افزایش حملات ایران و آمریکا؛ آیا محاسبات دو طرف تغییر کرده است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سعید جعفری، روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
یک روز حمله، یک روز آرامش؛ چرخهای که در ماههای پس از تفاهم اسلامآباد، بارها در تنش میان ایران و آمریکا تکرار شده است.
ارتش آمریکا در هفتههای اخیر چندین نفتکش ایرانی را هدف قرار داد، حملاتی که سنتکام میگوید در پاسخ به شلیک موشکهای سپاه به سوی ناوهای آمریکایی انجام شده است. سپاه نیز از حملات متقابل به شناورهای آمریکایی و پایگاه نیروهای این کشور در اردن خبر داد. با افزایش تنش، قیمت نفت بار دیگر از صد دلار در هر بشکه گذشت. اقدامات نظامی حوثیها و ورود آنها به معادلات منطقه هم شرایط را پیچیدهتر کرده است.
در همین حال، تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از جمله درباره اشغال جزیره خارک، نگرانی از گسترش درگیری را بیشتر کرده است. چرا واشنگتن در آستانه انتخابات میاندورهای، در کنار محاصرهای که اقتصاد ایران را زیر فشار گذاشته، حملات نظامی را هم تشدید میکند و این اقدامات چه تغییری در محاسبات دو طرف ایجاد کرده است؟
حملات به نفتکشها و ادامه محاصره
سنتکام در توضیح حملات به نفتکشها، آنها را بخشی از شبکه تامین مالی سپاه و گروههای متحدش معرفی کرده است. برد کوپر، فرمانده سنتکام، پس از دور نخست گفته بود آمریکا در برابر شلیک به دو کشتی خود، با از کار انداختن سه کشتی ایرانی هزینه اقتصادی بالاتری تحمیل میکند. سه روز بعد، پنج نفتکش دیگر هدف قرار گرفتند.
حملاتی که این پرسش را در میان تحلیلگران تقویت کرد که آیا آمریکا در پی نوعی تغییر سیاست در قبال ایران است؟ حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد ایران در گروه بینالمللی بحران، در گفتوگو با بیبیسی میگوید: «من فکر نمیکنم که تغییر سیاست در کار باشد. اتفاقا طرفی که سیاستش را تغییر داده ایران است.» او معتقد است که آمریکا در مرحله کنونی میخواهد محاصره دریایی را حفظ کند و ایران با رویکردی تهاجمیتر برای تغییر این وضعیت تلاش میکند.
ناوهایی که ایران برای هدف گرفتنشان تلاش کرده، در اجرای همین محاصره نقش دارند. آقای عزیزی توضیح میدهد که آمریکا با افزایش هزینه حمله به این نیروها، میخواهد در مرحله تصمیمگیری بازدارندگی ایجاد کند و مقامهای ایرانی را از صدور دستور حمله بعدی منصرف سازد. در این محاسبه، مهار حملات ایران امکان ادامه فشار اقتصادی را فراهم میکند، فشاری که واشنگتن امیدوار است تهران را به پذیرش خواستههایش وادارد.
هنگام آغاز محاصره نیز ناظران استدلال کرده بودند که فشار نظامی بر اقتصاد ایران راهی برای واداشتن حکومت به تسلیم خواهد بود. با این حال هنوز این رویکرد نتوانسته آمریکا را به اهداف خود برساند.
برند کاسلر، استاد علوم سیاسی دانشگاه جیمز مدیسون، نیز هدف احتمالی این حملات را ضعیف نگهداشتن ایران و شاید بازگرداندن آن به مذاکرات میداند. او در عین حال درباره کارآمدی این سیاست تردید دارد و در گفتوگو با بیبیسی میگوید: «من راهبرد روشنی در عملکرد دولت آمریکا نمیبینم و این سیاست را هم چندان موثر نمیدانم. ادامه حملات متقابل، دستکم تا اینجا، نشان میدهد هزینه تحمیلشده هنوز برای منصرفکردن تهران از تکرار حملات کافی نبوده است.»
وضعیتی که باعث میشود همچنان هر دو طرف به قمار خود برای ضربه زدن به یک طرف ادامه دهند با این امید که دشمن زودتر از خواستههای خود عقب نشینی کند.
محاسبات ایران در آستانه انتخابات آمریکا
در هفتههای اخیر و در پی ادامه فشار اقتصادی و محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، مقامهای نظامی در جمهوری اسلامی بارها بر لزوم تجدید نظر در سیاست خود در این مناقشه تاکید و از امکان پیگیری سیاستی تهاجمی سخن گفته بودند.
بخشی از محاسبه مقامهای ایرانی بر این امید استوار است که افزایش قیمت نفت، با گرانترکردن انرژی در آمریکا، فشار داخلی بر دولت ترامپ را بیشتر کند. حملات تازه حوثیها به عربستان و تهدید بابالمندب نیز میتواند نگرانی درباره عرضه انرژی را افزایش دهد و از این جهت به راهبرد تهران کمک کند.
هرچند ناظران هم عقیده نیستند که این فشار بتواند به اندازهای قوی باشد که دونالد ترامپ را به سمت تجدید نظر یا بازنگری در راهبرد خود در قبال ایران سوق دهد اما دستکم مقامهای ایرانی امیدوارند اجرایی کردن این سیاستهای تهاجمی بتواند در نهایت ترامپ را به این جمعبندی برساند.

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
حمیدرضا عزیزی تغییر در سیاستهای ایران را برآمده از همین وضعیت میداند و میگوید: «توجه به سخنان فرماندهان نظامی ایران در هفتههای اخیر نشان میدهد که آنها از رویکرد تهاجمیتر صحبت کرده بودند و حالا این رویکرد در حال اجرایی شدن است. واقعیت این است که فشار اقتصادی همراه با محاصره دریایی، ریسکپذیری ایران را بالا برده و افزایش قیمت نفت که به ویژه در نتیجه اقدامات حوثیها ارزیابی میشود، مقامهای ایرانی را به ادامه این مسیر تشویق میکند و اعتماد به نفس آنها را افزایش داده است.»
حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران در تازهترین اظهارات خود از شروط تازه ایران برای پایان جنگ صحبت کرده است. این مقام ارشد در سپاه، ۶ شرط ایران برای پایان جنگ را اینگونه بر شمرده است: توقف کامل جنگ، پایان دادن به تهدیدها، عقبنشینی اسرائيل از لبنان، پایان محاصره یمن، آزاد شدن ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران و در نهایت، پایان آنچه آقای محبی «مداخله آمریکا در توان موشکی و هستهای ایران» نامیده است.
سیاستهایی که به نظر میرسد با هدف تحمیل هزینههای سنگین از سوی ایران و متحدانش به آمریکا در فرصت کم باقیمانده تا انتخابات میاندورهای آمریکا صورت میگیرد. اقداماتی که طرف ایرانی امیدوار است یا به تضعیف حزب جموریخواه بینجامد و یا آقای ترامپ را متقاعد کند که در خواستههایش تجدید نظر و با توافق مد نظر تهران موافقت کند.
انتخابات در محاسبات واشنگتن
دونالد ترامپ هم در اظهارات نهم سپتامبر خود، زمان پایان جنگ را به انتخابات پیوند زد و پیشبینی کرد که درگیری بلافاصله پس از رایگیری تمام میشود. او مدعی شد ایران برای تاثیرگذاری بر انتخابات مقاومت میکند، اما دیگر توان تحمل فشار اقتصادی را نخواهد داشت. از این گفته میتوان برداشت کرد که آقای ترامپ همچنان امیدوار است با حفظ فشار، از این دوره عبور کند و تهران را به عقبنشینی وادارد، حتی اگر حملات متقابل تا زمان انتخابات ادامه پیدا کند.
تد کروز، سناتور جمهوریخواه، در مصاحبه اخیر خود با سیانان از تعبیر «درگیری نظامی» استفاده کرده است، عبارتی که برند کاسلر آن را در چارچوب تلاش جمهوریخواهان برای کم رنگ کردن جنگ در آستانه انتخابات تفسیر میکند و میگوید: «وقتی حملات ادامه دارد، طبیعتا کسی نمیتواند باور کند که جنگ به پایان رسیده است.»
به اعتقاد او، در شرایطی که دموکراتها بر هزینه جنگ و گرانی بنزین تاکید میکنند، رایدهندهای که این هزینه را هنگام سوختگیری احساس میکند، بهسادگی درگیری را اتفاقی دور از زندگی خود نخواهد دید.
ایران در حالی به تاثیر گرانی انرژی بر انتخابات امید بسته که میزان تاثیر این فشار بر تصمیم آقای ترامپ روشن نیست. اگر این محاسبه تا موعد رایگیری نتیجه ندهد، تهران ممکن است با اقتصادی ضعیفتر و فرصت کمتری برای استفاده از نگرانی انتخاباتی جمهوریخواهان روبهرو شود. ضمن اینکه در آن صورت، آقای ترامپ با محدودیت کمتری برای مقابله با ایران و اتخاذ رویکرد تهاجمیتر رو به رو خواهد بود.
چشمانداز یک درگیری فرسایشی
در روزهایی که سپاه شروط تازهای برای پایان جنگ مطرح میکند، ترامپ نیز همچنان از تاثیر فشار اقتصادی بر عقبنشینی ایران سخن میگوید و هنوز از مواضع اعلامشده دو طرف، نشانه روشنی از نزدیکشدن شرایط آنها برای توافق دیده نمیشود. برند کاسلر، معتقد است با وجود اظهاراتی که بعضا طرفین درباره توافق به زبان میآورند همچنان تمایل جدی به دیپلماسی در تهران و واشنگتن دیده نمیشود.
این استاد دانشگاه جیمز مدیسون در ادامه میگوید: «به نظرم یک باور خطرناک در هر دو طرف وجود دارد که اگر به هر حملهای پاسخ ندهند یا دست به اقدام تلافیجویانه نزنند، این بهعنوان نشانه ضعف دیده خواهد شد. بنابراین به نظرم نه طرف ایرانی و نه طرف آمریکایی تمایل جدی برای حرکت به سمت دیپلماسی ندارند هرچند ممکن است اظهاراتی در این خصوص شنیده شود اما من آنها را خیلی جدی تفسیر نمیکنم.»
وضعیتی که برند کاسلر آن را «سیاست لبه پرتگاه و قدرتنمایی بسیار ناشیانه» مینامند که به صحنه قدرتنمایی متقابلی میان آمریکا و ایران تبدیل شده است. رویکردهایی که احتمال اینکه این درگیری همچنان بدون راهحل و بدون چشمانداز خروج ادامه یابد را تقویت میکند.
برند کاسلر احتمال میدهد ایران بخواهد آمریکا را در درگیریای طولانی و فرسایشی گرفتار کند، وضعیتی شبیه «جنگ بیپایان» که تجربه افغانستان و عراق، آن را برای سیاستمداران آمریکایی نگرانکننده کرده است. او در عین حال تاکید میکند که هزینه چنین مسیری برای غیرنظامیان و اقتصاد ایران، که پیش از جنگ هم با مشکلات جدی روبهرو بود، بسیار سنگین است.

منبع تصویر، Getty Images
با این حال هشداری که ناظران از آغاز این درگیریها بعد از کنار گذاشتن یادداشت تفاهم اسلامآباد بارها مطرح کردهاند همچنان معتبر به نظر میرسد. هر چند به نظر میرسد نه جمهوری اسلامی و نه ایالات متحده در مرحله فعلی تمایلی برای حرکت به سمت درگیری تمام عیار ندارند اما استمرار این تبادل آتشها احتمال سوء محاسبه و یا خارج شدن درگیری از کنترل را بسیار افزایش میدهد.
بر اساس گزارشهایی که از سوی مقامهای آمریکایی و سنتکام منتشر شده است، ناوهای آمریکایی همچنان از حملات موشکهای ایران در امان ماندهاند اما تضمینی وجود ندارد که این وضعیت به همین شکل ادامه یابد.
حمیدرضا عزیزی میگوید: «آمریکا باید هر بار مانع اصابت شود، در حالی که یک حمله موفق ایران به ناو آمریکایی میتواند محاسبات را بهشدت تغییر دهد. اگر چنین حملهای به کشتهشدن نیروهای آمریکایی بینجامد، دونالد ترامپ ممکن است در داخل کشور با مطالبه پاسخ شدیدتر روبهرو شود. در آن صورت، تهران که با افزایش هزینهها به دنبال تغییر شرایط توافق است، ممکن است خود را در برابر حملاتی گستردهتر ببیند و راه بازگشت به مذاکره، در میان درخواستهای تازه برای پاسخدادن و جبران خسارت، دشوارتر شود.»
در نتیجه به نظر میرسد هرچند شدت حملات گستردهتر شده و نفتکشها و ناوها هم به فهرست اهداف اضافه شدهاند اما منطق طرفین تغییر چندانی نکرده است. هر دو طرف میکوشند با ضربه زدن به طرف مقابل، دشمن خود را به تجدید نظر در راهبردها و استراتژیهایش وا دارد، تلاشی که تاکنون بینتیجه مانده و دستکم فعلا هم هیچ نشانهای وجود ندارد که بتواند گرهای از این معادله پیچیده باز کند.

































