شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
کدام زودتر تمام میشود؛ ذخایر نفت یا جنگ؟ ایران چگونه ترامپ را وادار به صلح میکند؟
- نویسنده, الکسی کالمیکوف
- شغل, بیبیسی روسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
دونالد ترامپ زمان زیادی برای رسیدن به توافق با ایران و متقاعد کردن این کشور به بازگشایی تنگه هرمز ندارد. در سه ماه نخست جنگ، بازار جهانی با کمبود بیش از یک میلیارد بشکه نفت مواجه شد، اما به لطف ذخایر استراتژیک و کمی شانس، توانست این بحران را نسبتا بدون دردسر پشت سر بگذارد.
با این حال، تابآوری بازار به سرعت رو به اتمام است و اقتصاددانان و سازمانهای بینالمللی هشدار میدهند که بدون رفع محاصره هرمز، قیمت نفت در ماههای ژوئیه و اوت بار دیگر جهش خواهد کرد و اقتصاد جهانی را در آستانه رکود قرار خواهد داد.
حتی اگر جنگ همین امروز پایان یابد و نفت، گاز و فرآوردههای نفتی که در خلیج فارس گرفتار شده، دوباره راهی بازارهای جهانی شود، جهان دیگر مانند گذشته نخواهد بود.
بازگرداندن جریان عرضه و جبران ذخایری که طی این مدت تخلیه شدهاند، ماهها زمان خواهد برد. علاوه بر این در آینده، هم مصرفکنندگان و هم تولیدکنندگان نفت ناچار خواهند بود برای سازگار شدن با واقعیتی تازه هزینه بپردازند؛ واقعیتی که در آن دیگر آزادی تجارت انرژی امری تضمینشده نیست.
جنگ باعث شد قیمت نفت از حدود ۶۰ دلار به بیش از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه افزایش یابد، اما این قیمت همچنان بسیار پایینتر از پیشبینیهای بدبینانه درباره نفت ۲۰۰ دلاری بود.
دلیل این وضعیت آن بود که پیش از آغاز جنگ، بازار جهانی با مازاد عرضه نفت روبهرو بود. پس از بسته شدن تنگه هرمز نیز کشورهای غربی گستردهترین فروش ذخایر راهبردی نفت در تاریخ معاصر را آغاز کردند.
علاوه بر این، مشخص شد شرکتهای خصوصی نیز در مخازن خود در نقاط مختلف جهان ذخایر قابل توجهی از نفت خام و فرآوردههای نفتی در اختیار دارند. از سوی دیگر، چین که بزرگترین خریدار نفت جهان است، موفق شد واردات خود را به شکل چشمگیری کاهش دهد.
اما فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی، هشدار داده است که همه این تدابیر تنها راهحلهایی موقت هستند.
ذخایر رو به پایان
آقای بیرول گفت: «وقتی پسانداز دارید اما درآمدی ندارید، میتوانید مدتی از آن خرج کنید، اما بالاخره پول تمام میشود. اکنون تقریبا در چنین وضعیتی قرار داریم.»
او افزود: «مشکل اینجاست که از اواخر ژوئن و اوایل ژوئیه فصل تعطیلات آغاز میشود؛ دورهای که به طور معمول مصرف نفت در آن افزایش مییابد. در شرایطی که ذخایر رو به کاهش است و نفت جدیدی از خلیج فارس وارد بازار نمیشود، این خطر وجود دارد که در ماههای ژوئیه و اوت وارد محدوده بحرانی شویم.»
رئیس آژانس بینالمللی انرژی - نهادی که کشورهای ثروتمند آن را دقیقا برای مواجهه با چنین مواقعی یعنی پیشبینی و پیشگیری از بحرانهای انرژی تاسیس کردهاند - افزود تنها راه چاره، بازگشایی تنگه هرمز است.
بحران به اندازهای جدی شده که فاتح بیرول روز جمعه تصمیم گرفت همراه با روسای سه نهاد بینالمللی دیگر که مسئول حفظ ثبات اقتصادی جهان هستند، بیانیهای هشدارآمیز منتشر کند.
در بیانیه مشترک روسای آژانس بینالمللی انرژی، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی آمده است: «ذخایر نفت با سرعتی بیسابقه در حال کاهش است، زیرا تنگه هرمز همچنان در محاصره قرار دارد. اگر جریان عرضه از سر گرفته نشود، کاهش سریعتر ذخایر در آستانه اوج تقاضای تابستانی در نیمکره شمالی، امنیت انرژی، ثبات بازارها و اقتصاد جهانی را به طور کلی با تهدید روبهرو خواهد کرد.»
چرا قیمت نفت هنوز به ۲۰۰ دلار نرسیده است؟
مگان اوساليوان از دانشگاه هاروارد و جیسون بوردوف از دانشگاه کلمبیا، که در دولتهای جورج بوش پسر و باراک اوباما سمت مشاور بودند، میگویند در تمام سناریوهایی که کاخ سفید برای اختلال در بازار جهانی نفت بررسی کرده بود، بسته شدن تنگه هرمز همواره به جهش قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه و رکود اقتصادی گسترده در بسیاری از کشورهای جهان منجر میشد.
در عمل، قیمتها هنوز به این حد نرسیده است. اما آنها مینویسند: «کاملا ممکن است این وضعیت تنها یک وقفه موقت باشد. ذخایر نفت ظرف چند هفته آینده به پایان خواهد رسید و اگر تا آن زمان درگیریها پایان نیافته باشد، قیمتها باید افزایش پیدا کند.»
این دو مشاور سابق دولت آمریکا گفتهاند: «نه فروش ذخایر راهبردی نفت و نه هیچیک از اقدامات اضطراری دیگر هرگز نمیتواند کاهش روزانه نزدیک به ۱۵ میلیون بشکه نفت را جبران کند.»
پل هورسنل از موسسه مطالعات انرژی آکسفورد میگوید دخالت دولتها ممکن است در آینده خود به منشا مشکلات تازهای تبدیل شود. به گفته او، مداخله در بازار - چه از طریق عرضه نفت، چه از راه سیاستهای مالی و چه از طریق پیامهای اطمینانبخش - انتظاراتی غیرواقعی ایجاد میکند و سازوکار طبیعی بازار برای بازگرداندن تعادل میان عرضه و تقاضا از طریق قیمت را مختل میکند.
او هشدار میدهد: «اگر در این مرحله سازوکارهای بازار برای مهار تقاضا به طور کامل فعال نشود، زمانی که ناگزیر نوبت به اصلاح بازار برسد، این تعدیل بسیار دردناکتر خواهد بود.»
ذخایر نفت چه زمانی به پایان میرسد؟
پل هورسنل میگوید ابعاد شوک نفتی کنونی از هر بحران مشابهی در گذشته بزرگتر است. برآوردهای موسسه مطالعات انرژی آکسفورد نشان میدهد که در بحران سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۷۹ جهان با کمبود ۶۴۰ میلیون بشکه نفت روبهرو شد و در جریان نخستین جنگ خلیج فارس این رقم ۴۲۰ میلیون بشکه بود. اما اکنون این رقم از ۱/۱ میلیارد بشکه فراتر رفته است.
او میگوید: «شنیدهام برخی ادعا میکنند این وضعیت اصلا شوک محسوب نمیشود، چون بازار توانسته خود را با آن تطبیق دهد. بله، بازار دوام آورده است، اما تنها به بهای کاهش بسیار چشمگیر ذخایر. اینکه در کوتاهمدت ذخایر موجود برای جبران کمبود کافی بودهاند، به این معنا نیست که با یک شوک واقعی روبهرو نبودهایم.»
به گفته کارشناسان به محض آنکه ذخایر به سطح بحرانی برسند، در شرایطی که تنگه هرمز همچنان بسته باشد، تنها راه ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضا افزایش شدید قیمتها خواهد بود.
پل هورسنل میگوید: «برآورد من این است که حداکثر سه ماه تا رسیدن به آن نقطه باقی مانده است و با توجه به روند فعلی، شاید حتی کمتر از آن.»
دیوید فایف، اقتصاددان ارشد «آرگوس مدیا»، نشریه تخصصی بازار انرژی، نیز با این ارزیابی موافق است.
او مینویسد: «حتی اگر تا ماه ژوئن بخشی از عبور و مرور از تنگه هرمز از سر گرفته شود، بازگرداندن تعادل به بازار پس از چنین اختلال گستردهای در عرضه، مستلزم حفظ قیمتهای بالا خواهد بود.»
او میافزاید: «هرچه موجودی ذخایر نفت به سطحی نزدیک شود که دیگر امکان برداشت بیشتر از آن وجود ندارد، قیمتها ناگزیر باید بالاتر رود تا مصرف کاهش یابد. به همین دلیل است که آن اصل قدیمی همچنان صدق میکند: بهترین درمان برای قیمتهای بالا، همان قیمتهای بالاست.»
«جهان دیگر مانند گذشته نخواهد بود»
کارشناسان هشدار میدهند که الگوی پیش از جنگ در بازار جهانی انرژی فروپاشیده و هرگز به شکل سابق بازنخواهد گشت. آنها میگویند حتی پس از پایان درگیریها نیز تولیدکنندگان و مصرفکنندگان انرژی همواره خطر اختلالهای جدید را در محاسبات خود در نظر خواهند گرفت و برای ایجاد ذخایر بیشتر، احداث خطوط لوله جایگزین، توسعه تولید داخلی و حرکت به سوی انرژیهای تجدیدپذیر برنامهریزی و هزینه خواهند کرد.
هلن تامپسون، کارشناس انرژی در دانشگاه کمبریج، در پادکست بلومبرگ گفت: «عربستان سعودی دیگر هرگز امکان صادرات از طریق تنگه هرمز را امری بدیهی تلقی نخواهد کرد. به همین ترتیب، چین نیز واردات از مسیر تنگه هرمز را دیگر تضمینشده نخواهد دانست.»
مگان اوساليوان و جیسون بوردوف، مشاوران پیشین کاخ سفید، معتقدند در واقعیت جدیدی که در حال شکلگیری است، نقش بازارهای آزاد در نظام جهانی انرژی کمرنگتر و نقش دولتها پررنگتر خواهد شد.
آنها مینویسند امنیت انرژی بیش از گذشته به یکی از محورهای اصلی سیاست اقتصادی و خارجی کشورها تبدیل خواهد شد. به گفته این دو کارشناس، بازارها همچنان نقش مهمی خواهند داشت، اما دولتها برای حفظ امنیت ملی و اقتصادی با دفعات بیشتر و قاطعیت بیشتری در بازار مداخله خواهند کرد.
آنها هشدار میدهند: «خطر اینجاست که تلاش برای افزایش امنیت، نظام انرژی را پرهزینهتر و کمبازدهتر کند. همچنین این روند میتواند شکاف اقتصاد جهانی را به بلوکهای رقیب سرعت ببخشد؛ به گونهای که تجارت انرژی بیش از آنکه بر مبنای قیمت و کارایی شکل بگیرد، تحت تاثیر ائتلافهای سیاسی و رقابتهای راهبردی قرار گیرد.»
البته این عقبگرد از جهانیسازی مدتها پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شده بود. رویارویی آمریکا و چین، جنگ روسیه علیه اوکراین و جنگهای تجاری دونالد ترامپ با کشورهای مختلف جهان، از جمله نزدیکترین متحدان آمریکا، از مهمترین عوامل این روند به شمار میروند.
در نتیجه، هزینهها در سراسر جهان رو به افزایش است و به اعتقاد پل کروگمن، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل، حتی ایالات متحده که بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان است نیز دیگر توان ادامه مسیر فعلی را ندارد.
او اوایل این هفته در وبلاگ خود نوشت: «زمان به نفع ما نیست.»
آقای کروگمن افزود: «ذخایر راهبردی نفت جهان در آستانه اتمام است و ذخایر تسلیحات حیاتی ما نیز تحت فشار قرار دارد. حمایت متحدان و افکار عمومی آمریکا از دست رفته است. همه این عوامل نشان میدهد که باید هرچه سریعتر به این جنگ پایان داد.»