فلاویو بولسونارو در آمریکا؛ سرنوشت جنبش راستگرای برزیل چه میشود؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, ماریانا شرایبر
- شغل, بیبیسی برزیل
- در, برازیلیا
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
خروج سناتور فلاویو بولسونارو، از برزیل به مقصد آمریکا پس از شکست در انتخابات ریاستجمهوری در برابر لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، آینده بولسوناریسم را در هالهای از ابهام قرار داده است.
فلاویو بولسونارو روز چهارشنبه، ۲۸ اکتبر، نخستین بیانیه مکتوب خود را در حسابش در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد و در آن خود را «رئیسجمهور واقعی برزیل» خواند و بدون ارائه مدرک مدعی شد که «تقلب انتخاباتی» رخ داده است.
او بعدا این بیانیه را حذف کرد و نسخه دیگری منتشر کرد که تقریبا عینا مشابه نسخه قبلی بود و بار دیگر ادعای تقلب را تکرار میکرد، اما این بار به جای «رئیسجمهور واقعی»، خود را «رهبر برزیل» نامید.
فلاویو بولسونارو همچنین گفت از آمریکا رهبری مخالفان لولا را بر عهده خواهد گرفت.
او گفت: «در روزهای آینده بهطور منظم با مردم برزیل سخن خواهم گفت و راهبردی را برای بسیج اپوزیسیون و حمایت عظیم مردمی که داریم، از طریق همه راههای مسالمتآمیز و مشروع، ارائه خواهیم کرد تا مانع از تثبیت یک رژیم دیکتاتوری از سوی لولا در برزیل شویم. از همه میخواهم محکم بایستند و هرگز تسلیم نشوند.»
با این حال، تحلیلگران سیاسی درباره توانایی فلاویو بولسونارو برای رهبری اپوزیسیون و جنبش بولسوناریستی از خارج کشور تردید دارند، آن هم در کنار برادرش ادواردو بولسونارو، از حزب لیبرال، که از فوریه ۲۰۲۵ در آمریکا زندگی میکند.
نتیجه انتخابات از سوی دادگاه عالی انتخابات، به ریاست کاسیو نونس مارکز، که ژائیر بولسونارو او را به دیوان عالی فدرال، منصوب کرده بود، به رسمیت شناخته شده است.
احزاب اصلی سیاسی برزیل، از جمله حزب لیبرال بولسانارو نیز پیروزی لولا را پذیرفتهاند.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
مارکو آنتونیو کاروالیو تیشیرا، استاد علوم سیاسی در بنیاد ژتولیو وارگاس، میگوید فعالیت این دو برادر از آمریکا احتمالا حمایت اکثریت جامعه را به همراه نخواهد داشت.
او یادآوری میکند که تعرفههای سنگینی که کاخ سفید سال گذشته، پس از رایزنیها و تلاشهای ادواردو بولسونارو، علیه برزیل اعمال کرد تا از محکومیت ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور پیشین، جلوگیری کند، از سوی اکثریت مردم با واکنش منفی روبهرو شد.
او گفت: «خیلی روشن است که فلاویو به آنجا میرود تا از بیرون به داخل هماهنگی سیاسی ایجاد کند. اما آیا طبقه سیاسی برزیل، از جمله خود حزب لیبرال، به این حرکت میدان خواهد داد؟ به نظر میرسد احزاب، تقریبا یک صدا، حتی خود حزب لیبرال، دیگر از به چالش کشیدن نتیجه انتخاب لولا دست کشیدهاند.»
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، وقتی خبرنگاران درباره اعلام فلاویو بهعنوان «رئیسجمهور واقعی» از او پرسیدند، از اظهارنظر خودداری کرد.
ترامپ گفت: «نمیخواهم درباره آن اظهارنظر کنم، اما میدانم که ما به او ویزا دادیم تا وارد کشور شود، پس خواهیم دید. اما نمیخواهم دخالت کنم، انتخابات خیلی عجیبی بود، این را میتوانم بگویم.»
تارسیزیو دی فریتاس، فرماندار سائوپائولو از حزب جمهوریخواهان، بیانیهای منتشر کرد و گفت «خشم» فلاویو را درک میکند، اما از به چالش کشیدن نتیجه انتخابات حمایت نمیکند.
او گفت: «راه درست این است که به نتیجه صندوقها احترام بگذاریم و پیش برویم. شرایط کنونی مسئولیتپذیری، آرامش و ساختن یک اپوزیسیون قدرتمند را میطلبد که بتواند نقش خود را ایفا کند. با احترام به روند دموکراتیک و فعالیت در چارچوب نهادهاست که میتوانیم نظام کنترل و توازن را که پایه دموکراسی ماست تقویت کنیم.»
فلاویو بولسونارو پس از آن کشور را ترک کرد که الکساندر دی مورائس، قاضی دیوان عالی فدرال، به درخواست پلیس فدرال در چارچوب تحقیقی درباره اتهام پولشویی سناتور با همکاری دوستش ویلر توماز، وکیل و تاجر، دستور توقیف گذرنامه او را صادر کرد.
این سناتور اتهامها را رد کرده و در بیانیه خود گفته است قربانی «آزار و تعقیب سیاسی» شده تا «هر کسی را که با وضعیت استثنایی برقرارشده در برزیل از سوی دیوان عالی که حزب کارگران، این سازمان جنایتکار، آن را در اختیار گرفته، مخالف است، ساکت کنند.»
کارشناسانی که با بیبیسی گفتوگو کردهاند، درباره آینده بولسوناریسم پس از مجموعهای از ناکامیهای خانواده بولسونارو اختلاف نظر دارند: دو شکست پیاپی در انتخابات ریاستجمهوری، زندانی شدن ژائیر بولسونارو و مهاجرت دو فرزند او که از برجستهترین چهرههای سیاسی این خانواده به شمار میروند.
از سوی دیگر، میشل بولسونارو، بانوی اول پیشین و عضو حزب لیبرال، در سال ۲۰۲۷ نخستین دوره انتخابی خود را بهعنوان سناتور حوزه فدرال آغاز خواهد کرد.
کارلوس بولسونارو و ژائیر رنان، هر دو از حزب لیبرال، که تاکنون فقط در سطح شورای شهر فعالیت کرده بودند، نیز سال آینده وارد کنگره ملی خواهند شد، کارلوس بهعنوان سناتور و رنان بهعنوان نماینده مجلس، هر دو از ایالت سانتا کاتارینا.
تحلیلگران همچنین به نامهای دیگری اشاره میکنند که میتوانند رهبری این جنبش را در دست بگیرند و دامنه نفوذ آن را گسترش دهند، بهویژه تارسیزیو دی فریتاس که با حمایت ژائیر بولسونارو در سطح ملی مطرح شد، اما فردی با درجهای از استقلال از خانواده بولسونارو تلقی میشود و بهتازگی در همان دور نخست بار دیگر به فرمانداری ثروتمندترین ایالت کشور انتخاب شده است.
دانیلا کوستانزو، دانشمند علوم سیاسی و پژوهشگر مرکز برزیلی تحلیل و برنامهریزی، میگوید بولسوناریسم مانند یک «حزب دیجیتال» سازمان یافته است، تشکیلاتی هماهنگ در شبکهها که فراتر از ساختار سنتی یک حزب سیاسی عمل میکند.
به باور او، همین موضوع پایهای مستحکم برای این جنبش فراهم میکند.
او گفت: «شکست در انتخابات ریاستجمهوری شکست مهمی است، اما بولسوناریسم همچنان قوی خواهد ماند، چون امروز حزبی دارد که آن را سازمان میدهد؛ چیزی که ما به آن حزب دیجیتال بولسونارو میگوییم.»
«از این پس رهبری فلاویو، که در حال تثبیت شدن بود و حتی شاید شانس پیروزی در انتخابات را داشت، بسیار ضعیف خواهد شد. به احتمال زیاد رهبران جدیدی ظهور خواهند کرد و حزب نیز برای جانشینی او گزینههای متعددی دارد.»
کوستانزو علاوه بر تارسیزیو، به نامهای دیگری اشاره میکند که در این انتخابات تقویت شدهاند، از جمله سرجیو مورو، از حزب لیبرال، که به فرمانداری پارانا انتخاب شده، کلیتینیو آزودو، از حزب جمهوریخواهان، که فرماندار میناس ژرایس شده، و نیکولاس فریرا، نماینده دوباره انتخابشده از حزب لیبرال در میناس ژرایس، هرچند او هنوز برای رقابت بر سر ریاستجمهوری بسیار جوان است.
در داخل خاندان بولسونارو، او برای میشل بولسونارو ظرفیت بیشتری قائل است. میشل با ریاست سازمان زنان حزب لیبرال خود را بهعنوان یک رهبر سیاسی مطرح کرد و به افزایش شمار نامزدهای زن این حزب کمک کرد.
کوستانزو میگوید: «میشل هنوز خیلی قدرتمند است. او برای خودش جایگاه مستقلی دارد و همه چیزش فقط به حال خوب بقیه خانواده وابسته نیست.»
کوستانزو معتقد نیست کارلوس یا ژائیر رنان ظرفیت رهبری جریان بولسوناریستی را داشته باشند.
او گفت: «حالا با سقوط فلاویو، دو برادر خارج از برزیل هستند و هر دو مشکلات قضایی زیادی دارند. برایم دشوار است تصور کنم بتوان کارلوس یا ژائیر رنان را بهعنوان رهبر بعدی مطرح کرد. آنها از بقیه رهبران پشتوانه کمتری دارند.»

منبع تصویر، Reuters
«راه درست احترام به نتیجه صندوقها و پیش رفتن است»
مارکو آنتونیو کاروالیو تیشیرا استاد علوم سیاسی در بنیاد گتولیو وارگاس نیز معتقد است میشل، کارلوس یا ژائیر رنان برای در دست گرفتن رهبری جنبش با دشواری روبهرو خواهند شد و بیشتر روی رهبرانی خارج از خاندان بولسونارو حساب میکند.
او میگوید میشل همیشه با فرزندان رئیسجمهور پیشین اختلاف داشته و حتی در دوره پیش از آغاز رسمی کارزار انتخاباتی، علنا با فلاویو بولسونارو درگیر شده بود.
او ادامه میدهد که کارلوس بیشتر چهرهای پشت صحنه است و در دوران ریاستجمهوری پدرش، ارتباطات دیجیتال این جریان را مدیریت میکرد.
از نگاه او، رنان «کودکانه» رفتار میکند و «هیچ جایگاه سیاسی» ندارد.
تیشیرا میگوید: «یک خلا به وجود خواهد آمد. بنابراین شاید این فرصتی باشد برای احزابی که خود را بیشتر راستگرا میدانند تا وابستگیشان را به خانواده کاهش دهند و به دنبال رهبران دیگری بروند.»

منبع تصویر، Reuters
بولسوناریسم در سه جبهه فعالیت خواهد کرد: کنگره، شبکهها و هماهنگی از آمریکا
فابیو بالدایا، استاد مؤسسه فدرال باهیا و یکی از نویسندگان کتاب «بولسوناریسم و برزیل عمیق»، بر این باور است که بولسوناریسم با وجود شکست فلاویو بولسونارو و ترک برزیل از سوی او، همچنان نیروی سیاسی قابل توجهی باقی خواهد ماند.
از نگاه او، بولسوناریسم جنبشی است که احساسات و شیوههای متفاوتی را که پیش از ظهور ژائیر بولسونارو در برزیل وجود داشتند با هم ترکیب کرد؛ از جمله «رابطه میان سیاست و مذهب، نوعی برداشت خاص از اخلاق عمومی و نوعی رابطه میان دولت و بازار».
او میگوید همین موضوع این جریان را تقویت میکند.
او میگوید: «بنابراین حتی با وجود خروج فلاویو، بولسوناریسم از میان نخواهد رفت؛ چون این جریان توانست حزب لیبرال را، که پیشتر بخشی از مجموعه احزاب غیرایدئولوژیک موسوم به "سنترائو" بود، به بزرگترین حزب برزیل در کنگره تبدیل کند.»
او ادامه میدهد: «آنها در سنا و مجلس قدرت زیادی دارند، رهبران جوانی مثل نیکولاس فریرا، لوکاس پاواناتو، که با بیشترین رای از سائوپائولو به مجلس راه یافت، و چهرههای مهم دیگری دارند. همچنین فرماندار مهمترین ایالت فدراسیون، یعنی تارسیزیو دی فریتاس، را دارند که با مهارت زیادی در چارچوب نهادها فعالیت میکند.»
از نظر بالدایا، بولسوناریسم از این پس در سه جبهه فعالیت خواهد کرد.
جبهه نخست «در درون ساختارهای رسمی و نهادی، در حالی که خود را ضدسیستم نشان میدهد» و شاید تلاش برای سازمان دادن استیضاح رئیسجمهور دوباره انتخابشده و قضات دیوان عالی فدرال.
جبهه دوم «بسیج افکار عمومی از طریق موضوعاتی است که مشارکت ایجاد میکنند»، با فعالیت نیکولاس فریرا و دیگر رهبران در شبکههای اجتماعی.
و جبهه سوم، با حضور فلاویو در کنار ادواردو بولسونارو، تقویت هماهنگی برای پیشبرد اپوزیسیون از آمریکا، همراه با دیگر اینفلوئنسرها و متحدانی است که در آنجا حضور دارند.
«به حاشیه رفتن بولسوناریسم میتواند به تقویت یک راست کمتر افراطی منجر شود»
رودریگو پراندو، استاد علوم سیاسی در دانشگاه پرسبیتری مککنزی، معتقد است خانواده بولسونارو پس از انباشته شدن شکستها در انتخابات ریاستجمهوری و پروندههای قضایی، اکنون در شکنندهترین مقطع خود قرار دارد.
به باور او، این مقطع ممکن است زمینه را برای ظهور رهبرانی کمتر رادیکال در داخل این جریان فراهم کند.
او میگوید: «در درون بولسوناریسم هستهای وجود دارد که به افراطیترین ایدهها پیوند نخورده و بدیهی است که در غیاب چهرههای خاندان بولسونارو، به دنبال گزینههای دیگری خواهد رفت. بنابراین شاید شاهد به حاشیه رفتن بولسوناریسم و تقویت یک جناح راست کمتر افراطی و رادیکال باشیم.»
او افزود: «ژائیر بولسونارو و فلاویو البته سرمایه سیاسی دارند، اما در عین حال میزان مخالفت با آنها بسیار بالاست. همین مخالفت، مرکز و رایدهندگان میانهرو را دور میکند. بنابراین فکر میکنم ممکن است محور قدرت از نام خانوادگی این خاندان به سمت چهره دیگری منتقل شود که در دل بولسوناریسم رشد کرده، مانند تارسیزیو که بهعنوان فرماندار سائوپائولو یک نامزد طبیعی ریاستجمهوری است، یا حتی میشل بولسونارو.»


































