان بین‌المللی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرد، مفاد آن را نقض کرد و به ذخیره‌سازی پلوتونیوم پرداخت. اما زنده نماند تا ببیند کشورش به کلاهک هسته‌ای عملیاتی دست یافته است.

وقتی پسرش، کیم جونگ ایل، در سال ۱۹۹۴ به قدرت رسید، از این برنامه نوپا به‌عنوان اهرمی دیپلماتیک استفاده کرد و در ازای امتیازدهی، به دنبال دریافت کمک اقتصادی یا فراهم شدن زمینه رابطه با آمریکا بود.

کره شمالی در سال ۲۰۰۳ از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خارج شد. سه سال بعد، نخستین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داد و سازمان ملل متحد نیز بلافاصله با اعمال تحریم‌های گسترده به آن پاسخ داد.

این واکنش بدون موافقت چین ممکن نبود. چین این آزمایش را اقدامی «آشکارا تحریک‌آمیز» خواند و از خلع سلاح هسته‌ای شبه‌جزیره حمایت کرد، اما حاضر نشد از تمام نفوذ اقتصادی خود استفاده کند.

اون جو چوی می‌گوید: «فروپاشی یا بی‌ثباتی جدی کره شمالی خطرات بزرگی برای پکن ایجاد می‌کند، از جمله موج پناهجویان، بلاتکلیفی هسته‌ای و احتمال گسترش نفوذ نظامی آمریکا یا کره جنوبی به سمت شمال. این نگرانی‌ها برای پکن از نارضایتی‌اش از برنامه هسته‌ای پیونگ‌یانگ مهم‌تر است.»

وقتی کیم جونگ اون در سال ۲۰۱۱ به قدرت رسید، توسعه موشک‌ها را سرعت بخشید تا نشان دهد کره شمالی زیر کنترل چین نیست.

او در همان آغاز کار، قانون اساسی را اصلاح کرد و کره شمالی را کشوری هسته‌ای خواند. سپس درست در دوره حساس انتقال قدرت در چین، مجموعه‌ای از آزمایش‌های هسته‌ای را به راه انداخت.

آقای لی می‌گوید: «کیم جونگ ایل، با وجود همه تندروی‌هایش، معمولا حدی از ملاحظه نسبت به برنامه دیپلماتیک چین را حفظ می‌کرد.»

«اما کیم جونگ اون، در مقابل، از زمان‌بندی به‌عنوان ابزاری برای فشار استفاده کرده است.»

پیش از آغاز به کار شی جین‌پینگ به‌عنوان رئیس‌جمهور در مارس ۲۰۱۳، کیم سومین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داد. او همچنین عموی اصلاح‌طلب خود، جانگ سونگ‌تائک، را که به‌عنوان فرستاده‌ چین خدمت می‌کرد، اعدام کرد.

در واکنش، شی از تشدید تحریم‌های سازمان ملل حمایت کرد. او همچنین در کنار همتای کره‌جنوبی خود ایستاد و تاکید کرد که جاه‌طلبی‌های هسته‌ای کره شمالی «تحت هیچ شرایطی» پذیرفتنی نخواهد بود.

روسیه، متحدی جدید

وقتی دشمن قسم‌خورده و نزدیک‌ترین متحد کره شمالی در یک جبهه قرار گرفتند، آقای کیم کوشید وابستگی خود به پکن را کاهش دهد. او دید که روسیه آماده همکاری است، هرچند بازسازی روابط زمان برد.

در آوریل ۲۰۱۴، کرملین ۹۰ درصد از بدهی ۱۱ میلیارد دلاری کره شمالی را بخشید و دو کشور چندین توافق تجاری امضا کردند.

حمله روسیه به اوکراین، کره شمالی را بیش از هر زمان دیگری به مسکو نزدیک کرد.

در حالی که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، به دنبال تسلیحات و نیروی انسانی بوده است، کیم به‌شدت به کمک، تجارت و فناوری نظامی نیاز دارد.

بر اساس ارزیابی‌های آمریکا، کیم بیش از یک میلیون گلوله توپ و راکت گراد را برای استفاده مسکو در اوکراین فروخته است. همچنین بر اساس تحقیقی از بی‌بی‌سی، بیش از ۲۳۰۰ سرباز کره شمالی هنگام جنگیدن برای روسیه در اوکراین کشته شده‌اند.

این رابطه رو به گسترش، با امضای پیمان دفاعی متقابل در ژوئن ۲۰۲۴ توجه چین را جلب کرد. کره شمالی همچنان تنها متحد نظامی رسمی چین است.

پاتریشیا ام کیم، از مدیران پروژه ارزیابی چین در اندیشکده بروکینگز، می‌گوید: «از زمانی که روسیه و کره شمالی در سال ۲۰۲۴ روابط خود را عمیق‌تر کردند، پکن به شکلی هماهنگ کوشیده است رابطه خود با پیونگ‌یانگ را تقویت کند. چین نمی‌خواهد مسکو جای این کشور را به‌عنوان شریک راهبردی اصلی کره شمالی بگیرد.»

این تلاش‌ها برای نزدیک‌تر شدن به پیونگ‌یانگ در سپتامبر به اوج رسید. شی در رژه روز پیروزی میزبان کیم و پوتین بود و تحلیلگران گفتند قرار گرفتن کیم در کنار رهبر چین در این مراسم، جایگاهی مهم و کم‌سابقه برای او بود.

این تحرکات آشکار تجاری و دیپلماتیک، شامل از سرگیری رفت‌وآمد قطارهای مسافربری و پروازهای مستقیم ایر چاینا نیز می‌شد و با سفرهای لی چیانگ، نخست‌وزیر چین، و وانگ یی، وزیر خارجه چین، به پیونگ‌یانگ همراه بود.

به گفته آقای لی، «تایید ضمنی دکترین هسته‌ای جدید کیم» از سوی چین در هفته‌های اخیر، نشانه تغییر رویکرد پکن در قبال همسایه کمونیست خود است.

او می‌گوید: «این تغییر موضع پس از نشست ۱۴ و ۱۵ مه ترامپ و شی به‌روشنی دیده شد. پکن به شکلی آشکار واژه خلع سلاح هسته‌ای را از گزارش‌های رسمی خود حذف کرد و کاملا از روایت واشنگتن فاصله گرفت.»

سفر شی نقطه اوج این تلاش‌ها برای جلب نظر پیونگ‌یانگ است.

برای کره شمالی، حفظ فاصله و مانور در روابط می‌تواند مزیت‌هایی داشته باشد، اما دلیلی برای قطع کردن منبع حیاتی خود ندارد.

پاتریشیا کیم می‌گوید: «از بسیاری جهات، کره شمالی بزرگ‌ترین برنده این مثلث راهبردی در حال تحول است. هم مسکو و هم پکن انگیزه‌های قوی دارند که پیونگ‌یانگ را در کنار خود نگه دارند.»

به گفته آقای لی، در واقع پکن درخواهد یافت که «پیونگ‌یانگ را از دست نداده، بلکه فقط انحصار خود را بر آن از دست داده است.»