شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
وقتی چینی بودن مد میشود؛ روایت یک ترند جهانی
- نویسنده, کو یو
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
«نیهائو؛ حالا همگی چینی شدهایم.»
یا دستکم این ادعایی است که در تیکتاک مطرح میشود. در این پلتفرم، موجی تحت عنوان «چاینامکسینگ» (هوادار چین شدن) در کشورهای غربی فراگیر شده است.
شیوههای تندرستی چینی که پیشتر در ذهنیت غربی بیسلیقه و مناسب سالمندان به شمار میرفت، اکنون، بهویژه در میان آمریکاییها، به مد روز بدل شده است.
از نوشیدن آب گرم جوشانده با سیب گرفته تا پوشیدن دمپایی در خانه و انجام تمرینهای افزایش طول عمر، کاربران ویدیوهایی منتشر میکنند. بسیاری از این ویدیوها با جملهای الهامگرفته از فیلم «باشگاه مبارزه» ساخته دیوید فینچر منتشر میشوند: «تو در برههای بسیار چینی از زندگیام با من آشنا شدی»؛ برخی نیز هشتگ با عنوان «من تازه چینی شدنام) را به کار میبرند.
در حالی که دونالد ترامپ نظم جهانی را دستخوش تلاطم کرده و معادلات پیشین را برهم زده است، حزب کمونیست چین از این تغییر نگرش که به بهبود تصویر بینالمللی این کشور انجامیده، استقبال کرده است.
چاینامکسینگ بیتردید بر موج تازه قدرت نرم چین افزوده است. در یک سال گذشته، تب خرید عروسکهای «لبوبو» بالا گرفت. مقابل فروشگاههای تازه برای خرید چای حبابی «میشوئه» و قهوه «لاکین» صفهای طولانی شکل گرفت و تصاویر سفر به «شهر سایبرپانکی» چونگچینگ در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد.
برخی تحلیلگران دلیل این موج را در دلزدگی جوانان آمریکایی از وضعیت کشور خود میجویند، هرچند میزان تاثیر واقعی این عامل بر گسترش آن هنوز بهطور دقیق روشن نیست.
اما همانند بسیاری از روندهای اینترنتی، این موج بهسختی میتواند تصویر کاملی ارائه دهد. آنچه برجسته میشود، مجموعهای از میمها و لحظههای گذراست که فقط برشی از زندگی در چین را نشان میدهد. فراتر از این تصاویر، جوانانی حضور دارند که همانند همتایان آمریکایی خود در اقتصادی کمرمق و جهانی بهسرعت در حال تغییر، درباره آیندهشان نگرانی دارند.
برههای بسیار چینی در زندگی
برای برخی از جوانان چینی، این موج میتواند عجیب به نظر برسد. بخشهایی از فرهنگ آنان که سالها در تصورات غربی «بیکلاس» تلقی میشد، اکنون به موضوعی جذاب و کنجکاویبرانگیز بدل شده است. برخی نیز این را توهینآمیز میدانند که کاربران غربی در تیکتاک به شوخی ادعا میکنند «ابتلا به چینی بودن» در آنها تشخیص داده شده است.
اما عدهای دیگر معتقدند چاینامکسینگ حالوهوایی متفاوت از شوخیهای تحقیرآمیز گذشته دارد؛ این بار، مردم چین در این شوخی سهیماند، نه آنکه سوژه آن باشند.
یکی از چهرههای اثرگذار در گسترش میم چاینامکسینگ، شری ژو است؛ تولیدکننده محتوای چینی-آمریکایی در تیکتاک که بهطور منظم توصیههای سنتی تندرستی را با دنبالکنندگانش در میان میگذارد.
او به ۷۴۰ هزار دنبالکننده خود در تیکتاک میگوید: «فردا چینی میشوید. میدانم این حرف شاید دلهرهآور به نظر برسد، اما دیگر فایدهای ندارد با آن بجنگید.»
تا همین چند سال پیش، کمتر کسی میتوانست چنین تغییری را پیشبینی کند. همهگیری کووید موجی از چینهراسی برانگیخت. چینیهای مقیم خارج از کشور از تجربه نژادپرستی میگفتند و گزارش میدادند که مردم از آنها و کسبوکارهایشان دوری میکنند.
سپس جهان با بهت نظارهگر قرنطینههای سختگیرانه در شهرهای چین شد. گزارشهایی از کمبود مواد غذایی منتشر میشد و ساکنان از داخل محلههای محصور درخواست کمک میکردند. این محدودیتها تنها در اوایل سال ۲۰۲۳ و پس از اعتراضهایی کمسابقه پایان یافت. تا آن زمان، بسیاری از خارجیان مقیم چین کشور را ترک کرده بودند و میگفتند اوضاع بیش از اندازه دگرگون شده است.
در هنگکنگ نیز موجی از مهاجرت به راه افتاد و گسترش کنترل پکن چهره این شهر را دگرگون کرد. این تحولات همراه با افزایش قدرت و موضعگیری قاطعانهتر چین در عرصه بینالمللی، روابط با غرب را پرتنشتر کرد؛ در حالی که وابستگی اقتصاد جهانی به چین بیش از پیش آشکار میشد.
در همین حال، سرمایهگذاریهای چین در حوزه فناوری، زیرساخت و صادرات به ثمر نشست. با بازگشایی کشور در دوران پساکرونا و تسهیل مقررات ویزا برای جذب دوباره گردشگران، آثار این سرمایهگذاریها آشکارتر شد.
این تغییرات بهروشنی دیده میشد: آسمانخراشهای درخشان، شبکه گسترده قطارهای پرسرعت، بزرگراههای مملو از خودروهای برقی و رونق انرژیهای سبز، رباتیک و هوش مصنوعی. چونگچینگ، کلانشهر مرطوب جنوبغربی که زمانی به دلیل یک پرونده فساد و قتل در صدر خبرهای جهان قرار داشت، اکنون به شهری محبوب و پرجاذبه بدل شده است.
موفقیتهای کوچکتری نیز رقم خورده است. جوانان در نقاط مختلف جهان کتهای آدیداس با طراحی الهامگرفته از لباس سنتی چینی موسوم به تانگ را از قفسهها برمیدارند، مجموعههای تلویزیونی کوتاه چینی را پشت سر هم تماشا میکنند و سبک آرایش پودری را که دختران و زنان چینی در «دویین»، نسخه چینی تیکتاک، به نمایش میگذارند، امتحان میکنند.
کلر، کاربر چینیـکانادایی تیکتاک، به بخش چینی بیبیسی میگوید: «بهعنوان یک چینی که سالها فضای آنلاین آکنده از چینهراسی شدید را تجربه کرده، این که میبینم بالاخره دیدگاه عمومی و رسانههای غالب نسبت به چین تغییر کرده، برایم خوشایند و تازه است.»
این دختر جوان ۲۲ ساله که در تیکتاک محتوای سیاسی منتشر میکند و به همین دلیل تنها به ذکر نام کوچک خود بسنده کرده است، میگوید برای او «نقطه عطف» این تغییر در سال گذشته رقم خورد.
در آن زمان بود که او متوجه تغییر نگرشها نسبت به چین شد. همزمان با مطرح شدن احتمال ممنوعیت تیکتاک در ایالات متحده، موجی از آمریکاییها به «ردنوت»، اپلیکیشن محبوب چینی، پیوستند.
ظرف چند روز، میمها به زبان مشترک این «پناهجویان تیکتاکی» آمریکایی تبدیل شد و دو جهانی که به دلیل دیوار آتش اینترنت چین بهندرت با هم تعامل داشتند، به یکدیگر نزدیکتر شدند.
افول رویای آمریکایی
افرا وانگ، نویسنده حوزه فناوری و پادکستر، میگوید این نسل سالها دیده است که واقعیت ملموس زندگیاش تغییر محسوسی نکرده، در حالی که در چین شهرهای تازهای از پایه بنا شدهاند.
او میافزاید: «وقتی نمیتوانید قطار پرسرعت بسازید اما میتوانید ویدیوهای زیرساختهای چین را تماشا کنید، طبیعی است که آینده چهرهای چینی پیدا کند.»
از نگاه ناظرانی چون او، تصادفی نیست که چاینامکسینگ همزمان با کمفروغ شدن رویای آمریکایی ظهور کرده است.
نسلی که پس از جنگ عراق، بحران مالی ۲۰۰۸ یا حتی رویداد ۶ ژانویه ۲۰۲۱ در کنگره آمریکا به بزرگسالی رسیده، با بازاری کار روبهروست که ابتدا جهانیشدن و سپس هوش مصنوعی آن را دگرگون کرده است. خانم وانگ میگوید: ««استثناگرایی آمریکایی» هرگز چیزی نبوده که آنها در زندگی خود تجربه کرده باشند.»
مردم چین درباره «چاینامکسینگ» چه فکر میکنند؟ به نظر میرسد واکنشها چندان زیاد نیست. این ترند بازتاب محدودی در شبکههای اجتماعی چین داشته است.
در مقابل، از دیدگاه مردم چین، آمریکا که زمانی نماد موفقیت بود، دیگر آن جذابیت پیشین را ندارد؛ بهویژه به این دلیل که تنشهای دوجانبه، شرایط را برای دانشجویان چینی که قصد تحصیل یا کار در آنجا دارند، دشوارتر کرده است.
خانم وانگ میگوید: «در حالی که آمریکا دوران چاینامکسینگ خود را سپری میکند، چین در حال تجربه دوران «کوچکانگاری آمریکا» است.»
در بخشهایی از شبکههای اجتماعی چین، اشاراتی به اصطلاح «خط مرگ ایالات متحده» دیده میشود؛ مفهومی برگرفته از ادبیات بازیهای رایانهای که به سقوط خطرناک به ورطه فقر در آمریکا اشاره دارد. این ایده بهسرعت میان کاربران و اینفلوئنسرها جا افتاد و آمریکا را مکانی دشوار برای بقا توصیف کرد که در آن یک بدبیاری کوچک میتواند زندگی فرد را از هم بپاشد.
محبوبیت این اصطلاح با استقبال رسانههای دولتی و حکومت تقویت شد. آنها ایالات متحده را به دلیل نابرابری، ضعف نظام تامین اجتماعی و ناکارآمدی نظام درمانی، ابرقدرتی رو به افول تصویر کردهاند.
خبرگزاری دولتی شینهوا در یادداشتی نوشت میم «خط مرگ» نشان میدهد واقعیت زیسته تا چه حد میتواند از آرمانهایی که زمانی به جهان عرضه میشد فاصله بگیرد.
فراتر از میمها
جای تعجب نیست که مقامات چینی از پدیده «چاینامکسینگ» خشنود هستند.
روزنامه گلوبال تایمز در تیتر مطلبی درباره این روند نوشت: «سبک زندگی چینی بیش از پیش جذابیتی جهانی مییابد و شیوهای باثباتتر برای زیستن ارائه میدهد.»
لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، در نشست خبری خود در پاسخ به پرسشی در این باره گفت: «آمیزهای منحصربهفرد از تاریخ و مدرنیته، چین را بیش از پیش برای اتباع خارجی جذاب کرده است.»
او افزود از اینکه میبیند اتباع خارجی «زندگی روزمره مردم عادی چین» را تجربه میکنند، «خوشحال» است.
اما آیا واقعا چنین است؟
از یک سو، دشوار است بدانیم مردم چین درباره بسیاری از مسائل چه فکر میکنند، چون تمام گفتوگوها و فعالیتهای عمومی تحت نظارت شدید قرار دارد. انتقاد از دولت خطرآفرین است و اعتراضها بهسرعت سرکوب میشوند.
از سوی دیگر، میمهایی که به غرب میرسند، همه واقعیت را بازتاب نمیدهند. نرخ بیکاری جوانان در چین بیش از ۱۵ درصد است و بسیاری از آنان از فرهنگ کاری فرساینده خستهاند، اما به اشتراک گذاشتن گسترده بدبینی در فضای مجازی میتواند حساسیت ناظران اینترنتی را برانگیزد. نگرانی درباره تامین مسکن ادامه دارد و چالشهای روابط عاطفی نیز در این کشور دستکمی از سایر نقاط جهان ندارد.
پشت سرعتهای سرسامآور تحویل کالا، کارگران گیگ قرار دارند که برای رسیدن به ضربالاجلها با تمام توان تلاش میکنند. خیلیها با این سبک کار پرشتاب احساس نزدیکی میکنند؛ در سال ۲۰۲۳، خاطرات هو آنیان، پیک اهل پکن، درباره ماهیت بیامان کار پلتفرمی، به یک کتاب پرفروش در سراسر کشور تبدیل شد.
خانم وانگ میگوید: «وقتی دوستان آمریکایی و فعالان حوزه فناوری را میبینم که با حیرت در شنژن قدم میزنند، به تجربه شخصی خودم در این شهر فکر میکنم؛ نوشیدن لاته ۶ یوانی که توسط کسی مثل «هو آنیان» با موتورسیکلت تحویل داده میشود. تلاش اوست که به «چین جذاب» هویت میبخشد، در حالی که خودش تقریبا نادیده باقی میماند.»
شاید اگر شیفتگی به موفقیتهای چین ادامه یابد، لایههای بیشتری از زندگی مردم این کشور نمایان شود؛ اما در حال حاضر، انگار تمام توجهها به «چای سیب» معطوف شده است.
کاربری آمریکایی در «ردنوت»، که از پناهجویان تیکتاکی است که همچنان در این اپلیکیشن ماندگار شدهاند، نوشته است: «از وقتی سیب را در چای میجوشانم، دردهای عادت ماهانهام بهکلی برطرف شده است.»
«هنوز چیزهای بسیار زیادی باقی مانده که برای چینی بودن باید یاد بگیریم.»