اقدس پورتراب، نوازنده و مدرس برجسته پیانو، درگذشت

منبع تصویر، Milad Zakerinejad
- نویسنده, فرج بالافکن
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
اقدس پورتراب، نوازنده پیانو و مدرس موسیقی که از ۱۳سالگی تدریس را آغاز کرد و شاگردانی چون احمد پژمان و نادر مشایخی داشت، شامگاه جمعه ۱۰ مهر در فرانسه درگذشت. او بیش از هفت دهه را با آموزش موسیقی گذراند و تا سالهای پایانی عمر همچنان در ایران و فرانسه درس میداد.
اقدس پورتراب ۱۸ مهر ۱۳۱۸ در تهران به دنیا آمد و تنها هشت روز با ۸۷ سالگی فاصله داشت. خانم پورتراب از خانوادهای برخاسته بود که نام چند تن از اعضایش با آموزش و اجرای موسیقی در ایران گره خورده است.
او سالها بعد، وقتی در برابر دوربین از زندگی خود گفت، روایتش را نه با هنرستان و پیانو، بلکه با کودکی آغاز کرد: «از بچگی در جوار هنر زندگی کردم.»
پدرش را در دو سالگی از دست داد و مادر و برادرانش در شکلگیری جهان او نقش داشتند. از مادرش به عنوان کسی یاد میکرد که او را از کودکی با شعر و قصه آشنا کرد و همینطور از برادرانش، مصطفیکمال، امیرتیمور و محمدعیسی، بهویژه مصطفیکمال و امیرتیمور، که در تربیت و آموزش او سهم داشتند.
اقدس ۱۱ سال داشت و کلاس پنجم دبستان بود که وارد هنرستان عالی موسیقی شد. خودش میگفت که در آن زمان خانواده حتی پیانو نداشت و وضع مالیشان دشوار بود اما او رشته پیانو را انتخاب کرد. مصطفیکمال، برادر بزرگترش، بعدها او را نزد گیتی امیرخسروی فرستاد که از استادان شناختهشده پیانو در آن دوره بود.

منبع تصویر، aghdas.pourtorab
خانم پورتراب با طنز میگفت که در آغاز چندان اهل تمرین نبود اما در مقطعی تصمیم گرفت جدی کار کند و از آن پس پای ثابت برنامهها و کنسرتهای هنرستان شد. درباره انگیزهاش از نوازندگی هم تعبیری ساده داشت: از کودکی دوست داشته ساز بزند تا «دیگران را خوشحال کند» و میگفت که این میل تا سالهای پیری نیز در او ماند.
زاون هاکوپیان از دیگر استادان او بود و جلال آلاحمد نیز مدتی در هنرستان به او ادبیات درس داد. اقدس پورتراب در همان سالها هم آکوردئون مینواخت و هم پیانو اما شاید مهمتر از همه این بود که از ۱۳سالگی تدریس را آغاز کرد؛ حرفهای که تا پایان عمر بخش اصلی کار هنریاش باقی ماند.
اسناد مطبوعاتی آن دوره نیز از او به عنوان یکی از هنرجویان فعال هنرستان یاد کردهاند. در گزارشی قدیمی در «مجله موزیک ایران» آمده بود که نام اقدس پورتراب در برنامههای هنرستان مرتب دیده میشود و او قطعات انتخابی خود را با «پنجهای درخشان» اجرا میکند. در همان گزارش آمده بود که او برای امتحان لیسانس هنرستان آماده میشود و امید دارد با کسب رتبه بالا امکان ادامه تحصیل در خارج از کشور را پیدا کند.
فعالیت او در جوانی فقط به کلاس و هنرستان محدود نبود. در عکسی که خود خانم پورتراب در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد، در دهه ۱۳۳۰ در یکی از شهرهای جنوبی ایران دیده میشود؛ زمانی که به عنوان پیانیست، گروه باله احمدزاده را در تور کنسرت در شهرهای مختلف ایران همراهی میکرد.

منبع تصویر، aghdas.pourtorab
کنسرتوی شومان و سفر به اروپا
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
برای پایان دوره تحصیل در ایران، اقدس پورتراب کنسرتوی پیانوی شومان را با ارکستر سمفونیک تهران اجرا کرد. پس از آن برای ادامه تحصیل راهی اروپا شد. نخست به پاریس رفت اما آنطور که خودش روایت میکرد، ماجرای بورس تحصیلی مطابق وعدهها پیش نرفت و مدتی ناچار بود برای تمرین، استودیو را ساعتی اجاره کند.
خانم پورتراب بعدها این تجربه را نه شکست بلکه یکی از خوششانسیهای زندگیاش میدانست. میگفت که همین دشواری باعث شد گذرش به فرایبورگ بیفتد و نزد ادیت پیچت اَکسِنفِلد، پیانیست و مدرس سرشناس آلمانی، تحصیل کند؛ استادی که سالها بعد هنوز در صفحه شخصیاش از او با عبارت «معلم گرامی من» یاد میکرد.
خانم پورتراب میگفت که «در زندگی شکست وجود ندارد» و توضیح میداد که نرسیدن آن کمک مالی در نهایت فرصت تحصیل نزد استادی شد که در میان پیانیستها اعتباری جهانی داشت.
اقدس پورتراب در فرایبورگ موفق به دریافت بورس شد و تحصیلاتش را ادامه داد. خانه موسیقی ایران دوره تحصیل او در اروپا را شش سال و نیم ذکر کرده است. خودش نیز از آزمونی دشوار در پایان این دوره سخن گفته است.
از مهمترین چیزهایی که از پیچت اَکسِنفِلد آموخت، هدفمند بودن تمرین بود. پورتراب میگفت که در همان سالها هنرجویانی را میدید که روزانه هشت، ده یا دوازده ساعت پیانو تمرین میکردند، در حالی که خودش معمولا بیش از چهار ساعت تمرین نمیکرد. به باور او اگر تمرین با هدف و تمرکز انجام شود الزاما نیازی به ساعتهای بسیار طولانی پشت ساز نیست.

منبع تصویر، aghdas.pourtorab
بازگشت به ایران؛ این بار به عنوان مدرس
پس از پایان تحصیل به ایران بازگشت که به معنی پایان دشواریها نبود.
خانم پورتراب در خاطراتش از «دوندگی» بسیار برای پذیرفته شدن مدارک و پیدا کردن جایگاه کاری متناسب با تحصیلاتش سخن گفته است. او پس از بازگشت در هنرستان موسیقی و هنرستان موسیقی ملی به تدریس پرداخت و طی سالها شاگردان بسیاری تربیت کرد.
احمد پژمان، نادر مشایخی، آندره مرادیان، نیلوفر بدریکوهی، محمد شمس و لیلا رمضان از جمله موسیقیدانانی هستند که نامشان در شمار شاگردان او آمده است.
اما نگرش اقدس پورتراب به رابطه استاد و شاگرد شاید بیش از فهرست شاگردان مشهورش، شیوه تدریس او را توضیح دهد. او معتقد بود بخش اصلی پیشرفت هنرجو به خودش بستگی دارد و اگر شاگردی «باهمت» باشد، سهم استاد در موفقیت بسیار کمتر از تلاش خود شاگرد است.
خانم پورتراب میگفت: «سعی من این است که شاگرد روی پای خودش بایستد»، به همین دلیل خودش نیز تا سالهای آخر پیانو میزد و تکنیکهای تازه را جستوجو میکرد چون اعتقاد داشت اگر نوازندگی را کنار بگذارد، نمیتواند درست درس بدهد.
این توجه به نسلهای بعد تنها به شاگردان رسمیاش محدود نبود. پس از درگذشت ماکان نیکبین، موسیقیدان جوانی که چند سال پیش در دانشگاه با او آشنا شده بود، خانم پورتراب در یادداشتی از «استعداد فوقالعاده» و «درک موسیقی» او نوشت: «دوستانی نظیر تو وطنم را تشکیل میدهند.»

منبع تصویر، aghdas.pourtorab
آغاز دوباره در فرانسه
اقدس پورتراب در سال ۱۳۶۲ همراه فرزندانش به فرانسه مهاجرت کرد. روایت خودش از سالهای نخست مهاجرت، بیش از هر چیز روایت تلاش برای ساختن دوباره زندگی است. میگفت که بار هزینههای زندگی بر دوش او بود و از صبح تا شب کار میکرد. بعد از چند سال توانست خانه و ماشین بخرد؛ ماشینی که نه فقط برای رساندن فرزندش به مدرسه، بلکه برای رفتوآمد شاگردانش نیز استفاده میکرد.
شروع کار در فرانسه نیز آسان نبود. در پنج ماه نخست بارها اسبابکشی کرد و حتی مدتی پیانو و محل مناسبی برای تدریس نداشت. با این حال شاگردان قدیمش که پیش از او به فرانسه رفته بودند، منتظرش بودند و بهتدریج هنرجویان دیگری، از جمله فرانسویها، به کلاسهایش اضافه شدند.
اقدس پورتراب بعدها از دوستان و شاگردانی که در آن دوره به او کمک کردند با قدردانی یاد کرد و گفت حتی آدمهایی که در زندگی رفتار خوبی با ما نداشتهاند نیز ممکن است اثری مثبت بر مسیرمان بگذارند.
مهاجرت ارتباط او را با ایران و شاگردان ایرانی قطع نکرد. در سالهای بعد بارها به ایران بازگشت و همچنان به تدریس و برگزاری کارگاههای تخصصی ادامه داد.
در اسفند ۱۳۹۷ «نخستین کارگاه آموزشی نوازندگی پیانو» او در آمفیتئاتر دبیرخانه ملی موسیقی شرق برگزار شد. چهار سال بعد، در سوم تیر ۱۴۰۱ و در ۸۲سالگی، بار دیگر در تهران کارگاه «تکنیکهای اجرایی در نوازندگی پیانو» برگزار کرد.

منبع تصویر، aghdas.pourtorab
در آن کارگاه، موومان نخست سونات شماره ۱۴ بتهوون، مشهور به «مهتاب»، نمونه آموزشی بود و موضوعاتی چون اجرای همزمان ملودی و آکومپانیمان با یک دست، اجرای اکتاو لگاتو بدون استفاده از پدال و روشهای تمرین خلاقانه بررسی شد.
عکسهای آن سالها پورتراب را کنار پیانو و نت موسیقی نشان میدهند؛ سازی که از ۱۱سالگی انتخاب کرد و بیش از هفت دهه آموزش آن بخش ثابت زندگیاش شد.
در دی ۱۴۰۲، هنگامی که به مناسبت ورود نوهاش الکساندر به حرفه پزشکی مطلبی نوشت، باز هم نگاهش از زندگی شخصی فراتر رفت. از پزشکانی نوشت که برای کاستن از درد انسانها سالها تلاش میکنند و در برابر آنها از کسانی گفت که با جنگ جان انسانهای دیگر را میگیرند. او در پایان ابراز شگفتی کرد که بشر با همه «هوش و درایتش» هنوز نتوانسته راهی برای «صلح دائمی» پیدا کند.
و وقتی در پایان آن گفتوگوی طولانی از او درباره زندگیاش پرسیدند، اقدس پورتراب گفت که اگر بخواهد خاطراتش را از کودکی تا آن روز بنویسد، شاید «۱۸ تا ۲۰ کتاب» شود.
از خانهای بدون پیانو آغاز کرد، از هنرستان عالی موسیقی و ارکستر سمفونیک تهران گذشت، به پاریس و فرایبورگ و کلاس ادیت پیچت اَکسِنفِلد رسید و در ایران و فرانسه با چند نسل ارتباط پیدا کرد.




































