سلاحی که دور تازه درگیریها را آغاز کرد؛ آیا راکتهای ایران میتوانند تنگه هرمز را مینگذاری کنند؟

منبع تصویر، defapress
- نویسنده, رضا ثابتی
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
دور تازه تنش نظامی میان ایران و آمریکا پس از نزدیک به یک ماه وقفه، با حمله به پرتابگرهایی آغاز شد که به گفته آمریکا برای مینگذاری به شیوهای نامتعارف آماده میشدند: شلیک راکتهای حامل مین دریایی به سوی تنگه هرمز.
سنتکام، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، روز ۳۰ اوت (۸ شهریور)اعلام کرد که دو پرتابگر سپاه پاسداران را در جزیره لارک، در نزدیکی مسیرهای کشتیرانی تنگه هرمز، هدف قرار داده است.
تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، گفت نیروهای سپاه در حال آماده شدن برای شلیک «راکتهای حامل مین دریایی» به سوی تنگه دیده شده بودند. ایران در واکنش، پایگاه نیروهای آمریکایی در اردن را با موشک هدف گرفت و به این ترتیب حملات متقابل دو طرف دوباره آغاز شد.
در روایت آمریکا، پرتابگرهای لارک قرار بود مینها را از خشکی و بدون نیاز به قایق یا کشتیهای مینگذار به داخل تنگه برسانند. سپاه پاسداران پیشتر نمونهای از چنین سامانهای را در یک رزمایش به نمایش گذاشته بود، اما حمله به لارک برای نخستین بار مینگذاری با راکت را به یکی از محورهای درگیری مستقیم دو کشور تبدیل کرد.
این حمله تنها دو روز پس از آن انجام شد که فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد مینهای کارگذاشتهشده در مسیرهای بینالمللی تنگه هرمز پاکسازی شدهاند. روزنامه فایننشال تایمز اخیرا گزارش داد که این عملیات چهار ماه طول کشید و عمدتا شبانه، با حضور غواصان نیروی دریایی آمریکا و استفاده از قایقهای رباتیک و تجهیزات بدون سرنشین زیرسطحی انجام شد.
به نوشته این روزنامه، سازمان بینالمللی دریانوردی در ماه ژوئن شمار مینهای کارگذاشتهشده در مسیرهای حیاتی کشتیرانی را حدود ۸۰ فروند برآورد کرده بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در اواخر ماه اوت گفت همه مینهای موجود در آبراههای بینالمللی پاک یا منفجر شدهاند؛ هرچند نهادهای اطلاعرسانی دریایی همچنان درباره احتمال وجود مینهای شناور یا ثبتنشده هشدار میدادند.
اسکات ساویتز، مهندس ارشد موسسه رند و کارشناس مینهای دریایی، به بیبیسی فارسی گفت که مینگذاری در مقایسه با عملیات مقابله با مین، به منابع بسیار کمتری نیاز دارد و چندین برابر سریعتر است: «ایجاد یک میدان مین ممکن است چند ساعت طول بکشد، در حالی که باز کردن مسیر از میان آن میتواند روزها یا هفتهها زمان ببرد.»
از رزمایش سپاه تا حمله به لارک

منبع تصویر، Gallo Images/Orbital Horizon/Copernicus Sentinel Data 2026
پیشینه این سامانه به رزمایش «پیامبر اعظم ۱۹» نیروی دریایی سپاه در بهمن ۱۴۰۳ (ژانویه ۲۰۲۵) بازمیگردد. رسانههای ایران در پوشش این رزمایش، تصاویری از شلیک چند راکت از یک پرتابگر نصبشده روی کامیون منتشر کردند. سپس اجسامی مخروطیشکل در ویدیو دیده میشد که روی آب شناور بودند و به عنوان مین دریایی معرفی میشدند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
خبرگزاری دفاعپرس در گزارش آن رزمایش نوشت مینها «در محفظهای مشابه راکتهای فجر-۵ قرار گرفته و با لانچر از ساحل به سوی مناطق مورد نظر در دریا شلیک میشوند». این رسانه وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح همچنین مدعی شد که با این روش میتوان ظرف یک ساعت «صدها مین» را به سوی دریا پرتاب کرد؛ هر چند درباره امکان فنی چنین ادعایی توضیح نداد.
فیلم این رزمایش، صحنه شلیک و اجسام شناور را نشان میداد، اما روند جدایی محفظه از راکت و ورود مین به آب در یک نمای پیوسته دیده نمیشد. سایت دفاعپرس در آن زمان نوشت: «مین جدید نیروی دریایی سپاه قابلیتهای متفاوتی نسبت به دیگر مینهای دریایی دارد که فرماندهان، این قابلیتها را محرمانه دانستهاند.»
فرماندهی مرکزی آمریکا در توضیح حمله به لارک، نوع پرتابگر را اعلام نکرد. تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، نیز در گفتوگو با نشریه نظامی وار زون اظهارات خود را به مشاهده نیروهای سپاه در حال آمادهسازی «راکتهای حامل مین دریایی» محدود کرد. نام فجر-۵ زمانی وارد گزارشها شد که این تجهیزات با سامانه مینگذاری نمایشدادهشده در رزمایش سال قبل در ایران مقایسه شدند.
فجر-۵؛ یک راکت با چند ماموریت

منبع تصویر، Tasnim News
فجر-۵ بزرگترین عضو شناختهشده خانواده راکتهای توپخانهای فجر است؛ خانوادهای که طراحی اولیه آن به راکتهای غیرهدایتشونده زمینبهزمین بازمیگردد و از دهه ۱۹۹۰ تاکنون نمونههای متفاوتی از آن ساخته شده است.
بر اساس ویژگیهای منتشرشده در سایت مرکز صادرات محصولات دفاعی ایران، نمونه متعارف فجر-۵ راکتی با قطر ۳۳۳ میلیمتر و طول ۶/۴ متر است. وزن راکت ۹۰۷ کیلوگرم، وزن کامل سر جنگی آن ۱۷۵ کیلوگرم و برد اعلامشدهاش ۷۵ کیلومتر است. این راکت معمولا از یک پرتابگر چهارلوله نصبشده روی کامیون شلیک میشود.
در سایت مرکز صادرات آمده است: «سامانه راکتانداز فجر-۵ یکی از سامانههای راکتی چندگانه ساخت ایران است که در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی (دهه ۱۹۹۰ میلادی) توسعه یافت. این سامانه برای پشتیبانی آتش سنگین و حملات دوربرد طراحی شده و نقش مهمی در تقویت توان تهاجمی و بازدارندگی نیروهای مسلح ایران ایفا میکند.»
مشخصات ارائهشده به نمونه پایه فجر-۵ مربوط است و همه اعضای این خانواده آرایش یکسانی ندارند. وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در بهمن ۱۳۹۵ از «فجر-۵سی»، نمونه هدایتشونده این راکت، رونمایی کرد. مرکز صادرات وزارت دفاع نیز از نمونهای دومرحلهای از فجر-۵ نام برده است که برد آن در منابع ایرانی ۱۸۰ تا ۱۹۰ کیلومتر اعلام شده است.
در سال ۱۴۰۲ نیز سایت دفاعپرس از آزمایش «سر جنگی ترموباریک» برای فجر-۵ خبر داد؛ نوعی مهمات که ابتدا مواد سوختی را در هوا پخش و سپس مشتعل میکند و موج فشار طولانیتر و حرارت شدیدی به وجود میآورد.
این نمونهها نشان میدهد که ایران در طول زمان، بدنه اصلی فجر-۵ را برای ماموریتها و محمولههای متفاوت تغییر داده است. سامانه مینگذار نمایشدادهشده در رزمایش سپاه، گام دیگری در همین مسیر معرفی شد: جایگزین کردن سر جنگی انفجاری با محفظهای که یک مین را به آب میرساند.
به نوشته سایت نظامی وار زون، برد ۷۵ کیلومتری فجر-۵ برای رساندن محموله آن از سواحل یا جزایر ایران به مسیرهای کشتیرانی تنگه هرمز، از جمله مسیر جنوبی، کافی است. متحرک بودن پرتابگر نیز به خدمه امکان میدهد پس از شلیک به سرعت محل را ترک کنند و زمان کمتری در معرض شناسایی و حمله باشند.
وزن محمولهای که راکت میتواند حمل کند، اندازه مین را نیز محدود میکند. مقالهای در سایت «مرکز امنیت دریایی بینالمللی» ظرفیت محموله فجر-۵ را حدود ۹۰ کیلوگرم برآورد کرده است؛ وزنی کمتر از بسیاری از مینهای دریایی متعارف آمریکا و چین. بر اساس این ارزیابی، خطر اصلی این مینهای کوچک از پخش شدن آنها در مسیر عبور کشتیها ناشی میشود. برخورد با چند مین میتواند یک شناور را از حرکت بیندازد و آسیب هر چند محدود به چند کشتی تجاری ممکن است شرکتهای کشتیرانی را به تغییر مسیر یا توقف رفتوآمد در منطقه وادارد.
دشوارترین مرحله؛ رسیدن سالم به آب

منبع تصویر، IRIB
اسکات ساویتز، کارشناس موسسه رند، به بیبیسی فارسی گفت مینهای دریایی معمولا از شناورهای سطحی، زیردریاییها یا هواپیماها رها میشوند و مینهای هوابرد با چتر فرود میآیند. اما در یک سامانه راکتی، مین باید هم مرحله پرتاب و هم ورود به آب را بدون آسیب جدی پشت سر بگذارد.
او گفت: «تصور ترکیبی از راکت و مین که در آن مین هنگام پرتاب یا ورود به آب آسیب قابل توجهی نبیند، دشوار است.» آقای ساویتز میگوید از نظر تئوری چنین امکانی وجود دارد اما عملی شدن آن را «بسیار بعید» ارزیابی میکند.
هارلن اولمن، افسر ارشد بازنشسته نیروی دریایی آمریکا، نیز در گفتوگو با الجزیره، روایت مینگذاری با راکت را «نامحتمل» خوانده و گفته است شدت برخورد راکت با سطح آب میتواند به مینهای حملشده «آسیب زیادی» وارد کند. آقای اولمن گفته است که ایران راههای متعدد دیگری برای کار گذاشتن مین در اختیار دارد.
آقای ساویتز میگوید پرتاب راکتی یک نقطه ضعف دیگر نیز دارد: مسیر پرواز راکت و نقطه ورود مین به آب به وضوح دیده میشود و محدوده جستوجو را برای نیروهای مقابله با مین مشخصتر میکند.
به گفته این کارشناس مهمترین مزیت مینگذاری هوایی - و در صورت عملی بودن، مینگذاری راکتی - دسترسی به آبهایی است که شناور مینگذار نمیتواند با امنیت وارد آنها شود.
او به دو نمونه تاریخی اشاره میکند: مینگذاری هوایی آمریکا در آبهای زیر کنترل ژاپن در جنگ جهانی دوم و عملیات مینگذاری بندر هایفونگ در ویتنام شمالی. در هر دو مورد، هواپیماها مینها را به مناطقی رساندند که ورود کشتی مینگذار به آنها پرخطر بود.
به گفته آقای ساویتز، اگر آمریکا مانع نزدیک شدن شناورهای ایرانی به مسیرهای کشتیرانی شود، ایران ممکن است برای رساندن مین به این مناطق به روشهای دیگری متوسل شود.
مرکز امنیت دریایی بینالمللی نیز در مقالهای میگوید انتقال مین با موشک یا راکت، فاصله میان نیروی مینگذار و میدان مین را افزایش میدهد و سرعت ایجاد میدان را بالا میبرد.
روش دیگری که اسکات ساویتز به آن اشاره میکند، رها کردن مینهای شناور از نزدیکی ساحل و سپردن حرکت آنها به جریان آب است. با این حال او میگوید جریانهای تنگه میتوانند این مینها را از مسیر مورد نظر منحرف کنند. در نتیجه تهدید آنها پایدار نمیماند و ممکن است متوجه کشتیهایی شود که به سوی بنادر ایران میروند یا از آنها بازمیگردند.

منبع تصویر، Fars News
چند ساعت مینگذاری، چند هفته پاکسازی
پاکسازی مینهای دریایی چند مرحله دارد. ابتدا مسیر با سونار بررسی میشود؛ سامانهای که با فرستادن امواج صوتی و دریافت بازتاب آنها، اجسام زیر آب را آشکار میکند. سپس باید مین از سنگها، قطعات لاشه و دیگر اجسام کف دریا تشخیص داده شود. پس از تایید، غواص یا ربات زیرآبی به محل میرود تا مین را خنثی کند یا با قرار دادن مواد منفجره در کنار آن، انفجاری کنترلشده انجام دهد.
گزارش فایننشال تایمز از عملیات آمریکا در تنگه هرمز، استفاده از همین ترکیب را شرح میدهد: شناورهای بدون سرنشین و تجهیزات زیرسطحی ابتدا کف دریا را جستوجو میکردند و غواصان یا رباتها در مرحله بعد به مینهای شناساییشده نزدیک میشدند. این عملیات عمدتا در تاریکی شب انجام شد و چهار ماه ادامه یافت.
اسکات ساویتز به بیبیسی فارسی میگوید اگر نیروهای مینروب همزمان با موشک یا پهپاد هدف قرار گیرند، پاکسازی بسیار کندتر و دشوارتر میشود و حتی ممکن است متوقف بماند. به همین دلیل، او موثرترین شکل مقابله با مین را جلوگیری از ورود آن به آب میداند: هدف گرفتن محلهای نگهداری مین یا ابزارهایی که برای انتقال و استقرار آن به کار میروند.
این همان توضیحی است که آمریکا برای حمله به پرتابگرهای لارک ارائه کرده است. به گفته سنتکام، هدف قرار دادن پرتابگرها پیش از شلیک، مانع ورود مینهای تازه به مسیرهایی شد که پاکسازی آنها به تازگی پایان یافته بود.
در ارزیابی اسکات ساویتز، کشتیهای عبوری از هرمز با دو دسته خطر روبهرو هستند: مینهایی که در سطح یا زیر آب قرار میگیرند و موشکها و پهپادهایی که از هوا حمله میکنند. بازگشت بخش عمده کشتیرانی تجاری، به گفته او، زمانی امکانپذیر است که هر دو خطر به سطحی قابل قبول کاهش یابد.
رزمایش سال ۲۰۲۵ نشان داد سپاه پاسداران ایده رساندن مین به دریا با راکت را وارد نمایش تواناییهای خود کرده است. حمله به لارک نیز نشان داد آمریکا این احتمال را در محاسبات عملیاتی خود جدی میگیرد. اما با تردیدهایی که درباره کارآیی چنین روشی مطرح شده، مرز میان یک نمایش نظامی و یک سلاح عملیاتی همچنان مبهم است.

































