«تله توسیدید» چیست و چرا رئیسجمهور چین در حضور ترامپ به آن اشاره کرد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بیبیسی موندو
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در دیدار با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به مفهومی تاریخی اشاره کرد که بیانگر نگرانیها درباره احتمال درگیری میان دو قدرت بزرگ جهان است.
این مفهوم «تله توسیدید» نام دارد.
رئیسجمهور چین این اصطلاح را در جریان دیدارش با دونالد ترامپ در پکن مطرح کرد که همزمان با اختلافهای تجاری، رقابتهای فناوری و تنش فزاینده بر سر تایوان برگزار شد.
شی جینپینگ پرسشی را مطرح کرد که سالهاست ذهن کارشناسان روابط بینالملل را به خود مشغول کرده است: آیا آمریکا و چین خواهند توانست از جنگی جلوگیری کنند که در طول تاریخ بارها زمانی رخ داده که یک قدرت نوظهور، قدرت مسلط را به چالش کشیده است؟
هرچند رئیسجمهور چین پیشتر نیز از این مفهوم استفاده کرده بود، اما مطرح کردن دوباره آن بهطور علنی در برابر همتای آمریکاییاش، در مقطعی بسیار حساس برای روابط دو کشور صورت میگیرد.
دو قدرت و متحدانشان اکنون در منطقه آسیا-اقیانوسیه با اصطکاکهای نظامی روزافزون روبهرو هستند و رقابتی آشکارتر از گذشته برای نفوذ جهانی دارند.

منبع تصویر، Getty Images
این مفهوم به چه معناست؟
اصطلاح «تله توسیدید» را کارشناسان و تحلیلگران برای توصیف نوعی خطر درگیری به کار میبرند که در پی تهدید یک قدرت نوظهور برای جایگزینی قدرتی مستقر، پدید میآید.
نخستین بار توسیدید، تاریخنگار آتنی و از بنیانگذاران «تاریخنگاری علمی» و مکتب واقعگرایی سیاسی، این پدیده را حدود ۲۵۰۰ سال پیش در روایت خود از جنگ پلوپونز توصیف کرد.
طبق توضیح او، برآمدن قدرت نوظهور آتن و هراسی که این موضوع در دل اسپارت، قدرت مسلط آن زمان افکند، وقوع جنگ را ناگزیر کرد.

منبع تصویر، Getty Images
امروز بسیاری از ناظران، چین را در جایگاه آتن و آمریکا را در نقش اسپارت میبینند؛ قدرت تثبیتشدهای که تلاش میکند برتری جهانی خود را حفظ کند.
توسیدید بر تنش اجتنابناپذیری تمرکز داشت که از تغییر سریع توازن قدرت میان دو رقیب ناشی میشود. از این منظر، شاید هیچگاه در تاریخ تغییری به سرعت و اهمیت ظهور چین رخ نداده باشد.
در بیش از یک دهه گذشته، این اصطلاح در دانشگاهها، مراکز مطالعات راهبردی و محافل دیپلماتیک اهمیت بیشتری یافته است، به ویژه همزمان با رشد اقتصادی، فناوری و نظامی چین که در حال دگرگون کردن موازنه جهانی قدرت است.
در هر صورت، تاریخ از پیش نوشته نشده است. این نظریه همیشه به واقعیت نپیوسته و بیشتر به عنوان هشداری درباره خطرات رقابت میان قدرتهای بزرگ مطرح میشود.
الگوی تاریخی
در طول تاریخ، قدرتهای مختلف بارها نقش آتن و اسپارت را بازی کردهاند؛ از جمله دودمان هابسبورگ که در نیمه نخست قرن شانزدهم برتری فرانسه در اروپا را به چالش کشید و بعدتر خود به قدرت مسلطی تبدیل شد که امپراتوری عثمانی آن را تهدید کرد. در این موارد، رقابت میان قدرت مسلط و قدرت نوظهور سرانجام به جنگ منتهی شد.
کارشناسان میگویند همین منطقِ رقابت بر سر قدرت میتواند توضیح دهد چگونه رویدادی به ظاهر کوچک، مانند ترور یک آرشیدوک، به فاجعه جرقه جنگ جهانی اول منجر شد.
در آن زمان، بریتانیا با حمایت فرانسه و روسیه در جایگاه آتن قرار داشت و آلمان نقش اسپارت را بازی میکرد.
و همانگونه که آتن و اسپارت حدود ۲۵۰۰ سال پیش پس از جنگ تضعیف شدند، بعد از جنگ جهانی دوم نیز همه قدرتها آسیب دیدند.
با وجود آنکه در چنین شرایط پرتنشی احتمال وقوع جنگ بسیار بالاست، اما این امر اجتنابناپذیر نیست.

منبع تصویر، Getty Images
شاید تا اینجا چنین به نظر نرسد، اما «تله توسیدید» لزوما به معنای نگاهی جبرگرایانه و محتوم به جنگ نیست. مزیت تاریخ دقیقا در این است که بستری برای درسآموزی و پیشگیری از تکرار اشتباهات فراهم میکند.
یک پروژه تاریخ کاربردی در دانشگاه هاروارد، ۱۶ مورد از این دست را در طول ۵۰۰ سال گذشته بررسی کرده است که در آنها ظهور یک قدرت جدید، جایگاه کشور مسلط را به چالش کشیده است.
در ۱۲ مورد از این نمونهها، نتیجه نهایی جنگ بود؛ موضوعی که پیشبینی تله توسیدید را تایید میکند.
استثناها
چهار استثنایی که در پژوهش هاروارد برجسته شدهاند نشان میدهند که چنین سرنوشتی از پیش تعیین نشده است.
نخستین نمونه، رقابت پرتغال و اسپانیا در اواخر قرن پانزدهم میلادی است.
در بخش عمده قرن پانزدهم، پرتغال با پیشی گرفتن از رقیب سنتی و همسایه خود، یعنی پادشاهی کاستیا در اسپانیا، در اکتشافات و تجارت جهانی پیشتاز بود.
اما در دهه ۱۴۹۰، اسپانیای متحد و نوسازیشده شروع به چالش سلطه پرتغال کرد و مدعی برتری استعماری در «دنیای جدید» شد؛ وضعیتی که دو قدرت اروپایی را تا آستانه جنگ پیش برد.
دخالت پاپ الکساندر ششم و پیمان توردسییاس در سال ۱۴۹۴ مانع وقوع جنگی ویرانگر شد.

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
دومین استثنا به دهههای پایانی قرن نوزدهم بازمیگردد که قدرت اقتصادی آمریکا از مهمترین امپراتوری جهان، یعنی بریتانیا، پیشی گرفت.
ناوگان روبهگسترش آمریکا رقیبی بالقوه و نگرانکننده برای نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا محسوب میشد.
در حالی که آمریکا در حال تثبیت برتری خود در نیمکره غربی بود، بریتانیا با تهدیدهایی نزدیکتر روبهرو بود که امپراتوری استعماریاش را به خطر میانداخت. به همین دلیل، لندن با ظهور مستعمره سابق خود در آمریکا کنار آمد.
امتیازدهی بریتانیا مانع درگیری با آمریکا شد و واشنگتن توانست سلطه خود را بر نیمکره غربی تثبیت کند.
این نزدیکی بزرگ، زمینهساز اتحاد آمریکا و بریتانیا در دو جنگ جهانی و شکلگیری «رابطه ویژه» میان دو کشور شد.
سومین نمونه، جنگ سرد میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در نیمه دوم قرن بیستم است.
پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا به قدرت بلامنازع جهان تبدیل شد.
این کشور نیمی از تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار داشت، از نیروهای نظامی متعارف بسیار قدرتمندی برخوردار بود و انحصار مخربترین سلاحی را که بشر تاکنون ساخته بود، یعنی بمب هستهای، در دست داشت.
با این حال، برتری آمریکا خیلی زود از سوی متحدش در جنگ جهانی دوم، یعنی اتحاد جماهیر شوروی، به چالش کشیده شد.
هرچند جنگ سرد اغلب با تنشهای شدید همراه بود، اما از نظر پرهیز از افتادن در تله توسیدید، یکی از بزرگترین موفقیتهای تاریخ به شمار میرود.
دو قدرت با توسعه شکلهای دیگری از رقابت، خارج از درگیری نظامی، توانستند خطرناکترین رقابت قدرت در تاریخ را به صورت مسالمتآمیز مدیریت کنند.

منبع تصویر، Getty Images
نمونه چهارم این استثناها رقابت اروپایی میان بلوک بریتانیا و فرانسه در برابر آلمان، از دهه ۱۹۹۰ تاکنون است.
با پایان جنگ سرد و فروریختن دیوار برلین، بسیاری نگران بودند که آلمان متحد بار دیگر به جاهطلبیهای قدرتطلبانه گذشته خود بازگردد و فرانسه و بریتانیا را تهدید کند.
اگرچه پیشبینی آنها مبنی بر بازگشت آلمان به جایگاه قدرت اقتصادی و سیاسی اروپا درست بود، اما روند قدرتگیری این کشور تا حد زیادی مسالمتآمیز و بیخطر پیش رفت.
رهبران آلمان راه تازهای را برای اعمال قدرت و نفوذ پیدا کردند: رهبری یک نظم اقتصادی یکپارچه، به جای تلاش برای سلطه نظامی.
دستکم در حال حاضر، اظهارات شی جینپینگ و دونالد ترامپ در پکن و نشانههایی که در جریان نشست دوجانبه آنها دیده میشود، احتمال گرفتار شدن دو قدرت در «تله توسیدید» را کاهش داده است.
































