سربازان روس میگویند شاهد اعدام همرزمان خود به دستور فرماندهان بودهاند

- نویسنده, بن استیل، مایک رادفورد و جورج رایت
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
هشدار: این گزارش حاوی جزئیاتی از خشونت شدید و اشاره به خودکشی است
چهار سرباز روس از وحشت و بیرحمی حاکم بر شرایط نیروهای روسیه در خط مقدم جنگ اوکراین پرده برداشتهاند و دو نفر از آنها به بیبیسی گفتهاند شاهد بودهاند که سربازانی به دلیل سرپیچی از دستورها در جا اعدام شدهاند.
یکی از این افراد به گروه سازنده یک مستند گفت شاهد بوده است که سربازی به دستور فرماندهاش اعدام شده است؛ فرماندهای که در سال ۲۰۲۴ میلادی عنوان «قهرمان روسیه» را دریافت کرده بود.
او گفت: «دیدمش؛ فقط دو سه متر آنطرفتر بود... صدای شلیکها بلند شد.»
سرباز دیگری از یگانی دیگر میگوید شاهد بوده است که فرماندهاش شخصا به چهار نفر شلیک کرده است.
او درباره سربازان اعدامشده میگوید: «آنها را میشناختم. یادم هست یکی از آنها فریاد میزد «شلیک نکن، هر کاری بگویی میکنم».»
یکی از آنها همچنین میگوید ۲۰ جسد از همرزمانش را در گودالی دیده که به دست نیروهای خودی اعدام شده بودند.
در مستند «خط صفر: در دل جنگ روسیه»، این افراد با جزئیات شرح میدهند که چگونه به دلیل امتناع از شرکت در حملاتی که آنها را مشابه ماموریتهای انتحاری توصیف میکنند، شکنجه شدهاند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
نیروهای روس به این حملات «یورشهای گوشتی» میگویند؛ حملاتی که در آن موجهای پیاپی نیروها بیوقفه به خط مقدم فرستاده میشوند تا توان نیروهای اوکراینی را تحلیل ببرند.
به باور بیبیسی، این نخستین بار است که سربازان روس حاضر در خط مقدم بهصورت مستند گفتهاند شاهد بودهاند فرماندهان دستور اعدام نیروهای خودی را صادر کردهاند.
یکی از این افراد که وظیفهاش شناسایی و شمارش سربازان کشتهشده بود، فهرستهای دقیقی ارائه کرده است که نشان میدهد او تنها بازمانده از گروه ۷۹ نفرهای است که همراهشان به جنگ اعزام شده بود.
او میگوید به دلیل امتناع از رفتن به خط مقدم، شکنجه شده و رویش ادرار کردهاند. به گفته او، سایر همرزمانش در یگان که از دستورها سرپیچی میکردند، با شوک الکتریکی شکنجه میشدند، به آنها گرسنگی داده میشد و سپس بدون سلاح به «یورشهای گوشتی» فرستاده میشدند.
این چهار مرد که متواری هستند، در مکانی نامعلوم در خارج از روسیه درباره صحنههای هولناکی که شاهد آن بودهاند سخن گفتهاند.
تقریبا تمامی مخالفتهای علنی با حمله ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، به اوکراین در داخل روسیه سرکوب شده است. مسکو آمار رسمی تلفات را منتشر نمیکند.
دولت روسیه میگوید نیروهای مسلح این کشور «در بحبوحه نبردی سنگین، تا حد امکان خویشتنداری نشان میدهند و با نیروهای خود با بیشترین ملاحظه رفتار میکنند».
در ادامه این بیانیه آمده است: «گزارشهای مربوط به تخلفات و جرایم ادعایی، به دقت مورد بررسی قرار میگیرد.»
و میافزاید: «ما قادر نیستیم صحت یا سندیت اطلاعات ارائهشده را بهطور مستقل راستیآزمایی کنیم.»

منبع تصویر، Ben Steele/BBC
اظهارات دقیق و دستاول هر چهار نفر، گزارشهای مربوط به نبود نظم و انضباط در خط مقدم نیروهای روسیه را تائید میکند.
ایلیا، سربازی که وظیفه شناسایی و شمارش کشتهشدگان را بر عهده داشت، یکی از افرادی است که میگوید شاهد کشته شدن همرزمانش به دست فرماندهان بوده است.
این مرد سی و پنج ساله، پیش از جنگ به کودکان با نیازهای ویژه و مبتلا به اوتیسم در شهر کونگور در کوههای اورال آموزش میداد. سپس در ماه مه ۲۰۲۴، پلیس به خانه پدری او رفت و خبر داد که برای اعزام به جنگ فراخوانده شده است.
او میگوید در یک مرکز جذب نیرو در شهر پرم، همراه با هفتاد و هشت نفر دیگر، به جنگ اعزام شد.
ایلیا میگوید: «تقریبا همه مست بودند.» او تعریف میکند که آنها فریاد میزدند: «پیش بهسوی نبرد! زلنسکی را میگیریم و پرچممان را بالا میبریم!»
او میگوید: «به آنها نگاه میکردم و با خودم میگفتم «چطور سر از اینجا درآوردهام؟» خیلی ترسیده بودم.»
به گفته ایلیا، پس از ورود به اوکراین، بیشتر این مردان بیدرنگ به خط مقدم فرستاده شدند. او میگوید نمیخواست به کسی شلیک کند یا کسی را بکشد و در نهایت در یک پست فرماندهی مستقر شد.
اما اوضاع بسیار هولناک بود؛ او میگوید خودش دیده که فرماندهای، به چهار نفر از فاصله نزدیک شلیک کرد. یک نفر در پانتلیمونیوکا و سه نفر در نووازوفسک در شرق اوکراین؛ آنها به این دلیل کشته شدند که از خط مقدم فرار کرده بودند و حاضر نبودند دوباره به میدان نبرد برگردند.
ایلیا میگوید: «غمانگیزترین بخش ماجرا این است که آنها را میشناختم. یادم هست یکی از آنها فریاد میزد: شلیک نکن، هر کاری بگویی میکنم!»
این مردان به ما گفتند «صفر کردن» معمولا بهعنوان مجازات سرپیچی از دستور انجام میشود و ابزاری برای ارعاب دیگرانی است که ممکن است به چنین کاری فکر کنند.
اصطلاح «صفر کردن» در ادبیات نظامی روسیه به اعدام افراد توسط نیروهای خودی اشاره دارد.
ایلیا میگوید: «سرنوشتت به فرماندهات بستگی داشت. فرمانده پشت بیسیم میگفت: «این یکی را صفر کن، آن یکی را صفر کن».»
اعدام سربازانی که از دستور سرپیچی میکردند، محدود به یگان ایلیا نبود.

منبع تصویر، Ben Steele/BBC
دیما میگوید: «البته که نیروهای خودشان را میکشند، این کاملا عادی است.»
این مرد ۳۴ ساله پیش از آغاز جنگ با همسر و دخترش زندگی میکرد و در مسکو تعمیرکار ماشین ظرفشویی بود.
او میگوید در اکتبر ۲۰۲۲، زمانی که پیاده از سر یک کار به کار دیگری میرفت، گروهی از ماموران پلیس او را صدا زدند.
او به انگلیسی میگوید: «فقط گذرنامهام را نگاه کردند، چیزی در لپتاپشان وارد کردند و گفتند «اگر به ارتش نروی، به زندان میروی».»
دیما میگوید چون نمیخواست کسی را بکشد، با وجود اینکه هیچ تجربه پزشکی نداشت، به یک واحد امدادگری ملحق شد. مدتی بعد، او را به تیپی منتقل کردند که وظیفهاش انتقال مجروحان از خط مقدم بود.
دیما میگوید در تیپ ۲۵ بود که شاهد اعدام همرزمانش به دستور فرمانده بود.
او میگوید: «با چشمهای خودم دیدم؛ در فاصله دو سه متری. این قتل بود؛ تق، تق، بنگ. این نمایش یا فیلم نیست، این زندگی واقعی است.»
الکسی کسنوفونتوف، فرمانده دیما، در سال ۲۰۲۴ نشان ستاره طلایی، یعنی بالاترین مدال دولتی را دریافت کرد و به او لقب «قهرمان روسیه» داده شد.
اما خانوادههای نیروهایی که در یگان کسنوفونتوف جان باختهاند، او را محکوم کردهاند. آنها در نامهای مشترک در ژانویه ۲۰۲۵ مستقیما از ولادیمیر پوتین خواستند اتهامهای مربوط به خشونت در یگان او را بررسی کند.
در این نامه آمده است: «آنها با افتخار و سربلندی از میهن ما دفاع کردند اما در واقعیت، سر از دارودسته این فرماندهان درآوردند؛ فرماندهانی که برای دهها هزار کشته و مفقود پاداش گرفتند.»
«و آنها همچنان مردان ما را نابود میکنند! چون خود را مصون از مجازات میدانند.»
دیما، کسنوفونتوف را «قصاب» میخواند.
او میگوید: «او بارها دستور کشتن سربازان را داده است؛ دستانش به خون زیادی آغشته است، خیلی زیاد.»
دیما همچنین میگوید ۲۰ جسد را در گودالی دیده که همگی تیرباران شده بودند؛ این مردان شب پیش به پایگاه آنها رسیده بودند.
او میگوید با چند نفر از این مردان که همگی زندانیان سابق بودند حرف زده بود؛ و صبح روز بعد شاهد بردن اجساد آنها بود.
آمار کشتهشدگان طبق روال به دست دیما که امدادگر بود میرسید؛ او میگوید به او اطلاع داده بودند که این مردان به دستور یک فرمانده تیرباران شدهاند و کارتهای بانکیشان را نیز ضبط کردهاند.
او میگوید: «بیست نفر را پیش ما آوردند؛ کارتهای بانکیشان را گرفتند و آنها را کشتند. سربه نیست کردن آدمها کاری ندارد؛ کافی است یک گزارش ساختگی بنویسی.»
دیما میگوید به او اطلاع دادهاند که کارتهای بانکی را فرماندهان برداشتهاند.
در مستند بیبیسی با یک سرباز سابق دیگر هم گفتگو شده است؛ یک افسر ارشد ستادی که میگوید ۱۷ سال در ارتش روسیه خدمت کرده است. این افسر سابق، که نامش را فاش نمیکنیم، میگوید با مردی حرف زده که در کشتن گروهی از افسران ردهبالا دست داشته است.
به گفته این افسر سابق، آن مرد گفته بود عضو «یک جوخه پاکسازی بوده؛ جوخهای که ماموریت داشت کار تمام کسانی را که زنده مانده بودند، یکسره کند.»
او میگوید: «در تمام سالهای خدمتم هرگز چنین چیزی ندیده بودم.»

منبع تصویر، Ben Steele/BBC
هر چهار مرد با جزئیاتی تکاندهنده از ماموریتهای هولناک «یورشهای گوشتی» گفتند؛ ماموریتهایی که بخشی از تاکتیک گستردهتر ارتش روسیه در میدانهای نبرد اوکراین و معروف به «چرخگوشت» است.
این یورشها چنان مرگبارند که به ماموریتهای انتحاری تشبیه میشوند.
دنیس، یکی دیگر از سربازان سابق، میگوید: «میدیدم که فرماندهان چطور موج پشت موج، آدمها را مثل تکههای گوشت به سمت اوکراینیها پرت میکردند؛ هدف این بود که مهمات و پهپادهای آنها تمام شود تا موج بعدی بتواند به هدفش برسد.»
بر اساس برآورد وزارت دفاع بریتانیا، در سال ۲۰۲۵ هر روز بین ۹۰۰ تا ۱۵۰۰ نیروی روس در اوکراین کشته یا زخمی شدند.
دیما توضیح میدهد که این یورشها در عمل چگونه انجام میشوند: «سه نفر میفرستی، بعد سه نفر دیگر. اگر نتیجه نداد، ۱۰ نفر میفرستی. اگر با ۱۰ نفر هم نشد، ۵۰ نفر میفرستی.»
دیما میگوید: «بالاخره یک جا خط را میشکنی؛ منطق ارتش همین است.»
«ظرف سه روز ۲۰۰ کشته روی دستمان ماند. در همان اولین یورش گوشتی، هنگ ما تار و مار شد؛ تمام نیروهایمان را فقط در سه روز از دست دادیم.»
دیما سپس ویدئویی را نشان میدهد که در اکتبر ۲۰۲۳ در شبکههای اجتماعی منتشر شده و در آن مادران و همسران نیروهای کشتهشده در یگان او علیه تلفات سنگین اعتراض میکنند.
در این ویدئو صدای زنی شنیده میشود که میگوید: «به مردان ما که فقط مسلسل و بیل داشتند دستور پیشروی داده بودند.» زن دیگری میگوید: «تلفات وحشتناک است؛ دارند مردان ما را سلاخی میکنند.»
ایلیا میگوید کسانی که به دلیل نافرمانی از دستور حمله کشته نمیشوند، باز هم با پیامدهایی هولناک و غیرانسانی روبهرو میشوند.
او ویدئویی را در تلگرام نشان میدهد که مربوط به مردان یگان او در منطقه «پانتهلیمونیکا» در دونتسک است.
صدای مردی شنیده میشود که میگوید: «بیایید به حیوانها غذا بدهیم»؛ سپس درپوشی را بالا میبرد و سه مرد را نشان میدهد که در گودالی چمباتمه زدهاند.
فیلمبردار با تمسخر میپرسد: «اوه، گرسنهاید؟ غذا میخواهید؟»؛ یکی از مردها سرش را بالا میآورد، به نشانه تائید تکان میدهد و دستهایش را دراز میکند؛ همزمان مقداری دانه خشک داخل گودال میریزند.
در حالی که مرد داخل گودال دانهها را میخورد، فیلمبردار میگوید: «ببین چطور میخورد.»
ایلیا میگوید برخی از این مردان را «چندین روز گرسنه نگه میداشتند» و به آنها شوک الکتریکی میدادند و سپس آنها را بدون هیچ سلاحی به دل «یورشهای گوشتی» میفرستادند.
به گفته او، خودش نیز به دلیل امتناع از شرکت در یکی از این یورشها شکنجه شده است.
او میگوید: «مرا به درخت بستند، با باتوم زدند و اسلحه روی سرم گذاشتند.»
او میگوید: «نمیدانم چطور بگویم، روی من ادرار کردند. فرمانده به همه گفت «یک توالت جدید داریم». نصف روز تمام، من را همانطور بسته نگه داشتند.»
ایلیا پس از باز شدن دستهایش، تلاش کرد به زندگی خود پایان دهد.

منبع تصویر، Ben Steele/BBC
دنیس، که پیشتر گفته بود پنهانی برای سربازان داخل گودال آب و غذا میبرده است، ویدئویی را به تیم مستندساز نشان میدهد که در آن روی فردی متهم به فرار از خدمت ادرار میکنند؛ ویدئویی که بیبیسی نتوانسته است بهطور مستقل صحت آن را تایید کند.
او میگوید: «این تحقیر شرافت و کرامت انسان است که در ارتش روسیه این به یک امر عادی تبدیل شده است.»
دنیس میگوید: «این کار غیرقانونی است اما هیچکس بابت آن مجازات نمیشود. برعکس، حتی افراد را به انجامش تشویق میکنند.»
دنیس ۲۷ ساله همچنین عکسی را نشان میدهد که میگوید بلافاصله پس از آن گرفته شده که یکی از مافوقهایش دو دندان جلوی او را با مشت خرد کرده بود؛ به این دلیل که به آنها گفته بود نمیخواهد دنبال یک پهپاد مفقودشده بگردد.
او میگوید: «وحشتناک بود، فقط مجبور بودم ادامه بدهم.»
دیما با وجود اینکه گفته بود نمیخواهد افسر شود، در نهایت ترفیع گرفت. او عکسی از مراسمی را نشان میدهد که در آن درجه افسری دریافت کرده بود.
دیما میگوید پس از ترفیع، هرگز حاضر نشد مردان خود را به «یورش گوشتی» بفرستد.
او میگوید: «من زیر بار نرفتم؛ خودم مجبور نبودم به خط مقدم بروم، اما نمیتوانستم چنین دستوری صادر کنم.»
دیما میگوید در پی این اقدام، پلیس نظامی او را بازداشت و به زایتسوو، یک زندان موقت، منتقل کرد.
او با یادآوری آن لحظات میگوید: «آنجا من را با شوک الکتریکی شکنجه میدادند» و اضافه میکند که شدت نخستین شوک به حدی بود که باعث شد بیاختیار مدفوع کند.
او میگوید به مدت ۷۲ روز، هر روز شکنجه میشده است.
او در مورد شکنجهگرانش میگوید: «فقط شکنجه بود؛ هر روز با چهرههایی سنگی. بدون هیچ عاطفه و احساسی، واقعا دیوانهکننده است.»
تمام مردانی که با آنها گفتگو کردیم، اکنون خارج از روسیه هستند، اما زخمهای روانی ناشی از حضور در خط مقدم جنگ با اوکراین را همچنان با خود به همراه دارند.
دیما میگوید: «کابوس میبینم. جنگلی را میبینم پر از جنازه؛ آدمهایی با صورتهای لهشده و دهانهایی سفید و کثیف که از خون پر شدهاند. بوی تعفن ... بو نیست، مزهاش را حس میکنم.»
او میگوید: «از نظر آنها من مجرمم و برای هیچ کس هم مهم نیست؛ تنها جرمم این است که حاضر نیستم کسی را بکشم.»
او میگوید: «در ارتش روسیه افراد زیادی هستند که این جنگ را نمیخواهند و از فرماندهان، از پوتین و از این نظام بیزارند؛ به همین دلیل هم آنها میخواهند ما را درهم بشکنند.»
ایلیا میگوید کشورش را دوست دارد، «اما نه آنچه پوتین بر سر آن آورده است».
او میگوید: «آنجا میتوانند هر کسی را درهم بشکنند؛ اصلا فرقی نمیکند که قوی باشی یا نه.»
او میگوید: «آنها تقریبا مرا درهم شکستند، اما نه بهطور کامل.»

منبع تصویر، Ben Steele/BBC


































