تحلیلگر هوش مصنوعی درباره دیپلماسی دیجیتال ایران در دوران جنگ: سواری گرفتن از الگوریتم، وقتی گارد مخاطب پایین است

    • نویسنده, پویا قربانی
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۵ دقیقه

فعالیت سفارتخانه‌‌های ایران در شبکه اجتماعی ایکس در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران مورد توجه میلیون‌ها مخاطب غیر ایرانی و همچنین کارشناسان تبلیغات جنگ قرار گرفته است.

این حساب‌ها که تا پیش از جنگ، اعلان‌های اداری برای شهروندان ایران و بیانیه‌‌های رسمی دیپلماتیک را بازنشر می‌‌کردند، در نبود دیگر صداهایی که در پی قطع اینترنت در ایران به بیرون راه نمی‌یابند، ناگهان جبهه‌ای گشودند که تا پیش از آن چندان از آن در جنگ نرم استفاده نشده بود.

پروپاگاندای ایران، پر از میم، طعنه و ترول با چاشنی هوش مصنوعی است و هدفش، دست انداختن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و برجسته کردن روایت جمهوری اسلامی ایران نزد مخاطب غیر ایرانی که با سیاست‌‌های «قلدرمآبانه» کاخ سفید در جهان زاویه دارد.

از کوری الپرت، پژوهشگر دانشگاه ملبورن در حوزه «تاثیر هوش مصنوعی بر دموکراسی و سیاست» پرسیدم که بهره‌گیری از این شیوه نوین پروپاگاندا چه نشانه‌ای از تحول در دیپلماسی دیجیتال در جنگ‌ها به دست ما می‌دهد؟

آقای الپرت معتقد است روی آوردن سفارتخانه‌های ایران به میم، طنز و ویدیوهای طعنه‌آمیز مانند لگو، نشانه «تحولی اساسی» است. به‌گفته او، در گذشته دروغ‌گویی رسمی هزینه داشت و دولت‌ها ناچار بودند پیام‌های خود را به‌صورت غیرمستقیم و پرهزینه منتقل کنند.

او می‌گوید اما امروز الگو تغییر کرده و محتوایی که لزوماً دقیق نیست، اگر احساسات مخاطب را هدف بگیرد، می‌تواند مؤثر باشد و از فیلترهای ذهنی عبور کند؛ روایت‌هایی که هرچند نادرست‌ اما بازتابی از تصور آدم‌ها از «جهان مطلوب» هستند.

هم‌زمان، با به‌کارگیری هوش مصنوعی، هزینه و زمان تولید چنین محتواهایی به‌شدت کاهش یافته است.

در حالی که طعنه‌ها و متلک‌های سفارتخانه‌های ایران به مقامات آمریکا بازدید‌های میلیونی می‌گیرند این سوال پیش می‌آید که چرا طنز و کنایه، وقتی از سوی بازیگران دولتی برای مخاطبان خارجی به کار می‌روند، ابزارهای قدرتمندی محسوب می‌شوند.

کوری الپرت می‌گوید که طنز راه خود را باز می‌کند. همه انتظار دارند زبان سیاست و دیپلماسی جهانی، جدی و خشک باشد پس هر زبانی که برخلاف این روند حرکت کند، فقط به‌خاطر همین تفاوت هم می‌تواند اثرگذار شود. بخش بزرگی از این مسئله هم روان‌شناختی است. چون این طنزها، پیام سیاسی مهمی را زمانی منتقل می‌کند که «مخاطب گاردش را پایین آورده است.»

به‌نظر می‌رسد که پست‌ها به زبان انگلیسی و ویدیوهایی که عمدتا هجو مقامات آمریکایی است برای مخاطبان غیر ایرانی منتشر می‌شود اما هدف این سبک ارتباطی کدام بخش جامعه و در کجای جهان است؟

به‌گفته آقای الپرت، هدف اصلی این سبک ارتباطی متقاعد کردن مخالفان سرسخت مثلا عضو جنبش ماگا (طرفداران پروپاقرص ترامپ) در آمریکا نیست، بلکه پر و بال دادن به احساسات مخاطبان لیبرالی است که از پیش آمادگی همدلی دارند. در این میان، نقش الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی تعیین‌کننده است. او تأکید می‌کند که در سیاست امروز، احساسات از واقعیت‌ها مهم‌تر شده‌ و الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی این روند را «به‌طور انفجاری تقویت کرده‌اند.»

«اگر یکی از این حساب‌های سفارتخانه‌ای یک گزارش خشک از عملیاتی نظامی منتشر کند، چندان دیده نمی‌شود؛ اما ویدیویی که احساسات را برانگیزد، به‌سرعت با الگوریتم بالا کشیده می‌شود و می‌تواند در مدت کوتاهی به میلیون‌ها بازدید برسد. این نتیجه ترکیبی از روان‌شناسی انسان و منطق الگوریتم‌هاست. هر دو طرف آمریکایی و ایرانی هم به‌خوبی از این سازوکار آگاه‌اند و از این رویکرد بهره می‌برند.»

با بررسی پست‌های منتشرشده و در مواردی تبادل و پاسکاری میان حساب‌های وزارت امور خارجه ایران این پرسش مطرح می‌شود که آیا رفتار آنلاین سفارت‌های ایران نشان از وجود اتاق فرمان واحدی است یا هر کدام آتش‌به‌اختیارند؟

از نظر کوری الپرت، فعالیت آنلاین سفارتخانه‌های ایران نشان‌دهنده نوعی هماهنگی مرکزی است، با این تفاوت که انتشار محتوا به‌شکل غیرمتمرکز و الگوریتم‌پسند انجام می‌شود. اگر همه‌چیز از یک منبع واحد منتشر شود، راحت‌تر می‌توان آن را بی‌اثر کرد. اما وقتی یک ویدیوی وایرال یک روز از سفارت ایران در آفریقای جنوبی و روز بعد از تاجیکستان منتشر می‌شود، دامنه و تنوع انتشار بیشتر می‌شود. در این حالت دیگر مهم نیست یک حساب واحد با یک میلیون دنبال‌کننده داشته باشند؛ آن‌ها می‌توانند از ده‌ها حساب مختلف محتوا را وارد چرخه الگوریتم کنند و به دست میلیون‌ها نفر برسانند.

بی‌بی‌سی فارسی درباره این موضوع با سفارت ایران در آفریقای جنوبی و تایلند تماس گرفت اما پاسخی به پرسش‌های ما داده نشد.