شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آیا حزبالله هنوز در جنوب لبنان طرفدار دارد؟
- نویسنده, هوگو باچگا
- شغل, خبرنگار خاورمیانه، بیبیسی
- در, جنوب لبنان
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
حمله هوایی اسرائیل که ظهر شنبه گذشته بدون هیچ هشداری رخ داد، ساختمانی را در منطقه سکسکیه در جنوب لبنان ویران کرد که خانوادهای آواره از جنگ در آن پناه گرفته بودند. آتشبسی که ماه گذشته اعلام شد، نتوانسته درگیری میان اسرائیل و حزبالله را متوقف کند. در این بخش از لبنان، حملات اسرائیل شبانهروز ادامه دارد.
وقتی به محل رسیدم، نیروهای امدادی جستوجو را به پایان رسانده بودند. مردی روی آوارها در سکوت به ویرانی خیره شده بود. همسایهها دوچرخه آسیبدیده یک کودک و خرس عروسکی بنفشی را که پوشیده از گرد و خاک بود، از زیر آوار بیرون آورده بودند.
در این حمله ۹ نفر کشته شدند. ارتش اسرائیل گفت اعضایی از حزبالله را هدف قرار داده که از ساختمانی با «کاربری نظامی» فعالیت میکردند و «تهدیدی فوری» به شمار میرفتند. اسرائیل جزئیات بیشتری ارائه نکرد.
بستگان قربانیان گفتند کشتهشدگان شامل زنی هفتاد و چند ساله، یک پسر و همسرش، پسری دیگر، چهار نوه و یک نتیجه دو ساله او بودند. (ارتش اسرائیل اعلام کرد که «گزارشهای مربوط به آسیب رسیدن به غیرنظامیان بیارتباط با درگیری را بررسی میکند».)
با غروب آفتاب، ساکنان به من گفتند آنجا را ترک کنم. یکی از آنها گفت: «از الان به بعد، فعالیتها در آسمان شروع میشود.»
جنوب لبنان کانون اصلی جامعه شیعیان این کشور و پایگاه اصلی حمایت از حزبالله به شمار میرود که تحت بمباران مداوم اسرائیل بوده است. حزبالله، گروه شبهنظامی و حزب سیاسی مورد حمایت ایران، حملات موشکی و پهپادی متعددی را علیه شمال اسرائیل و همینطور نیروهای اسرائیلی انجام داده است که در جریان جنگ به این کشور حمله کرده و همچنان در خاک لبنان حضور دارند.
طی دو هفته گذشته به شهرها و روستاهای جنوب لبنان سفر کردم. ساختمانهای بیشماری ویران شدهاند و خیابانها همچنان خالیاند، زیرا ساکنان یا تمایلی به بازگشت ندارند یا توان این کار را ندارند. افرادی را دیدم که از جنگهای پیدرپی خسته شده بودند، اما با ادامه حملات و اشغال اسرائیل، بسیاری همچنان معتقد بودند حزبالله تنها نیرویی است که میتواند از آنها دفاع کند.
عربصالیم روستایی با کوچههای باریک است که تپههای سرسبز آن را احاطه کردهاند. مانند بیشتر مناطق جنوب لبنان، پوسترهایی به یاد نیروهایی که در جنگ کشته شدهاند، از دیوارها و تیرهای چراغ برق آویزان است. برآورد میشود تنها یکدهم جمعیت پیش از جنگ این روستا که حدود ششهزار نفر بود، در آن باقی مانده باشند. (ما مجبور بودیم سفر خود به جنوب لبنان را با دفتر رسانهای حزبالله هماهنگ کنیم. این گروه در گزارشگری ما مداخله نکرد.)
در مسیر، از کنار لاشه وانتباری عبور کردم که چند ساعت پیشتر هدف حمله هوایی اسرائیل قرار گرفته بود. در تمام مدت، پهپادی اسرائیلی بالای سر ما پرواز میکرد و گاهی صدای جنگندههای اسرائیلی و انفجارهایی در دوردست شنیده میشد.
گویی زندگی در آنجا متوقف شده بود. خیابان اصلی هنوز با تزئینات ماه رمضان آراسته بود و تقریبا تمام خانهها متروک به نظر میرسیدند. روستا آرام بود، اما نه در صلح. نزدیک مسجد، دو دخترعمو به نامهای فاطمه و دنیا را دیدم که هر دو حدود ۸۰ سال داشتند. بیرون مسجد، پوستری به یاد حسن نصرالله، رهبر پیشین حزبالله نصب شده بود که سال ۲۰۲۴ در حمله اسرائیل کشته شد.
فاطمه گفت: «جنگهای زیادی دیدهایم، اما هرگز اینجا را ترک نکردیم. هر اتفاقی که بیفتد، ترجیح میدهیم در خانههایمان بمیریم تا اینکه آواره شویم.»
بیش از یک میلیون نفر در سراسر لبنان، یعنی از هر پنج نفر یک نفر، آواره شدهاند که بیشتر آنها اهل جنوب، دره بقاع در شرق و حومه جنوبی بیروت معروف به ضاحیه هستند؛ مناطقی که حزبالله در آنها نفوذ دارد. بسیاری همچنان در چادرهایی در خیابانها و میدانها زندگی میکنند.
دنیا به من گفت: «دارند تحقیر میشوند.» از آنها پرسیدم حضور دائمی پهپادهای اسرائیلی چه احساسی در آنها ایجاد میکند. فاطمه گفت: «دروغ نمیگویم، کمی میترسم. اما بعد اعصابم آرام میشود... ما به خدا توکل کردهایم.»
کمی پایینتر در همان خیابان، حسین حیدر ۵۶ ساله همراه همسر، پسر و نوه یکسالهاش مانده بود. او گفت: «وقتی صدای بمب میآید، کنار بچه شروع میکنیم به خندیدن. وقتی میبیند ما میخندیم، فکر میکند یک جور بازی است.»
پرچم حزبالله بر نمای باقیمانده مغازه خواربارفروشی او نصب شده بود؛ مغازهای که پس از حمله هوایی اسرائیل به ساختمان کناری در ماه گذشته ویران شد. خود حیدر هم در آن حمله دچار جراحت جزئی شده بود.
او گفت: «جامعه از حزبالله حمایت میکند چون از ما دفاع میکند. آنها تنها کسانی هستند که ما را در سرزمینمان نگه داشتهاند.»
در حالی که مشغول گفتوگو بودیم، ارتش اسرائیل برای سه روستای نزدیک هشدار تخلیه صادر کرد؛ اقدامی که معمولا نشانه حمله قریبالوقوع است. اندکی بعد آنجا را ترک کردم. حدود نیم ساعت بعد حملات هوایی آغاز شد.
حزبالله، در دهه ۱۹۸۰ و در دوران اشغال لبنان به دست اسرائیل در جریان جنگ داخلی این کشور شکل گرفت. این گروه از ابتدا از سوی ایران تامین مالی، آموزشی و تسلیحاتی شده و نابودی اسرائیل همچنان یکی از اهداف رسمی آن است.
آخرین دور تشدید درگیریها زمانی آغاز شد که حزبالله در روز دوم مارس، پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به سوی اسرائیل راکت شلیک کرد. اسرائیل در پاسخ، حملات هوایی گستردهای را در سراسر لبنان آغاز کرد و بار دیگر به جنوب این کشور حمله زمینی کرد.
روز ۱۶ آوریل، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از آتشبس میان اسرائیل و لبنان خبر داد. حزبالله که از سوی کشورهایی از جمله آمریکا و بریتانیا به عنوان سازمانی تروریستی شناخته میشود، رسما در مذاکرات حضور نداشت، اما اعلام کرد اگر اسرائیل به توافق پایبند بماند، آن را رعایت خواهد کرد.
اما این آرامش کوتاهمدت بود. ظرف چند روز، اسرائیل حملات هوایی خود را، عمدتا در جنوب لبنان، از سر گرفت و حزبالله را به نقض توافق متهم کرد. حزبالله نیز دوباره حملات علیه اسرائیل و نیروهای اسرائیلی در لبنان را آغاز کرد.
بر اساس آماری که وزارت بهداشت لبنان منتشر کرده است، از آغاز جنگ تاکنون، دستکم ۲۸۰۰ نفر در لبنان کشته شدهاند. بیش از ۴۰۰ نفر از آنها پس از اجرای آتشبس کشته شدهاند. این وزارتخانه میان نظامیان و غیرنظامیان تفکیک قائل نمیشود. مقامهای اسرائیلی میگویند در این جنگ ۱۸ سرباز و چهار غیرنظامی اسرائیلی کشته شدهاند.
نوار زمینی تحت اشغال اسرائیل در جنوب لبنان، حدود پنج درصد از خاک این کشور را شامل میشود و در برخی مناطق تا عمق ۱۰ کیلومتری خاک لبنان پیش رفته است. اسرائیل در این مناطق، مانند غزه، روستاهایی را با حملات هوایی و عملیات تخریب با خاک یکسان کرده است.
ارتش اسرائیل میگوید حزبالله از این ساختمانها استفاده میکند، اما گروههای حقوق بشری میگویند تخریب عمدی زیرساختهای غیرنظامی میتواند مصداق جنایت جنگی باشد.
مقامهای اسرائیلی میگویند هدف آنها ایجاد «منطقه امنیتی» عاری از حضور حزبالله در امتداد مرز است تا از شهرهای شمالی اسرائیل در برابر راکتها، پهپادها و احتمال حمله زمینی این گروه محافظت شود.
سال گذشته ارتش اسرائیل اعلام کرد حزبالله طرحی با عنوان «فتح الجلیل» تهیه کرده بود که شامل حملهای گسترده از مرز، مشابه حمله حماس به جنوب اسرائیل در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، میشد؛ حملهای که به پاسخ ویرانگر اسرائیل در غزه انجامید.
از یکی از ایستهای بازرسی ارتش لبنان در نزدیکی شهر اشغالی خیام بازدید کردم. (ارتش لبنان در این درگیریها طرف جنگ نیست.) جاده با کانتینر بزرگ زباله و لاستیک مسدود شده بود و چند سرباز کمی عقبتر، کنار پمپبنزینی متروک، مستقر بودند.
وقتی به سمت مانع حرکت کردم، یکی از سربازان جلویم را گرفت. او گفت نیروهای اسرائیلی در خانههای بالای تپه، مشرف به پایگاه آنها، مستقر هستند و بارها به سمتشان تیراندازی کردهاند. هشدار داد اگر جلوتر بروم، ممکن است دوباره شلیک کنند. برگشتم.
حزبالله که تضعیف شده، در داخل لبنان نیز تا حدی منزوی است و جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، وعده داده این گروه را خلع سلاح کند. زرادخانه حزبالله سالهاست لبنان را دچار شکاف کرده، اما نعیم قاسم، رهبر کنونی حزبالله، واگذاری سلاحها را رد میکند.
جوزف عون که پیشتر فرمانده ارتش لبنان بود، میگوید این کار نباید با زور انجام شود، زیرا ممکن است جامعه شیعه را از حکومت دور کند و تنشهای فرقهای را در کشوری که بر پایه تقسیمات مذهبی شکل گرفته، تشدید کند.
حامیان حزبالله میگویند این گروه تنها نیروی محافظ آنها در برابر اسرائیل است که آن را دشمنی با هدف تصرف خاک لبنان میدانند. با این حال، حتی برخی از آنها با تصمیم این گروه برای حمله به اسرائیل پس از کشته شدن علی خامنهای مخالف بودند. (انتقاد علنی همچنان نادر است، اما سال گذشته با برخی هواداران حزبالله دیدار کردم که به نظر میرسید در حال بازنگری در برخی باورهای دیرینه خود هستند.)
با این حال، حزبالله در لبنان فراتر از یک جنبش شبهنظامی است. این گروه همچنین یک حزب سیاسی است که در پارلمان و دولت نماینده دارد و یک جنبش اجتماعی است که خدماتی مانند ساخت و اداره مدارس و بیمارستانها را در مناطقی ارائه میدهد که دولت در آنها حضور نداشته است. برای جامعهای که از نظر تاریخی به حاشیه رانده شده، این گروه بخش جداییناپذیری از زندگی و هویت آنها به شمار میرود.
به شهر ساحلی صور، بزرگترین شهر جنوب لبنان و یکی از قدیمیترین شهرهای جهان، رفتم. پرچمهای زردرنگ حزبالله با نشان دستی که تفنگی را بالا گرفته، در امتداد خیابان اصلی دیده میشدند.
کنار یکی از میدانها، قطعه زمینی به یک قبرستان موقت برای نیروهای کشتهشده تبدیل شده بود. عکس مردانی با لباس نظامی در آن دیده میشد و قبرهای باز در انتظار تلفات بعدی بودند.
در مرکز شهر و در نزدیکی خط ساحلی مدیترانه، در حالی که یک بولدوزر مشغول جابهجایی بتنهای شکسته و فلزات درهمتنیده از ساختمانهای فروریخته بود، با مردی به نام رضا حجازی ملاقات کردم. او در کودکی، دوران اشغال صور به دست اسرائیل را تجربه کرده بود. اکنون در ۵۲ سالگی، شاهد حملات اسرائیل در درگیریهای سال ۲۰۰۶، جنگی که از ۲۰۲۳ آغاز شد و همچنین درگیریهای امسال بوده است.
آقای حجازی گفت: این جنگها تاثیر عمیقی بر ما گذاشته است. ما مردمی بودیم که مال و منالی داشتیم، اما حالا به زیر صفر سقوط کردهایم.
تنها دقایقی پیش از زمان تعیینشده برای آغاز آتشبس، بمباران سنگین اسرائیل خانه و محل کسبوکار او را ویران کرد و برادرش و بیش از ده نفر از همسایگانش را کشت. او میگوید همه آنها غیرنظامی بودند. (ارتش اسرائیل اعلام کرد که نظری در این باره ندارد.)
رضا حجازی به من گفت: «ما همیشه از حزبالله حمایت کردهایم، چون من در این محیط بزرگ شدهام و اتفاقات را با چشمان خودم دیدهام. آنها برای دفاع از این سرزمین به وجود آمدند. حزبالله کیست؟ من هستم، تو هستی و اوست.» او هنگام گفتن این جمله به همکار من اشاره کرد.
نظرسنجیها نشان میدهد بیشتر لبنانیها خواهان خلع سلاح حزبالله هستند، اما آقای حجازی میگوید این گروه فعلا نمیتواند سلاحش را زمین بگذارد.
او گفت: «تا وقتی لبنان در اشغال است یا تهدید میشود، نمیتوانیم به هیچکس اعتماد کنیم.»