آیا کابل‌های زیردریایی اینترنت به سلاح تازه ایران در خلیج فارس تبدیل می‌شود؟

    • نویسنده, بخش مانیتورینگ
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

رسانه‌ها و محافل سیاسی تندرو در ایران، به شکل روزافزونی تنگه هرمز را نه‌تنها به عنوان یک گلوگاه انرژی، بلکه به عنوان مسیری استراتژیک برای ترافیک جهانی اینترنت معرفی می‌کنند.

آنها معتقدند اهرم فشار جدید ایران در زیر آب‌های تنگه و در قالب کابل‌های بین‌المللی انتقال داده پنهان شده است. این بحث در شرایطی مطرح می‌شود که پس از درگیری‌های نظامی اخیر در اطراف تنگه هرمز، تنش‌ها میان ایران، آمریکا و کشورهای خلیج فارس افزایش یافته است. بر اساس این دیدگاه، ایران می‌تواند بر کابل‌های زیردریایی عبوری از تنگه، نظارت امنیتی و مقرراتی اعمال کند یا حتی برای عبور آنها عوارض تعیین کند.

هرچند چنین اقدامی با موانع حقوقی و فنی بسیار زیادی روبه‌رو است، اما این بحث نشان‌دهنده تلاش جدی ایران برای گسترش ابزارهای بازدارندگی نامتقارن به حوزه حساس زیرساخت‌های دیجیتال و فراتر از نفتکش‌ها است.

موضوعی تازه در مناقشه هرمز؟

برای دهه‌ها، تنگه هرمز با نفتکش‌ها و امنیت انرژی گره خورده بود؛ چرا که حدود یک‌پنجم نفتی که از راه دریا در جهان منتقل می‌شود، از این گذرگاه باریک عبور می‌کند.

خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در گزارشی که هشتم مه (۱۸ اردیبهشت) در سرویس علمی خود منتشر کرد، ایده استفاده از کابل‌های زیردریایی اینترنت به عنوان نوعی سلاح و ابزار فشار را مطرح کرد؛ کابل‌هایی که داده‌های ارتباطی و مالی جهانی را میان اروپا، خاورمیانه و آسیا جابه‌جا می‌کنند.

بر اساس اطلاعات شرکت «تاتا کامیونیکیشنز» که زیرساخت‌های مخابراتی را رصد می‌کند، سامانه‌های اصلی کابل از جمله «فالکون»، «جی‌بی‌آی» و «تی‌جی‌ان-گلف» از تنگه هرمز عبور می‌کنند و انتقال داده میان خلیج فارس، اروپا و آسیا را ممکن می‌سازند. سامانه «تی‌جی‌ان-گلف» به تنهایی عمان، امارات، قطر، بحرین و عربستان سعودی را به شبکه‌های گسترده ارتباط جهانی متصل می‌کند.

خبرگزاری فارس همچنین بر این موضوع تاکید کرده که شرکت‌های بزرگ فناوری مانند گوگل، متا و مایکروسافت بیش از پیش از این کابل‌ها استفاده می‌کنند. به گفته این رسانه، سامانه‌های مالی مانند «سوئیفت» نیز بر همین شبکه متکی هستند.

در این گزارش آمده است: «اگر نفت سوخت قرن بیستم بود، داده، سوخت قرن بیست‌ویکم است» و تاکید شده که ایران اکنون بر هر دو مسیر تسلط جغرافیایی دارد.

«مشرق نیوز»، رسانه دیگر نزدیک به سپاه پاسداران نیز با نگاهی مشابه، کابل‌های کف دریا را «سلاح خاموش ایران»‌ توصیف کرده که «می‌تواند سنتکام و شرکایش را زمین‌گیر کند».

این بحث هم‌زمان با هشدارهای مکرر مقام‌های ایرانی مطرح می‌شود که می‌گویند تهران پس از متهم کردن کشورهای خلیج فارس به تسهیل عملیات نظامی آمریکا، در حال بازنگری در دکترین امنیت منطقه‌ای خود است.

در ماه‌های اخیر، «معادلات جدید» در تنگه هرمز بیش از پیش شامل زیرساخت‌های دیجیتال و ابزارهای اقتصادی شده است. احسان قاضی‌زاده هاشمی، نماینده مجلس ایران، روز دوم مه (۱۲ اردیبهشت) به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت که نمایندگان مجلس در حال تدوین «طرح اقدام» تازه‌ای هستند.

او گفت هرگونه فعالیت مرتبط با کابل‌های زیردریایی انتقال داده در تنگه هرمز و آبراه‌های مجاور - از جمله طراحی مسیر، نصب، بهره‌برداری، تعمیر یا تغییر مسیر - باید با مجوز قبلی دولت جمهوری اسلامی انجام شود. به گفته او، چنین فعالیت‌هایی همچنین مشمول پرداخت هزینه‌های خدمات به ایران خواهد بود.

چرا کابل‌های زیردریایی؟

بر اساس گزارشی از رویترز در اواخر ماه آوریل، حدود ۹۹ درصد ترافیک اینترنت بین‌المللی جهان از طریق کابل‌های فیبر نوری زیردریایی منتقل می‌شود.

شرکت تحقیقاتی «تله‌جئوگرافی» که در زمینه زیرساخت‌های مخابراتی فعالیت می‌کند، سامانه‌های «ای‌ای‌ئی-۱»، «فالکون» و شبکه «گلف بریج اینترنشنال» را از جمله کابل‌های فعالی معرفی کرده که از تنگه هرمز عبور می‌کنند. بنابراین هرگونه اختلال جدی در این منطقه می‌تواند بر اینترنت منطقه، عملیات بانکی و شبکه‌های تجاری تاثیر بگذارد.

خبرگزاری فارس با استناد به برآوردهای بین‌المللی نوشته است که شبکه کابل‌های زیردریایی، روزانه انتقال تریلیون‌ها دلار تراکنش مالی در جهان را ممکن می‌سازند.

این رسانه تاکید کرده است که اختلال در این شبکه‌ها می‌تواند ظرف چند روز «ده‌ها یا صدها میلیون دلار» خسارت اقتصادی ایجاد کند و به همین دلیل، موضوع از یک مسئله صرفا فنی به مسئله‌ای مرتبط با امنیت ملی و نفوذ ژئوپلیتیک تبدیل شده است.

دقیقا چه پیشنهادی مطرح شده است؟

رسانه‌های تندرو در ایران و چهره‌های نزدیک به حکومت، صراحتا خواهان قطع یا توقیف کابل‌ها نشده‌اند. تمرکز اصلی آنها بیشتر بر مفاهیمی مانند دریافت عوارض، حاکمیت دیجیتال و اعمال مقررات بوده است. آنها استدلال می‌کنند که بخشی از تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی ایران و بخش دیگر در اختیار عمان قرار دارد و بنابراین تهران می‌تواند بر زیرساخت‌هایی که از این بخش از بستر دریا عبور می‌کنند، حق اعمال حاکمیت و کنترل قانونی داشته باشد.

خبرگزاری فارس در تایید اظهارات این نماینده مجلس، چند اقدام احتمالی را پیشنهاد کرده است؛ از جمله الزام دریافت مجوز برای کابل‌های زیردریایی، تعیین عوارض عبور و افزایش نقش ایران در عملیات تعمیر و نگهداری، با هدف ایجاد درآمد.

کابل‌های زیردریایی معمولا از چندین رشته فیبر نوری تشکیل شده‌اند که با لایه‌هایی از فولاد، عایق و پلی‌اتیلن محافظت می‌شوند تا در برابر فشار، خوردگی و آسیب‌های خارجی مقاوم باشند.

خبرگزاری فارس به هزینه بالا و زمان‌بر بودن تعمیر کابل‌های زیردریایی اشاره کرده است؛ موضوعی که پیش‌تر رویترز و تحلیلگران حوزه مخابرات نیز آن را تایید کرده بودند. این رسانه نوشته است تعمیر کابل‌ها به ویژه در مناطق درگیری دشوار است، زیرا کشتی‌های تعمیراتی به مجوز، دسترسی امن دریایی و شرایط عملیاتی باثبات نیاز دارند.

در ادامه گزارش آمده است که شرکت‌های خارجی فناوری که از این کابل‌ها استفاده می‌کنند باید در چارچوب مقررات ایران فعالیت کنند. فارس تاکید کرده است که همه این پیشنهادها «عملی» هستند و تنگه هرمز باید از یک گذرگاه صِرف انرژی به بخشی از معماری قدرت دیجیتال و اقتصادی ایران تبدیل شود؛ دیدگاهی که با دکترین گسترده‌تر امنیت نامتقارن جمهوری اسلامی هم‌خوانی دارد.

آیا ایران واقعا اختیار قانونی چنین کاری را دارد؟

رسانه‌های نزدیک به سپاه تا حد زیادی به تفسیر ایران از کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل استناد کرده‌اند و می‌گویند باریک‌ترین بخش‌های تنگه هرمز تقریبا به طور کامل در آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار دارد.

آنها استدلال می‌کنند که هرچند کشتی‌های بین‌المللی حق عبور دارند، اما این موضوع «حاکمیت کشورهای ساحلی را از میان نمی‌برد».

با این حال، حقوق بین‌الملل دریایی می‌تواند چنین تفسیر گسترده‌ای از اختیار ایران بر زیرساخت‌های جهانی ارتباطات یا اعمال کنترل نامحدود بر جریان داده‌ها را رد کند.

علاوه بر این، قدرت‌های بزرگ از جمله آمریکا و کشورهای اروپایی تقریبا به طور قطع هرگونه تلاش ایران برای اعمال محدودیت یا دریافت عوارض یک‌جانبه بر زیرساخت‌های اینترنت جهانی را نخواهند پذیرفت.

محدودیت‌های عملی نیز وجود دارد. برخلاف کشتی‌ها، نظارت دائمی بر کابل‌های زیردریایی دشوار است و این کابل‌ها تحت توافق‌های پیچیده بین‌المللی میان دولت‌ها و شرکت‌های خصوصی اداره می‌شوند. هرگونه دخالت عمدی در آنها می‌تواند واکنش و تلافی گسترده بین‌المللی به دنبال داشته باشد.

با این حال، اگر اقدامات اخیر ایران در زمینه کشتیرانی در هرمز ملاک باشد، تهران شاید برای بهره‌برداری راهبردی از ایده کنترل کابل‌های زیردریایی، لزوما به دنبال به رسمیت شناخته شدن کامل حقوقی نباشد.

چرا این بحث اکنون مطرح شده است؟

زمان‌بندی در اینجا اهمیت زیادی دارد. این بحث در شرایطی مطرح می‌شود که ایران در حال معرفی اشکال تازه‌ای از اهرم فشار در تنگه هرمز است و بارها واشنگتن را به اعمال نوعی محاصره در نزدیکی این تنگه متهم کرده است.

ادبیات سیاسی اخیر ایران بیش از پیش تهدیدهای دریایی را با ابعاد اقتصادی، سایبری و فناورانه ترکیب کرده است. چهره‌های تندرو همچنین هشدارها علیه امارات و بحرین را تشدید کرده و آنها را به همکاری با عملیات آمریکا و اسرائیل متهم کرده‌اند.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، هشتم مه در شبکه اجتماعی ایکس به زبان عربی هشدار مبهمی منتشر کرد و نوشت: «اگر دندان‌های تیز شیر را آشکار دیدی، هرگز مپندار که شیر لبخند می‌زند.»

در چنین فضایی، بحث درباره زیرساخت‌های دیجیتال تا حدی تلاشی برای ارسال این پیام به نظر می‌رسد که ایران، فراتر از تهدید نفتکش‌ها، ابزارهای راهبردی گسترده‌تری نیز در اختیار دارد.

این ایده تا چه حد واقع‌بینانه است؟

تلاش برای کنترل یا دریافت مالیات از ترافیک اینترنت بین‌المللی با موانع فنی و سیاسی بزرگی روبه‌رو خواهد شد و می‌تواند انزوای ایران را در زمانی که اقتصاد این کشور با فشارهای شدیدی مواجه است، بیشتر کند.

این موضوع برای خود ایران نیز خطراتی به همراه دارد. اقتصاد کشورهای خلیج فارس به شدت به یکدیگر وابسته است و هرگونه اختلال جدی در زیرساخت‌های کابل زیردریایی می‌تواند بر ارتباطات و تجارت منطقه‌ای ایران نیز تاثیر بگذارد. با این حال، طرح ایده در حد بحث هم ممکن است اهمیت داشته باشد.

تندروهای ایرانی با وارد کردن زیرساخت‌های حیاتی دیجیتال به معادلات راهبردی پیرامون تنگه هرمز، ظاهرا این پیام را می‌دهند که تهران آماده است تنش‌های آینده را به فضای سایبری و شبکه جهانی ارتباطات نیز گسترش دهد.

صرف‌نظر از ملاحظات عملی، این بحث نشان می‌دهد تهران بازدارندگی نامتقارن را در شرایطی که مقابله مستقیم با برتری نظامی آمریکا ممکن نیست، چگونه درک و تعریف می‌کند.