در دمای ۴۷ درجه «باندا» صبح و شب معنایی ندارد؛ یک روز در گرمترین نقطه هند

منبع تصویر، Ankit Srinivas
- نویسنده, سوتیک بیسواس و نیتو سینگ
- شغل, دهلی و باندا
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
ساعت ۶ صبح بود و ظاهرا خورشید بر فراز منطقه باندا فراموش کرده بود که هنوز اول صبح است. آفتاب همان درخشندگی خیرهکننده و سوزان یک بعدازظهر تابستانی را داشت و سایهها حتی پیش از صرف صبحانه، در حال کوتاهتر و ناپدید شدن بودند.
این منطقه غبارآلود در ایالت اوتار پرادیش هند، روزهای متوالی را در ماه می، در صدر یک رتبهبندی ملی ناخوشایند سپری کرد: گرمترین نقطه کشور. برای بیش از یک هفته، دمای هوا در محدوده ۴۷ تا ۴۸ درجه سانتیگرد تثبیت شده بود؛ تداومی از گرما که حتی با معیارهای محلی نیز پدیدهای بیسابقه و فوقالعاده به شمار میرفت.
با این حال، آنچه بیش از همه جلب توجه میکرد، نحوه سازگاری مردم با این وضعیت بود. جمعیت بیش از دو میلیون نفری باندا — که بسیاری از آنها به کارهایی در فضای باز نظیر زراعت، ساختوساز، حملونقل و موارد مشابه وابسته بودند — چارهای جز تحمل این گرما نداشتند. آنها در حال تغییر و بازتنظیم کل ساختار زندگی خود بر مدار این گرما بودند.
در فاصله سی کیلومتری از مرکز این منطقه، بازار سبزیجات در شهر آتارا حتی پیش از آنکه بیشتر شهرها کاملا بیدار شوند، در حال تعطیل شدن و پایان کار بود. دهقانان در سپیدهدم با محصولاتی چون بادنجانرومی، کدو، مرچ، لیموترش و خربزه و تربوز از راه میرسیدند. همه میخواستند کالاهای خود را هرچه سریعتر بفروشند و پیش از آنکه گرما به اوج خود برسد، به خانه بازگردند.
هیمانشو، فروشندهای که کنار جعبههای بادنجانرومی ایستاده بود، گفت: «به خورشید نگاه کنید. هنوز ساعت ۶:۱۵ صبح است، اما گویی ساعت ۸ یا ۹ شده است».
گرما همانطور که روز کاری بازار را کوتاه میکرد، به همان اندازه عمر محصولات او را نیز کاهش میداد: «یک جعبه بادنجانرومی باید امروز یا نهایتا فردا فروخته شود. در این هوا دوام نمیآورند.»
در حالی که پیش از این، دادوستد و ازدحام بازار تا اواخر صبح ادامه داشت، اکنون فعالیتها تا ساعت ۸ صبح فروکش کرده و تا ساعت ۱۰ صبح، بازار تقریبا خالی و کاملا خلوت میشود.

منبع تصویر، Ankit Srinivas
همین جدول زمانی فشرده و جابجاشده، بر تقریبا بر تمام امور زندگی در باندا حاکم است. در میان آسمان سوزان و زمین تفت کرده، مردم دقیقا همان کاری را میکنند که ریزارد کاپوشینسکی، روزنامهنگار پولندی، زمانی در توصیف یک چشمانداز به شدت داغ و جهنمی دیگر در افریقا مشاهده کرده بود: تمام انرژی خود را وقف «جستجوی سایه و نسیم» میکنند.
پاپو ورما اکنون از ساعت ۷ صبح تا ظهر کار میکند و سپس دوباره از ساعت ۴ بعدازظهر تا ۷ شب سر کار برمیگردد. او چهار ساعت میان این دو نوبت را به انتظار مینشیند تا اوج گرمای روزانه سپری شود.
او گفت: «با این حال، شما باز هم باید هشت ساعت کارتان را تکمیل کنید. چه یکسره زیر آفتاب کار کنید و چه در میان کار وقفه بیاورید، دستمزد همان است.» این استراحت میانروزی او را از سردرد و گرمازدگی نجات میدهد، اما روز کاریاش را به ۱۲ یا ۱۳ ساعت میرساند. او شانه بالا انداخت و گفت: «در غیر این صورت، هرچه پیدا میکنم باید خرج دوا و داکتر شود.»
حوالی ساعت ۲ بعدازظهر یکی از روزهای هفته گذشته، زمانی که دمای هوا در باندا به ۴۶ درجه سانتیگراد رسیده بود، سه زن کارگر جادهسازی روی پل شاهراه بر فراز رودخانه «کِن»، زیر یک تانکر آب خزیده و در باریکه سایهای که شاسی تانکر ایجاد کرده بود، مشغول خوردن نان چاشت بودند.

منبع تصویر، Akit Srinivas
یکی از آنها به نام شانتی دِوی، هر روز صبح برای رسیدن به محل کارش شش کیلومتر پیادهروی میکرد و شام نیز شش کیلومتر پیاده به خانه برمیگشت. غذای چاشت او فقط نان به همراه پیاز، نمک و ترشی بود. او گفت: «اگر با خودمان سبزیجات بیاوریم، تا ظهر خراب میشوند».
او سپس جملهای بر زبان آورد که میتواند به عنوان شعار دوران گرمازدگی «باندا» به کار رود: «مردم غریب این تجمل و دلخوشی را ندارند که نگران گرما باشند».
پناهگاهی که آنها بر فراز رودخانه کِن برای خود یافته بودند، بیحکمت نبود؛ چراکه این رودخانه دقیقا در قلب مبارزه باندا با گرما قرار دارد. محققان میگویند استخراج ریگ و تخلیه سفرههای آب زیرزمینی، توانایی این رودخانه را برای خنک کردن طبیعت و محیط اطرافش تضعیف کرده است؛ امری که یک چرخه معیوب ایجاد نموده که در آن، کمبود آب و دمای بیسابقه هوا، مدام یکدیگر را تشدید و تقویت میکنند.

منبع تصویر، Ankit Srinivas
پیامدهای اقتصادی این گرما در همهجا به چشم میخورد.
بعدازظهرها عملا هیچ مسافری برای رانندگان ریکشاهای برقی باقی نمیماند. مغازهداران نیز پیش از سپیدهدم دکانهایشان را باز میکنند، اما از ظهر تا ساعت ۴ بعدازظهر کرکرهها را پایین میکشند. شمار مشتریان آنها به نصف کاهش یافته است. در سوزانترین و بیرحمترین ساعات روز، کل جمعیت شهرکها به داخل خانهها پناه میبرند و تنها در هنگام غروب است که دوباره بیرون میآیند.
موبایلها مکررا با هشدارهای دولتی به صدا درمیآیند و درباره شرایط هوای بحرانی و گرمازدگی هشدار میدهند. در یکی از این پیامها آمده است: «هوشیار بمانید، مراقب باشید».
شفاخانههای محلی نیز شاهد ورود سیل مداومی از بیماران گرمازده هستند. کِی کومار، سرپرست ارشد شفاخانه زنان منطقه، گفت: «از زمان شدت گرفتن گرما، ما روزانه بین ۱۵ تا ۲۰ قضیه گرمازدگی پذیرش میکنیم که بیشتر آنها را اطفال و سالمندان تشکیل میدهند. شایعترین علائم در میان آنها اسهال، استفراغ و تب است».

منبع تصویر، Ankit Srinivas
سختیهایی که باندا این روزها با آن دستوپنجه نرم میکند، در واقع بازتابی محلی از یک روند بسیار گستردهتر است. در سراسر هند، گرما دیگر تنها افزایش دما نیست، بلکه ترکیبی از «دما و رطوبت شدید» است که فشار به مراتب سنگینتری را بر بدن انسان وارد میکند.
پژوهشگران اقلیمی، جلگه «اَندَس-گنگ» را که بخش وسیعی از شمال هند از جمله ایالت اوتار پرادش را در بر میگیرد، یکی از کانونهای نوظهور و خطرناک جهان در زمینه گرمای با رطوبات و مرگبار میدانند.
تراکم بالای جمعیت، آبیاری گسترده زمینهای زراعتی، رطوبت فراوان و شمار زیاد کارگرانی که در فضای باز کار میکنند، دست به دست هم دادهاند تا شرایطی را ایجاد کنند که در آن، حتی یک کار بدنی روزمره و ساده نیز میتواند خطرآفرین باشد.
طبق گزارش اندیشکده «کلایمِت ترندز» (Climate Trends)، ایالت اوتار پرادش به دلیل جمعیت انبوهی که در معرض مستقیم آفتاب هستند، وابستگی شدید به کارهای محیطی و عدم دسترسی میلیونها خانوار به وسایل سرمایشی، به شدت آسیبپذیر است. دانشمندان میگویند جغرافیا و نوع توسعه این منطقه، دست به دست هم دادهاند تا اوضاع را وخیمتر کنند.

منبع تصویر، Ankit Srinivas
منطقه باندا در نزدیکی «مدار رأسالسرطان» قرار دارد؛ عرض جغرافیایی خاصی که با شدیدترین گرماهای تابستانی جهان شناخته میشود. در این جغرافیا، آب رودخانهها فروکش کرده و بسترها و رگههایی از ریگ، سنگ و جغل بر جا میماند که گرما را به خود جذب کرده و دوباره بازمیتابانند. از سوی دیگر، سمنت و ساختمانها جایگزین پوشش گیاهی شدهاند.
میزان پوشش درختی منطقه نیز بسیار کمتر از استنداردهای توصیهشده است. تحقیقات دانشگاه زراعت و تکنالوژی باندا نشان میدهد که بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۲ میلادی، نزدیک به یکششم از پوشش جنگلی متراکم این منطقه، عمدتا به دلیل فعالیتهای معدنی و گسترش اراضی زراعتی از بین رفته است.
مجموعه این عوامل، باندا را به شدت در برابر گرمای طاقتفرسا آسیبپذیر کرده است.
به گفته دینش ساه، هواشناس این دانشگاه، این منطقه پیش از این نیز دمای ۴۸ تا ۴۹ درجه را به خود دیده است؛ چنانکه در سال ۲۰۲۴، دماسنجها برای دو روز متوالی روی عدد ۴۹ درجه سانتیگراد ایستادند.
اما آنچه موج گرمای تابستان امسال را بیسابقه و متمایز میکرد، تداوم و ماندگاری آن بود. او میگوید: «برای هشت یا نه روز متوالی، دمای هوا بدون هیچ وقفهای در محدوده ۴۷ تا ۴۸ درجه باقی ماند؛ این همان بخش بیسابقه ماجراست».
پرم سینگ، یک دهقان محلی، میگوید که دوره سالانه گرمای شدید در این منطقه پدیده جدیدی نیست و حتی برای رشد محصولات زراعتی ضروری است؛ اما آنچه او را نگران میکند، شدت رو به افزایش این گرماست. او مقصر این وضعیت را نابودی پوشش درختی، استخراج بیرویه معادن و ریگبرداریها، افزایش مصرف سوختهای فسیلی و رواج چشمگیر کولرهای گازی میداند.
او میگوید: «این وضعیت، زندگی را برای طبقه فقیر بسیار سختتر کرده است، در حالی که قشر مرفه و ثروتمند چندان آسیبی ندیدهاند».

منبع تصویر، Ankit Srinivas
موج گرما تا ساعتها پس از غروب آفتاب نیز باقی میماند.
ساه میگوید: «گویی دیگر چیزی به نام صبح و شب وجود خارجی ندارد. حوالی ساعت ۷ یا ۸ صبح، هوا طوری است که گویی که بعد از چاشت است.» دمای هوا در طول شب نیز در حدود ۳۰ درجه سانتیگرد باقی میماند؛ نتیجه این وضعیت، جمعیتی است که بدنهایشان هرگز فرصت نمیکنند کاملا سرد شوند.
در قریه «آچهاراوند» در ۲۰ کیلومتری شهر باندا، چالش بزرک بیش از آنکه به دمای هوا مربوط باشد، به مسئله آب گره خورده است.
بخش عمدهای از آب آشامیدنی قابل استفاده در قریه، تنها از یک چاه تأمین میشود. هر روز، زنان در زیر آسمانی تفتکرده و سفید شده از فرط گرما، با سطلهای خود در صف میایستند.
کرانتی ویشواکارما دختر ۱۸ سالهای است که روزانه چهار یا پنج ساعت از وقت خود را صرف آوردن آب برای خانوادهاش میکند. وقتی بعدازظهرها برق قطع میشود، تنها پناهگاه و مایه آرامش آنها، سایه یک درخت سنجد است.
او میگوید: «ما کولر یا سیستم تهویه مطبوع نداریم؛ برای ما، درختان سنجد همین نقش را بازی میکنند».

منبع تصویر، Ankit Srinivas
کمی آنطرفتر، پیرزن ۸۰ سالهای به نام «چونوبادی» کنار یک پکه رومیزی ترمیمشده نشسته بود؛ پکهای که با تار، طناب و سر هم کردن قطعات، بهزور پابرجا مانده بود. پکه کار میکرد، اما دستوپاشکسته؛ بادی که میوزید خشک و به شدت داغ بود.
او همانطور که به چرخیدن پرهها چشم دوخته بود، گفت: «عرق آدم خشک میشود، اما تحمل این تندبادهای داغ برای یک بدن پیر و فرسوده سخت است». او سپس با لحنی تلختر ادامه داد: «در تمام این ۸۰ سال زندگیام، هرگز چنین گرمایی ندیدهام. سالخوردگان یا در سرمای استخوانسوز میمیرند یا در گرمای طاقتفرسا. نمیدانم آیا جان سالم از این یکی به در میبرم یا نه».
در سراسر قریه، حیوانات هم به روش خود با این وضعیت کنار میآمدند. حوالی ظهر، دهها رأس گاومیش درون یک برکه آب ایستاده بودند و چند چوپان منتظر بیرون آمدن آنها بودند.
همانجا با «رامیشور یاداو» آشنا شدیم؛ مرد ۶۰ سالهای که پیش از این معلم مکتب خصوصی بود و اکنون از طریق پرورش گاومیش امرار معاش میکرد. در کمال تعجب، او لباسهای ضخیمی به تن داشت که بیشتر مناسب فصل زمستان بود تا یک روز تابستانی ۴۶ درجه، و شالی را هم به دور سرش پیچیده بود.

منبع تصویر، Ankit Srinivas
او گفت: «ما لباسهای ضخیم میپوشیم چون سرعت رسیدن گرمای خورشید به بدن را کند میکند. پارچههای ضخیم از ما در برابر آفتاب و بادهای داغ محافظت میکنند. درست است که این لباسها باعث عرق کردنمان میشوند، اما از بیمار شدنمان جلوگیری میکنند.»
یاداو نیز مانند هر کس دیگری در باندا، خود را با شرایط سازگار کرده بود؛ اما سازگاری با شرایط لزوما به معنای آسایش و رهایی از مضیقه نیست.
روز جمعه، سرانجام طوفانهای گردوغبار و بارندگی منطقه را درنوردید. دمای هوا ۸ تا ۹ درجه کاهش یافت و مردم این منطقه سرانجام نفسی بهراحتی کشیدند.
اما این آسودگی موقتی بود. روال و سبک زندگی جدیدی که ساکنان باندا به آن رو آوردهاند — مانند آغاز کار پیش از طلوع آفتاب، پناه بردن به خانهها در میانه روز و جستجوی سایه در هر جای ممکن — بیش از آنکه یک سازگاری ساده با محیط باشد، روزبهروز در حال تبدیل شدن به یک «اجبار و ضرورت حیاتی» برای بقا است.

منبع تصویر، Ankit Srinivas
تحقیقات «پیوش نرانگ» و «آشوک گادگیل» از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، برآورد میکند که ایالت اوتار پرادش در طول یک موج گرمای شدید پنج روزه، ممکن است شاهد بیش از هشت هزار مرگومیرِ بیش از حد معمول باشد؛ رقمی که بسیار فراتر از بسیاری از دیگر ایالتهای هند است. بار این مصیبت به طور نامتناسبی بر دوش سالمندان، کارگران فضای باز و خانوارهایی سنگینی میکند که به سیستمهای سرمایشی مطمئن دسترسی ندارند.

منبع تصویر، Ankit Srinivas
با این حال، به نظر میرسد ساکنان باندا کمتر از بسیاری از دانشمندان علوم اقلیمی نگران و مضطرب هستند.
آنها نسلهاست که با گرما زندگی کردهاند. آنچه محققان را نگران میکند داغ بودن این منطقه نیست، بلکه این است که این ناحیه در حال داغتر شدن است، آن هم برای مدتزمانی طولانیتر؛ آن هم در بستر طبیعت و جغرافیایی که درختان و آب خود را از دست میدهد؛ همان منابعی که زمانی به تعدیل و کنترل دما کمک میکردند.
کارگران جادهسازی که زیر تانکر آب پناه گرفته بودند، با بیاعتنایی و شانه بالا انداختن این خطر را نادیده گرفتند.
آنها به یک فرد بازدیدکننده هشدار دادند: «تو گرمازده خواهی شد، اما ما دیگر به این وضعیت عادت کردهایم.»








