«ملیپوشان در برزخ»؛ بلژیک، مصر و نیوزیلند تنها حریفان تیم ملی ایران نیستند

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, نازنین کیان
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
کاروان تیم ملی فوتبال ایران در حالی چمدانهای خود را برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، در آمریکای شمالی میبندد که فضای حاکم بر اردوی تیم، فرسنگها با یک تورنمنت ورزشی عادی، فاصله دارد.
پس از جنجالهای فراوان بر سر تهدید به انصراف از حضور تیم ملی در جام جهانی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی ایران و لغو بیشتر بازیهای تدارکاتی، مخالفت واشنگتن با اقامت کاروان ایران در خاک آمریکا، منجر به انتقال کمپ تمرینی تیم به تیخوانای مکزیک شد. حالا اما به نظر میرسد که بزرگترین بحران تیم ملی، نه در ساق پاها، بلکه در ذهن بازیکنان است.
ملیپوشان فوتبال ایران، امروز در میان یکی از پیچیدهترین برزخهای تاریخ ورزش کشور ایستادهاند. از یک سو جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، بر بازیهای این تیم در خاک آمریکا سایه انداخته است و از سوی دیگر به دلیل مسائل سیاسی، با فشار ملاحظات امنیتی و سیاسی شدید مسئولان ورزشی داخل کشور دست و پنجه نرم میکنند. در سوی دیگر هم مردمی قرار دارند که دستکم بخش قابل توجهی از آنها، خواستار همراهی بازیکنان تیم ملی فوتبال با اعتراضات است.
امروز هر انتخابی برای ملیپوشان ایران هزینه دارد، هزینههایی البته از جنسهای متفاوت. کوچکترین تصمیمهای آنها زیر ذرهبین حکومت و مردم قرار دارد و همین موضوع بار روانی سنگینی به آنها تحمیل میکند. در این گزارش میخواهیم به ابعاد روانی، اجتماعی و امنیتی مختلفی بپردازیم که بر انتخابهای آنها تأثیرگذار است.
خشم «سابقهدار» مخالفان حکومت از بازیکنان تیم ملی
دههها، پیراهن تیم ملی فوتبال ایران، مایه وفاق ملی بود. از زمان شروع اعتراضات به کشته شدن مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ اما این پیراهن به یکی از قطبیترین نمادهای جامعه تبدیل شد و پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، این دو قطبی به اوجش رسید.

منبع تصویر، Getty Images
در بحبوحه اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی، شادی گل بازیکنان تیم ملی در مسابقه تدارکاتی با اروگوئه، به اعتقاد بسیاری از ناظران، نقطه آغاز فاصله گرفتنشان از مردم معترض به حکومت شد. ژستهای خندان و شاد عدهای از آنها مقابل دوربین عکاسی فیفا در ملتهبترین روزهای ایران و تقدیر و تشکرشان در دیدار با ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور وقت ایران، این فاصله را بزرگ و بزرگتر کرد.
بعد از همه این اتفاقات، حتی همدردی احسان حاج صفی، کاپیتان تیم ملی، با مردم ایران در کنفرانس خبری ۲۹ آبان ۱۴۰۱ و پیش از بازی با انگلیس، برای ترمیم رابطه تیم ملی و معترضان کافی نبود.
دامنه این اختلافات تا جایی پیش رفت که هنگام برگزاری مسابقات جام جهانی در قطر، بسیاری از مردمی که شادیهای خاطرهانگیز جمعیشان را برای پیروزیهای تیم ملی فوتبال تجربه کرده بودند، این بار برای شکست تیم ملی در خیابانها جشن گرفتند و شیرینی پخش کردند؛ اقدامی که با واکنش خشن مأموران حکومتی روبهرو شد.
مهران سماک ۸ آذر ۱۴۰۱، به همین دلیل به دست مأموران جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم گلوله کشته شد و با بیاعتنایی بازیکنان تیم ملی، به خصوص سعید عزتاللهی که با آقای سماک در رده نوجوانان همبازی بود، روبهرو شد.
این شکاف البته بعد از ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ و در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، با سکوت ملیپوشان در برابر کشته شدن معترضان عمیقتر هم شده است.
بهای سکوت؛ از دست دادن جایگاه مردمی
بسیاری از مخالفان حکومت، مسابقات تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی در خاک آمریکا را به چشم فرصتی مناسب برای همراهی با معترضان و مخالفان جمهوری اسلامی میبینند؛ فرصتی برای رساندن صدای معترضان داخل ایران به جهان.
به ویژه که دو شهر لسآنجلس و سیاتل ، به عنوان محل برگزاری مسابقات تیم ملی در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶، بیشترین جمعیت ایرانیان مهاجر را دارد که بخش قابل توجهی از آنها خانوادههایی هستند که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ناچار به خروج اجباری از ایران شدند و علاقهای به حکومت ندارند.

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
بازیکنان تیم ملی هم خوب میدانند که در این برهه حساس تاریخی، ورزش برای آنها جدا از سیاست نیست. بعد از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، آنها در دیدار دوستانه مقابل نیجریه، با بازوبند مشکی و در دست گرفتن کیف مدرسه کودکان کشتهشده در حمله به دبستانی در میناب، اعتراضی نمادین به جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران انجام دادند.
یکی از مسئولان رسانهای تیم ملی به خبرگزاری رویترز گفت: «بازیکنان این کیفهای مدرسه را نزدیک قلبشان نگه داشتهاند تا یاد ۱۶۵ دختری زنده بماند که آمریکاییها در یک مدرسه ایران کشتند.»
آنها همچنین پیش از سفر به آخرین اردو در ترکیه، در تجمعهای شبانه حکومتی هم حاضر شدند. عدهای به خواست قلبی خود برای اعلام مخالفت با جنگ و دفاع از کشور در این تجمعها شرکت کردند و در مصاحبههایشان سعی داشتند این موضوع را بیان کنند.
شماری دیگر هم تنها با هدف حضور در جام جهانی و برخلاف عقیده قلبی، تن به ایستادن در جمع حامیان حکومت دادند. همه اینها در شرایطی است که آنها در ۱۸ و ۱۹ دی به سرکوب خشن مردم معترض، هیچ واکنشی نشان ندادند.
از نگاه ایرانیان مخالف حکومت، سکوت در برابر کشتهشدگان دی ۱۴۰۴ و بیتفاوتی به معترضانی که به دست حکومت اعدام میشوند، یا تن دادن به برنامههای تبلیغاتی حکومت، به معنای پشت کردن به خونهای ریخته شده و معترضانی است که به دست جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
این انتظارات، خواه ناخواه، بار روانی قابل توجهی را روی دوش بازیکنان قرار داده است.
بهای فریاد؛ از حبس تا اعدام
بعد از اینکه در بازی مقابل آترومینوس، مهدی طارمی برای المپیاکوس گل زد و تیمش را به صدر سوپرلیگ یونان رساند، شادی نکرد و گفت: «به احترام رنجی که مردم ایران تحمل میکنند، شادی نکردم.» روزنامه گاردین در گزارشی در تاریخ ۲۴ دی ۱۴۰۴، با توصیف فضای سیاسی ایران، درباره موضعگیری طارمی نوشت: «تهدیدها شاید روی او اثر نداشته باشد.»

منبع تصویر، EPA
گاردین در این گزارش شرایط مردم ایران را «از هر زمان دیگری پس از انقلاب ۱۳۵۷ وخیمتر» توصیف کرد و از پیامدهایی نوشت که معمولا اظهارنظرها و اقدامات سیاسی برای بازیکنان فوتبال ایران داشته است: «اظهارنظر سیاسی آسان نیست. علی دایی که مثل طارمی، چهره ملی محسوب میشود، در سال ۲۰۲۲ از اعتراضات حمایت کرد و پس از آن خانوادهاش از خروج از کشور منع شدند.»
گاردین در ادامه، به بازداشت وریا غفوری، مدافع پیشین تیم ملی، در اعتراضات سراسری پس از کشته شدن مهسا امینی اشاره کرد و نوشت که خبرگزاری فارس دلیل بازداشت او را «تبلیغ علیه نظام» عنوان کرده است.
خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، در اعتراضات دی ۱۴۰۴، پیش از هرچیز بابت همراهی اهالی فوتبال با مردم معترض به فدراسیون فوتبال هشدار داد: «این ناآرامیها بهزودی پایان مییابد. اما آزمون واقعی مسئولان فدراسیون فوتبال پس از آن آغاز خواهد شد؛ زمانی که باید نشان بدهند دعوت به آشوب با پاسخ قاطع روبهرو میشود.»
در راستای همین هشدار هم شاهد بودیم که اموال سردار آزمون چطور بعد از انتشار تصویرش در کنار حاکم دوبی به دستور قوه قضاییه ایران توقیف شد و خودش از همراهی با تیم ملی در جام جهانی کنار گذاشته شد.
برخوردها با موضعگیریهای مخالف حکومت از طرف بازیکنان فوتبال اما تنها به همین موارد محدود نمیشود.
جامعه فوتبال ایران همین چند ماه پیش شاهد کشته شدن مجتبی ترشیز، بازیکن سابق تراکتور، در اعتراضات دی ۱۴۰۴ بود. امیررضا نصر آزادانی ، بازیکن پیشین تراکتور و سپاهان که چهار سال پیش در جریان جنبش مهسا به اتهام محاربه دستگیر شده بود، بعد از تبرئه از حکم اعدام، به شانزده سال حبس محکوم شد و هنوز در زندان است.
جام جهانی در تپههای تیخوانا و سکوهای لسآنجلس
تصمیم فیفا مبنی بر انتقال محل اقامت تیم ایران به تیخوانای مکزیک به دلیل عدم تمایل دولت آمریکا به میزبانی طولانیمدت از کاروان تیم ملی فوتبال ایران، تاحدودی کار حکومت را برای منزوی کردن بازیکنان راحتتر کرده است.
اما از طرف دیگر در روزهای مسابقه در ورزشگاه «سوفای» لسآنجلس و «لومن فیلد» سیاتل، تلاقی برزخی که بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در آن به سر میبرند، به اوج خواهد رسید.
بازیکنان ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، نه تنها با حریفانی چون بلژیک، مصر و نیوزیلند، بلکه با درونیترین ترسها و فشارهای ساختاری خود مسابقه خواهند داد. سکوت یا فریاد؟ هرکدام را که انتخاب کنند، احتمالا بهای گزافی برای آن پرداخت خواهند کرد.


































