«ترور ادبی» ناتالی پورتمن؟ چگونه یک رمان به جنجالی بزرگ تبدیل شد

منبع تصویر، Siemon Scamell-Katz/ Getty Images
- نویسنده, کلر تورپ
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
جنجالهایی پیرامون رمان تازه ریچل کاسک و شخصیت اصلی آن، یک ستاره سینما به نام «ام»، شکل گرفته است. دلیل این سروصدا چیست و آیا ممکن است این شخصیت بر اساس ناتالی پورتمن خلق شده باشد؟
از زمانی که ترومن کاپوتی اسرار دوستان خود در محافل اشرافی را دستمایه نوشتههایش قرار داد تا زمانی که شباهت چشمگیر میراندا پریستلی در فیلم «شیطان پرادا میپوشد» به آنا وینتور، سردبیر ووگ، مورد توجه قرار گرفت، همیشه کشف اینکه یک شخصیت ادبی شاید کاملا خیالی نباشد جذابیت خاصی داشته است؛ بهویژه زمانی که گفته میشود الهامبخش آن یک چهره شناختهشده بوده است.
رمان جدید ریچل کاسک با عنوان «زندگی ام»، داستان بازیگری خیالی به نام «ام» را روایت میکند که بعضی جزئیات زندگیاش بهشکلی عجیب به زندگی واقعی ناتالی پورتمن، ستاره سینما، شباهت دارد.
ناشر کتاب آن را «کاوشی سوزان در باب شهرت، قدرت، زیبایی و حقیقت» توصیف کرده است.
کاسک یکی از تحسینشدهترین و نوآورترین نویسندگان داستان معاصر به شمار میرود و به همین دلیل، انتشار هر کتاب تازهای از او رویدادی ادبی محسوب میشود. اما زمانی که گمانهزنیها درباره ارتباط احتمالی شخصیت اصلی با ناتالی پورتمن مطرح شد، توجهها از دنیای ادبیات فراتر رفت و ابعاد گستردهتری پیدا کرد.
کاسک به بیرحمی در نثرش شهرت دارد. او در آثار خود احساساتی برخورد نمیکند و ضعفهای انسانی را با نگاهی سرد و بالینی به تصویر میکشد.
بنابراین، از ابتدا نیز قرار نبود کتاب نگاهی همدلانه به زندگی یک ستاره سینما داشته باشد. گزارشهایی نیز منتشر شدند که نشان میدادند بازیگر مورد نظر از تصویر ارائهشده در کتاب رضایت ندارد.
تا زمان انتشار کتاب مطالب زیادی درباره این موضوع منتشر شد که واقعا میان آن دو چه گذشته است؛ هرچند بیشتر این مطالب چیزی جز گمانهزنی و شایعهپردازی نبودند.
این گمانهزنیها و حاشیهها، این کتاب را به یکی از پرگفتوگوترین رمانهای سال تبدیل کرده است، اما واقعیت ماجرا چیست؟
دلیل این همه جنجال چیست؟
در ژوئیه، چند هفته پیش از انتشار رمان تازه ریچل کاسک با عنوان «زندگی ام»، والری استیورز، روزنامهنگار حوزه فرهنگ، در مقالهای برای وبسایت «آنهرد» نوشت که این کتاب، که درباره بازیگر مشهوری است که زندگیاش به شکلی افسردهکننده تهی و فاقد احساسات به تصویر کشیده میشود، «تصویری تاریک از ناتالی پورتمن» است و این بازیگر از نتیجه کار چندان خشنود نیست.

منبع تصویر، Siemon Scamell-Katz
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
استیورز نوشت: «هیچ فرد عاقلی که آثار ریچل کاسک را بشناسد، اجازه نمیدهد او دربارهاش بنویسد.»
این نوشته بلافاصله بحثهایی را درباره این موضوع برانگیخت که آیا ناتالی پورتمن، که گفته میشود از طرفداران پر و پا قرص آثار کاسک است، در مقطعی با استفاده از زندگی خود بهعنوان دستمایه این نویسنده موافقت کرده بود یا نه. یا اینکه کاسک بدون اجازه او از تجربههای شخصی پورتمن بهره گرفته بود؟ و اگر چنین کرده بود، آیا اساسا این موضوع اهمیتی داشت؟
با انتشار جزئیات بیشتر کتاب، ماجرا پیچیدهتر شد.
مشخص شد «زندگی ام» دو شخصیت اصلی دارد: نویسندهای بینام و بدون جنسیت مشخص و بازیگر مشهور سینما با نام «ام».
کتاب این گونه آغاز میشود: «مدتی پیش به بازیگر، ام، گفتم به نوشتن زندگینامهاش فکر میکنم. از این پیشنهاد خوشش آمد.»
بعدتر در کتاب، ام ناراضی است و به نویسنده میگوید: «شیوهای را که مرا به تصویر میکشی، دوست ندارم... درواقع آزاردهنده است.»
اما آیا تمام این زمینهچینی کاملا خیالی است یا واقعا گفتوگویی مشابه میان کاسک و پورتمن اتفاق افتاده بود؟
هر دو زن در پاریس زندگی میکنند و مسیر زندگیشان در مقاطعی با یکدیگر تلاقی داشته است.
پورتمن دو بار رمانهای کاسک را برای باشگاه کتاب خود انتخاب کرده، با این نویسنده گفتوگو انجام داده و گفته است که «همیشه شیفته ریچل کاسک و شیوهای هستم که او قالبها و قواعد مرسوم داستانگویی را بر هم میزند.»
با این حال، منبعی به مجله «ونیتی فر» گفته است که این دو «هرگز رابطه چندانی با یکدیگر نداشتهاند.»
«ترور ادبی» پورتمن
ریچل کاسک در گفت و گو با نیویورک تایمز درباره منبع الهام شخصیت ام پاسخ روشنی نداد و گفت اینکه این کتاب بر پایه یک فرد واقعی نوشته شده باشد یا نه، «چندان اهمیتی ندارد.»
با این حال، برخی شباهتهای میان شخصیت «ام» و ناتالی پورتمن را نمیتوان نادیده گرفت. شخصیت کاسک در کودکی با بازی در فیلمی در کنار یک بازیگر مرد مسنتر به شهرت میرسد؛ فیلمی که به گفته نویسنده «فورا به دوران کودکی او پایان داد»، توصیفی که شباهت زیادی به فیلم «لئون حرفهای» محصول ۱۹۹۴ دارد؛ اثری که ناتالی پورتمن با آن به شهرت رسید.
«ام» همچنین چهره تبلیغاتی یک برند بزرگ است و در آگهیهایی ظاهر میشود که «در میان گلهای صورتی بهاری احاطه شدهاند». ناتالی پورتمن نیز چهره تبلیغاتی عطر «میس دیور» است.
سپس نوبت به نقشهای سینمایی «ام» میرسد؛ از جمله نقش یک بالرین جوان گرفتار بحرانهای روحی و بازمانده یک تیراندازی در مدرسه که به ستاره موسیقی پاپ تبدیل میشود. این شخصیتها شباهت چشمگیری به نقشهایی دارند که ناتالی پورتمن در فیلمهای «قوی سیاه» و «وکس لوکس» ایفا کرده است.
پورتمن شخصا درباره این جنجال سکوت کرده است، اما ونیتی فر از نارضایتی نزدیکانش خبر داد و نوشت: «دوستانش بسیار خشمگیناند، چون جز سوابق حرفهای، تصویر ام شباهت بسیار اندکی به ناتالی دارد.»

منبع تصویر، Getty Images
روزنامه تلگراف این کتاب را «ترور ادبی» پورتمن توصیف کرد.
شخصیت ام واقعا چندان همدلیبرانگیز نیست. او هرچند در ظاهر فردی جذاب و دوستداشتنی به نظر میرسد، در عین حال متکبر، سرد و درگیر ظاهر خود است.
در بخشی از داستان، «ام» با فروشندهای روبهرو میشود که از نظر چهره شباهت زیادی به او دارد، اما اندامی درشتتر دارد. پس از این دیدار، او تا پایان روز به «باسن پهن و پاهای نیرومندی» فکر میکند که به باور او «میتوانستند سرنوشتش را به کلی تغییر دهند.»
بیشتر از همه، او از این واقعیت بیخبر است که تلاشهایش برای حفظ پیوند با دنیای واقعی، از اساس محکوم به شکست است.
با این حال، همانطور که از همان آغاز به آن اشاره میشود، هر آنچه از «ام» میدانیم ساخته و پرداخته راوی رمان است.
با فرض اینکه شخصیت «ام» بازتابی از ناتالی پورتمن است، در واقع ما روایت خودمان را بر کتاب و بر خودِ پورتمن تحمیل میکنیم. در رمان به ما گفته میشود که «ام» دوست دارد واقعیت را مطابق میل خود بازسازی کند؛ اما آیا کاسک میخواهد این پرسش را مطرح کند که ما نیز دقیقا همین کار را انجام میدهیم؟
ملکه اتوفیکشن
اینکه کتاب تازهای از ریچل کاسک گفتوگو و جنجال برانگیزد، چندان غافلگیرکننده نیست.
این نویسنده بریتانیایی که نخستین کتابش را در سال ۱۹۹۳ منتشر کرد و پس از آن ۱۵ کتاب دیگر نوشت، مدتهاست چهرهای جنجالآفرین در ادبیات محسوب میشود.
آثار زندگینامهای کاسک بهویژه واکنشهای متفاوت و گاه تندی برانگیختهاند.
او در کتاب «دستاورد یک زندگی» که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد، با صراحتی کمسابقه از خفقان و فشارهای سالهای نخست مادری نوشت و آن را «نوعی محوطه محصور و جدا از بقیه جهان» توصیف کرد. او همچنین خود را به زندانی تشبیه کرد که در یک سلول گرفتار شده است.
این کتاب در زمان انتشار جنجال زیادی به پا کرد، اما اکنون بسیاری معتقدند راه را برای زنان دیگری هموار کرد تا با صراحت بیشتری درباره تجربه مادری بنویسند.
«زندگی ام» نخستین بار نیست که کاسک به دلیل نحوه به تصویر کشیدن شخصیتهایی که گفته میشود از افراد واقعی الهام گرفتهاند، جنجال به پا میکند.
ناشر او ناچار شد نسخههای چاپ نخست کتاب خاطراتش «شام آخر: تابستانی در ایتالیا» را که در سال ۲۰۰۹ منتشر شده بود، از بازار جمعآوری و معدوم کند؛ چون مردی که کاسک در تعطیلات با او آشنا شده بود، خود را در کتاب شناخت و به دلیل تصویری نامطلوب که از او ارائه شده بود، شکایت کرد.
پس از واکنشهای منفی بیشتری که به کتاب خاطرات او درباره طلاق با عنوان «پسلرزه» در سال ۲۰۱۲ وارد شد، تا جایی که یکی از منتقدان روزنامه ساندی تایمز کاسک را «خودشیفتهای بیهمتا» توصیف کرد، کاسک به گاردین گفت که دچار «مرگ خلاقانه» شده است.
او گفت دیگر علاقهای به نوشتن خاطرات به شیوه مرسوم ندارد، چون «نمیتوانستم این کار را انجام دهم بیآنکه سوءبرداشت ایجاد شود و مردم را خشمگین کنم». با این حال، داستاننویسی را نیز «تصنعی و مایه شرمندگی» میدانست.
در عوض، او به اتوفیکشن روی آورد؛ گونهای ادبی که مرز میان خاطرهنویسی و داستان را محو میکند. نتیجه این چرخش، تحسینشدهترین اثر او تا امروز بود: سهگانه «طرح کلی».
این سه کتاب، «طرح کلی»، «گذر» و «اعتبار»، نویسندهای به نام «فی» را در مرکز روایت قرار میدهند؛ شخصیتی که شباهت زیادی به خود کاسک دارد و با افرادی که در مسیرش با آنها روبهرو میشود، گفتوگوهای طولانی انجام میدهد.
اما حتی در آن دوره نیز کاسک از حاشیه و جنجال دور نماند.
دیمین بار، نویسنده اسکاتلندی، که در یک جشنواره ادبی با کاسک دیدار کرده بود و بعدتر نسخهای از آن دیدار را در رمان «گذر» بازشناخت، گفت مرز میان واقعیت و داستان در آثار کاسک آنقدر باریک است که افراد واقعی بهراحتی قابل شناساییاند.
آیا کتاب واقعا اثر خوبی است؟
اگر کسی «زندگی ام» را با این انتظار بردارد که با روایتی افشاگرانه و پر از جزئیات جنجالی از هالیوود، در قالب یک رمان ادبی، روبهرو خواهد شد، احتمالا ناامید میشود. با وجود همه تیترها و گمانهزنیها، شباهتهای میان این شخصیت و ناتالی پورتمن شاید در نهایت موضوعی فرعی باشند که توجهها را از مضمون اصلی رمان دور کردهاند.
«زندگی ام» کمتر درباره یک چهره مشهور است و بیشتر به خودِ مفهوم شهرت میپردازد؛ و «ام» صرفا ابزاری یا تجسمی برای کاوش این مفهوم است.
آثار کاسک بیش از پیش به مسئله هویت میپردازند و شخصیتی که تمام زندگی خود را صرف ایفای نقشهای مختلف کرده، ابزار مناسبی برای اوست تا ایدههایش را درباره اصالت و هویت واقعی انسانها بررسی کند.
او با نگاهی تیزبینانه به این موضوع میپردازد که انسانها چگونه برای یکدیگر نقش بازی میکنند، حتی در برابر نزدیکترین دوستانشان. کاسک مینویسد: «آرزو داریم بتوانیم آنها را همانگونه ببینیم که یک دوربین مخفی میبیند؛ زمانی که در خانه تنها هستند و تصور میکنند هیچکس آنها را زیر نظر ندارد.»

منبع تصویر، Faber
«زندگی ام» رمانی کم حجم و فقط ۱۸۳صفحهای است. نثر موجز کاسک باعث میشود حتی کوتاهتر به نظر برسد.
کاسک به بازی با قالب علاقه دارد و کتاب میان سه زاویه دید جابهجا میشود.
افزون بر «من» راوی، مجموعهای از مشاهدات سوم شخص درباره ام وجود دارد که احتمالا صحنههایی از کتاب خود راویاند.
برخی بخشهای میان پردهای نیز بهشکلی مرموز از زبان «ما»یی ناشناس روایت میشوند. این تلاش کاسک برای بیان باورش از طریق داستان است که شخصیت فردی دیگر وجود ندارد و فردیت جای خود را به تجربهای جمعی و یکدست از انسان بودن داده است.
نوآوریهای روایی کاسک میتواند هیجانانگیز و جسورانه باشد، اما گاهی به بهای از دست رفتن انسجام اثر تمام میشود. همچنین فاصله عاطفی او از شخصیتها باعث شده رمان در برخی بخشها به همان اندازه سرد و تهی به نظر برسد که فضاهای آراسته و کنترلشدهای که «ام» در آنها زندگی میکند.
واکنش منتقدان نیز چندان پرشور نبوده است. نیویورک تایمز این رمان را «سرد و انتزاعی» توصیف کرد، در حالی که نیویورکر آن را «ضعیفترین رمان کاسک تا امروز» خواند. گاردین نیز با نگاهی مثبتتر، از آن به عنوان «کتابی که میتوان عمیقا تحسینش کرد، اما نه لزوما دوستش داشت» یاد کرد.
پایانبندی رمان، که همه آنچه پیش از آن روایت شده را زیر سؤال میبرد، بیش از هر بخش دیگری واکنشهای متفاوت و گاه متضادی برانگیخته است. کاسک نیز پیشاپیش در دفاع از اثر خود گفته است: «از نظر من، این کتاب اثری جسورانه و نامتعارف است و قرار نیست به یک رسوایی یا خوراک شایعهپردازی تبدیل شود.»
در این مورد باید با او موافق بود؛ «زندگی ام» رمانی است عامدانه سرکش، نامتعارف و سازشناپذیر که بیتردید بار دیگر بحثهای تند و پرشوری را برخواهد انگیخت.
اما حجم انبوه مطالبی که تاکنون درباره آن نوشته شده، نشان میدهد که دیگر برای متوقف کردن گمانهزنیهای هیجانزده درباره منبع الهام این رمان دیر شده است.

































