«نه جنگ، نه صلح» در «چهار راه تدبیر»؛ ایران چه گزینه‌هایی در مقابل آمریکا دارد؟

تصاویر دستهایی به رنگ قرمز که تمثیلی از دستان خونین است روی دو پلاکارد پارچه ای بزرگ در خیابان دیده می‌شود. چند زن با چادر مشکی و یک مرد که روی یک چهارپایه ایستاده در حال نوشتن روی پلاکارد هستند. در پلاکارد بالایی نوشته شده: عهد و پیمان با "امام مجتبی خامنه‌ای"
    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

جلسات بازیگران منطقه‌ای در تهران و دوحه و نامه‌نگاری‌های بین ایران و آمریکا از تلاش‌ها برای جلوگیری از وقوع جنگی دیگر حکایت دارد. از مطالب روزنامه‌های میانه‌رو تا تندرو ایران در روزهای اخیر چنین برمی‌آید که نگرانی از آغاز جنگی دیگر میان ایران و آمریکا افزایش یافته است. گزارش‌ها از حمله آمریکا به جزیره قشم در پی شلیک موشک به سمت یک هواپیمای آمریکایی نیز نشان می‌دهد که با وجود تلاش‌های دیپلماتیک، خطر رویارویی نظامی همچنان وجود دارد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران، از فرماندهان ارشد نظامی خواسته است که برای «بازدارندگی حداکثری»، به تهدیدها «پاسخ فوری و بدون محدودیت جغرافیایی» داده شود. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، نیز در تلویزیون اعلام کرد تا زمانی که آمریکا پیش‌شرط‌های ایران را اجرا نکند، خبری از مذاکره نخواهد بود.

در هفته‌ای که گذشت، نمایندگان کشورهایی از جمله پاکستان و قطر پیام‌هایی را میان طرف‌ها ردوبدل کردند و رایزنی‌ها سپس در دوحه ادامه یافت. این رفت‌وآمدها در شرایطی صورت گرفت که اختلاف‌ها بر سر شروط آغاز مذاکرات همچنان پابرجاست و هنوز راهی برای خروج از بن‌بست میان ایران و آمریکا پیدا نشده است.

با بالا گرفتن تنش میان دو کشور و ضرب‌الاجل‌هایی که مقام‌های آمریکایی بارها مطرح کرده‌اند، به نظر می‌رسد گزینه‌های پیش روی دو طرف روزبه‌روز محدودتر می‌شود. ایران بر شروط هفت‌گانه خود اصرار دارد و تا تحقق آنها حاضر به مذاکره بر سر مسائل هسته‌ای نیست. آمریکا نیز این شروط را نپذیرفته و همزمان تسلیحات و تجهیزات نظامی بیشتری در منطقه مستقر کرده است.

در این میان، یک موضوع نیز بارها از زبان مقام‌های ایرانی تکرار می‌شود: اینکه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قابل ادامه نیست.

بر اساس گزارش رسانه‌های ایران، مجتبی خامنه‌ای ۵ آبان‌ماه در دیداری با محسن رضایی، از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به عنوان «چهارراه تدبیر» یاد کرده و خواهان پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» شده است. طبق این گزارش‌ها، او در عین حال، پایان این وضعیت را مشروط به «پیگیری تامین حقوق و منافع ملت ایران و جبهه مقاومت از طریق تحقق شروط مطرح‌شده» دانسته است.

مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، نیز ۳۰ تیرماه در نشستی با صنعتگران و تولیدکنندگان، از قول مجتبی خامنه‌ای گفته بود که او در گفت‌وگوهای خصوصی بر ضرورت پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تاکید کرده است.

بخشی از روزنامه‌ها و چهره‌های سیاسی حامی مذاکره با آمریکا نیز از تاکید بر پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» حمایت کردند. علی خامنه‌ای، رهبر سابق ایران، نیز پس از جنگ ۱۲روزه خواهان پایان دادن به این وضعیت شده بود، اما پس از آن جنگ ۴۰روزه رخ داد که در جریان آن، او و شماری از فرماندهان و مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی کشته شدند.

وضعیت «نه جنگ، نه صلح» چگونه می‌تواند پایان یابد؟ در رسانه‌ها و تحلیل‌های سیاسی داخل ایران چه گزینه‌هایی برای جمهوری اسلامی در برابر آمریکا مطرح می‌شود و آیا ممکن است تهران در آخرین لحظات از برخی شروط و مواضع خود عقب‌نشینی کند؟

خیابان هوادار خامنه ای
توضیح تصویر، برخی از جریان‌های اصولگرا بر ضرورت «مقاومت و تاب‌آوری» در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی تاکید می‌کنند و از شروط جمهوری اسلامی برای مذاکره با آمریکا دفاع می‌کنند

جنگ یا مذاکره؛ گزینه‌ها از نگاه رسانه‌های ایران

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

برای خروج از وضعیت کنونی میان ایران و آمریکا، در نگاه اول سه سناریو قابل تصور است: وقوع جنگ، دستیابی به توافق یا ادامه شرایط «نه جنگ، نه صلح».

تداوم وضعیت کنونی تاکنون پیامدهایی، به‌ویژه در حوزه انرژی، برای کشورهای منطقه و جهان داشته و در صورت ادامه آن، ایران نیز همچنان با فشارهای ناشی از تحریم‌ها و محاصره دریایی روبه‌رو خواهد بود. در همین حال، روز جمعه ۸ آبان‌ماه، یک نماینده مجلس از تهیه طرح سه‌فوریتی «اقتصاد مقاومتی» با امضای ۷۴ نماینده خبر داد؛ طرحی که می‌توان آن را در چارچوب آمادگی برای تداوم شرایط موجود ارزیابی کرد.

در روزنامه‌ها، دیدگاه‌های چهره‌هایی که مذاکره و اجتناب از جنگ را راهی برای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» می‌دانند، بازتاب یافته است. حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، روز شنبه ۹ آبان‌ماه (۳۱ اکتبر) در یادداشتی در روزنامه سازندگی، نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، به محسن رضایی را «فرصت طلایی» دانست و نوشت: «آقای ونس با نوشتن نامه به آقای رضایی، در واقع با نزدیک‌ترین فرد به رهبری وارد تعامل سیاسی شده است و این موضوع به‌خودی‌خود می‌تواند، شانس موفقیت مذاکرات را افزایش دهد».

حسین مرعشی اولویت محسن رضایی را «خارج کردن کشور از وضعیت جنگی و حرکت به سمت صلح» دانست و از او خواست از این «فرصت طلایی» استفاده کند و مانع وقوع جنگ سوم و تحمیل هزینه‌های آن به مردم شود.

ارسال نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و نماینده رهبر جمهوری اسلامی در این شورا، با تحلیل‌ها و تفسیرهای زیادی روبه‌رو شد. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز گفته است که دلیل ارسال نامه به آقای رضایی را نمی‌داند و انتظار می‌رفت این نامه خطاب به محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره‌کننده ایران، باشد. با این حال، نامه آقای ونس خطاب به محسن رضایی نوشته شد؛ کسی که به گفته مجتبی خامنه‌ای در «چهارراه تدبیر» قرار دارد و به نظر می‌رسد نقش پررنگ‌تری در تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی پیدا کرده است.

روزنامه جمهوری اسلامی نیز در یادداشتی با عنوان «پنجره فرصت در برزخ جنگ و مذاکره» تاکید کرد که حتی اگر «احتمال دستیابی به توافق اندک» باشد، ایران باید به مذاکره پاسخ مثبت دهد. این روزنامه نوشت: «اکنون ایران به تصمیم‌های شجاعانه، واقع‌بینانه و به‌موقع نیاز دارد. هنر حکمرانی آن نیست که کشور را تا آخرین نقطه تحمل جامعه در وضعیت بحران نگه داریم».

در مقابل حامیان مذاکره، برخی مقام‌ها و چهره‌های طیف‌های تندرو و حتی تعدادی از میانه‌روها معتقدند که چشم‌اندازی برای صلح وجود ندارد و اقدامات دیپلماتیک آمریکا، از جمله ارسال نامه معاون رئیس‌جمهور این کشور به محسن رضایی، نوعی ظاهرسازی و فریب در آستانه جنگ است. به گفته یکی از کارشناسان روزنامه شرق نیز «نامه ونس به رضایی، بخشی از سناریوی جنگ است». بازتاب این دیدگاه را می‌توان در روزنامه‌های شنبه ۹ آبان‌ماه دید. روزنامه اعتماد، نزدیک به دولت، به نامه پنج‌ماده‌ای جی‌دی ونس و پیشنهادهای مطرح‌شده در آن اشاره کرد و بدون پرداختن به جزئیات نامه، از سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل راهبردی و چهره نزدیک به اصلاح‌طلبان، نقل کرد که آن را «بازی شیطانی» خوانده است.

در روزنامه‌های نزدیک به حکومت، از جمله جام‌جم، وابسته به صداوسیما، جوان، نزدیک به سپاه پاسداران، و فرهیختگان، نزدیک به دانشگاه آزاد، نیز تیترهایی مانند «فریب‌نامه جدید»، «پیام صلح، آرایش جنگ» و «پروژه چماق و هویج» به چشم می‌خورد. از مطالب و تحلیل‌های این روزنامه‌ها چنین برمی‌آید که آنها به اهداف دیپلماتیک آمریکا بدبین هستند و احتمال وقوع جنگ را جدی می‌دانند.

کسانی مانند سعید لیلاز از ماه‌ها پیش بر این باور بوده‌اند که ایران برای بازدارندگی باید به سمت تولید بمب اتم حرکت کند، زیرا به اعتقاد آنها جنگ میان ایران و آمریکا اجتناب‌ناپذیر است. برخی از این تحلیلگران همچنین معتقدند که خسارت‌های ناشی از بمباران زیرساخت‌ها در مقایسه با دستاوردهایی که به باور آنها جمهوری اسلامی پس از جنگ خواهد داشت، قابل چشم‌پوشی است. از نگاه آنها، جمهوری اسلامی می‌تواند از این جنگ عبور کند و حتی با موقعیتی قوی‌تر در منطقه و جهان ظاهر شود و در شکل‌گیری نظم امنیتی جدید منطقه نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

این دیدگاه در میان برخی اصولگرایان و چهره‌های تندرو نیز طرفدارانی دارد. در عین حال، گروهی از این چهره‌ها بر ضرورت «مقاومت و تاب‌آوری» در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی تاکید می‌کنند و از شروط جمهوری اسلامی برای مذاکره با آمریکا دفاع می‌کنند.

نقش شروط هفت‌گانه ایران در بن‌بست مذاکرات

در حالی که این روزها خبرهایی از رفت‌وآمدها و جلسات پشت درهای بسته فرماندهان نظامی در کاخ سفید منتشر می‌شود، در ایران نیز احتمالا «تیم شش نفره» مسئول پرونده مذاکرات، در حال بررسی آخرین پیشنهادهای میانجی‌ها و تطبیق آنها با شروط هفت‌گانه جمهوری اسلامی است.

به گفته محسن رضایی، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد دیگر اعتباری ندارد و آنچه اکنون مبنای مذاکرات احتمالی با آمریکا قرار دارد، شروط هفت‌گانه ایران است.

محسن رضایی ماه گذشته گفته بود: «آمریکا برخی از شروط هفت‌گانه ایران را پذیرفته، اما ما پاسخشان را ناکافی می‌دانیم. دیپلماسی ایران تغییر کرده و دیگر به گذشته بر نخواهد گشت».

دبیر شورای عالی امنیت ملی، در گفت‌وگو با پرس تی‌وی نیز بر شروط ایران تاکید کرده و گفته بود: «تا زمانی که این شروط اجرا نشود، ایران نه تنگه را باز خواهد کرد و نه به مذاکرات بازخواهد گشت.» او همچنین تاکید کرده بود که دشمنان بار دیگر ناچار خواهند شد در برابر ملت ایران «زانو بزنند».

اما اگر آمریکا شروط هفت‌گانه ایران را نپذیرد، چه گزینه‌هایی پیش روی جمهوری اسلامی قرار دارد و احتمال کوتاه آمدن تهران از برخی از این شروط چقدر است؟

برای شناخت گزینه‌های پیش روی ایران برای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، ابتدا باید نگاهی دوباره به مفاد شروط هفت‌گانه داشت. بر اساس آنچه رسانه‌های نزدیک به حکومت منتشر کرده‌اند، این شروط شامل رفع محاصره دریایی و عقب‌نشینی آمریکا از تنگه هرمز، برقراری آتش‌بس پایدار و پایان جنگ در همه جبهه‌ها، توقف حملات و اقدامات نظامی آمریکا، رفع تحریم‌های نفتی و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران، پایان جنگ اقتصادی و تحریم‌ها، تضمین عدم تکرار حملات و پذیرش حقوق و منافع ایران است.

روزنامه اعتماد که نزدیک به دولت است، در کنار روزنامه‌های جام جم و کیهان، فرهیختگان و جوان نامه معاون رئیس جمهور آمریکا به محسن رضایی را «بازی شیطانی» و پیش زمینه شروع جنگ دانست
توضیح تصویر، روزنامه اعتماد که نزدیک به دولت است، در کنار روزنامه‌های جام جم و کیهان، فرهیختگان و جوان نامه معاون رئیس جمهور آمریکا به محسن رضایی را «بازی شیطانی» و پیش زمینه شروع جنگ دانست

گزینه‌ها در «چهارراه تدبیر»

فرض اول این است که آمریکا و جمهوری اسلامی ایران هیچ‌کدام حاضر به کوتاه آمدن از شروط خود نباشند. در چنین شرایطی، احتمال وقوع جنگ افزایش می‌یابد.

اگر نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، را یکی از آخرین تلاش‌های دیپلماتیک پیش از تشدید احتمالی تقابل میان دو کشور بدانیم و ارسال آن به محسن رضایی را، آن‌گونه که حسین مرعشی توصیف کرده، اقدامی هوشمندانه برای ارتباط با یکی از چهره‌های نزدیک به هسته اصلی تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی تلقی کنیم، این پرسش مطرح می‌شود که در «چهارراه تدبیر» مورد اشاره مجتبی خامنه‌ای، چه گزینه‌هایی پیش روی جمهوری اسلامی قرار دارد؟

علی حاجی‌قاسمی، استاد سیاست‌گذاری اجتماعی و رفاهی دانشگاه سودرتورن سوئد، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید جمهوری اسلامی میان دو مسیر قرار گرفته است: ادامه راهبرد مقاومت و بازدارندگی که به اعتقاد او می‌تواند به جنگ منجر شود، یا حرکت به سمت یک ابتکار دیپلماتیک جدید.

او می‌گوید پرسش این است که «آیا ادامه سیاست مقاومت در شرایط امروز همچنان می‌تواند امنیت و منافع کشور را تامین کند یا نه؟»

به جز احتمال وقوع جنگ، ایران دست‌کم سه گزینه پیش رو دارد. گزینه نخست، ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است. اگر آمریکا از مواضع خود کوتاه نیاید، اما تصمیم به حمله نظامی نگیرد، جمهوری اسلامی ممکن است سیاست «اقتصاد مقاومتی» را دنبال کند و این وضعیت را حتی تا پایان دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ ادامه دهد. با این حال، با توجه به بحران‌های اقتصادی و ناترازی‌های گسترده، این پرسش مطرح است که جمهوری اسلامی تا چه اندازه توان ادامه چنین وضعیتی را خواهد داشت.

گزینه دیگر، توافق محدود و مرحله‌ای است. در این سناریو، ایران می‌تواند بدون ورود به یک توافق جامع، ابتدا برای کاهش خطر درگیری و مدیریت بحران به توافقی محدود با آمریکا برسد. بازگشایی تنگه هرمز، پایان محاصره دریایی، برقراری آتش‌بس در جبهه‌های مختلف، آزادسازی تدریجی دارایی‌های مسدودشده ایران و آغاز مذاکرات درباره غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم می‌تواند از اجزای چنین توافقی باشد. مزیت احتمالی این مسیر، کاهش تنش‌ها بدون نیاز به دستیابی فوری به توافقی نهایی است که ممکن است برای هر دو طرف هزینه‌های سیاسی داشته باشد.

و آخرین گزینه، توافق جامع و مرحله‌ای است. چنین توافقی علاوه بر توقف درگیری‌ها و رفع محاصره، موضوعات بنیادین اختلاف میان ایران و آمریکا را نیز در بر می‌گیرد. در این چارچوب، مسائلی چون تعلیق یا محدودسازی غنی‌سازی، تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم با غنای بالا تحت نظارت و بر اساس سازوکارهای مورد توافق، نحوه آزادسازی دارایی‌ها و زمان‌بندی کاهش یا رفع تحریم‌ها می‌تواند مورد مذاکره و توافق قرار گیرد. همزمان، موضوعات دشوارتر، از جمله ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و شکل آینده روابط ایران با همسایگان و قدرت‌های جهانی، می‌تواند به مراحل بعدی موکول شود.

آنچه این سناریو را به دیدگاه آقای حاجی‌قاسمی نزدیک می‌کند، تاکید او بر ضرورت ابتکار عمل از سوی تهران است. او معتقد است ایران نباید فقط منتظر پیشنهادهای آمریکا بماند، بلکه باید خود با طرحی مشخص وارد مذاکرات شود. از نظر این استاد دانشگاه، چنین اقدامی نه به معنای عقب‌نشینی یا تسلیم، بلکه نوعی بازنگری در اولویت‌های امنیت ملی و انطباق با واقعیت‌های جدید منطقه‌ای و بین‌المللی است.

از نگاه این استاد دانشگاه، یکی دیگر از تغییراتی که می‌تواند در سیاست خارجی جمهوری اسلامی مطرح باشد، فاصله گرفتن از آنچه او الگوی پرهزینه اتکا به نیروهای نیابتی می‌داند و حرکت به سمت همکاری‌های امنیتی و اقتصادی با کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس است. به اعتقاد او، چنین تغییری می‌تواند زمینه‌ساز افزایش امنیت، توسعه اقتصادی و کاهش تنش‌ها در منطقه باشد.

با این حال، حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریوها نیز با توجه به مواضع اعلام‌شده آمریکا، به نظر می‌رسد هر توافق احتمالی به نحوی با پرونده هسته‌ای ایران گره خورده باشد. آمادگی تهران برای پذیرش محدودیت‌هایی در این حوزه، خواه در قالب تعلیق موقت و خواه در چارچوب توافقی گسترده‌تر، از پیش‌فرض‌های بسیاری از طرح‌های موجود است. چنین تصمیمی می‌تواند برای حکومت ایران به معنای عقب‌نشینی از برخی مواضع پیشین خود در پرونده هسته‌ای یا به تعبیری، «نوشیدن جام زهر» باشد.

از این منظر، انتخاب پیش روی تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی تنها میان جنگ و مذاکره نیست، بلکه به ادامه راهبردهای گذشته یا پذیرش تغییراتی در شیوه تامین امنیت ملی نیز مربوط می‌شود.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، مهرماه از «طرح هفت‌روزه» برای بازگشایی تنگه هرمز سخن گفته بود. این طرح نیز بر اساس شروط هفت‌گانه ایران تنظیم شده بود و بر مبنای آن، تهران در ازای توقف درگیری‌ها، از جمله در لبنان، رفع محاصره دریایی، صدور معافیت تحریمی برای صادرات نفت و فراهم شدن امکان دسترسی به دست‌کم ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران، حاضر به بازگشایی تنگه هرمز بود.

این طرح با استقبال آمریکا روبه‌رو نشد، اما آقای عراقچی ۱۰ آبان‌ماه در گفت‌وگو با الجزیره بار دیگر بر امکان بازگشایی سریع تنگه هرمز تاکید کرد و گفت در صورت توافق بر سر شروط ایران، این تنگه می‌تواند ظرف دو روز بازگشایی شود.

در مجموع، هیچ‌یک از گزینه‌های پیش روی جمهوری اسلامی بدون هزینه نیست. وقوع جنگ می‌تواند خسارت‌های غیرقابل پیش‌بینی برای زیرساخت‌ها، اقتصاد و امنیت ایران به همراه داشته باشد. ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نیز می‌تواند فشارهای اقتصادی را تداوم بخشد، به فرسایش توان اقتصادی کشور منجر شود، نااطمینانی را افزایش دهد و بحران‌های ساختاری اقتصاد ایران را تشدید کند. حتی دستیابی به توافق محدود یا جامع نیز، اگر آمریکا همه شروط ایران را نپذیرد، احتمالا مستلزم تصمیم‌های دشواری از سوی جمهوری اسلامی درباره برخی از اصول و سیاست‌هایی خواهد بود که طی دهه‌های گذشته مبنای سیاست خارجی و امنیتی آن بوده‌اند.

در مقابل، مخالفان توافق با آمریکا معتقدند که واشنگتن قابل اعتماد نیست و ممکن است حتی پس از دستیابی به توافق، با طرح مطالبات بیشتر یا عمل نکردن به تعهدات خود، ایران را با فشارهای تازه‌ای روبه‌رو کند.

البته شرایط کنونی با مقاطع پیشین تفاوت‌هایی دارد. چنان‌که علی حاجی‌قاسمی اشاره می‌کند، بخشی از متحدان و نیروهای همسو با ایران در منطقه تضعیف شده‌اند، برنامه هسته‌ای ایران آسیب دیده و تقابل نظامی بیش از گذشته به داخل مرزهای ایران کشیده شده است. از نگاه او، توان موشکی و پهپادی ایران همچنان مهم‌ترین ابزار بازدارندگی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، اما توازن قدرت و موقعیت چانه‌زنی ایران نیز نسبت به سال‌های گذشته تغییر کرده است.

با این حال، روشن نیست جمهوری اسلامی در ماه‌های پس از جنگ تا چه اندازه توانسته توان موشکی، پدافندی و تهاجمی خود را بازسازی یا تقویت کند و این موضوع چه تاثیری بر موازنه نظامی میان دو طرف گذاشته است.

در این میان، گذشت زمان نیز می‌تواند بر گزینه‌های پیش روی دو طرف تاثیر بگذارد. تداوم بن‌بست کنونی ممکن است فرصت‌های دستیابی به توافق را محدودتر کند و خطر رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا را افزایش دهد.