«اسب وحشی نهم»؛ نقدی تند به سیا که می‌تواند تماشاگران آمریکایی را دو قطبی کند

صحنه‌ای از فیلم، دو مرد روی صندلی نشسته‌اند و می‌خندند

منبع تصویر، Searchlight Pictures

    • نویسنده, نیکلاس باربر
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۴ دقیقه

فیلم جدید مارتین مک‌دونا، کارگردان ایرلندی، با بازی جان مالکوویچ در نقش یک مامور اطلاعاتی در دهه ۱۹۷۰، داستان مردی را روایت می‌کند که با عذاب وجدان دست‌وپنجه نرم می‌کند و در معرض افشای اسراری حساس قرار دارد. این فیلم جاسوسی، روایتی پرکشش و گزنده ارائه می‌دهد.

مارتین مک‌دونا علاقه خاصی به ساختن فیلم‌هایی دارد که در آن‌ها دو مرد از دو نسل متفاوت، در لوکیشن‌هایی چشم‌نواز، مدام با یکدیگر کلنجار می‌روند و به هم ناسزا می‌گویند. کارنامه این نویسنده و کارگردان ایرلندی شامل آثاری چون کمدی گانگستریِ کالتِ «در بروژ» محصول ۲۰۰۸ و فیلم موفق «بنشی‌های اینیشرین» در سال ۲۰۲۲ است؛ فیلمی که نامزد ۹ جایزه اسکار شد.

تازه‌ترین نمونه از این دست فیلم‌ها، «اسب وحشی نهم» است؛ یک کمدی جاسوسیِ هجوآمیز در دهه ۱۹۷۰ با بازی جان مالکوویچ و سم راکول در نقش دو مامور سرکش سیا که هم زبان تندی دارند و هم پیراهن‌های پرزرق‌وبرق‌تر.

شاید سازندگان با خود گفته‌اند چرا باید فرمول برنده اسکار، یا دست‌کم نامزد اسکار، را تغییر داد؟ اما «اسب وحشی نهم» غافلگیری‌های خاص خود را دارد؛ مهم‌ترینشان این‌که زیر لایه‌های داستانی پرپیچ‌وخم و گفت‌وگوهای نامتعارف و رکیک، نقدی تند و گزنده به سیاست خارجی آمریکا نهفته است.

مارتین مک‌دونا در گفت‌وگو با مجله امپایر گفت: «این قطعاً سیاسی‌ترین اثری است که تا امروز ساخته‌ام. در واقع، قبلاً در فیلم‌هایم چندان دیدگاه سیاسی‌ام را بیان نکرده بودم، اما این یکی کاملاً متفاوت است.»

از فیلم چه انتظاری داشته باشیم؟

رد شدن از پست YouTube
اجازه نشان دادن محتوای Google YouTube را می دهید؟

این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"‌کلیک کنید.

توضیح: بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. محتوای YouTube ممکن است شامل آگهی باشد.

پایان پست YouTube

مالکوویچ و راکول (که برای بازی در فیلم دیگر مک‌دونا، «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری» محصول ۲۰۱۷، جایزه اسکار گرفت)، نقش کریس و لی را بازی می‌کنند، دو مامور مستقر در سانتیاگوی شیلی در سال ۱۹۷۳.

آن‌ها تمام دوران کاری خود را با خوشحالی صرف بی‌ثبات کردن دولت‌های خارجی و ترور هرکسی کرده‌اند که روسایشان او را بیش‌ از حد چپ‌گرا می‌دانستند. اکنون نیز مشغول طراحی کودتایی علیه سالوادور آلنده، رئیس‌جمهور تازه انتخاب‌شده شیلی، هستند.

اما حالا که کریس به دوران بازنشستگی نزدیک می‌شود، درباره قتل‌هایی که به نام «خیر بزرگ‌تر» مرتکب شده، دچار تردید شده است.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

کریس و لی برای تعطیلاتی کوتاه به جزیره ایستر، محل وقوع بخش عمده داستان فیلم، سفر می‌کنند؛ جزیره‌ای در اقیانوس آرام که به خاطر مجسمه‌های عظیم «موآی» شهرت دارد.

اما کریس خیلی زود از گردش خسته می‌شود. او بیشتر علاقه دارد خاطراتش را بنویسد تا پیش از آنکه کهولت، بیماری و مرفین حافظه‌اش را کاملاً مختل کنند، بتواند معنای کودتاهایی را که در اجرای آن‌ها نقش داشته است، درک کند.

او حتی صحبت درباره فعالیت‌های محرمانه‌اش را با غریبه‌ها آغاز می‌کند، از جمله با دو دانشجوی شیلیایی با بازی ماریانا دی جیرولامو و آیلین سالاس.

طبیعتا ام‌جی، رئیس دفتر سیا در سانتیاگو با بازی استیو بوشمی، چندان از این موضوع راضی نیست. او نگران اسراری است که کریس ممکن است در آستانه افشای آن‌ها باشد. بنابراین به لی اطلاع می‌دهد که دوست و همکارش نباید جزیره ایستر را زنده ترک کند.

از آنجا که این فیلم ساخته مارتین مک‌دوناست، گفت‌وگوهای طولانی، پرپیچ‌وخم و جذابی هم در آن پیدا می‌شود؛ از جمله بحث‌هایی غیرمنتظره درباره رابطه میان دموکراسی و پنیر. در عین حال، فیلم تصویری عمیقاً تاثیرگذار و سرشار از همدلی از دوستی میان مردان ارائه می‌دهد.

مالکوویچ پس از سال‌ها بازی در نقش‌هایی که چندان به یاد نماندند، سرانجام نقشی را به دست آورده که در خور توانایی‌های اوست؛ نقشی که هم از آن غرابت و نامتعارف‌بودنِ خاص و همیشگی او بهره می‌برد و هم به او فرصت می‌دهد آسیب‌پذیری عمیقی را به نمایش بگذارد.

جای تعجب نیست که از همین حالا نام او به‌عنوان یکی از مدعیان جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد در سال آینده مطرح شده است.

تصویر سیا در هالیوود

هیچ‌ یک از این ویژگی‌ها برای آثار مک‌دونا غیرمعمول نیست. آنچه اسب وحشی نهم را متفاوت می‌کند، محکوم کردن صریح دخالت سیا در دموکراسی‌های سراسر جهان است.

رابطه هالیوود با سیا فراز و نشیب زیادی داشته است. گاهی این سازمان را قهرمان نشان داده، مانند مجموعه فیلم‌های جک رایان، و گاهی تصویری بسیار منفی‌تر از آن ارائه کرده است، مانند سه روز کرکس سیدنی پولاک.

خود مالکوویچ در فیلم در خط آتش ساخته کلینت ایستوود در سال ۱۹۹۳، نقش مامور سابق سیا را بازی کرد که برای ترور رئیس‌جمهور نقشه می‌کشید.

او در فیلم بخوان و بسوزان ساخته برادران کوئن در سال ۲۰۰۸ نیز یک مامور کهنه‌کار سیا بود که قصد داشت خاطراتش را منتشر کند.

اما تعداد کمی از فیلم‌ها به‌اندازه اسب وحشی نهم نگاه نکوهش‌آمیزی به این سازمان دارند.

برخلاف بعضی داستان‌های مهیج جاسوسی، این فیلم درباره ماموران خودسر و مرموز یا توطئه‌های پیچیده‌ای نیست که بتوان آن‌ها را افشا و نابود کرد.

دیدگاه مک‌دونا این است که ماموران سیا وظیفه خود را با کارآمدی و رضایت انجام می‌دهند. مشکل اینجاست که وظیفه‌شان به‌شکلی هولناک ناعادلانه است.

پرسش مطرح‌شده در اسب وحشی نهم این است که آیا کریس حاضر است کفاره اعمالش را بپردازد.

پرسش پیش روی مک‌دونا نیز این است که آیا پیام صریح فیلم، تماشاگران آمریکایی و رای‌دهندگان اسکار را خشنود خواهد کرد یا به خشم خواهد آورد.