ورزشی که قهرمانانش میلیونها دلار درآمد دارند؛ چگونه والدین خوبی برای یک تنیسباز باشیم؟

منبع تصویر، Rowland Charles Goodman
- نویسنده, کیتی گورنال و کییران فاکس
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی است که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا رویدادهایی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.

وقتی که الی-رز گریفیث ۹ ساله شد، مدرسه را ترک کرد تا تماموقت تنیس تمرین کند. از همان زمان بود که تنیس برای او نه فقط یک بازی که تمام زندگیاش شد.
گریفیث که زمانی بهترین تنیسباز ردههای پایه بریتانیا بود، با برخی از نامهای مطرح تنیس این کشور، از جمله کتی بولتر، اما رادوکانو، و هریت دارت رقابت میکرد. او اما در ۱۹ سالگی علاقهاش به تنیس را از دست داد و آن را کنار گذاشت.
گریفیث حالا در ۲۷ سالگی به گذشته که نگاه میکند، علاوه بر لذت مسابقات تنیس، فشارهای فراوان این ورزش را هم به خاطر میآورد، بهویژه نقش افرادی که به باور او میتوانستند بسیار بهتر عمل کنند: والدین.
وجود والدین بیش از حد بلندپرواز در ورزشی که در بالاترین سطح آن میلیونها دلار جایزه نقدی در انتظار قهرمانان است، موضوع تازهای نیست. در سالهای گذشته هم رفتارهای جنجالی پدران بازیکنانی مانند یلنا دوکیچ، مری پیرس، و برنارد تومیچ بارها خبرساز شده است.
اما همه چیز از مسابقات پایه آغاز میشود.
گریفیث میگوید: «در تنیس، بارها میبینید که والدین بر سر فرزندانشان فریاد میکشند. البته منظورم پدر و مادر خودم نیست؛ آنها همیشه حامی من بودند ولی چیزهایی که در این ورزش دیدهام، واقعا نگرانکننده است.»
«بسیاری از والدین نمیدانند چگونه باید رفتار کنند و چطور میتوانند به فرزندشان کمک کنند تا در ورزشی که استعدادش را دارد، بهترین شود.»
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
گاهی اوضاع حتی از این هم بدتر میشود.
کریس جانسون، سرمربی باشگاه تنیس ساتن کلدفیلد، که ۳۶ سال است در آن فعالیت میکند، میگوید: «قبلا پیش آمده است که مجبور شدهایم پلیس را خبر کنیم، چون رفتار برخی والدین کاملا از کنترل خارج شده بود.»
«آنها حاضر نیستند به حرف کسی گوش بدهند، تصور میکنند هر کاری بخواهند میتوانند انجام دهند، به داوران احترام نمیگذارند و گاهی اوضاع واقعا زشت میشود.»
هم گریفیث و هم جانسون معتقدند این رفتارها تا حد زیادی نتیجه فضایی است که ساختار ورزش تنیس ایجاد کرده است.
چرا چنین اتفاقی میافتد و چه چیزی باید تغییر کند؟
برای والدین، تنیس ورزشی بسیار پراسترس است.
باید رفتوآمدها را مدیریت کنند، هزینههای مربیگری را بپردازند و مسیر پیچیده پیشرفت یک بازیکن جوان را دنبال کنند. حتی در برخی موارد که فرزندشان مدرسه عادی را ترک کرده است تا بر تنیس متمرکز شود، لازم است برای او معلم خصوصی بگیرند.
جان، پدر هریسون ۱۱ ساله از منطقه دربیشر که یکی از استعدادهای با آیندهدار تنیس است، میگوید: «وارد چرخهای میشوید که پایانی ندارد. ۱۲ ماه سال باید بین زمینهای سرپوشیده و روباز در رفتوآمد باشید.»
بچهها از ۴ سالگی میتوانند تنیس را در زمینهای کوچک و متناسب با سن خود آغاز کنند. انجمن تنیس بریتانیا «التیای» (LTA) هم برای مستعدترین بازیکنان، از هفتسالگی برنامهای ویژه دارد تا شاید روزی قهرمان گرنداسلم شوند.
مسابقات رسمی هم از رده سنی زیر ۸ سال آغاز و در گروههای سنی مختلف برگزار میشود. رتبه و امتیاز بازیکنان در این مسابقات، یکی از مهمترین راههای دیده شدن استعدادهای جوان است.
اما از چه زمانی همه چیز جدی میشود؟
کریس جانسون پاسخ میدهد: «از همان لحظهای که کودک اولین مسابقه رسمیاش را میدهد.»
آیا این روند درست است؟
«اصلا. بسیاری از بزرگسالان هم از پس فشارهای یک ورزش انفرادی برنمیآیند، اما انتظار داریم کودکان با چنین فشارهایی کنار بیایند.»
استیو ویلان، مربی باسابقهای که نزدیک به سه دهه است در شهر سنت آلبانز فعالیت میکند، معتقد است که ساختار فعلی تنیس از همان سنین پایین بیش از اندازه بر نتیجهگیری و پیروزی تاکید دارد: «این رویکرد فقط باعث ایجاد یک رقابت ناسالم میشود، چون والدین فقط در پی بالا بردن امتیاز و رتبه فرزندشان هستند.»
ویلان همواره به والدین یادآوری میکند: «بچهها تنیسباز حرفهای نیستند؛ آنها کودکانی هستند که تنیس بازی میکنند و این دو تفاوت بسیار زیادی با هم دارند.»

منبع تصویر، Rowland Charles Goodman
برای والدین، فشارهای ورزش تنیس فقط جنبه روحی و روانی ندارد؛ بلکه از نظر مالی هم بسیار سنگین است.
یکی از والدین میگوید: «هزینهها مدام بیشتر و بیشتر میشوند؛ کلاسهای آموزشی، رفتوآمد، بلیت هواپیما، هزینه شرکت در مسابقات و...»
گریفیث با اعداد و ارقام این موضوع را توضیح میدهد: «اگر بخواهید روزی چهار ساعت با مربی تمرین کنید، هفتهای حدود هزار پوند هزینه دارد، یعنی ماهی چهار هزار پوند؛ رقمی که از حقوق بسیاری از مردم بیشتر است.»
انجمن تنیس بریتانیا اعلام کرده است که از طریق شبکه مراکز منطقهای توسعه استعداد، با فراهم کردن امکانات مناسب و بهرهگیری از مربیان سطح بالا، از تنیسبازان نوجوان مستعد حمایت میکند.
این انجمن همچنین به بازیکنان مستعدی که برای تامین هزینههای تمرین یا سفر و شرکت در مسابقات با مشکلات مالی روبهرو هستند، کمکهزینه پرداخت میکند.
اما گریفیث معتقد است سرمایهگذاری مالی والدین برای پیشرفت فرزندانشان گاهی رفتار آنها را تغییر میدهد.
او میگوید: «حمایت مالی به برد و باخت گره خورده است. آنها با خود میگویند اگر فرزندم برنده شود، شاید حمایت مالی بیشتری دریافت کنیم؛ اما اگر ببازد، ممکن است این حمایت قطع شود. بنابراین طبیعی است که نخواهیم او شکست بخورد.»
کریس جانسون هم این تغییر نگرش را کاملا احساس کرده است: «بعضی از والدین انتظار بازگشت سرمایه دارند، در حالی که نباید چنین نگاهی وجود داشته باشد.»
گریفیث میگوید: «از یک کودک ۱۰ ساله انتظار نمیرود شغلی داشته باشد اما در عمل تنیس، شغل او میشود.»
تاد لی، تنیسباز استرالیایی، هم با این دیدگاه موافق است. او زمانی عنوان بهترین تنیسباز نوجوان جهان را داشت و حتی در ۱۲ سالگی جوانترین ورزشکاری شد که با آژانس معتبر «آیامجی (IMG) قرارداد امضا کرده بود، اما در ۱۷ سالگی برای همیشه از دنیای تنیس خداحافظی کرد.
لی در آکادمی مشهور نیک بالتیری در فلوریدا تمرین میکرد؛ جایی که خواهران ویلیامز، آندره آغاسی، و ماریا شاراپووا هم در آن حضور داشتهاند.
او خود را با استعدادهایی مانند اندی ماری و خوان مارتین دلپوترو مقایسه میکرد. به گفته لی، خیلی زود تنیس تمام زندگیاش را فرا گرفت و از یک سرگرمی به یک شغل تبدیل شد ولی در نهایت از این ورزش متنفر شد و هنوز هم همین احساس را دارد.
پدرش، مکس لی، هم مربی او بود و هم مدیر برنامههایش. از نگاه تاد، برای پدرش تنیس همیشه در اولویت بود و او در جایگاه دوم قرار داشت: «واقعا از صبح تا شب، همه چیز فقط تنیس بود. در دنیای تنیس، خیلی زود دیگر کودک را یک انسان نمیبینند؛ او بلکه کالایی برای سرمایهگذاری دیده میشود.»
تاد لی معتقد است موفقیت زودهنگام در تنیس، خانوادهها و مربیان و حتی ساختار این ورزش را به سمت وارد کردن فشار بیشتر و آغاز رقابت حرفهای از سنین پایین سوق میدهد: «اگر از کودکی نتایج خوبی بگیرید، حمایتهای بیشتری دریافت میکنید، شرکتهای مدیریت برنامه سراغتان میآیند و اسپانسرهای بهتری جذب میکنید.»
«خیلی زود همهچیز به رقابتی بین خانوادهها تبدیل میشود؛ رقابتی بر سر اینکه چقدر حاضرند برای موفقیت فرزندشان، وقت و پول و انرژی بیشتری صرف کنند اما در این میان همه فراموش میکنند که طرف حسابشان یک کودک است.»

منبع تصویر، Getty Images
البته همه از داشتن والدین سختگیر و بلندپرواز ناراضی نیستند؛ یا دستکم وقتی به گذشته نگاه میکنند، چنین احساسی ندارند.
اما رادوکانو، قهرمان مسابقات اوپن آمریکا در سال ۲۰۲۱، پیشتر درباره پدر و مادرش گفته بود که آنها در دوران کودکی بیش از حد سختگیر بودند.
او سال ۲۰۲۴ به روزنامه تایمز گفت: «در ردههای پایه، بازیکنان فوقالعادهای را میشناختم که والدینشان خیلی راحتتر با آنها برخورد میکردند و وقتی میباختند، فقط میگفتند، مهم نیست، اشکالی ندارد.»
«اما امروز دیگر آن بازیکنان تنیس بازی نمیکنند. به همین دلیل، من هرگز پدر و مادرم را بابت سختگیریهایشان سرزنش نمیکنم.»
کایل ادموند، تنیسباز شماره یک سابق بریتانیا، هم میگوید با اینکه والدینش مانند برخی دیگر بیش از حد سختگیر نبودند اما همواره او را تشویق به داشتن نگرش و اخلاق حرفهای میکردند.
او تعریف میکند که وقتی یک بار به پدرش گفته بود میخواهد تنیس را کنار بگذارد، پدرش پاسخ داده بود: «باشد، پس همین حالا تمامش کنیم.»
ادموند میگوید: «همان لحظه بود که فهمیدم واقعا عاشق تنیس هستم و میخواهم برای موفقیت سخت تلاش کنم. گاهی احساس میکنی والدین بیشتر از فرزندشان خواهان موفقیت هستند و از همانجا همه چیز حالت سمی پیدا میکند.»
«انگیزه باید در خود کودکان باشد، نه والدین. به نظر من بهترین حالت این است که والدین از فرزندشان حمایت کامل کنند، همیشه کنار او بمانند، تشویقش کنند و به او انگیزه بدهند تا پیشرفت کند و رویاهای بزرگی داشته باشد.»

منبع تصویر، Getty Images
برای بسیاری از والدین، این تغییر نگرش بهتدریج رخ میدهد.
راب در حالی که از فاصلهای دور تمرین گروهی پسرش را تماشا میکند، میگوید: «فرزندت در ابتدا فقط شنبه صبحها برای تفریح به تنیس میرود ولی ناگهان متوجه میشوید که همه چیز، آن هم در سن بسیار پایین، کاملا جدی شده است.»
«کودکان این ورزش را فقط برای لذت بردن شروع میکنند و اساسا باید همین هدف را داشته باشند ولی وقتی وارد سیستم میشوند، خیلی راحت ممکن است این موضوع را فراموش کنند.»
به گفته رامش، یکی دیگر از والدین، اکنون که به تجربه فرزندان بزرگترش در تنیس نگاه میکند، احساس پشیمانی دارد؛ زیرا بیش از حد روی نتیجه مسابقات تمرکز کرده بود.
او حالا به کوچکترین پسرش میگوید: «برد و باخت را فراموش کن.»
گریفیث هرگز از پدر و مادر خودش انتقاد نمیکند.
او میگوید مادرش که بهتنهایی سه فرزند را بزرگ کرده است، مهمترین نقش را در تمام موفقیتهایش داشته است: «مادرم هم قبول دارد که بینقص نبوده است ولی هیچ حمایت یا آموزشی ندیده است که به او یاد بدهد چگونه بهترین والد برای یک تنیسباز باشد. در این مسیر، بعد از خود ورزشکار، والدین مهمترین نقش را دارند.»
لیا جیکوب، که مادر دو تنیسباز نوجوان است، معتقد است بیشتر والدین واقعا میخواهند بهترین کار را برای فرزندشان انجام دهند: «من پزشکم، مربی توسعه فردی هم هستم و به نظرم هوش هیجانی (هوش احساسی و عاطفی) بالایی دارم؛ با این حال، حتی خودم هم گاهی متوجه میشدم که ناخواسته واکنشهای نادرستی نشان میدهم.»
«مسئله این نیست که والدین بدی وجود دارند؛ مشکل این است که والدین چارچوب و راهنمای مشخصی برای مواجهه با چالشهای این ورزش را ندارند.»
جیکوب به همراه گریفیث و کریس جانسون دورهای آنلاین باعنوان «والدین برنده» راهاندازی کردهاند تا به والدین آموزش دهند چگونه قبل و حین و بعد از مسابقات، بهترین حمایت را از فرزندشان داشته باشند.
به گفته دکتر جیکوب، والدین معمولا دو الگوی رفتاری اشتباه دارند: «یکی از این الگوها، حمایت بیش از حد است. بارها میبینم که از کنار زمین نقش مربی را بازی میکنند یا هنگام مسابقه در کار فرزندشان دخالت میکنند.»
«الگوی دیگر، انتقاد بیش از حد از فرزندشان است. بسیاری از بچهها میگویند بعد از یک بازی ضعیف یا کسب نتیجهای نامطلوب، از مسیر بازگشت به خانه در ماشین وحشت دارند. البته والدین قصد ندارند چنین فضایی ایجاد کنند، اما وقتی تحت فشار قرار میگیرند، بهراحتی ممکن است چنین اتفاقی بیافتد.»
انجمن تنیس بریتانیا هم اعلام کرده است که منابع و برنامههای آموزشی مختلفی برای والدین فراهم کرده است تا با مراحل مختلف مسیر پیشرفت یک تنیسباز آشنا شوند.
با وجود تمام این چالشها، گریفیث همچنان عاشق تنیس است.
او معتقد است تنیس مهارتهایی به او آموخته که در زندگی به او کمک کرده است؛ اما در عین حال باور دارد والدین باید بدانند تا چه اندازه بر شخصیت فرزندشان تاثیر میگذارند: «دوست دارم والدین بدانند اگر به شیوهای درست و حمایتی عمل کنند، تنیس میتواند یکی از بهترین راهها برای پرورش شخصیت فرزندشان باشد.»
«اما اگر این کار را به روشی اشتباه انجام دهند، این ورزش میتواند به شخصیت کودکشان آسیب بزند.»

































