چرا نتانیاهو مخفیانه به امارات متحده عربی رفت و از بن زاید چه خواست؟

    • نویسنده, مهند توتنجی
    • شغل, بی‌بی‌سی
    • در, بیت‌المقدس
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با یک پرواز خصوصی و سفری کوتاه به امارات متحده عربی رفت تا در دیداری دور از چشم رسانه‌ها با شیخ محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، ملاقات کند؛ دیداری که پس از آن، او بدون انتشار هیچ بیانیه رسمی، به اسرائیل بازگشت.

اما سفر نتانیاهو به ابوظبی فقط یک دیدار کوتاه و محرمانه نبود. این سفر در حالی انجام شد که افشاگری‌های تازه درباره حملات هفتم اکتوبر ۲۰۲۳، گزارش‌ها از سردی روابط میان دو رهبر و تلاش برای ترمیم آن، نزدیک شدن انتخابات اسرائیل و بازگشت ایران به مرکز معادلات منطقه‌ای، همگی در کانون توجه قرار گرفته‌اند.

این دیدار در هیچ برنامه رسمی اعلام‌شده‌ای وجود نداشت. بر اساس گزارش‌های رسانه‌های اسرائیلی، نتانیاهو را در این سفر رومان گوفمن، رئیس موساد، و شموئیل بن‌عزرا، مشاور امنیت ملی، به همراه شماری دیگر از مقام‌ها همراهی کردند.

محتوای گفت‌وگوها نیز از اظهارنظرهای رسمی دور ماند، اما زمان‌بندی این دیدار، تنها یک ماه پیش از انتخابات کنست (پارلمان) اسرائیل، شاید خود گویای نکات بسیاری باشد.

آن‌ها تماس تلفنی پیش از حملات ۷ اکتوبر داشتند یا نه؟

چند هفته پیش، روزنامه هاآرتص در گزارشی مدعی شد که شیخ محمد بن زاید حدود یک هفته و نیم پیش از حملات ۷ اکتوبر، در تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو گفت‌وگو کرده است.

بر اساس گزارش هاآرتص، رئیس امارات به نتانیاهو هشدار داده بود که اطلاعاتی در اختیار دارد که نشان می‌دهد یحیی سنوار، رهبر وقت حماس در غزه، در حال تدارک اقدامی بزرگ است؛ اقدامی که می‌تواند به «خونریزی و بی‌ثباتی در منطقه» منجر شود.

نتانیاهو به‌صراحت روایت مطرح‌شده درباره این تماس را رد کرد. دفتر او اعلام کرد که نخست‌وزیر اسرائیل در بازه زمانی مورد اشاره هیچ گفت‌وگوی تلفنی با محمد بن زاید نداشته و چنین هشداری نیز از او دریافت نکرده است. نتانیاهو همچنین تهدید کرد علیه روزنامه هاآرتص اقدام قانونی خواهد کرد، اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد.

شبکه ۱۲ اسرائیل بعداً به نقل از سه منبع اماراتی که آن‌ها را مستقیماً مطلع از موضوع توصیف کرد، گزارش داد دستگاه‌های اطلاعاتی امارات اطلاعاتی درباره احتمال اقدام حماس که خشونت‌آمیز توصیف شده بود، به شاباک، سازمان امنیت داخلی اسرائیل، منتقل کرده بودند.

بر اساس روایت شبکه ۱۲ اسرائیل، تماس محمد بن زاید با نتانیاهو با این هدف انجام شده بود که اطمینان حاصل کند این اطلاعات به نخست‌وزیر اسرائیل رسیده است.

در نخستین واکنش به این ماجرا، وزارت خارجه امارات اعلام کرد که درباره گزارش‌ها یا گمانه‌زنی‌ها پیرامون گفت‌وگوهای رهبران کشورها اظهار نظر نمی‌کند. با این حال، این وزارتخانه تاکید کرد که میان نهادهای دولتی امارات و اسرائیل کانال‌های ارتباطی مستقیم و فعالی وجود دارد و در صورت لزوم، اطلاعات اطلاعاتی مرتبط میان دو طرف تبادل می‌شود.

در ادامه، رسانه‌های اسرائیلی به نقل از یک مقام اماراتی گزارش دادند که مسائل امنیتی از طریق نهادهای تخصصی و امنیتی دو کشور بررسی می‌شوند، نه در سطح رهبران کشورها؛ اظهاراتی که به منزله رد روایت مطرح‌شده درباره انتقال این هشدار در گفت‌وگوی مستقیم میان محمد بن زاید و نتانیاهو تلقی شد.

به این ترتیب، ماجرا دیگر صرفا به اختلاف‌نظر بر سر این موضوع محدود نمی‌شد که اسرائیل پیش از حملات ۷ اکتوبر چه اطلاعاتی در اختیار داشته است؛ بلکه به مسئله‌ای تبدیل شد که مستقیما به روابط میان نتانیاهو و رئیس امارات گره می‌خورد.

«این دیدار با تلاش برای ترمیم روابط آغاز شد»

به گفته دگروال بازنشسته جک نریا، مشاور سیاسی پیشین اسحاق رابین، نخست‌وزیر فقید اسرائیل، برای درک این سفر باید از همین نقطه آغاز کرد.

نریا در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی گفت از نگاه او، نخستین هدف نتانیاهو تلاش برای بهبود روابط با شیخ محمد بن زاید پس از تنشی بود که جنجال مربوط به تماس تلفنی ادعایی میان آن دو ایجاد کرد.

به باور نریا، رد علنی این روایت از سوی نتانیاهو، روابط میان دو طرف را در موقعیتی حساس قرار داد؛ به‌ویژه با توجه به اطلاعاتی که به منابع اماراتی درباره آن هشدار نسبت داده شده بود.

نریا می‌گوید این دیدار فرصتی را فراهم کرده تا دو رهبر به‌طور مستقیم درباره این موضوع گفت‌وگو کنند و بکوشند از پیامدهای آن عبور کنند.

این تحلیل با آنچه هاآرتص پس از سفر منتشر کرد نیز همسو است. این روزنامه نوشت نتانیاهو در جریان دیدار با محمد بن زاید از او خواسته است روایت مربوط به هشدار پیش از ۷ اکتوبر را رد کند؛ موضوعی که خبرگزاری‌های دیگری نیز آن را بازتاب دادند.

سفر محرمانه؛ اما آیا درز خبر آن تصادفی بود؟

در اینجا، بُعد دیگری از ماجرا آشکار می‌شود. این سفر دور از چشم رسانه‌ها برنامه‌ریزی شده بود و بنا بر گزارش‌های رسانه‌های اسرائیلی، قرار بود تا پس از بازگشت هیات همراه نتانیاهو به اسرائیل، خبری از آن منتشر نشود و دو طرف نیز بیانیه‌ای هماهنگ درباره آن صادر کنند.

اما خبر این سفر پیش از بازگشت نتانیاهو فاش شد.

به باور نریا، این موضوع این پرسش را مطرح می‌کند که آیا افشای خبر سفر می‌توانسته به نفع نتانیاهو از نظر سیاسی باشد یا نه.

او به بی‌بی‌سی گفت بعید می‌داند سفری با این سطح از حساسیت، بدون اطلاع نتانیاهو یا اطرافیانش درز کرده باشد. به اعتقاد او، افشای این دیدار به نتانیاهو امکان می‌دهد نشان دهد که با وجود تنش‌های اخیر، روابطش با امارات و محمد بن زاید همچنان برقرار است.

البته این تحلیلی است که نریا مطرح می‌کند و هیچ مدرک علنی‌ای وجود ندارد که نشان دهد نتانیاهو شخصا دستور افشای خبر این سفر را داده است. با این حال، نادیده گرفتن زمان‌بندی سیاسی این دیدار نیز دشوار است.

انتخابات کنست اسرائیل قرار است ۲۷ اکتوبر برگزار شود و نتانیاهو در شرایطی وارد این رقابت انتخاباتی می‌شود که همچنان با انتقادها و مناقشه‌های داخلی درباره مسئولیت سیاسی و امنیتی شکست‌های منتهی به حملات ۷ اکتوبر روبه‌رو است.

بر پایه این تحلیل، تصویری از نخست‌وزیر اسرائیل که همچنان روابط مستقیم خود را با یکی از برجسته‌ترین رهبران عرب حفظ کرده است، می‌تواند در عرصه سیاست داخلی نیز برای او ارزش سیاسی داشته باشد.

ایران؛ بازیگر غایب اما حاضر

اما حملات ۷ اکتوبر تنها موضوعی نبود که نتانیاهو با خود به ابوظبی برد.

منابع اسرائیلی به شبکه ۱۳ این کشور گفته‌اند که محور اصلی این دیدار، ایران و تنش‌های فزاینده در خاورمیانه بوده است.

این همان موضوعی است که نریا نیز در گفت‌وگوی خود با بی‌بی‌سی به آن اشاره کرد.

به باور او، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال تشدید تنش با ایران در ماه‌های پیش رو افزایش یافته و همین مسئله، هماهنگی با امارات را برای اسرائیل مهم‌تر کرده است.

نریا معتقد است کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، قطر و عمان، هر یک به شکلی در پی حفظ کانال‌های گفت‌وگو با تهران و جلوگیری از شکل‌گیری یک رویارویی جدید در منطقه هستند؛ موضوعی که از نگاه او، به روابط اسرائیل و امارات در پرونده ایران اهمیت ویژه‌ای می‌بخشد.

با این حال، روابط امارات با ایران پیچیده‌تر از آن است که صرفا در چارچوب همسویی با اسرائیل تعریف شود. ابوظبی خود نیز روابط و کانال‌های ارتباطی با تهران را حفظ کرده، منافع اقتصادی و امنیتی مستقیمی در ارتباط با ایران دارد و در سال‌های اخیر برای کاهش تنش‌ها در منطقه خلیج فارس تلاش کرده است.

از این رو، هماهنگی میان اسرائیل و امارات در قبال ایران لزوما به معنای همسویی کامل دو طرف درباره شیوه برخورد با تهران نیست.

سابقه‌ای از تنش در روابط دو طرف

این نخستین بار نیست که درباره دیداری میان نتانیاهو و محمد بن زاید، اختلاف‌نظر یا تنش میان امارات و اسرائیل بروز می‌کند.

اوایل امسال، دفتر نتانیاهو اعلام کرد که او در جریان جنگ با ایران، در شهر العین دیداری محرمانه با رئیس امارات داشته است.

اما امارات آن زمان به‌طور علنی روایت ارائه‌شده از سوی اسرائیل را رد کرد و تاکید داشت که روابطش با اسرائیل از زمان توافق‌های ابراهیم در چارچوبی آشکار و رسمی دنبال می‌شود و بر پایه دیدارها یا ترتیبات محرمانه استوار نیست.

به این ترتیب، سفر اخیر نیز در شرایطی انجام شد که از پیش حساسیت زیادی نسبت به نحوه انتشار اخبار مربوط به تماس‌ها و دیدارهای دو طرف وجود داشت؛ این‌که چه چیزی اعلام شود، چه کسی آن را اعلام کند و چگونه در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.

سه پرونده در یک سفر

دشوار است که بدانیم پشت درهای بسته دیدار ابوظبی دقیقا چه گذشته است، اما آنچه تاکنون آشکار شده، از وجود سه محور موازی در این سفر حکایت دارد.

نخست، موضوعی شخصی و سیاسی: روابط نتانیاهو و محمد بن زاید پس از جنجال بر سر هشدار ادعایی پیش از حملات ۷ اکتوبر.

دوم، سیاست داخلی اسرائیل: انتخابات کنست تنها یک ماه دیگر برگزار می‌شود و نتانیاهو در تلاش است نشان دهد با وجود بحران‌های سیاسی و امنیتی پس از جنگ، همچنان از روابط منطقه‌ای خود برخوردار است.

و سوم، یک مسئله راهبردی: ایران، آینده رویارویی با آن و جایگاه کشورهای حاشیه خلیج فارس در هرگونه تشدید تنش احتمالی.

در میان این سه موضوع، شاید اهمیت اصلی این سفر در پرسشی نهفته باشد که بیانیه‌های رسمی هنوز پاسخی برای آن ارائه نکرده‌اند:

آیا نتانیاهو برای ترمیم آنچه در گذشته رخ داده بود به ابوظبی رفت، یا برای هماهنگی درباره آنچه ممکن است در آینده رخ دهد؟

و شاید پاسخ، هر دوی این‌ها باشد.