از ساختار ثابت تا بازی سیال؛ آبی‌ها و قرمزهای منچستر چه تفاوتی دارند؟

مربیان منچستر سیتی و یونایتد
    • نویسنده, اومیر عرفان
    • شغل, کارشناس فوتبال
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

منچسترسیتی و منچستریونایتد اشتراکات فراوانی دارند اما یک چیز قاطعانه آن‌ها را در این فصل از یکدیگر جدا می‌کند.

این دو تیم که خانه‌هایشان تنها ۸ کیلومتر با یکدیگر فاصله دارد و تمایل مشترک برای بازگشت به صدر لیگ برتر آرزوی مشترکشان است، الگوهای بازی‌شان تقریبا ۱۸۰ درجه با یکدیگر متفاوت است.

بهترین تیم‌های دنیا اغلب به شیوه‌های مشابه‌ بازی می‌کنند؛ نمونه‌اش فینال فصل گذشته لیگ قهرمانان اروپا میان پاریس سن‌ژرمن و آرسنال که از آرایش‌های مشابهی استفاده کردند، به دنبال تسلط بر توپ بودند و چرخش بازیکنان به موقعیت‌های ثابت را تشویق می‌کردند.

اما با نگاهی به بازی‌های این فصل دو تیم شهر منچستر متوجه می‌شویم که انزو مارسکا، سرمربی سیتی، و مایکل کریک، همتای او در یونایتد، دو تاکتیک کاملا متفاوت دارند.

به بیان کوتاه، سیتی ساختاری سفت‌وسخت با جایگیری دقیق بازیکنان دارد، در حالی که یونایتد رویکردی سیال‌تر با اصول موقعیتی مشخص دارد که به بازیکنان آزادی عمل می‌دهد؛ در ادامه جزئیات کارکرد این روش را می‌بینیم.

ایجاد تعادل میان کنترل و آزادی

مارسکا تحت تاثیر پپ گواردیولا، مربی پیشین سیتی، به دنبال ساختن تیمی کنترل‌گر است که با حداکثر مالکیت توپ، ضریب ریسک و غیرقابل‌پیش‌بینی بودنِ جریان بازی را پایین بیاورد.

این مربی ایتالیایی بارها ماهیت حرکت‌محور شطرنج را با فوتبال مقایسه کرده است، بنابراین تعجبی ندارد که بازی موقعیتی، پایه و اساس تیم‌های اوست.

این ایده‌ها در فوتبال مدرن موفقیت خود را اثبات کرده‌اند اما یونایتد مایکل کریک بیش از بسیاری تیم‌ها از این رویکرد فاصله می‌گیرد.

گواردیا و مارسکا هر دو مربیان مدافع بازی موقعیتی هستند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، گواردیا و مارسکا هر دو مربیان مدافع بازی موقعیتی هستند

این به معنای نبود ایده‌های موقعیتی در یونایتد کریک نیست. همان‌طور که خواهیم گفت، این ایده‌ها وجود دارند، اما در مقایسه با مارسکا، بخش بسیار کوچک‌تری از بازی او را تشکیل می‌دهند.

این تعادل را می‌توان به‌خوبی در صحبت‌های کریک درباره نخستین دوره مربیگری او برای کوبی ماینو، هافبک ۲۱ ساله، دید: «واقعا آگاهانه تصمیم گرفتم دستورهای زیادی به او ندهم. چند نکته کوچک، چند مورد درباره جایگیری و این که به آنچه هست اعتماد کنم. او فوتبالیستی فوق‌العاده است.»

کریک به کوبی ماینو کمک کرده است تا با شیوه بازی‌اش فرم فوق‌العاده‌ای در یونایتد پیدا کند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، کریک به کوبی ماینو کمک کرده است تا با شیوه بازی‌اش فرم فوق‌العاده‌ای در یونایتد پیدا کند

یونایتد کریک چگونه از ایده‌های جایگیری استفاده می‌کند

یونایتد دو مدافع میانی خود را در موقعیت‌های ثابت نگه می‌دارد.

در خط میانی یونایتد، از هافبک نگهدارنده خواسته می‌شود در بازی‌سازی از عقب کمک کند؛ یا به‌عنوان بخشی از یک زوج هافبک میانی فشرده، در کنار هافبک دوم یونایتد، یا با عقب رفتن و تشکیل یک خط دفاعی سه‌نفره در کنار مدافعان میانی.

اگر خط دفاعی سه نفره تشکیل شود، هافبک دوم به تنهایی موقعیت خود را در مرکز خط میانی حفظ می‌کند.

از همان دوران پیش‌فصل، نشانه‌های بازی موقعیتی در فاز بازیسازی یونایتد کاملا مشخص بود. در این صحنه برابر پاری‌سن‌ژرمن، دو مدافع میانی، مدافعان کناری کمی متمایل به داخل و دو هافبک میانیِ نزدیک‌به‌هم، یونایتد را رو به جلو هدایت می‌کنند.
توضیح تصویر، از همان دوران پیش‌فصل، نشانه‌های بازی موقعیتی در فاز بازیسازی یونایتد کاملا مشخص بود. در این صحنه برابر پاری‌سن‌ژرمن، دو مدافع میانی، مدافعان کناری کمی متمایل به داخل و دو هافبک میانیِ نزدیک‌به‌هم، یونایتد را رو به جلو هدایت می‌کنند.

از بازی‌های پیش‌فصل به‌وضوح می‌شد نشانه‌های جایگیری در جریان بازی‌سازی از عقب یونایتد را دید. در این صحنه مقابل پاری‌سن‌ژرمن، دو مدافع میانی یونایتد، مدافعان کناری که اندکی بازتر قرار گرفته‌اند و زوج هافبک میانی فشرده تلاش می‌کنند تیم را به سمت نیمه زمین حریف پیش ببرند.

مدافعان کناری در آغاز بازی‌سازی از عقب، در موقعیت‌های طبیعی خود در سمت چپ و راست قرار می‌گیرند. هرچه تیم بالاتر می‌رود، ممکن است آنها به خط حمله اضافه شوند.

وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، جایگیری آنها بر اساس موقعیت هم‌تیمی‌شان در جناح انجام می‌شود؛ یکی در عرض قرار می‌گیرد و دیگری به مرکز نزدیک‌تر می‌شود.

در همین حال، هافبک شماره ۱۰ و مهاجم نوک تلاش کرده‌اند عقب‌تر بیایند و گاهی شکلی شبیه به یک زوج هجومی سیال ایجاد کنند.

در اینجا مدافعان کناری یونایتد با رنگ زرد و گوش‌های یونایتد با رنگ سفید مشخص شده‌اند. در سمت چپ، پاتریک دورگو با تشخیص موقعیتِ فشرده ماتئوس کونیا، گوش چپ، به عرض می‌رود. در سمت راست، نصیر مزراوی به نقطه مرکزی می‌رود چون برایان امبومو در موقعیت عرضی قرار دارد.
توضیح تصویر، در اینجا مدافعان کناری یونایتد با رنگ زرد و گوش‌های یونایتد با رنگ سفید مشخص شده‌اند. در سمت چپ، پاتریک دورگو با تشخیص موقعیتِ فشرده ماتئوس کونیا، گوش چپ، به عرض می‌رود. در سمت راست، نصیر مزراوی به نقطه مرکزی می‌رود چون برایان امبومو در موقعیت عرضی قرار دارد.

دلایل شکل‌گیری آرایش یونایتد

برای این جایگیری‌ها منطق مشخصی وجود دارد.

با دادن آزادی عمل به هافبک نگهدارنده برای عقب رفتن و تشکیل یک خط دفاعی سه‌نفره موقت، یونایتد این امکان را دارد که در برابر تیم‌هایی که با دو مهاجم پرس می‌کنند، برتری عددی ایجاد کند.

در برابر تیم‌های فشرده، مدافعان کناری یونایتد که در عرض قرار می‌گیرند، این امکان را به آنها می‌دهند که از اطراف حریف بازی کنند ولی بازیکنان کریک اغلب ترجیح می‌دهند از مرکز زمین عبور کنند؛ رویکردی که به نظر می‌رسد روی آن کار شده است.

موقعیت مدافعان کناری با کشاندن حریفان فشرده به سمت عرض زمین، به این روند کمک می‌کند. حریف که نگران تهدید مدافعان کناری یونایتد در فضاهای خالی است، ممکن است به سمت آنها حرکت کند و در نتیجه فضا برای هم‌تیمی‌ها باز شود تا توپ را به هافبک‌های مستقر در مرکز زمین برسانند.

جایگیری باز لوک شاو در سمت چپ، هافبک کناری ایپسویچ را به سمت خود می‌کشد و از کونیا دور می‌کند؛ در نتیجه کونیا پاس را زیر فشار کمتری دریافت می‌کند
توضیح تصویر، جایگیری باز لوک شاو در سمت چپ، هافبک کناری ایپسویچ را به سمت خود می‌کشد و از کونیا دور می‌کند؛ در نتیجه کونیا پاس را زیر فشار کمتری دریافت می‌کند

یونایتد حتی زمانی که مرکز زمین شلوغ است، با رساندن توپ به آنجا، حریف را به سمت توپ می‌کشاند. در نتیجه، بازیکنان کناری کریک فضای بیشتر و زمان بیشتری برای کار با توپ پیدا می‌کنند.

تجمع بازیکنان در مرکز زمین باعث می‌شود یونایتد بتواند هنگام از دست دادن توپ، اطراف آن را شلوغ کند و امیدوار باشد توپ را دوباره به دست بیاورد.

نگاه کریک و مارسکا به آزادی بازیکن

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

شکل‌ها و موقعیت‌های ذکر شده در بالا، چهارچوبی برای شروع کار در اختیار بازیکنان یونایتد می‌گذارد ولی به بازیکنانی که توانایی تاثیرگذاری روی بازی از نقاط مختلف زمین را دارند، اعتماد می‌شود که آزادانه‌تر حرکت کنند. این موضوع سطحی از غیرقابل‌پیش‌بینی بودن را به یونایتد می‌دهد که مزایا و معایب خود را دارد.

اگر فرناندز یا کونیا تشخیص دهند که بازی ایجاب می‌کند به نزدیکی توپ، دور از مرکز و نزدیک‌تر به خط طولی بروند، این کار را انجام می‌دهند.

مدافعان میانی سپس با تصمیمی دشوار درباره تعقیب کردن یا نکردن آن‌ها روبه‌رو می‌شوند.

گر کسی آنها را پوشش ندهد، یونایتد اغلب در اطراف توپ برتری عددی پیدا می‌کند و همین باعث می‌شود راحت‌تر از فشار حریف خارج شوند. اگر آنها یارگیری شوند، در مرکز خط دفاعی حریف فضایی ایجاد می‌شود که بازیکن دیگری می‌تواند از آن استفاده کند.

سپس بازیکنان یونایتد باید تصویری آشفته‌تر از جریان بازی را تفسیر کنند و در همان لحظه تصمیم بگیرند چه کاری انجام دهند، نه اینکه از یک نقشه از پیش تعیین‌شده پیروی کنند.

مارسکا آزادی را به شکل دیگری می‌بیند.

او سپتامبر ۲۰۲۵ (شهریور ۱۴۰۴) گفت: «اگر آزادی برای شما این باشد که بتوانید همه‌جا حرکت کنید، این آزادی نیست؛ هرج‌ومرج است. آزادی ما؟ می‌توانید در موقعیتی که توپ را دریافت می‌کنید، هر کاری که می‌خواهید انجام دهید.»

بازیکنان ترکیب اصلی منچسترسیتی هنگام در اختیار داشتن توپ، در آرایش ۳-۲-۵ یا ۳-۱-۳-۳، هر کدام مناطق مشخصی از زمین را اشغال می‌کنند.

این موضوع رویکرد سیتی را برای حریفان قابل‌پیش‌بینی‌تر می‌کند اما در عوض بازیکنان سیتی می‌دانند نقش هر بازیکن چیست، هر بازیکن احتمالا کجا قرار می‌گیرد و احتمالا چگونه حرکت خواهد کرد.

پس از پیروزی سیتی مقابل کاونتری، مارسکا گفت که ایلیمان اندیایه زمان بسیار کمی برای تمرین داشته و توضیح داد که به همین دلیل، گاهی «در جهت اشتباه و به موقعیت اشتباه» حرکت می‌کرده است؛ یعنی برخلاف شیوه‌ای که سیتی قصد دارد بازی کند.

مزیت این سبک ثابت‌تر این است که حتی اگر حریف بداند چه چیزی در انتظارش است، سرعت اجرای حرکت‌ها همچنان می‌تواند متوقف کردن آنها را دشوار کند.

همچنین برای گشودن خط دفاعی حریف، نیاز به تصمیم‌گیری بداهه کمتری وجود دارد، زیرا راه‌حل‌ها را مربی تعیین کرده و بازیکنان در طول فصل با تکرار آنها را تمرین کرده‌اند.

نمونه‌ای از آرایش موضعی ۳-۱-۳-۳ مارسکا: سه مدافع مرکزی، یک هافبک نگهدارنده، سه هافبک هجومی، دو گوش و یک مهاجم نوک، هر کدام به‌شکل دقیق در این مناطق قرار می‌گیرند. میان بازیکنان برخی جابه‌جایی‌ها انجام می‌شود ولی این جابه‌جایی‌ها در نهایت به شکل‌گیری همین آرایش منجر می‌شوند.
توضیح تصویر، نمونه‌ای از آرایش موضعی ۳-۱-۳-۳ مارسکا: سه مدافع مرکزی، یک هافبک نگهدارنده، سه هافبک هجومی، دو گوش و یک مهاجم نوک، هر کدام به‌شکل دقیق در این مناطق قرار می‌گیرند. میان بازیکنان برخی جابه‌جایی‌ها انجام می‌شود ولی این جابه‌جایی‌ها در نهایت به شکل‌گیری همین آرایش منجر می‌شوند.

چگونه کریک نظم را درون سیستم آزادتر خود وارد می‌کند

برای این که این رویکرد آزادتر جهت مشخصی داشته باشد، به نظر می‌رسد یونایتد مجموعه‌ای از اصول و مفاهیم تاکتیکی مشترک را ایجاد کرده است.

این اصول شامل تجمع اطراف توپ و کشاندن فشار حریف به سمت توپ است و پس از آن، تیم می‌کوشد به‌سرعت بازیکنان آزاد را پیدا کند.

برخلاف راه‌حل‌های مشخص‌تر مارسکا که تعیین می‌کنند برخی حرکت‌ها کجا و چه زمانی باید انجام شوند، در یونایتد اغلب خود بازیکنان تصمیم می‌گیرند آموخته‌هایشان را چه زمانی و کجا به کار بگیرند.

تماشای نحوه پاس‌کاری یونایتد این نکته را به‌خوبی نشان می‌دهد.

یونایتد کریک تلاش می‌کند با استفاده از مثلث‌هایی که توپ را میان خود پاس می‌دهند، از فشار حریف خارج شود. زمانی که یک بازیکن در آستانه دریافت توپ است، اغلب یکی از هم‌تیمی‌ها حرکت می‌کند تا گزینه بعدی برای پاس دادن باشد.

آنها این کار را در مناطق ثابت انجام نمی‌دهند، بلکه زمانی که احساس کنند لحظه مناسب فرا رسیده است، این مثلث‌ها را ایجاد می‌کنند.

این زبان تاکتیکی مشترک به آنها در عین غیرقابل‌پیش‌بینی بودن موجب هماهنگی تیم مدافع می‌شود.

مزایا و معایب هر دو رویکرد

در فوتبال هیچ شیوه‌ای ذاتا درست یا غلط نیست ولی همان‌طور که این مطلب تلاش کرده نشان دهد، هر رویکردی نقاط قوت و ضعف خود را دارد.

رویکرد آزادتر یونایتد مورد تحسین برونو فرناندز، بازیکن خلاق و متفاوت این تیم، قرار گرفته است. پس از حضور کریک در فصل گذشته، عملکرد فرناندز بهتر شد و او در ادامه به‌عنوان بهترین بازیکن فصل لیگ برتر انتخاب شد.

برونو فرناندز که بازی‌ها را به‌عنوان هافبک شماره ۱۰ آغاز می‌کند، در سیستم مایکل کریک در سراسر زمین آزادانه جابه‌جا می‌شود.

در مقابل، درباره استفاده سیتی از رایان شرکی، بازیکن خلاق این تیم، پرسش‌هایی مطرح شده است.

گواردیولا در موارد متعدد در فصل گذشته روشن کرد که به نظر او این بازیکن فرانسوی با ماندن در فضای بین خطوط و نزدیک ماندن به ارلینگ هالند، موثرتر خواهد بود: «او توانایی و کیفیت لازم در یک‌سوم پایانی زمین را دارد. به همین دلیل است که گاهی وقتی آنها برای دریافت توپ به دروازه‌بان نزدیک می‌شوند، می‌گویم نه؛ تو را در یک‌سوم پایانی زمین می‌خواهم.»

مارسکا نیز همین دیدگاه را، شاید با تاکید کمتری، مطرح کرده و گفته است: «همیشه یک نقشه بازی وجود دارد. وقتی در نیمه زمین خودمان هستیم، رایان کمی عقب می‌آید تا ریتم بازی را مدیریت کند، اما وقتی توپ در نیمه زمین مقابل است، به رایان نیاز داریم در موقعیتی باشد که بتواند خطرساز شود.»

ممکن است برخی استدلال کنند که یونایتد توانسته از فرناندز به‌شکل فردی بیشترین بهره را ببرد، در حالی که سیتی هنوز نتوانسته همین کار را با شرکی انجام دهد؛ اما در سوی دیگر بحث می‌توان گفت سیتی در این بخش ابتدایی فصل، در مجموع تیم بهتری نسبت به یونایتد به نظر می‌رسد.

ایجاد سبک بازی آزادتر به هماهنگی و درک متقابل میان بازیکنان نیاز دارد و شکل‌گیری آن زمان می‌برد، در حالی که نقش‌های ثابت و الگوهای بازی را می‌توان زودتر پیاده کرد و فارغ از اینکه چه بازیکنانی در ترکیب اصلی قرار می‌گیرند، ثبات بیشتری به تیم داد.

هنوز مشخص نیست قمار کریک نتیجه خواهد داد یا نه، اما در دنیایی که مربیان با موفقیت راه‌حل‌های مشخصی را برای بازیکنان تعیین می‌کنند، بازگرداندن بخشی از اختیار به خود بازیکنان جایگزینی خوشایند است؛ دست‌کم برای هوادار بی‌طرف.