چهار دقیقه هشدار دیگر کافی نیست؛ ساکنان کییف دیگر در خانههایشان احساس امنیت نمیکنند

منبع تصویر، BBC News Ukraine
- نویسنده, دیانا کوریشکو و ویکتوریا کالمبت
- شغل, بخش اوکراینی بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
داریا در بخش زیادی از تهاجم همه جانبه روسیه به اوکراین، ترس چندانی از گلوله بارانها نداشت. این زن ۲۷ ساله حتی در شبهای بمباران سنگین هم میتوانست در آپارتمانش در کییف بخوابد. او هم مانند بسیار دیگری از اوکراینیها به «قانون دو دیوار» تکیه میکرد؛ پناه گرفتن در جایی که دو دیوار میان انسان و فضای بیرونی فاصله بیندازد.
امسال اما شرایط تغییر کرده است. روسیه در ماههای اخیر بر شدت و تعداد حملاتش به پایتخت اوکراین افزوده است. به گفته مقامهای محلی، تنها در ۱۰ روز نخست ژوئیه، شلیک دهها موشک بالستیک در سه حمله بزرگ، جان نزدیک به ۶۰ غیرنظامی را گرفت.
به گفته مقامهای محلی، این حملات در طول ماه اوت ادامه یافت و در یک سپتامبر نیز حمله گسترده دیگری به کییف و مناطق اطرافش دستکم ۱۲ کشته بر جای گذاشت. داریا در جریان یکی از حملات شبانه در ماه مه متوجه شد که دیگر در خانهاش احساس امنیت نمیکند.
او و دوست پسرش در راهروی آپارتمانشان در طبقه نهم نشسته بودند و مسابقه بوکس تماشا میکردند که انفجارها در اطرافشان آغاز شد و موج انفجارها پنجرهها را پی در پی باز و بسته میکرد.
داریا میگوید: «وقتی مسابقه تمام شد، دیگر چیزی نبود که حواسم را پرت کند. همان موقع فهمیدم که واقعا ترسیدهام.»
او ابتدا فکر میکرد با شروع حملات میتواند به پناهگاهی در همان نزدیکی برود اما در ژوئن، وقتی مادری جوان هنگام دویدن به سوی پناهگاهی در کییف کشته شد، تصمیم گرفت کلا شهر را ترک کند.
او به خانه روستایی خانوادهاش در رومانکیو در ۳۰ کیلومتری کییف بازگشت و حالا هر روز در مجموع چهار ساعت در مسیر رفتوبرگشت به کییف است، شهری که در بخش دفاعی آن کار میکند.

منبع تصویر، Ukraine State Emergency Service
تجربه داریا منحصر به او نیست. ساکنان کییف که میگویند به حملات موشکی و پهپادی روسیه عادت کرده بودند، به بیبیسی گفتند که شدت گرفتن دوباره حملات، آنها را واداشته است تا در شیوه زندگیشان تجدیدنظر کنند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
پیش از این، شبکه پدافند هوایی و اطلاعات نظامی اوکراین تا حدی پیشبینی اوضاع را برای ساکنان ممکن میساخت. حملات گسترده اغلب از قبل شناسایی میشد و به مردم فرصت میداد شب را در پناهگاه بگذرانند، شهر را ترک کنند یا تدابیر دیگری بیندیشند.
اما روسیه از تابستان تاکنون تاکتیکهایش را تغییر داده است. این کشور حالا کمتر به هواپیماهایی متکی است که تحرکاتشان از قبل شناسایی میشود و بیشتر از موشکهای بالستیک استفاده میکند. این موشکها با سرعتی سرسامآور حرکت میکنند و فرصت بسیار کمی برای هشدار باقی میگذارند.
آژیر خطر گاهی تنها لحظاتی پیش از برخورد یا حتی همزمان با نخستین انفجارها به صدا درمیآید.
داریا میتواند نزدیکترین پناهگاه را از پنجره آپارتمان اجارهایش ببیند. با این حال، رسیدن به آن حدود ۱۰ دقیقه طول میکشد و او میگوید هنگام حمله موشکهای بالستیک، شاید فقط چهار دقیقه یا کمتر فرصت داشته باشد.
او پس از تعطیلات تابستانی در خارج از کشور و دیدن مردمی که زندگی «عادی» داشتند، در ژوئن تصمیم گرفت کییف را ترک کند و از آن زمان تا کنون فقط یک شب را در این شهر گذرانده است.

با این حال، رفتن برای بسیاری از مردم یک گزینه نیست. اولگا ولاسووا ۶۲ ساله همراه با مادر ۹۸ سالهاش، نادیا تسیبینا، در طبقه هفتم یک مجتمع آپارتمانی زندگی میکند. نادیا به رغم سن و سالش، هنوز تحولات جهان را با جدیت دنبال میکند.
او از روی تختش رویدادهای اوکراین و جهان را دنبال میکند و درباره همه چیز، از سیاستهای دونالد ترامپ گرفته تا اعتراضات ضد فساد در کییف و پروندههای اپستین بحث میکند. او همچنین یاد گرفته است که تنها با گوش دادن، تشخیص دهد که آیا موشک یا پهپاد روسی رهگیری شده یا به هدف خورده است.
نادیا میگوید که تابستان امسال صدای رهگیریهای کمتری را شنیده است: «وقتی چیزی برای سرنگون کردنشان نیست، دردناک است. میشنوم که با هرچه دارند شلیک میکنند، با تفنگ، با تیربار.»

منبع تصویر، BBC News Ukraine
با توجه به اینکه نادیا بستری است، او و اولگا هرچقدر هم که حمله شدید باشد، نمیتوانند به پناهگاه بروند. در عوض، به محض به صدا درآمدن آژیر خطر، اولگا، مادرش را با پتو میپوشاند، تشکی را جلوی پنجره میگذارد و سپس در کمد دیواری پنهان میشود تا دو دیوار میان او و فضای بیرونی قرار گیرد.
نادیا نیز بالشی روی سرش میگذارد تا صورتش را از ترکشهای شیشه حفظ کند. اولگا وقتی وارد کمد میشود، اغلب تمام شب را بیدار میماند و اخبار را دنبال میکند.
نادیا میگوید: «میآیند و بمبارانمان میکنند. هنوز فرصت نکردهای بخوابی که آژیر دیگری به صدا درمیآید. دوباره میآیند و باز آنها را سرنگون میکنند. این وضع تمام شب ادامه دارد. مردم نمیخوابند و بعد مثل زامبیها راه میروند.»

منبع تصویر، BBC News Ukraine
موج مداوم حملات روسیه به کییف سبب شد که آژیرهای خطر روز و شب زندگی شهر را مختل کنند.
پنجشنبه گذشته، همزمان با بازگشایی مدارس پس از تعطیلات تابستانی، دهها آژیر خطر به صدا درآمد و به دنبال آن انفجارها و آتشسوزیهایی رخ داد.
به گفته ویتالی کلیچکو، شهردار کییف، در حملات ۳۱ اوت دو کودک زخمی شدند. در نتیجه، بسیاری از کودکان در خانه ماندند و گروهی دیگر ساعتها را در زیرزمین مدارس و مهدکودکها گذراندند.
به صدا درآمدن آژیرها، کسب و کارها و حمل و نقل را نیز مختل میکند. مراکز خرید تعطیل میشوند و ایستگاههای روی زمین مترو فعالیت خود را متوقف میکنند، امری که اغلب ارتباطات حمل و نقل عمومی میان کرانههای چپ و راست رودخانه دنیپرو در کییف را ساعتها قطع میکند.
قوانین جدیدی برای کارکرد مترو در زمان آژیر خطر در حال اجراست تا اوضاع بهبود یابد. این وضعیت برای اولگا به معنای کمتر دیدن نوه هشت سالهاش است که در آن سوی شهر زندگی میکند.
او میداند اگر نوهاش به دیدنش بیاید، ممکن است برای بازگشت به خانه دچار مشکل شود. وقتی مترو از کار میافتد، تاکسیهای گرانقیمت تنها گزینه اولگا هستند. او میگوید عبور از رودخانه میتواند تا ۱۰۰۰ هریونا (۲۲ دلار) هزینه داشته باشد که کمی کمتر از یکهشتم حداقل دستمزد ماهانه در اوکراین است.
این تجربه او را از آنچه تردید برخی شرکای خارجی اوکراین در تحویل موشکهای پدافند هوایی اضافی میداند، عصبانی و کلافه کرده است.
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، بارها از متحدانش خواسته است که سامانه پدافند هوایی و موشکهای رهگیر بیشتری در اختیار این کشور بگذارند.
اولگا میگوید: «آنها [متحدان اوکراین] معطل میکنند و با خود میگویند: «اگر خودمان مورد حمله قرار گرفتیم چه؟» این مثل آن است که از دادن دارو به بیمار مبتلا به سرطان خودداری کنی و بگویی: «اگر من هم روزی بیمار شدم چه؟» خب، شاید نشدی! دارو را قبل از اینکه تاریخ مصرفش بگذرد بده.»

منبع تصویر، Reuters

منبع تصویر، Global Images Ukraine via Getty Images
ناتالیا بوشکوفسکا، مادر دو فرزند، در بخش دیگری از شهر هر شب سه طرح مختلف را تمرین میکند. طرح نخست، پهن کردن رختخواب در راهرو و پشت دو دیوار داخلی است، طرح دوم، انتقال خانواده به راهروی مشترک ساختمان است و طرح سوم، رفتن به زیرزمین.
ناتالیا ۳۷ ساله میگوید که حتی در زیرزمین هم احساس امنیت کامل نمیکند: «یک کولهپشتی با وسایل ضروری آماده نگه میدارم. در آن شریانبند برای جلوگیری از خونریزی شدید گذاشتهام. یک سوت هم گذاشتهام که اگر بدترین سناریو رخ دهد، امدادگران بتوانند ما را از زیر آوار پیدا کنند.»
دختر نه ساله او نیز کیف اضطراری خودش را دارد که شامل اسباببازی، برق لب و شریانبند است. او هم مانند برادر ۱۲ سالهاش در دورههای کمکهای اولیه، روش استفاده از شریانبند را یاد گرفته است.
ناتالیا میگوید حملات مداوم رمقی برایشان نگذاشته است. در حالی که پسرش اغلب در طول حملات میخوابد، او و دخترش تقریبا هر بار بیدار میشوند: «به خاطر حملات، خواب کافی ندارم. حالا در پنجمین سال جنگ، تجدید قوا بعد از چنین شبهایی برایم روزبهروز دشوارتر میشود.»
او میگوید که شدت گرفتن حملات، آسیب روانی سنگینی بر سراسر شهر وارد میکند: «مردم فرسودهاند و فرصت کافی برای تجدید قوا ندارند.»

منبع تصویر، Natalia Bushkovska



































