پالانتیر؛ چرا رشد نفوذ جهانی این شرکت هوش مصنوعی نگرانکننده شده است؟

منبع تصویر، Jonathan Raa/NurPhoto via Getty Images
- نویسنده, رافائل ابوچایبه
- شغل, بیبیسی موندو
- زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
هر زمان که به اینترنت وصل میشوید، کسی در حال گردآوری اطلاعاتی است که از خود به جا میگذارید؛ چه ارائهدهنده خدمات اینترنتی شما باشد، چه سرور صفحهای که از آن بازدید میکنید، یا مرورگری که با آن به این صفحه دسترسی دارید.
همه این دادهها به شرکتها کمک میکند رفتار مشتریان خود را بهتر بشناسند و راهبردها و محصولاتی طراحی کنند که نیازهای مصرفکنندگان را دقیقتر برآورده کند.
به همین شکل، از دادهها میتوان برای شناسایی افرادی نیز استفاده کرد که تهدید تلقی میشوند. ایالات متحده از همین روش برای یافتن پناهگاه اسامه بنلادن در پاکستان بهره برد.
این دادهها همچنین برای شناسایی و تعیین اهداف نظامی به کار میروند، همانگونه که ارتش اسرائیل در حال حاضر برای عملیات خود در ایران از آن استفاده میکند. اما برای اینکه اطلاعات مفید باشند، صرف جمعآوری آنها کافی نیست.
حجم رو به افزایش دادههایی که هر روز در وب تولید میشوند، و حدود ۴۰۰ میلیون ترابایت برآورد شده است، باعث شده سازمانها برای جمعآوری، سازماندهی و در نهایت، تفسیر این دادهها، به برنامههای تخصصی مبتنی بر هوش مصنوعی نیاز داشته باشند.
در حال حاضر، بیشتر کارشناسان امنیت سایبری بر این باورند که در جهان هیچ نرمافزار تحلیل دادهای از نظر میزان پیچیدگی و گستره با محصولات شرکت آمریکایی پالانتیر قابل مقایسه نیست، بهویژه در حوزه امنیت و اطلاعات نظامی.
در پایان سال گذشته، مایکل استاینبرگر، ستوننویس نیویورکتایمز، کتاب «فیلسوف در سیلیکونولی: الکس کارپ، پالانتیر و خیزش دولت نظارتی» را منتشر کرد.
او معتقد است بخشی از موفقیت این شرکت از آنجا ناشی میشود که فناوری خود را در همکاری نزدیک با نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده توسعه داده است.

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
آقای استاینبرگر به بیبیسی موندو گفت: «نقطه عطف پالانتیر زمانی بود که از «این-کیو-تل»، بازوی سرمایهگذاری خطرپذیر سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده آمریکا (سیا)، بودجه دریافت کرد.»
او ادامه میدهد: «افزون بر این سرمایهگذاری قابل توجه، مهندسان پالانتیر به تحلیلگران سیا دسترسی پیدا کردند و به همین دلیل توانستند نرمافزار را در کنار آنها توسعه دهند.»
همه این عوامل باعث شده است که ابزارهای پالانتیر بهطور گسترده نه فقط در سازمانهای اطلاعاتی مانند سیا، افبیآی و اناسای (آژانس امنیت ملی) بلکه توسط نهادهای مختلف دولت آمریکا مورد استفاده قرار گیرند.
نهادهای بهداشتی آمریکا مانند مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها و سازمانهای مهاجرتی مانند آیس (اداره مهاجرت و گمرک) نیز از برنامههای پالانتیر استفاده میکنند.
آیس در حال حاضر از این ابزارها برای شناسایی و یافتن مهاجرانی که برای بازداشت و اخراج تحت تعقیب هستند استفاده میکند.
آقای استاینبرگر توضیح میدهد: «همکاری آیس با پالانتیر در مقطعی بحرانی آغاز شد؛ وضعیتی که در مورد پالانتیر امری معمول به شمار میرود.»
او میافزاید: «آنها برای خدماتشان هزینه زیادی میگیرند و بسیاری از سازمانها تصور میکنند با توسعه نرمافزار درونسازمانی میتوانند صرفهجویی کنند. اما وقتی بحران از راه میرسد، تصمیم میگیرند پالانتیر را امتحان کنند.»
آقای استاینبرگر میگوید: «این همان اتفاقی بود که در سال ۲۰۱۴ برای آیس افتاد. وقتی یکی از ماموران اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا در مکزیک کشته شد و دولت باید عاملان قتل را پیدا میکرد، سراغ پالانتیر رفت. این شرکت در چند روز حجم عظیمی از دادهها را کنار هم گذاشت و به آنها کمک کرد قاتل را بهسادگی شناسایی کنند.»
برای درک نقشی که پالانتیر اکنون در بخش نظامی آمریکا ایفا میکند، لازم است به زمان شکلگیری این شرکت و مقطع تاریخی بازگردیم که بهطور مستقیم دلیل وجودی آن را رقم زد: حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱.

منبع تصویر، Getty Images
از پیپل تا دولت آمریکا

منبع تصویر، Getty Images
در اواخر دهه ۱۹۹۰، اینترنت یکی از دورههای اوج رشد و گسترش سریع خود را تجربه میکرد.
در دورهای که بعدها به «رونق داتکام» معروف شد، هزاران کارآفرین به راهاندازی کسبوکارهای اینترنتی روی آوردند.
بسیاری از شرکتهایی که امروز به غولهای دیجیتال تبدیل شدهاند، در همان دوره آغاز به کار کردند. یکی از آنها پیپل بود، که شاید شناختهشدهترین پلتفرم پرداخت دیجیتال در جهان باشد.
این شرکت از ادغام دو شرکت جداگانه شکل گرفت: کانفینیتی، که توسط سرمایهگذار جوان آن زمان، پیتر تیل، تاسیس شده بود، و ایکسداتکام، متعلق به ایلان ماسک که امروز سهامدار اصلی تسلا و ایکس (توییتر سابق) است.
در آن زمان، امنیت تراکنشهای آنلاین تازه در حال شکلگیری بود و پیپل بهدلیل ناشناسماندن کاربرانش به محیطی جذاب برای کلاهبرداران تبدیل شده بود.
در واکنش به این وضعیت، مکس لوچین، شریک پیتر تیل و یکی از بنیانگذاران کانفینیتی که بعدها به پیپل تبدیل شد، بر توسعه نرمافزاری تمرکز کرد که با بهرهگیری از الگوریتمها بتواند امنیت تراکنشهایی را که در این بستر انجام میشد تضمین کند و در نتیجه، تمامی ظرفیت خرید آنلاین را آزاد سازد.
این نرمافزار «ایگور» نام گرفت؛ نام همان کلاهبردار روسی که نخستین بار با این ابزار جدید شناسایی شد. این نرمافزار چنان موفق بود که میزان تقلب در تراکنشها را به کمتر از ۰/۵ درصد رساند و پیپل را در صف مقدم تجارت آنلاین قرار داد.
همانطور که انتظار میرفت، موفقیت این ابزار توجه مقامهای آمریکایی را هم جلب کرد. افبیآی به آن علاقهمند شد و همکاری با تیم امنیتی پیپل را در تحقیقات مربوط به کلاهبرداری آغاز کرد.
تا اینکه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسید و همه چیز تغییر کرد.

منبع تصویر، Getty Images
آقای استاینبرگر میگوید: «حملات ۱۱ سپتامبر را از یک منظر میتوان ناکامی در یکپارچهسازی دادهها دانست. در واقع، گزارش کمیسیون ۱۱ سپتامبر هم دقیقا همین را میگوید.»
او ادامه میدهد: «در اتصال نقاط به یکدیگر شکست رخ داد که به آن فاجعه انجامید. سیا اطلاعاتی داشت، افبیآی اطلاعاتی داشت، اما میان آنها تبادل اطلاعات صورت نمیگرفت. اطلاعات به اشتراک گذاشته نمیشد.»
برای پیتر تیل روشن شد که در مواجهه با چنین مشکلی در سازماندهی دادهها، ایگور میتواند برای سرویسهای اطلاعاتی مختلف آمریکا بسیار مفید باشد. به همین دلیل، او به دنبال راهی برای برقراری ارتباط با سیا رفت.
«مدیرعامل فیلسوف»

منبع تصویر، Getty Images
زمانی که پیتر تیل به دنبال تامین سرمایه برای توسعه پروژهای بود که در ذهن داشت، دوباره با الکس کارپ دیدار کرد.
آنها در دانشکده حقوق دانشگاه استنفورد در آمریکا دوستان نزدیکی بودند، هرچند از نظر ایدئولوژیک فاصله زیادی با هم داشتند: آقای تیل محافظهکاری معتقد است و کارپ، با گرایشهای پیشرو قاطع، فرزند زوجی با پیشینه نژادی متفاوت است.
دوستی آنها عمدتا بر سه پایه شکل گرفت: نارضایتی مشترک از آموزشی که در یکی از بهترین دانشگاههای آمریکا دریافت میکردند، علاقه مشترک به شطرنج و بحثهای پرشور درباره موضوعات عمیق.
آقای کارپ دکترای فلسفه آلمانی دارد و شاگرد یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، بوده است. وقتی آنها پس از حملات سال ۲۰۰۱ دوباره با هم دیدار کردند، آقای تیل از او خواست برای جذب سرمایهگذاران به این پروژه کمک کند و از اشتیاقش به این طرح شگفتزده شد.
نام «پالانتیر» ادای دینی است به سنگهای جادویی مجموعه کتابهای «ارباب حلقهها» که به صاحبانشان این توان را میداد تا آنچه دشمنانشان میبینند، مشاهده کنند.
این ارتباط با آثار جی. آر. آر. تالکین آنقدر پررنگ است که کارکنان شرکت خود را «پالانتیریها» (پالانتیرین) مینامند و برخی از دفاتر آن با رونهای الفی (نشانهها و حروف نوشتاری خیالی) تزئین شده است.
با وجود نداشتن تجربه در حوزه نظامی، مدیران شرکت تصمیم گرفتند الکس کارپ را بهعنوان مدیرعامل انتخاب کنند، چون او درک روشنتری از مسیری که میخواستند پالانتیر در آن حرکت کند داشت.

منبع تصویر، Getty Images
بهرغم آنکه کارپ در خانوادهای با گرایشهای پیشرو در ایالت کالیفرنیای آمریکا بزرگ شد و فلسفه را در آلمان خواند، به گفته استاینبرگر، دیدگاههای او با گذر زمان «تغییر کرد» و «به نگرش پیتر تیل نسبت به جهان نزدیکتر شد».
او میگوید: «کارپ کمتر از دفاع از دموکراسی لیبرال حرف میزند و بیشتر بر دفاع از غرب بهعنوان یک موجودیت فرهنگی تاکید میکند. این همان موضع بحثبرانگیز تیل است که معتقد است آزادی (با اشاره به آزادی اقتصادی) و دموکراسی با یکدیگر سازگار نیستند.»
آقای کارپ همچنین برتری نظامی و فناوری ایالات متحده را «مهمترین عامل بازدارندگی» در جهان امروز میداند.
او به تازگی در نشستی در واشنگتن درباره آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران گفت: «جنگها با تکیه بر فناوری پیش میروند.»
او ادامه داد: «اگر به عملیات «چکش نیمهشب» [حمله آمریکا به زیرساختهای هستهای ایران در سال ۲۰۲۵]، عملیات در ونزوئلا [که به دستگیری نیکلاس مادورو انجامید] یا عملیاتی که اکنون در ایران میبینیم نگاه کنیم، با جامعهای روبهرو میشویم که سلطه کامل دارد، و آن جامعه، جامعه ماست.»
او افزود: «وقتی دوستان روشنفکرم میپرسند: «آیا بهتر نیست نظامی مبتنی بر قواعد داشته باشیم که در آن همه برابر باشند؟»، همیشه با آنها بحث میکنم و پاسخ میدهم: «بله، البته، در تئوری. اما در این جهان، یا ما هستیم یا چین یا روسیه.»

منبع تصویر، Getty Images
بهتازگی، پالانتیر در شبکههای اجتماعی خلاصهای ۲۲بندی از ایدههایی را منتشر کرده که آقای کارپ در کتابش با عنوان «جمهوری فناورانه: فناوری، سیاست و آینده غرب» مطرح کرد؛ متنی که بسیاری آن را مانیفست شرکت توصیف کردهاند.
این بندها بازتابدهنده برخی از جنجالیترین ایدههای تفکر لیبرتارین در آمریکا هستند؛ از جمله این ادعا که «برخی فرهنگها پیشرفتهای بنیادینی داشتهاند، در حالی که برخی دیگر همچنان ناکارآمد و واپسگرا هستند» یا اینکه کشورهای غربی «باید در برابر وسوسه سطحی کثرتگرایی توخالی مقاومت کنند».
از نظر کارپ، «دوران بازدارندگی، یعنی عصر هستهای، رو به پایان است و دورهای تازه از بازدارندگی مبتنی بر هوش مصنوعی در شرف آغاز قرار دارد» و «اگر یک سرباز نیروی دریایی آمریکا خواهان سلاحی بهتر باشد، باید آن را بسازیم و همین منطق درباره نرمافزار هم صدق میکند».
انتشار این مانیفست واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی به دنبال داشت و بسیاری از واکنشها حاکی از نگرانی و مخالفت بود.
ویکتوریا کالینز، نماینده پارلمان بریتانیا، اعلام کرد که این فهرست شبیه «یاوهگوییهای یک ابرشرور» به نظر میرسد.

منبع تصویر، Getty Images
آقای استاینبرگر تاکید میکند: «باید یک نکته را درباره پالانتیر در نظر داشت. این شرکت از همان ابتدا ماهیتی سیاسی داشته است.»
او میگوید: «این شرکت برای کمک به دولت آمریکا در مبارزه با جنگ علیه تروریسم تاسیس شد. همین موضوع این تصور را ایجاد کرد که «ما به دولت ایالات متحده و متحدانش کمک میکنیم تا از شیوه زندگی خود دفاع کنند».»
از همان ابتدا، شرکت متعهد شد که فناوری خود را به کشورهایی مانند چین یا روسیه، که به عنوان رقبای ژئوپولیتیک ایالات متحده شناخته میشوند، نفروشد.
آقای استاینبرگر میافزاید: «امروز درباره این رقابت تردیدی وجود ندارد، اما در سالهای ۲۰۰۷ یا ۲۰۰۸، این کار تا حدی جسورانه بود که بگویید محصولات خود را در بزرگترین بازار در حال رشد جهان عرضه نخواهید کرد.»
در مقابل، این شرکت خدمات خود را به کشورهایی که با سیاستهای آمریکا همسو هستند، مانند اسرائیل، ارائه میدهد.
آقای استاینبرگر میگوید: «آنها همیشه خود را نگهبانان غرب میدانستهاند. این یکی از ایدههای بنیادین شرکت از زمان تاسیس بوده است.»
او میافزاید: «در کتاب به رابطه پالانتیر با موساد [سرویس اطلاعاتی اسرائیل] پرداختهام؛ نهادی که در اواسط دهه ۲۰۰۰ با آنها تماس گرفت و از آن زمان مشتری شرکت بوده است. سپس، پس از [حمله حماس در] ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ارتش اسرائیل عملا گفت: «ما به محصول شما نیاز داریم».»
کشورهای دیگری که از ابزارهای پالانتیر استفاده میکنند، شامل بریتانیا (از نظام خدمات بهداشتی گرفته تا وزارت دفاع)، اوکراین، فرانسه، کانادا، آلمان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی هستند.

منبع تصویر، Getty Images
دولت نظارتی؟
بیش از دو دهه از تاسیس پالانتیر گذشته و محصولات آن به ابزاری قدرتمند برای ایالات متحده و متحدانش تبدیل شدهاند.
پالانتیر ابزارهایی را توسعه داده که به کشته شدن اسامه بنلادن در سال ۲۰۱۱ انجامید و همچنین نقش اساسی در خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در سال ۲۰۲۱ داشت.
افزون بر این، سامانه یکپارچهسازی داده «میون» این شرکت در حال حاضر برای شناسایی اهداف نظامی در ایران و هدایت پهپادهایی به کار میرود که ایالات متحده آمریکا به این منطقه اعزام کرده است.
پالانتیر همچنین شرکتی است که توسعه نرمافزار «گنبد طلایی» را بر عهده دارد؛ یکی از شاخصترین پروژههای دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ: سامانهای دفاعی مشابه «گنبد آهنین» اسرائیل که قادر است کشور را در برابر انواع تهدیدها، از جمله موشکهای هستهای، محافظت کند.
در عین حال، پالانتیر خدمات خود را به شرکتهای غیرنظامی نیز ارائه میدهد، از جمله ایرباس، پاناسونیک، شرکت داروسازی مرک و حتی تیم فرمول یک فراری، برای مدیریت و تحلیل دادههای آنها.

منبع تصویر، Getty Images
پالانتیر با اشاره به چند منظوره بودن ابزارهایش میگوید تعیین حدود استفاده از این فناوری باید بر عهده نهادهای نظارتی دولتی باشد، نه خود شرکت.
لوئیس موزلی، مدیر پالانتیر در بریتانیا و اروپا، در گفتوگو با بیبیسی توضیح داد که نرمافزار این شرکت به گونهای طراحی شده که همواره به یک انسان برای تصمیمگیری نیاز دارد.
او تاکید میکند: «دست کم در حال حاضر، نرمافزار این گونه طراحی شده است.»
اما بسیاری از منتقدان هشدار دادهاند که سرعت تحلیل و پیشبینی این ابزارها میتواند کاربران را دچار خطاهای ناشی از سوگیری تاییدی کند.
الکه شوارتس، استاد دانشگاه کوئین مری لندن، به بیبیسی گفت: «اولویت دادن به سرعت و مقیاس، آن هم در تصمیمگیریهای مرتبط با اقدام نظامی، فرصت بسیار کمی برای بررسی دقیق اهداف باقی میگذارد تا اطمینان حاصل شود اهداف غیرنظامی بهطور تصادفی در میان آنها قرار نگرفتهاند.»

منبع تصویر، Getty Images
آقای موزلی میگوید: «در واقع این موضوع به مشتریان نظامی ما مربوط میشود؛ این آنها هستند که چارچوبهای مقرراتی را تعیین میکنند که مشخص میکند چه کسی چه تصمیمی میتواند بگیرد.»
بهرغم همه انتقادها و نگرانیهایی که فناوری این شرکت برانگیخته است، ارزش پالانتیر بیش از ۳۸۰ میلیارد دلار آمریکا برآورد میشود و این شرکت همچنان به رشد خود ادامه میدهد.
مایکل استاینبرگر میگوید: «در اینجا این پرسش مطرح است که پالانتیر تا چه اندازه در قبال نحوه استفاده از محصولاتش مسئول است. این مسئله اکنون بهطور ملموسی مطرح شده، برای مثال در مورد روابط آن با آیس.»
او میپرسد: «آیا پالانتیر در قبال سوءاستفادههایی که در حال وقوع است مسئولیتی دارد؟ آیا از آنها آگاه است؟ اگر با استفاده از این فناوری جنایات جنگی رخ دهد، آیا پالانتیر مسئولیتی دارد؟»
استاینبرگر در پایان میگوید: «اینها بخشی از مسائلی است که شرکت با آنها روبهروست اینها پرسشهایی هستند که مستقیما به کانون اصلی جنجالهای پیرامون پالانتیر مربوط میشود.»

































