چرا روابط ایران و امارات به مرز بحران رسیده است؟

    • نویسنده, بخش مانیتورینگ
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

حتی اگر چشم‌اندازی برای برقراری صلح میان ایران و آمریکا وجود داشته باشد، تهران با گسترش جنگ به سطح منطقه، اکنون با فضایی خصمانه در خلیج فارس روبه‌رو است.

به طور خاص امارات متحده عربی بیشترین آسیب را از حملات موشکی و پهپادی ایران دیده است که در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه انجام شد. امارات اکنون از دیگر شرکای خود در خلیج فارس فاصله گرفته و موضعی تقابلی‌تر در برابر جمهوری اسلامی در پیش گرفته است.

با وجود آتش‌بس شکننده‌ای که در ماه آوریل برقرار شد و تلاش دیگر کشورهای خلیج فارس برای جلوگیری از آغاز دوباره جنگ، خصومت میان ایران و امارات به مجامع دیپلماتیک بین‌المللی نیز کشیده شده و حتی ممکن است به اقدامات نظامی پنهانی نیز منجر شده باشد.

در نشست وزیران خارجه کشورهای عضو بریکس در دهلی نو در روزهای ۱۴ و ۱۵ مه، امارات ادعاهای ایران مبنی بر کمک این کشور به تلاش‌های آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران را رد کرد و این ادعاها را «تلاش برای توجیه حملات تروریستی ایران» توصیف کرد که «امارات و دیگر کشورهای منطقه را هدف قرار داده است».

در پاسخ، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، امارات را «شریکی فعال» در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران خواند.

تنها چند روز بعد، یک پهپاد در نزدیکی نیروگاه هسته‌ای براکه در امارات فرود آمد. امارات اعلام کرده که همچنان در حال بررسی این حادثه است و گفت که این حمله از خاک عراق انجام شده است. در مقابل، منابع ایرانی اصرار دارند که این حمله کار اسرائیل بوده و هرگونه مسئولیت ایران را رد می‌کنند.

این حمله در پی گزارش‌هایی صورت گرفت که می‌گفت امارات متحده عربی در طول جنگ اخیر حملاتی را به صورت مخفیانه علیه ایران انجام داده است.

این خصومت آشکار و کم‌سابقه میان ایران و امارات در شرایطی شکل گرفته که دو کشور از نظر تجارت، مهاجرت و پیوندهای تاریخی، روابطی عمیق و عمل‌گرایانه با یکدیگر دارند.

چه عواملی ایران و امارات را به بن‌بست کنونی رسانده است؟ و این دشمنی سرسختانه میان دو همسایه نزدیک و قدرتمند چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد؟

روابط تجاری و اقتصادی

بنادری که اکنون بخش عمده‌ای از اقتصاد امارات بر آن‌ها استوار است، از گذشته پیوندهای گسترده تجاری و مهاجرتی با ایران، بزرگ‌ترین همسایه امارات در خلیج فارس، داشته‌اند. این پیوندها با وجود فراز و نشیب‌های سیاسی، تا امروز همچنان پابرجا مانده‌اند.

امارات پس از چین، بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران به شمار می‌رود. ایران نه تنها برای تامین حدود یک‌سوم واردات خود به امارات وابسته است، بلکه امارات نیز پس از چین یکی از بزرگ‌ترین مشتریان نفت کوره ایران بوده است.

امارات همچنین میزبان صدها هزار ایرانی است که در این کشور زندگی می‌کنند، کار می‌کنند یا کسب‌وکار دارند. افزون بر این، میلیاردها دلار دارایی ایرانی نیز در امارات نگهداری می‌شود.

این کشور در سال‌های گذشته به یکی از مسیرهای حیاتی دور زدن تحریم‌های ایران تبدیل شده و میزبان شبکه‌ها و شرکت‌های پوششی بوده است که معاملات مهم نفتی و تجاری ایران را از دید نهادهای نظارتی آمریکا پنهان می‌کردند.

اکنون این روابط در نتیجه تشدید تنش‌ها میان ایران و امارات با تهدید روبه‌رو شده است.

گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه برخی ایرانیان ساکن امارات متوجه شده‌اند که مجوز اقامت آنها لغو شده و دیگر اجازه ورود مجدد به این کشور را ندارند؛ گزارش‌هایی که بعدا از سوی امارات تکذیب شد.

جزایر مورد مناقشه

یکی از قدیمی‌ترین عوامل تنش میان دو کشور، جزایر تحت کنترل ایران یعنی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی است که امارات نیز بر آنها ادعای مالکیت دارد.

این جزایر که در تنگه هرمز قرار دارند، در نوامبر ۱۹۷۱، تنها چند روز پیش از تاسیس امارات متحده عربی، به کنترل ایران درآمدند و تهران از آن زمان حاکمیت خود را بر این جزایر حفظ کرده است.

این اختلاف همواره یکی از منابع پایدار تنش میان دو همسایه بوده و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس نیز معمولا از موضع امارات حمایت کرده‌اند.

در جریان جنگ اخیر و در پی انتشار گزارش‌هایی مبنی بر این‌که مقام‌های آمریکایی امارات را به تصرف جزایر تحت کنترل ایران تشویق کرده‌اند، تهران صراحتا درباره هرگونه اقدام نظامی برای تصرف این جزایر به امارات هشدار داد.

جنگ ایران و اسرائیل

پیش از آغاز جنگ اخیر، امارات متحده عربی تلاش می‌کرد میان روابط حساس خود با اسرائیل و ایران توازن برقرار کند. امارات در سال‌های اخیر در حال گسترش پیوندهای خود با اسرائیل بود و این روند نگرانی شدید ایران را به همراه داشت.

تلاش امارات برای حفظ توازن میان ایران و اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه سال گذشته نیز آشکار بود. امارات هم حمله اسرائیل به ایران و نقض حاکمیت این کشور را محکوم کرد و هم حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی عدید در قطر را که در واکنش به حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران انجام شد.

در آن مقطع، امارات با وجود نقش برجسته‌ای که به عنوان حامی پیمان ابراهیم و عادی‌سازی روابط منطقه‌ای با اسرائیل داشت، توانست خود را از جنگ ایران دور نگه دارد.

اما در جریان جنگ اخیر، ایران کشورهای خلیج فارس و به ویژه امارات را به دلیل میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکا و احتمال مشارکت در حملات علیه ایران هدف قرار داد.

در نتیجه، امارات به تدریج موضع سخت‌گیرانه‌تری در قبال ایران در پیش گرفته که در بیانیه‌های رسمی این کشور نیز منعکس شده و در آن‌ها بر حق امارات برای دفاع از خود و ضرورت بازنگری در روابط منطقه‌ای و بین‌المللی این کشور تاکید شده است.

انور قرقاش، مشاور رئیس‌ دولت امارات، تاکید کرده است که حملات ایران، امارات و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را به تقویت توانایی‌های دفاعی و گسترش همکاری‌های امنیتی با آمریکا سوق خواهد داد.

او همچنین گفته است که کشورش ممکن است به تلاش‌های تحت رهبری آمریکا برای تضمین امنیت تنگه هرمز بپیوندد؛ اظهاراتی که نشان‌دهنده فاصله گرفتن از رویکرد محتاطانه گذشته و حرکت به سوی سیاستی تهاجمی‌تر و امنیت‌محور در قبال ایران است.

هم‌زمان گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر این‌که امارات در طول جنگ به طور مخفیانه حملاتی علیه ایران انجام داده و حتی از سوی اسرائیل به سامانه دفاع هوایی «گنبد آهنین» مجهز شده است. بر اساس این گزارش‌ها، نیروهایی نیز برای بهره‌برداری از این سامانه از اسرائیل به امارات اعزام شده بودند.

در این میان دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تایید کرد که او در سفری «محرمانه» به امارات رفته است و درباره جنگ ایران با رئیس این کشور گفت‌وگو کرده است؛ هر چند بعد از انتشار این بیانیه امارات این سفر را تکذیب کرد.

این گزارش‌ها از نگاه سیاستمداران و مقام‌های ایرانی دور نماند و واکنش‌های تندتری را به دنبال داشت. روز اول مه، علی خضریان، نماینده اصولگرای مجلس ایران، هشدار داد که «روزهای تلخ و تاریکی در انتظار امارات است» و ارتش این کشور را متهم کرد که هواپیماهایش در حمایت از عملیات آمریکا و اسرائیل فعالیت کرده‌اند.

موازنه جدید در خلیج فارس؟

در حالی که ایران تلاش می‌کند نظم جدیدی را بر تنگه هرمز و منطقه خلیج فارس تحمیل کند، امارات موضع متفاوتی با همسایگان خود در شورای همکاری خلیج فارس در پیش گرفته و در کنار اسرائیل و آمریکا به دنبال سیاستی تقابلی‌تر در برابر ایران است.

با این حال، امارات که اقتصاد آن بر نیروی کار مهاجر، گردشگری، خدمات مالی و تصویر یک «پناهگاه امن» استوار است، در صورت ادامه تنش‌ها با ایران ممکن است زیان‌های قابل‌توجهی متحمل شود. از سوی دیگر، ایران نیز برای دور زدن تحریم‌ها و تداوم فعالیت‌های پنهان اقتصادی خود، تا حد زیادی به امارات به عنوان یک کانال ارتباطی حیاتی تکیه دارد.

فاصله گرفتن آشکار از رویکرد عمل‌گرایانه و مبتنی بر گفت‌وگو که در سال‌های اخیر بر روابط ایران و امارات حاکم بود، پیامدهای مهمی برای کل منطقه خلیج فارس خواهد داشت. این تحول تنها بخشی از بازآرایی گسترده‌تر منطقه‌ای است که با نقش‌آفرینی ایران، امارات و عربستان سعودی در حال شکل‌گیری است.

اینکه آیا دستیابی به توافقی میان ایران و آمریکا می‌تواند از شدت خصومت‌ها بکاهد یا نتیجه‌ای معکوس داشته باشد و امارات را در برابر ایرانی خصمانه و بدبین در موقعیتی منزوی قرار دهد، پرسشی است که پاسخ آن هنوز روشن نیست.