ایرج درگذشت؛‌ جناب سرهنگی که «پهلوان آواز» ایران بود

ایرج درگذشت؛‌ جناب سرهنگی که «پهلوان آواز» ایران بود

منبع تصویر، kambizbagheri

توضیح تصویر، ایرج یکی از پیشگامان مکتب آوازی ایران و خواننده ترانه‌های مردمی بود که شیوه آوازخوانی قدما را تغییر داد
    • نویسنده, فرج بال افکن
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

حسین خواجه‌امیری، خواننده نامدار موسیقی ایرانی که با نام هنری ایرج شناخته می‌شد، امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد ماه در ۹۴ سالگی درگذشت.

درگذشت او موجی از خاطرات دوران طلایی موسیقی و سینمای قبل از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را زنده کرده است، به ویژه در نزد شنوندگان برنامه‌های رادیویی و یا انبوه تماشاگرانی که آواز برخواسته از سینه ایرج را از لبان ستارگان فیلم‌های آن موقع می‌دیدند و می‌شنیدند. افسرآوازخوانی که حسن کسایی، اسطوره نی را واداشت «پهلوان آواز» خطابش کند و صدایش برای محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، «متر و معیار سنجش کیفیت صدا در تاریخ آوازخوانی ما» باشد.

آقای شجریان همچنین ایرج را پیشکسوت خود می‌دانست و دیگر بزرگان موسیقی نیز در مورد مقام موسیقایی او تردید نداشتند. به باور علی تجویدی، آهنگساز شهیر، او از معدود خوانندگانی بود که نت‌های موسیقی ایرانی را درست و با قدرت خواند و همایون خرم، خالق ترانه‌های ماندگار شک نداشت که ایرج از جمله خوانندگانی است که تحریرهای آوازی فواصل بزرگ و کوچک موسیقی ایران را به راحتی اجرا می‌کرد.

به شمار چهره‌های نامداری که در روزگار پرادبار آواز و ترانه‌های موسیقی ایران در سکوت خبری خاموش شدند، اسماعیل مهرتاش،‌ بنیانگذار جامعه باربد را هم باید افزود که صدای ایرج را در تاریخ موسیقی ایران استثنایی دانست یا فرامرز پایور، آهنگساز و استاد سنتور که معتقد بود قدرت حنجره‌ ایرج را در کمتر خواننده‌ای سراغ دارد.

ایرج در کنار تعدادی از اهالی موسیقی ایرانی

منبع تصویر، Hossein Khajeh Amiri

توضیح تصویر، از راست: مجتبی میرزاده، حسن سلطانی، هایده، سفیر وقت آلمان در تهران، آذر پژوهش، امیر بیداریان، جمال وفایی و ایرج (اوایل دهه پنجاه)

شهرت و استادی ایرج در خوانندگی حتی بدانجا رسیده بود که ایرج بسطامی، خواننده معروفی که در زلزله بم از دست رفت به عشق او نامش را که حشمت‌الله بود به ایرج تغییر داد.

در میان آثار ماندگار ایرج، هشت ترانه را اسفندیار منفردزاده، آهنگساز معترض ساخت که ترانه «خنده می» از آن جمله است: «شمع و گل و پروانه... یارم می و پیمانه... بنشسته‌ام در شادی... در بزم من مستانه...» شعر ترانه از کریم فکور است همان که متن ترانه «غوغای ستارگان» هم سروده اوست.

آقای منفردزاده خاطرات همکاری با ایرج را با بی‌بی‌سی فارسی در میان گذاشت: «ایرج می‌گفت که در نوجوانی مشکل اعتراض همسایه‌ها به صدای بلند را نداشت و در طبیعت روستای دوران کودکی و نوجوانی با صدای هرچه بالاتر و تمام‌تر می‌خواند و این باعث شده بود که قفسه سینه و قدرت صدا بدون هیچ مزاحمتی به بالاترین حد ممکن در ایرج رسیده باشد.»

«بعد از این امتیاز بود که ایرج نزد اساتید موسیقی، ردیف‌های آوازی را آموخت و مسلط شد بر هر نوع آوازخواندنی. در نتیجه ایرج پس از قبول شدن در رادیو و ترانه‌خوانی، بلافاصله در برگ سبز و گلهای رنگارنگ شرکت کرد.»

 ایرج بسطامی، خواننده معروفی که در زلزله بم از دست رفت به عشق او نامش را که حشمت‌الله بود به ایرج تغییر داد.

منبع تصویر، Hossein Khajeh Amiri

توضیح تصویر، ایرج در ۱۹ سالگی (نفر دوم از راست) در کنار حبیب‌الله بدیعی،‌ ویولون‌نواز مشهور و دیگر نوازندگان «رادیو تهران»

فرزند ردیف‌دانان مکتب آوازی اصفهان

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

خاندان ایرج از تعزیه‌خوانان و استادان مکتب آوازی اصفهان در دوره قاجار به شمار می‌رفتند؛ یکی از مکاتب عمده آواز ایران. پدربزرگش حاجی‌ ملامیرزا، خواننده‌ای بود که ردیف‌های آوازی را از سه نسل پیش‌تر در سینه محفوظ داشت. در روستای خالدآباد شهر نطنز در استان اصفهان زندگی می‌کرد و در بعضی اعیاد و عزاداری‌ها به دربار ناصری دعوت می‌شد.

حاجی ملامیرزا سبک و سیاق آوازخوانی را به پسرش نعمت‌الله آموخت تا این میراث هنری خانوادگی را به نوادگانش منتقل کند و در حقیقت ایرج، اولین پسر استاد نعمت‌الله و پنجمین وارث ردیف‌های آوازی آن مکتب موروثی بود.

ایرج در یازدهمین روز اولین ماه زمستان سال ۱۳۱۱ خورشیدی در چنین خاندانی دیده به جهان گشود با این تفاوت که پدر و مادرش او را حسین و دو پسر دیگرشان را تقی و ایرج نامیدند.

سال‌ها بعد هنگامی که صدای ایرج از بلندگوی «رادیو تهران» پخش شد، او همزمان وارد دانشکده افسری نیز شده بود و مجاز به فعالیت دیگری نبود. چون نمی‌خواست این موضوع برایش «مزاحمتی ایجاد کند»، پس از برنامه‌سازان رادیو خواست که تنها به نام مستعار ایرج معرفی‌ شود.

می‌گفت: «در خدمت نظام که بودم قبول نمی‌کردند که نظامی در رادیو آواز بخواند، می‌گفتند ارتشی حق ندارد در رادیو بخواند. این شد که اسم برادرم را که آوازخوان خوبی بود، انتخاب کردم و هر وقت می‌خواندم، به آنها می‌گفتم این صدای من نیست و صدای برادرم ایرج است.»

از قضا دو برادر دیگر ایرج آوازخوانان ماهری بودند، برای تقی مشکلی نبود اما هرگاه برادر کوچکترش در مراسم رسمی می‌خواند، به اجبار خود را با نام مستعار تورج معرفی کرد و به این ترتیب برادر ارشدش به نام او به شهرت رسید.

برادران ایرج هم آوازه خوان بودند
توضیح تصویر، حسین (ایرج) در لباس نظامی (سمت راست) و برادر کوچکش ایرج (سمت چپ) که با نام مستعار تورج آواز می‌خواند

از تعزیه طفلان مسلم تا برنامه گلها

ایرج در کودکی آوازخوانی را از پدرش، دیگر تعزیه‌خوان‌های محله و صفحات گرامافون آموخت. در هشت سالگی با پسردایی همسن و سالش، تعزیه «طفلان مسلم» را در تکیه محله می‌خواند.

۹ ساله بود که در گرماگرم جنگ جهانی دوم (۲۵ اوت ۱۹۴۱) قوای متفقین ایران را به اشغال خود درآوردند. دست‌آورد آن جنگ خانمان‌سوز، قحطی و شیوع انواع بیماری‌ها بود که ایرج در کودکی طعم تلخ آن را به غایت چشید. بعد از عمویش بلافاصله پدر، مادر و خواهر ۲۰ ساله او از جمله ۴۰ اعضای دیگر خانواده‌ بودند که یکی پس از دیگری در طب حاد بیماری تیفوس جان سپردند.

به این ترتیب ایرج در ۱۲ سالگی، کلاس ششم ابتدایی را به پایان رساند و به ناچار از خالدآباد به منزل خواهرش در حوالی خیابان شهباز تهران رفت تا از او نگهداری کند. دو سال بعد وارد دبیرستان نظام شد و عزت‌الله مقبلی، جمشید مشایخی و اکبر گلپایگانی در این مدرسه همکلاسانش بودند که بعدها هرکدام در عرصه‌های مختلف هنر ایران درخشیدند.

در این میان اما ایرج با گلپا قرابت آوازی خاصی داشت: «ما دو نفر بودیم که سبک قدیمی آوازخوانی را کنار گذاشتیم و به سبک تازه‌ای آواز خواندیم؛ من بودم و گلپایگانی.»

ایرج و گلپا

منبع تصویر، Hossein Khajeh Amiri

توضیح تصویر، ایرج و اکبر گلپایگانی دو یاری که سبک قدیمی آوازخوانی را کنار گذاشتند و به سبک تازه‌ای آواز خواندند

۱۵ ساله بود که به مکتب ابوالحسن صبا، استاد مسلم موسیقی ایران راه یافت و دو سال در ساعات پایانی کلاس‌های او تحصیلات آوازی خود را تکمیل کرد. در واقع معرفی به رادیو، گواهی قبولی ایرج بود تا در ارکستر ابراهیم خان منصوری بخواند. خاطرات شیرینی که تا ابد در یادش ماند: «در خیابان شهباز قدیم داشتم با دوچرخه می‌رفتم، کلاس نهم بودم که شنیدم رادیو صدای من را پخش می‌کند.»

پس از پایان دبیرستان نظام وارد دانشکده افسری شد و در برنامه ارتش که رهبر ارکسترش محمد بهارلو بود روی صحنه رفت اما مهم‌ترین برگ زندگی ایرج در ۲۵ سالگی او رقم خورد، هنگامی که داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه گلها از ایرج خواست که به جمع همکارانش بپیوندد.

ایرج در ۲۱۳ برنامه‌ گلها، حدود ۸۲۰ آواز و تصنیف خواند که در گوشه گوشه‌های موسیقی دستگاهی ایران به یادگار مانده است به ویژه برای آنان که بخواهند مثل او «پهلوان آواز» باشند.

 ترانه‌های ایرج اغلب در فیلم‌های سینمایی پخش شد

منبع تصویر، social

توضیح تصویر، ایرج بیش از دو هزار آواز و ترانه خواند که آوازهایش در برنامه گلها و ترانه‌هایش اغلب در فیلم‌های سینمایی پخش شد

افزون بر گلهای رادیو ایران، در کارنامه موسیقایی ایرج، بیش از هزار و ۵۰۰ آواز و ترانه مردمی ثبت است که برخی هنوز در شبکه‌های اجتماعی با اندک تغییراتی بازخوانی می‌شود و پیروان فراوانی دارد؛ مثلا ترانه «تو را دوست دارم» یا «پرنده» ساخته حسین صمدی و با شعر مهرداد (اوستا) که مطلعش چنین است: «من یه پرنده‌ام آرزو دارم، تو باغم باشی... من یه خونه‌ی تنگ و تاریکم، کاشکی تو بیای چراغم باشی... هر جا که باشم، هر چی که باشم، تو باید باشی تا زنده باشم...‌ می‌میرم اگه از تو جدا شَم...»

ترانه‌های ایرج همه نوع سبکی داشتند از موسیقی اصیل گرفته تا آوازها و ترانه‌های کوچه‌باغی و به تناسب فیلم‌های سینمایی بزمی و خراباطی. مثل ترانه «پیرهن صورتی» که در سفر برای کنسرت لبنان و مصر ساخته شد.

آهنگسازش کیومرث سلیم‌پور بود و شعر ترانه را محمدرضا بامدادیان با نام مستعار بامداد جویباری سرود: «پیرهن صورتی دل منو بردی... کشتی تو منو غممو نخوردی... نشون به اون نشون یادته... گل سرخی روی موهات نشوندی... گفتی من میرم الان زودی بر می‌گردم... گفتی من میام اون وقت باز هم سر می‌گردم...»

ماجرای تولید این ترانه از این قرار است که ایرج در بیروت، عروس خاورمیانه آن روزها یک پیراهن صورتی رنگ برای همسر آینده‌اش خرید و به اتفاق دیگر اعضای ارکستر این ترانه هم ضمیمه سوغاتی کرد.

ایرج ترانه بسیاری از فیلم‌های ایرانی را خوانده است

منبع تصویر، social

توضیح تصویر، ایرج دوران خوانندگی برای فیلم‌های سینما به ویژه با لب‌خوانی‌های فردین را بهترین روزهای زندگی عمرش می‌دانست

لب‌خوانی‌های فردین و روزهای طلایی ایرج

ایرج در میانه دومین دهه زندگی ستوان ارتش بود و در برگ‌سبز و گلهای رنگارنگ برنامه گلها می‌خواند. اتفاق مهم دیگری هم افتاد و دو روایت از او در مورد اولین حضورش در سینما موجود است یکی در فیلم «بلبل مزرعه» و دیگری در فیلم «روزنه امید» که هر دو فیلم با یک سال فاصله تولید شد.

«بلبل مزرعه» در سال ۱۳۳۶ از نخستین فیلم‌های سینمایی ایران بود که در خارج از آن کشور به نمایش درآمد. فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی و ایفای نقش اول آن با مجید محسنی بود که موسیقی متن فیلم را نیز بر روی اشعاری از ایرج تیمورتاش آهنگسازی کرده بود.

«روزنه امید» اما یک سال بعد از «بلبل مزرعه» تولید شد و ساخته سردار ساگر بود که در فیلم نصرت‌الله وحدت، اشرف کاشانی، کاظم پروینچی، فرخ‌لقا هوشمند و رضا هوشمند ایفای نقش می‌کردند. نام ایرج در هر دو پوستر فیلم نیامد چرا که هنوز تازه‌کار و اشتغالش به خدمت نظام مزید بر علت بود.

«گنج قارون» اما فیلمی بود که ایرج را در ۳۳ سالگی به شهرت رساند. فیلم‌ محصول سال ۱۳۴۴ بود با تهیه‌کنندگی و کارگردانی، سیامک یاسمی که بازیگرانش محمدعلی فردین، فروزان، تقی ظهوری و آرمان بودند. نخستین فیلم سینمای ایران که پس از اکران به فروش یک میلیون تومان رسید و در حقیقت میلیونی شد.

موسیقی متنش ساخته روبیک منصوری بود و ترانه‌های فیلم را حبیب‌الله بدیعی و جعفر پورهاشمی آهنگسازی کردند که پس از نمایش فیلم دهان به دهان می‌گشت، به‌ویژه ترانه «از هند اومدم» که شعر و ملودی آن از آقای پورهاشمی بود: «اومدم از هند اومدم با ماشین بنز اومدم... اومدمو باز اومدم خیلی سر افراز اومدم... منم که دلشاد اومدم بیغمو ازاد اومدم... به عشق شیرین اومدم مثال فرهاد اومدم...»

فردین تنها آواز و ترانه‌ها را لب‌خوانی می‌کرد و ایرج که آن ایام را «روزهای طلایی»‌ زندگی خود می‌دانست، با مهارت و استادی این ترانه‌ها را اجرا کرد. اسفندیار منفردزاده در هنگام مرور خاطراتش در این باره به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «در سینمای ایران هر جا که فردین بود ایرج بود. به نقل از زنده‌یاد مهندس همایون خرم، در یک مجلس میهمانی که ایرج و فردین حضور داشتند به تقاضای میهمانان ایرج خواند و فردین لب‌ زد و میهانان لذت بردند.»

ایرج درگذشت؛‌ جناب سرهنگی که «پهلوان آواز» ایران بود

منبع تصویر، social

توضیح تصویر، گنج قارون و بلبل مزرعه دو فیلمی است که مهمترین خاطرات ایرج به شمار می‌رفت

هرچه تقاضا برای آوازخوانی ایرج در فیلم‌ها بیشتر می‌شد، بر تعجب وفاداران وزن سنگین تصنیف‌ها و سبک آوازخوانی قدما افزوده می‌شد، چرا که او در چرخشی آشکار از سبک اجراهای وزین به زبان مردم کوچه و بازار رسیده بود. این دو سبک متضاد انتقاد آنها را برانگیخت و پاسخ ایرج به آنها این بود: «تصنیف‌هایی که من خوانده‌ام خودش یک شهر فرنگ است، مقصوم این است که از همه‌رنگ خوانده‌ام.»

اکبر گلپایگانی، استاد برجسته آواز ایران هم به این انتقادها واکنش نشان داده بود: «باید دید که مردم چه می‌خواهند این مهم‌ترین چیزی است که یک هنرمند می‌تواند به آن توجه داشته باشد. اتفاقاً شخصیتی چون ایرج به این خاطر تا این اندازه در زمینه آواز ایران پدیده مهمی است که به این مساله توجه داشته و می‌دانست در آن زمان مردم این شکل آوازی را دوست دارند، به همین خاطر در کنار قطعاتی که براساس ردیف‌های موسیقی ایران می‌خواند؛ آواز کوچه‌باغی را نیز اجرا می‌کرد.»

عمر آن روزهای طلایی با استقرار نظام اسلامی در ایران به پایان رسید و ایرج هم مانند سایر همکارانش خانه‌نشین شد: «ممنوع‌الکار نشدم اما کسی به من کار نمی‌داد و من در ضیافت‌ها و مهمانی‌ها می‌خواندم.»

با روی کار آمدن روحانیون تندرو بار دیگر فعالیت‌هایی از این دست به محاق رفت و محفل‌نشین شد.

در این باره اسفندیار منفردزاده به بی‌بی‌سی گفت: «افسوس که پس از انقلاب اسلامی که هنگام قدرشناسی از هنرمندان ایران به ویژه اهالی موسیقی بود، موسیقی حرام شد و تعطیل شد برای اندکی و دوباره پا گرفت به دست نسل جوان اما زخم خورد و آسیب دید به ویژه کسانی مثل ایرج که قدرناشناخته خداحافظی کردند.»

ایرج پس از بازنشستگی با درجه سرهنگ دوم اداره راهنمایی و رانندگی در دو دهه اخیر تا حدی فعالیتش را از سرگرفت که بیشتر صرف آموزش به هنرجویان بود. همچنین در این مدت کتاب «ایرج نابغه آواز ایران» نوشته علی‌محمد خورشید‌دوست منتشر شد که ناشر آن «انتشارات مولف» است و مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها، خاطرات و نظر هنرمندان و منتقدان ایرج در آن گنجانده شده است.

همچنین مستند پهلوان آواز محصول شکوفا فیلم (۲۸ آوریل ۲۰۱۲) به کارگردانی بهروز خلجی که گفتگوی زنده یاد منوچهر نوذری و ایرج را شامل می‌شود.