موشک و «تمام خطوط قرمز رهبری»؛ آیا مذاکره برای جمهوری اسلامی ایران «خسارت محض» است؟

    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

«ما امتیازات را نه با گفت‌وگو، بلکه با موشک‌ها می‌گیریم، در مذاکره فقط آن‌ها را تفهیم می‌کنیم.» این جمله تهدیدآمیز از آخرین نوشته‌های محمدباقر قالیباف، مذاکره کننده ارشد جمهوری اسلامی ایران در شبکه ایکس است.

این روزها به نظر می‌رسد در اظهارات مقام‌های جمهوری اسلامی، زبان جنگ و تهدید بیش از دیپلماسی و «مذاکره» برجسته شده است. بررسی سخنان مقام‌های سیاسی و نظامی نشان می‌دهد که آنها به طور فزاینده‌ای بر گزینه‌های نظامی و تقابلی تاکید می‌کنند. محسن رضایی، از فرماندهان پیشین سپاه و مشاور نظامی فرمانده کل قوا نیز بارها از احتمال اقدام پیش‌دستانه جمهوری اسلامی ایران سخن گفته و همزمان با نوشته محمدباقر قالیباف، نوشت: «محاصره دریایی را یا با مذاکره یا با اقدام مستقیم، می‌شکنیم»

«مذاکره» حالا در کنار جنگ و آتش‌بس، به یکی از پرتکرارترین واژه‌های این روزها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است. این واژه آن‌قدر تکرار شده که برای بخشی از افکار عمومی، تداعی‌کننده دورهای متعدد گفت‌وگو میان ایران و غرب است که منتقدان آنها را فرسایشی و کم‌ثمر توصیف کرده‌اند.

در آن سال‌ها که سعید جلیلی مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود، مقام‌های ایرانی بارها از پیشرفت مذاکرات سخن می‌گفتند، اما آن روند گاه متوقف می‌شد و گاه به بن‌بست می‌رسید. اکنون، پس از بیش از دو دهه مذاکره و در پی دو درگیری نظامی در یک سال اخیر، بحث جنگ و مذاکره بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته است. به‌طوری که در یک روز، گمانه‌زنی‌ها درباره توافق و ازسرگیری مذاکرات مطرح می‌شود و ساعاتی بعد، مقام‌های طرف‌های درگیر از احتمال نقض آتش‌بس، آمادگی نظامی و امکان ازسرگیری درگیری‌ها سخن می‌گویند.

بازارها نیز به نظر می‌رسد نسبت به برخی خبرهای تکراری مربوط به مذاکرات حساسیت کمتری پیدا کرده‌اند. هرچند اظهارات مقام‌های ارشد، از جمله دونالد ترامپ، همچنان می‌تواند بر بازار نفت، ارز و طلا تأثیر بگذارد، اما به مرور تاثیر خبرهایی مانند «نزدیک شدن توافق»، «اختلاف بر سر جزئیات»، «پیشرفت مذاکرات»، «جمع‌بندی نهایی» یا «احتمال شکست گفت‌وگوها» بر بازارها کمتر از قبل شده است. البته تحولات غیرمنتظره یا اظهارات مهم مقام‌های ارشد همچنان می‌توانند باعث نوسان‌های قابل توجه شوند.

از زمان برقراری آتش‌بس دو هفته‌ای در ۱۹ فروردین تاکنون، مذاکرات بارها دچار فراز و فرود شده است. اما شاید مهم‌تر از خود مذاکرات، شکاف روایت‌ها و اختلاف دیدگاه‌ها درباره آن باشد: اینکه چه کسی تصمیم نهایی را می‌گیرد، هدف واقعی گفت‌وگوها چیست و جمهوری اسلامی تا چه اندازه حاضر به مصالحه یا انعطاف در مواضع خود خواهد بود.

مذاکره و «خسارت محض»

آنچه در هفته‌های اخیر در رسانه‌های ایران و شبکه‌های اجتماعی جریان داشته، از نگاه برخی ناظران نمونه‌ای از «جنگ روایت‌ها» بوده است. در این مدت، رسانه‌های نزدیک به حکومت و برخی مقام‌های جمهوری اسلامی بر این روایت تأکید کرده‌اند که تهران نه در موضع مصالحه، بلکه در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند شروط خود را در مذاکرات مطرح کند.

ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، ۸ خرداد در شبکه ایکس نوشت: «ترامپ باید بداند که ایران به عنوان پیروز و فاتح میدان، شرایط (مذاکره) را تعیین می‌کند. نقد مقابل نقد، نسیه مقابل نسیه، هیچ مقابل هیچ.»

بخش مهم دیگری از روایت‌ها درباره مذاکره، به رعایت «شروط رهبری» و خطوط قرمز تعیین شده از طرف مجتبی خامنه‌ای برمی‌گردد. از این رو، بخش قابل توجهی از واکنش‌ها در رسانه‌های نزدیک به طیف اصولگرای تندرو بر این موضوع تأکید دارد که هرگونه انعطاف یا امتیازدهی احتمالی در مذاکرات ممکن است با انتقادهایی تحت عناوینی چون «خسارت محض» یا «عبور از خطوط قرمز» روبه‌رو شود.

محمود نبویان، نماینده اصولگرای مجلس و نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی، یکی از صریح‌ترین چهره‌ها در این زمینه بوده است. در حالی که محتوای مذاکرات به‌طور رسمی منتشر نشده، او پنجم خرداد در واکنش به برخی گزارش‌ها درباره روند مذاکرات نوشت: «این توافق خسارت محض است» و توافق احتمالی را به دلیل «ابهام در لغو تحریم‌ها»، «عدم تعیین غرامت»، «مشروط شدن استفاده صلح‌آمیز هسته‌ای» و «عبور از شروط رهبری»، مغایر با منافع ملی ایران دانست.

این حساسیت‌ها پس از آن تشدید شد که برخی رسانه‌ها فهرستی از شروط منسوب به مجتبی خامنه‌ای را منتشر کردند. بر اساس این گزارش‌ها، او خطوط کلی مورد نظر حاکمیت برای هرگونه توافق با آمریکا را ترسیم کرده و مذاکرات باید در چارچوب این خطوط پیش برود. شروط عنوان شده «پذیرش غنی‌سازی» و «رفع کامل تحریم‌های اولیه و ثانویه»، «خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه»، «پرداخت خسارت به ایران» و «توقف جنگ در همه جبهه‌ها از جمله علیه حزب‌الله لبنان» را شامل می‌شود.

پس از سفر و مذاکرات هیات ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف در اسلام‌آباد در ۲۱ فروردین، برخی از نمایندگان مجلس و رسانه‌های نزدیک به جبهه پایداری مدعی شدند که برخلاف «خطوط قرمز» تعیین شده در جلسه با نمایندگان آمریکا به موضوع هسته‌ای نیز پرداخته شده است. از آن زمان، انتقادها از تیم مذاکره‌کننده و چهره‌هایی مانند محمدباقر قالیباف در برخی رسانه‌ها و محافل سیاسی افزایش یافت.

مذاکره، رسانه‌ها و افکار عمومی

مروری بر پوشش رسانه‌های نزدیک به حکومت نشان می‌دهد که این رسانه‌ها عمدتا از روند مذاکرات حمایت کرده‌ و روایت‌هایی همسو با مواضع رسمی جمهوری اسلامی ارائه می‌کنند. در عین حال، مخالفت‌ها با روند مذاکرات نیز عمدتاً در چارچوب شروط منسوب به مجتبی خامنه‌ای و مفاهیمی چون «نفی نظام سلطه» مطرح شده و کمتر بر عادی‌سازی یا بهبود روابط با آمریکا تمرکز داشته است.

از این رو در هفته‌های گذشته، رسانه‌ها از قول مقام‌های حکومتی، از جمله در پیام جدید منسوب به مجتبی خامنه‌ای در روز جمعه ۸ خرداد، بارها نسبت به «اختلافات پوچ سیاسی»، «ایجاد دوقطبی»، «اختلاف‌افکنی» و «تضعیف انسجام ملی» هشدار داده‌اند. این موضع‌گیری‌ها همزمان با افزایش تأکید بر حفظ انسجام داخلی، دامنه بحث‌های عمومی درباره مذاکره با آمریکا را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، بازتاب دیدگاه‌های متفاوت درباره ادامه تنش یا مسیر مذاکره در رسانه‌های داخل ایران محدودتر به نظر می‌رسد.

محدودیت‌های موجود در فضای رسانه‌ای و سیاسی، سنجش افکار عمومی را نیز با دشواری‌هایی روبه‌رو کرده است. به همین دلیل، داده‌های مستقل و قابل راستی‌آزمایی درباره میزان تمایل مردم به مذاکره، توافق یا حل‌وفصل اختلافات ایران و آمریکا محدود است. بخش قابل توجهی از نظرسنجی‌های منتشرشده نیز از سوی نهادهای نزدیک به حکومت انجام شده‌اند و در بسیاری از موارد، جزئیات مربوط به جامعه آماری، شیوه نمونه‌گیری و روش تحقیق آنها به‌طور کامل منتشر نشده است.

آخرین نمونه از این نظرسنجی‌ها ششم خرداد از سوی «پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دانشگاه جامع انقلاب اسلامی» منتشر شد. در این نظرسنجی که گفته شده در اردیبهشت‌ماه امسال انجام شده، ۴۸ درصد پاسخ‌دهندگان مخالف مذاکره با آمریکا، ۳۶ درصد موافق مذاکره و ۱۲ درصد نیز «نه موافق و نه مخالف» بوده‌اند. بر اساس نتایج منتشرشده، سهم مخالفان مذاکره بیشتر از موافقان گزارش شده است.

چند هفته پیش‌تر، در آخرین روز فروردین، شبکه افق صداوسیما نیز در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که «۸۷ درصد مردم ایران خواستار ادامه جنگ هستند». مجری برنامه اما توضیح نداد این نظرسنجی توسط چه نهادی انجام شده و روش اندازه‌گیری آن چه بوده است. این ادعا در شبکه‌های اجتماعی با واکنش‌هایی روبه‌رو شد و برخی کاربران برداشت‌های متفاوتی از آن ارائه کردند.

خبرگزاری دولتی ایرنا نیز ششم اردیبهشت نتایج نظرسنجی مرکز پژوهش‌های مجلس را منتشر کرد که بر اساس آن، بیش از ۶۷ درصد پاسخ‌دهندگان ایران را «طرف پیروز» جنگ تا آن مقطع دانسته‌اند. در مقابل، یک و شش دهم درصد آمریکا و اسرائیل را پیروز ارزیابی کرده‌اند و ۲۶ درصد نیز گفته‌اند که هنوز هیچ‌یک از طرفین پیروز نشده‌اند.

در گزارش ایرنا نیز، مانند برخی دیگر از نظرسنجی‌های رسمی، اطلاعات دقیقی درباره جامعه آماری و جزئیات نمونه‌گیری منتشر نشد و تنها به این اشاره شده بود که نظرسنجی به‌صورت تلفنی و در سطح کشور انجام شده است.

ابهام در داده‌های نظرسنجی‌ها، در کنار محدودیت دسترسی به داده‌های مستقل، ارزیابی افکار عمومی درباره موضوع مذاکره با آمریکا را دشوارتر کرده است. این موضوع به‌ویژه در مورد پرونده‌ای مانند روابط ایران و آمریکا اهمیت دارد؛ موضوعی که سال‌هاست از حساس‌ترین مباحث سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.

با این حال، حتی در همین فضای محدود نیز، تفاوت روایت‌ها در روزنامه‌های ایران قابل مشاهده است. مروری بر مطالب منتشرشده نشان می‌دهد که در درون ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، اجماع کاملی درباره چگونگی مواجهه با مذاکرات وجود ندارد.

چهارم خرداد، مهم‌ترین روزنامه‌های سراسری ایران تیتر اصلی خود را به مذاکرات و احتمال توافق اختصاص داده بودند، اما روایت آنها از این موضوع تفاوت‌های چشمگیری داشت.

روزنامه‌های کیهان و عصر ایرانیان، نزدیک به جریان‌های اصولگرای تندرو، تأکید داشتند که «تنها توافقی قابل قبول است که شروط رهبر جمهوری اسلامی در آن رعایت شده باشد»؛ مطالب و تیترهای این روزنامه‌ها نیز بر لزوم پرهیز از هرگونه انعطاف خارج از این چارچوب تأکید داشت.

در مقابل، روزنامه سازندگی از قول مسعود پزشکیان نوشت: «تصمیمات درباره مذاکره با آمریکا با اذن رهبری است» و بر این موضوع تأکید کرد که مسیر مذاکره بدون هماهنگی با رأس حاکمیت پیش نمی‌رود. این روزنامه همچنین به نقل از او نوشت که ایران «آماده ‌دستیابی ‌به چارچوب‌ عزتمندانه‌ برای پایان ‌جنگ ‌در منطقه‌ است».

روزنامه شرق با تیتر «یک قدم تا توافق» بر احتمال دستیابی به توافق تأکید داشت، در حالی که روزنامه قدس با تیتر «ترافیک روایت‌ها درباره تفاهم احتمالی» به تعدد روایت‌ها و گزارش‌های متناقض درباره روند مذاکرات پرداخت.

در مجموع، مرور پوشش رسانه‌های ایران نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از بحث‌ها پیرامون مذاکرات، بر چگونگی تعریف «پیروزی»، «عقب‌نشینی» و «توافق قابل قبول» متمرکز بوده است. در عین حال، در پوشش رسانه‌ای و موضع‌گیری‌های علنی، به نظر می‌رسد صدای موافقان مذاکره همچنان محتاط‌تر و کم‌رنگ‌تر از مخالفان شنیده می‌شود.

تمام خطوط قرمز رهبر جمهوری اسلامی

مرور اظهارات مقام‌های سیاسی، نظامی و نمایندگان مجلس نشان می‌دهد که اگرچه درباره اصل ادامه مذاکرات مخالفت علنی گسترده‌ای وجود ندارد، اما بسیاری از جریان‌های حاضر در ساختار قدرت تلاش می‌کنند مذاکرات را نه به‌عنوان «مصالحه»، بلکه به‌عنوان ادامه میدان تقابل با آمریکا تعریف کنند.

در روایت رسمی جمهوری اسلامی، مذاکره نوعی «جنگ سیاسی» توصیف می‌شود که در آن ایران «بی‌نیاز» از توافق معرفی می‌شود و مقام‌های جمهوری اسلامی بر مذاکره از «موضع قدرت» تاکید می‌کنند.

علاالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با اشاره به اینکه «پایان هر جنگی مذاکره است»، تلاش کرد مذاکرات را بخشی از همان نبرد تعریف کند. او گفت محمدباقر قالیباف و وزیر خارجه «در حال جنگ سیاسی» هستند و با پشتوانه مردم و نیروهای مسلح مذاکره می‌کنند. این اظهارات بازتاب‌دهنده دیدگاهی است که مذاکره را ادامه تقابل با آمریکا از طریق ابزارهای دیپلماتیک می‌داند.

همزمان، گروهی دیگر از نمایندگان و چهره‌های نزدیک به جریان‌های اصولگرای تندرو، با تردید به روند مذاکرات نگاه می‌کنند و در اظهارات خود بر غیرقابل اعتماد بودن آمریکا تأکید دارند.

اسماعیل کوثری، نماینده مجلس، با اشاره به آتش‌بس و رفت‌وآمدهای دیپلماتیک گفته است که جمهوری اسلامی به مذاکرات «بدبین» است و نباید تصور کرد که این گفت‌وگوها الزاما به نتیجه خواهد رسید.

او با اشاره به «جنگ ۱۲ روزه» و درگیری‌های اخیر، استدلال کرد که آمریکا همزمان با مذاکره، سیاست فشار و تقابل را نیز ادامه داده است.

همین نگاه در اظهارات علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز دیده می‌شود. او تأکید کرده است که «آمریکا قابل اعتماد نیست» و ماهیت سیاست‌های این کشور را مبتنی بر «نقض تعهدات» توصیف کرده است.

علی باقری همچنین در اظهارات خود، مذاکرات را در ارتباط با موضوع امنیت منطقه و تنگه هرمز مطرح کرده و هشدار داده است که ایران در برابر هرگونه تهدید علیه امنیت ملی خود، حق اعمال حاکمیت کامل بر تنگه هرمز را محفوظ می‌داند.

در اظهارات او، مانند بسیاری از مقام‌های دیگر جمهوری اسلامی، «تنگه هرمز» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار ایران مطرح می‌شود. در این نگاه، این آبراه نقشی کلیدی در تأمین امنیت و منافع جمهوری اسلامی دارد.

بعضی از نمایندگان مجلس مواضع تندتری دارند. ابوالفضل ابوترابی، نماینده مجلس، از جمله چهره‌هایی است که توافق احتمالی را «از برجام هم بدتر» توصیف کرده و مدعی شده است «تمام خطوط قرمز رهبری» از موضوع هسته‌ای تا تنگه هرمز و لبنان نقض شده است. او همچنین مذاکرات را معامله‌ای توصیف کرده که در آن، ایران امتیازهای راهبردی می‌دهد اما تضمین معتبری دریافت نمی‌کند.

در این میان، برخی چهره‌های سیاسی نزدیک به جریان اصولگرا نیز بر پرهیز از دوقطبی‌سازی در جامعه تأکید کرده‌اند. محمدرضا باهنر هشدار داده که نباید جامعه را به دو صف «موافق و مخالف مذاکره» تقسیم کرد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که بحث درباره مذاکرات در فضای سیاسی ایران همچنان ادامه دارد.

با این حال، انتقادهایی که از درون جریان‌های نزدیک به حکومت مطرح می‌شود، می‌تواند نشانه‌ای از اختلاف دیدگاه‌ها درباره روند مذاکرات باشد.

کانال تلگرامی «گاه‌نوشت» در تحلیلی با عنوان «ابهام و تناقض در حاکمیت» نوشت که ساختار قدرت در جمهوری اسلامی با پیام‌های متناقض، جامعه و حتی طرف‌های خارجی را دچار سردرگمی کرده است. در این تحلیل پرسیده شده که در نهایت چه کسی تصمیم نهایی را می‌گیرد و آیا مذاکره‌کنندگانی که پای میز گفت‌وگو نشسته‌اند، از حمایت کامل حاکمیت برخوردارند یا نه.

در این تحلیل، شکاف میان نهادهای انتخابی و انتصابی، فشار گروه‌های تندرو، کنار گذاشته شدن مجلس از تصمیم‌گیری‌های اصلی و حتی قطع طولانی‌مدت اینترنت، از جمله نشانه‌های بحران در سازوکار تصمیم‌گیری توصیف شده‌اند.

مجموع این مواضع نشان می‌دهد که اختلاف اصلی در جمهوری اسلامی، دست‌کم در سطح اظهارات علنی، نه بر سر اصل مذاکره، بلکه بر سر تعریف «توافق قابل قبول» است. از نگاه تندروها، توافق نباید نشانی از عقب‌نشینی داشته باشد و از نگاه طیف‌های میانه‌روتر، «مذاکره» یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای جلوگیری از فرسایش بیشتر اقتصادی و امنیتی کشور است.