شی جینپینگ؛ از فرزند یک رهبر مغضوب تا قدرتمندترین مرد چین

منبع تصویر، Reuters/Getty Images
- نویسنده, شان یوان و جک لائو
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
وقتی شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، روز چهارشنبه وارد واشنگتن شود، نخستین سفر رسمی او به ایالات متحده در ۱۱ سال گذشته خواهد بود.
اما نخستین برخورد او با آمریکا، مدتها پیش از آن رخ داد که به قدرتمندترین رهبر چین در چند نسل اخیر تبدیل شود.
چهار دهه پیش، شی یک مقام شهرستانی از شمال چین بود که برای سفری پژوهشی به منطقه غرب میانه آمریکا رفت.
او چند روز را در آیووا گذراند؛ درباره کشاورزی آموخت، از مزرعهها بازدید کرد و در خانهای در حومه شهر نزد یک خانواده محلی اقامت داشت.
رسانههای دولتی چین با پرداختن به اقامت او در خانه این خانواده و دوستیاش با تری برنستد، فرماندار وقت آیووا و بعدها سفیر آمریکا در چین در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، کوشیدند بر پیوندهای شخصی شی با ایالات متحده تاکید کنند.
امروز روابط آمریکا و چین کاملا متفاوت است؛ روابطی که با رقابت بر سر نفوذ جهانی، تعرفههای تلافیجویانه، محدودیتهای فناوری و رقابت نظامی تعریف میشود.
شی ۷۳ ساله نیز دیگر یک مقام ردهپایین نیست. او در نزدیک به ۱۴ سال رهبری چین، حزب کمونیست و جایگاه کشورش در جهان را دگرگون کرده است.
«شاهزادهای» که همهچیز را از دست داد

منبع تصویر، Reuters
داستان شی از دل امتیاز و برخورداری آغاز شد.
او در سال ۱۹۵۳ میلادی، در پکن به دنیا آمد. شی ششمین فرزند شی جونگشون بود؛ انقلابی کمونیستی که در بنیانگذاری جمهوری خلق چین نقش داشت. پدر او در نهایت به یکی از رهبران ارشد حزب و معاون نخستوزیر تبدیل شد.
شی در کودکی در مدارس معتبر تحصیل کرد و از امتیازهایی بهرهمند بود که برای بیشتر خانوادهها دستنیافتنی بود.
اما سپس ورق سیاست به زیان خانواده او برگشت.
در اوایل دهه ۱۹۶۰، پدر شی را به عضویت در یک محفل ضدحزبی متهم کردند، او را برای کار در یک کارخانه به مناطق روستایی تبعید کردند و از حزب اخراج کردند.

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
شی در نوجوانی، به دلیل آنکه فرزند فردی شناخته میشد که «ضدانقلاب» تلقی شده بود، با اجبار به یک مرکز بازآموزی فرستاده شد. در پی فراخوان مائو تسهتونگ برای رفتن به روستاها و آموختن از دهقانان، شی ۱۵ ساله نیز همراه با میلیونها دانشآموز شهری دیگر راهی مناطق روستایی شد.
او در گفتوگویی در سال ۲۰۰۴ میلادی، درباره آن سفر گفت: «همه در قطار گریه میکردند. من تنها کسی بودم که لبخند میزدم... اگر از آنجا بیرون نیامده بودم، من هم گریه میکردم. اگر میماندم، حتی نمیدانم امروز زنده بودم یا نه.»
او به روستای دورافتاده لیانگجیاهه در استان شاآنشی در غرب چین رفت؛ جایی که هفت سال در یک «یائودونگ» یا خانه غاری کندهشده در دامنه تپه زندگی کرد و به کشاورزی، حمل کود حیوانی و حفر جویهای آبیاری مشغول بود.
او درباره آن دوران گفت: «ترشی سبزیجات به محبوبترین خوراک من تبدیل شده بود. حتی امروز هم با علاقه از آن یاد میکنم.»
شی گفته است که از حجم کار «شگفتزده» شده بود و در ابتدا با گرسنگی و ککها دستوپنجه نرم میکرد، اما وقفههای کوتاه برای سیگار کشیدن پیش از ناهار تا حدی به او آرامش میبخشید.
صعود به قدرت
او در ۲۲ سالگی روستا را ترک کرد تا در دانشگاه تسینگهوا، یکی از بهترین موسسههای آموزشی چین، در رشته مهندسی شیمی تحصیل کند.
پس از فارغالتحصیلی، دور از پکن بهعنوان مقام محلی در استانهای ساحلی فوجیان و ژجیانگ کار کرد؛ استانهایی که پس از گشایش اقتصادی دهه ۱۹۸۰ به برخی از ثروتمندترین مناطق چین تبدیل شدند.
بازگشت اعتبار سیاسی پدرش پس از مرگ مائو به شی کمک کرد تا در دولت مرکزی و ارتش سمتهایی به دست آورد و روابط خود را در درون حزب گسترش دهد.
بسیاری از این مقامها بعدها به حلقه نزدیک و مورد اعتماد او پیوستند.

منبع تصویر، EPA
شی در سال ۱۹۷۹ میلادی، با نخستین همسرش که لینگلینگ، دختر یکی از سفیران پیشین چین در بریتانیا بود، ازدواج کرد، اما این ازدواج پس از سه سال به پایان رسید.
یکی از دوستان مشترک، شی را با همسر دوم و کنونیاش پنگ لییوان آشنا کرد. پنگ خواننده موسیقی فولکلور ارتش بود و پیش از آشنایی با شی، به دلیل اجرای برنامه در جشنهای تلویزیونی سال نوی قمری که صدها میلیون بیننده داشت، در سراسر چین شهرت یافته بود.
برای بسیاری از مردم چین در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، پنگ از مقام استانی که با او ازدواج کرده بود شناختهشدهتر بود.
پنگ در بسیاری از سفرهای خارجی شی او را همراهی کرده و این موضوع با تصویر سنتی و کمحاشیه بانوان اول چین تفاوت داشته است.
تنها فرزند آنها، شی مینگزه، در سال ۱۹۹۲ میلادی، به دنیا آمد. جز این که او در دانشگاه هاروارد آمریکا تحصیل کرده، اطلاعات اندکی درباره او در دست است.
شی در سال ۲۰۰۷ میلادی، پس از دورهای کوتاه در مقام رهبر ارشد شانگهای، به کمیته دائمی دفتر سیاسی حزب کمونیست پیوست؛ عالیترین نهاد تصمیمگیری چین. پنج سال بعد، او جانشین هو جینتائو در رهبری حزب کمونیست شد.
شی پس از رسیدن به قدرت، نظام اقتصادی و سیاسی چین را به شیوهای دگرگون کرد که کمتر کسی انتظارش را داشت.
چینی که شی ساخت
در ۱۴ سال حکومت شی، چین بهطور فزایندهای به کشوری با اعتمادبهنفس بیشتر تبدیل شده است.
در خارج از مرزها، شی با طرحهایی مانند ابتکار کمربند و جاده دامنه نفوذ جهانی چین را گسترش داد و همزمان پکن را در جایگاه مدافع کشورهای جنوب جهانی قرار داد.
در همان حال، روابط چین با بسیاری از دموکراسیهای بزرگ جهان پرتنشتر شد؛ از جمله افزایش تنشها در دریای جنوبی چین، تشدید فشار بر تایوان و رقابت فزاینده با ایالات متحده.
با این حال، میراث شی تنها با سیاست خارجی تعریف نمیشود و افزایش کنترل سیاسی در داخل چین نیز بخش مهمی از آن است.
در دوران او، چین تاکید بسیار بیشتری بر امنیت و ثبات سیاسی داشته و در مناطقی مانند سینکیانگ، تبت و هنگکنگ اقداماتی را اجرا کرده است که حامیان آنها را عامل بازگشت نظم میدانند، اما منتقدان میگویند این اقدامات آزادیهای مدنی را بهشدت محدود کرده است.
او ایدئولوژی را که به نام خودش شناخته میشود، یعنی «اندیشه شی جینپینگ درباره سوسیالیسم با ویژگیهای چینی برای عصر جدید»، ترویج کرد؛ کاری که دو رهبر پیش از او نتوانسته بودند انجام دهند.
شی همچنین محدودیت دورههای ریاستجمهوری را از قانون اساسی حذف کرد تا بتواند بیش از دو دوره در قدرت باقی بماند.
رسانههای دولتی چین معمولا تصویری جدی از او ارائه میکنند، اما شی گاهی جنبهای متفاوت از شخصیت خود را نیز نشان داده است.
او از علاقهاش به فوتبال سخن گفته و حتی در گفتوگو با نخستوزیر تایلند با شوخی از عملکرد تیم ملی فوتبال مردان چین ابراز ناامیدی کرده است. او همچنین با دیوید کامرون، نخستوزیر پیشین بریتانیا، آبجو نوشید و در شوخی با رئیسجمهور کره جنوبی گفت پیش از پذیرفتن تلفنهای همراه شیائومی بهعنوان هدیه، بررسی کند که آیا راهی برای دسترسی پنهانی به آنها وجود دارد یا نه.
دوستان یا دشمنان؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
روابط شی با رهبران خارجی فراز و فرودهای بسیاری داشته و بازتابی از اولویتهای گستردهتر سیاست خارجی چین بوده است.
هیچ رهبر خارجی به اندازه ولادیمیر پوتین به او نزدیک نیست. از زمان رسیدن شی به قدرت، این دو بیش از ۴۰ بار با یکدیگر دیدار کردهاند و شی حتی پوتین را «نزدیکترین محرم اسرار» خود خوانده است.
رابطه او با دونالد ترامپ پیچیدهتر است. بهرغم آنکه ترامپ جنگ تجاری با چین را آغاز کرد، بارها با گرمی از شی یاد کرده، او را دوست خود خوانده و از قدرت سیاسیاش ستایش کرده است.
در رابطه با نارندرا مودی، نخستوزیر هند، شی در آغاز سرمایهگذاری زیادی روی دیپلماسی شخصی انجام داد. آنها در دیدارهای غیررسمی گفتوگو میکردند تا همکاری میان دو قدرت آسیایی را برجسته کنند، اما درگیریهای مرگبار مرزی در سال ۲۰۲۰ میلادی، روابط دو کشور را به بدترین وضعیت خود در چند دهه اخیر رساند.
برخلاف رهبرانی که به کاریزمای شخصی یا تصمیمگیریهای آنی شهرت دارند، شی بهندرت روابط فردی را بر منافع دولت ترجیح میدهد.
وقتی شی به واشنگتن دیسی بازگردد، دیگر آن مقام کنجکاو شهرستانی نخواهد بود که روزگاری از مزرعههای آیووا بازدید میکرد، بلکه بهعنوان یکی از چهرههای تعیینکننده سیاسی قرن بیستویکم وارد این شهر خواهد شد.


































