شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آیا عربستان از حمایت امنیتی امریکا بینیاز میشود؟
- نویسنده, احمد عمر
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
ایدهٔ تنوع در همکاریهای امنیتی عربستان سعودی دیگر صرفاً بحثی درباره آینده نیست.
در پنجم اکتوبر، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان اعلام کردند که اجرای عملی تعهدات دفاعی مشترک در چارچوب «ائتلاف مکه» را فوراً آغاز میکنند. براساس این تصمیم، اقدامات لازم برای تأمین نیروها و ظرفیتهای نظامی مورد توافق و استقرار سریع آنها در عربستان سعودی انجام میشود. این تصمیم پس از حملات مکرر حوثیها (انصارالله) یمن به عربستان گرفته شد.
این تصمیم در نشست اضطراری کمیته سیاسی و دفاعی راهبردی این ائتلاف گرفته شد. «ائتلاف مکه» در آگست در شهر مکه تشکیل شده بود. نشست اضطراری برای بررسی «تحولات امنیتی و تهدیدهای پیش روی عربستان سعودی» برگزار شد؛ در حالی که جنگ یمن بار دیگر شدت گرفته و عربستان هدف حملات گروه حوثی انصارالله، مورد حمایت ایران، قرار گرفته است.
پیش از این، گزارشهای رسانهای حاکی از آن بود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، درخواستهای مکرر عربستان سعودی برای دریافت کمک مستقیم نظامی در مقابله با حوثیها را رد کرده است.
براساس این گزارشها، واشنگتن با انجام حملات مستقیم نظامی امریکا علیه حوثیها در کنار عربستان سعودی موافقت نکرد، اما برای کمک به عملیات هدفگیری این گروه، اطلاعات استخباراتی در اختیار عربستان قرار داده است.
آیا این تحولات باعث خواهد شد عربستان سعودی وابستگی امنیتی خود به امریکا را کاهش دهد؟ و آیا آنچه «ائتلاف مکه» خوانده میشود، میتواند بخشی از تضمینهای امنیتی را که عربستان تاکنون از واشنگتن دریافت میکرد، برای این کشور فراهم کند؟
حد مشارکت امریکا
پس از بیش از چهار سال آرامش نسبی که در پی آتشبس با میانجیگری سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۲ برقرار شده بود، جبهه یمن بار دیگر شاهد تشدید درگیریها شده است.
نقطه عطف در ماه جولای بود؛ زمانی که نیروهای دولت یمن مورد حمایت عربستان سعودی، میدان هوایی صنعا را که تحت کنترل حوثیهاست، بمباران کردند. آنها گفتند هدف از این حمله جلوگیری از فرود یک طیاره ایرانی در پایتخت بود.
چند ساعت بعد، حوثیها موشکهایی به سوی جنوب عربستان سعودی شلیک کردند. سپس با گسترش کنترل این گروه بر مواضعی در ساحل غربی، وضعیت پیچیدهتر شد؛ تحولی که توانایی حوثیها برای تهدید کشتیرانی در اطراف بابالمندب را افزایش داد.
بابالمندب دروازه جنوبی دریای سرخ و یکی از مسیرهای اصلی تجارت میان اقیانوس هند و دریای مدیترانه، از طریق دریای سرخ و کانال سوئز است.
در پنجم اکتوبر، نیروهای دولت یمن مورد حمایت عربستان سعودی، با پشتیبانی هوایی عربستان، عملیات نظامی گستردهای را برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل حوثیها آغاز کردند.
میتچل پلتنیک، پژوهشگر مسایل خاورمیانه و معاون پیشین بنیاد صلح برای خاورمیانه، میگوید آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، آزمون تازهای برای روابط امنیتی ریاض و واشنگتن است.
پلتنیک میگوید: «اینجاست که امریکا عربستان سعودی را تنها گذاشت.»
عربستان سعودی از پایان جنگ جهانی دوم، روابط امنیتی خود با امریکا را بر مبنای یک معادله بنا کرده بود: ثبات بازارهای نفت و تداوم جریان انرژی، در برابر چتر امنیتی امریکا و غرب.
اما به گفته پلتنیک، اداره دونالد ترامپ از دوره نخست ریاستجمهوری او نشان داده است که وقتی حفاظت از عربستان سعودی با دیگر ملاحظات امریکا در تضاد قرار گیرد، این معادله یک تضمین مطلق نیست.
او به حملات سپتمبر ۲۰۱۹ به تاسیسات نفتی عربستان سعودی، از جمله تاسیسات شرکت آرامکو، اشاره میکند. این حملات بهطور موقت بخش بزرگی از تولید نفت عربستان را مختل کرد. امریکا و عربستان سعودی، ایران را مسئول این حملات دانستند؛ ادعایی که تهران رد کرد. با این حال، دولت ترامپ در واکنش به این حملات، علیه ایران اقدام نظامی نکرد.
به گفته پلتنیک، این رویدادها این برداشت را در عربستان سعودی تقویت کرد که شراکت امنیتی با واشنگتن لزوماً به این معنا نیست که امریکا در هر رویارویی که ریاض آن را برای امنیت خود ضروری میداند، وارد جنگ خواهد شد.
اما آرون دیوید میلر، که حدود ۲۵ سال بهعنوان مشاور در وزارت خارجه امریکا کار کرده است، میگوید دولت ترامپ دلایلی برای کمک به عربستان سعودی دارد، اما درگیری گستردهتر با ایران و تمایل به جلوگیری از گشودهشدن یک جبهه نظامی تازه در یمن، دست واشنگتن را بسته است.
به گفته او، تجربه عملیات «راف رایدر» امریکا علیه حوثیها در سال ۲۰۲۵ نیز در این تصمیم نقش دارد. این عملیات ۵۲ روز ادامه یافت و شامل بیش از هزار حمله بود، اما به باور میلر، تاثیر تعیینکنندهای بر تواناییهای این گروه نداشت.
میلر همچنین میگوید ملاحظات سیاسی داخلی امریکا در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، عامل دیگری در پرهیز از تشدید بیشتر عملیات نظامی بوده است.
در مقابل، عمرو حمزاوی، مدیر برنامه خاورمیانه در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، معتقد است خودداری واشنگتن از ارائه کمک مستقیم نظامی به عربستان سعودی لزوماً به معنای تغییر در ماهیت روابط دو کشور یا رها کردن عربستان از سوی امریکا نیست.
به گفته حمزاوی، امریکا تصمیم گرفته است به عربستان حمایت استخباراتی، از جمله اطلاعات درباره مواضع و تواناییهای حوثیها، ارائه کند، اما از دخالت مستقیم نظامی خودداری کند. از این منظر، تحولات اخیر بیش از آنکه نشانه تغییری بنیادی در تعهد امریکا به عربستان سعودی باشد، محدودیتهای نقش نظامی امریکا را نشان میدهد.
همزمان، اظهارات مقامهای امریکایی نیز بر ادامه تعهد واشنگتن به عربستان سعودی تاکید داشته است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، در ۲۳ سپتمبر گفت که امریکا با عربستان سعودی «توافق دفاعی بسیار قدرتمندی» دارد و واشنگتن به «تعهدات خود» در چارچوب آن عمل خواهد کرد.
چند روز بعد، شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، با پیت هگست، همتای امریکایی خود، درباره «مشارکت استراتیژیک دفاعی» میان دو کشور و هماهنگی تلاشها برای تقویت امنیت و ثبات در منطقه گفتوگو کرد.
در طرف عربستان سعودی، سالم الیامی، مشاور پیشین وزارت خارجه این کشور، اساساً این دیدگاه را رد کرد که امریکا عربستان را «رها کرده» است.
او میگوید خود امریکا «نمیتواند متحدی مانند عربستان سعودی را رها کند، بدون آنکه به منافع خودش آسیب برساند.»
الیامی معتقد است تحولات اخیر بر روابط عربستان سعودی و امریکا «در سطح تاکتیکی» تاثیر گذاشته، اما «به ماهیت مشارکت استراتیژیک و تاریخی میان دو کشور لطمهای نزده است.»
با این حال، الیامی میگوید عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ تصمیم گرفته است در روابط سیاسی، تجاری، امنیتی و نظامی خود، مسیر تنوعبخشی و ایجاد توازن راهبردی را در پیش بگیرد.
پیمان مکه؛ بدیل امریکا یا لایه اضافی
سالم الیامی میگوید توافقی که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در آگست در مکه امضا کردند، یکی از مهمترین نشانههای این تنوعبخشی است.
براساس این توافق، حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به دو کشور دیگر نیز تلقی میشود و سه طرف در چارچوب همکاری دفاعی مشترک به آن واکنش نشان میدهند.
از زمان امضای این توافق، پرسشهایی درباره چگونگی اجرای عملی آن مطرح بوده است، بهویژه پس از آنکه عربستان سعودی هدف حملات حوثیها قرار گرفت، بدون آنکه ترکیه یا پاکستان از مداخله مستقیم نظامی خبر دهند.
در سپتمبر، پاکستان گفت که با وجود پایبندی به این توافق، در واکنش به حملات حوثیها هیچ اقدام فوری نظامی در چارچوب آن مورد بحث قرار نگرفته است.
اما نشست پنجم اکتوبر تحول متفاوتی بود. سه کشور اعلام کردند که «فوراً» اجرای عملی تعهدات دفاع مشترک خود را آغاز میکنند و اقدامات لازم را برای تأمین نیروها و تواناییهای نظامی مورد توافق و استقرار سریع آنها در عربستان سعودی انجام میدهند.
این کمیته همچنین نعمان محمود، جنرال بازنشسته پاکستانی، را برای سه سال بهعنوان نخستین دبیرکل این ائتلاف تعیین کرد؛ اقدامی در جهت ایجاد یک ساختار دایمی برای آن.
میلر معتقد است این ائتلاف را نمیتوان بهسادگی نادیده گرفت؛ زیرا عربستان سعودی، دومین تولیدکننده بزرگ نفت جهان، پاکستان، یک کشور دارای سلاح هستهای، و ترکیه، یکی از قدرتهای مهم نظامی پیمان ناتو، را در کنار هم قرار میدهد.
اما به باور او، این به آن معنا نیست که این سه کشور آمادهاند برای دفاع از عربستان وارد رویارویی مستقیم و گسترده با ایران شوند یا اینکه ائتلاف در شرایط کنونی قادر است تواناییهای نظامی، استخباراتی و دفاع هوایی امریکا را برای عربستان فراهم کند.
حمزاوی معتقد است «ائتلاف مکه» یکی از دو مسیری را نشان میدهد که عربستان سعودی برای بازآرایی ساختار امنیتی خود دنبال میکند: از یک سو ائتلافهای دوجانبه و سهجانبه و از سوی دیگر، ترتیبات گستردهتر امنیت جمعی. به گفته او، عربستان همزمان در هر دو مسیر حرکت میکند.
او میگوید این توافق اساساً ماهیت دفاعی دارد و هدف آن حفاظت از خاک و تأسیسات عربستان سعودی است، نه فراهمکردن چارچوبی برای درگیرشدن در جنگ یمن.
حمزاوی میگوید نیروهای پاکستانی از قبل در خاک عربستان سعودی حضور دارند، اما این لزوماً به معنای آن نیست که ترکیه یا پاکستان آمادهاند به یک رویارویی مستقیم نظامی با ایران کشیده شوند یا در جنگ یمن دخالت کنند.
پلتنیک نیز با این ارزیابی موافق است و میگوید این توافق هنوز تازه است و جزئیات اجرایی آن بهطور کامل مشخص نشده است.
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان همگی از محدودیتهای این ائتلاف آگاهاند. به همین دلیل، به گفته پلتنیک، این ائتلاف اساساً بهعنوان یک سازوکار دفاعی برای حفاظت از خاک، مرزها و تأسیسات عربستان سعودی طراحی شده است، نه یک ائتلاف تهاجمی برای ورود به یک جنگ گسترده در یمن.
به گفته پلتنیک، حتی اگر این ائتلاف توسعه یابد و تواناییهایش افزایش پیدا کند، باز هم لزوماً به این معنا نیست که ریاض جایگزینی برای واشنگتن پیدا کرده است.
اسرائیل؛ آیا بخشی از محاسبات تازه عربستان سعودی خواهد شد؟
پلتنیک میگوید: «در نهایت، همه راهها به اسرائیل ختم میشود.»
به گفته او، هرچه عربستان سعودی بیشتر احساس کند که چتر امنیتی امریکا دیگر کافی نیست، اهمیت رابطه با اسرائیل در محاسبات امریکا بیشتر میشود. عادیسازی روابط اسرائیل با ریاض میتواند بخشی از بازآرایی ساختار امنیتی منطقه باشد و عربستان سعودی را در چارچوب شبکه گستردهتری از همکاریها برای مقابله با ایران، به اسرائیل پیوند دهد.
این ایده تازهای نیست. حکومتهای مختلف امریکا سالها تلاش کردهاند عربستان سعودی را به سوی توافقی برای عادیسازی روابط با اسرائیل سوق دهند؛ توافقی در چارچوب یک بسته گستردهتر که شامل تضمینهای امنیتی امریکا، همکاری در زمینه انرژی هستهای غیرنظامی و امتیازهای دیگری برای ریاض باشد.
میلر معتقد است که ولیعهد عربستان سعودی تلاش داشته جایگاه این کشور را بهعنوان یکی از شرکای اصلی واشنگتن تقویت کند، اما حاضر نبوده است عادیسازی روابط با اسرائیل را بهعنوان بهای مستقیم رابطه با امریکا بپذیرد.
در همین زمینه، یکی از موضوعات مطرح، همکاری در زمینه انرژی هستهای غیرنظامی است. واشنگتن و ریاض برای ایجاد یک چارچوب قانونی برای همکاری درازمدت در زمینه انرژی هستهای تلاش کردهاند. آینده این همکاری با مجموعه گستردهتری از تفاهمها میان دو کشور، از جمله مسایل امنیتی و رابطه با اسرائیل، پیوند خورده است.
هر توافقی از این نوع باید مطابق مقررات امریکا در زمینه همکاری هستهای، با کنگره نیز هماهنگ شود. این موضوع یک عامل سیاسی دیگر را به محاسبات مربوط به توافق میافزاید، بهویژه با نزدیکشدن انتخابات میاندورهای کنگره.
در سپتمبر، گزارشهایی منتشر شد که براساس آن، رؤسای ستاد ارتشهای امریکا، اسرائیل، عربستان سعودی و شماری دیگر از کشورهای عربی در نشستی محرمانه در آلمان گرد هم آمدند تا درباره جنگ با ایران و تنشهای امنیتی در منطقه گفتوگو کنند. دولتهای شرکتکننده در این نشست رسماً درباره آن چیزی اعلام نکردند.
همچنین گزارشهایی در رسانههای اسرائیلی منتشر شد که از دیدار مقامهای سعودی و اسرائیلی در جریان سفر بنیامین نتانیاهو به امارات خبر میداد. اما یک مقام ارشد سعودی این موضوع را رد کرد و روزنامه «یدیعوت آحرونوت» نیز گزارش اولیه خود را اصلاح کرد و گفت نتوانسته است این موضوع را تایید کند.
در طرف اسرائیل، چاک فریلیخ، معاون پیشین مشاور امنیت ملی اسرائیل و استاد دانشگاههای کلمبیا و تلآویو، معتقد است نیاز عربستان سعودی به تنوعبخشیدن به شراکتهای امنیتیاش، زمینه را برای نقش گستردهتر اسرائیل فراهم میکند، بهویژه از آنجا که هر دو کشور ایران را یک رقیب مشترک میدانند.
فریلیخ میگوید اسرائیل، برخلاف امریکا، نمیتواند بهسادگی منطقه را ترک کند، زیرا مناقشه با ایران برای اسرائیل با امنیت و موجودیت این کشور پیوند دارد. به گفته او، این مسئله میتواند اسرائیل را در برخی زمینهها، بهویژه دفاع هوایی و موشکی، به یک شریک احتمالی برای عربستان سعودی تبدیل کند.
فریلیخ همچنین میگوید نزدیکشدن اسرائیل و عربستان سعودی لزوماً به عادیسازی علنی روابط محدود نمیشود. روابط اعلامنشده امنیتی و سیاسی میتواند پیش از اعلام رسمی عادیسازی روابط شکل بگیرد، همانگونه که در روابط اسرائیل با برخی دیگر از کشورهای عربی رخ داده است.
اما حمزاوی معتقد است این دیدگاه با یک مانع سیاسی اساسی روبهرو است. عربستان سعودی عادیسازی روابط با اسرائیل را به موضعی روشن درباره مسئله فلسطین پیوند داده است و ممکن است نتواند بهسادگی از این موضع عقبنشینی کند.
از طرف عربستان سعودی، الیامی معتقد است گسترش راههای ارتباطی با طرفهای مختلف به معنای کنارگذاشتن مواضع اصولی عربستان نیست. به گفته او، هرگونه تحول در روابط با اسرائیل همچنان به محاسبات گستردهتر ریاض و شرایطی بستگی خواهد داشت که عربستان سعودی برای هرگونه عادیسازی روابط تعیین میکند.
آینده چه میشود؟
سالهای گذشته به ریاض نشان داده است که محاسبات واشنگتن میتواند با تغییر دولتها و اولویتهای آنها تغییر کند و همین مسئله، اتکای کامل به تضمینهای امریکا را دشوارتر میکند.
میلر، که در دوره شش دولت جمهوریخواه و دموکرات در وزارت خارجه امریکا کار کرده است، معتقد است این تغییرات به این معناست که عربستان سعودی با شریکی روبهرو است که منافع مشترکش با ریاض ثابت است، اما محاسبات و اولویتهایش تغییر میکند.
پلتنیک میگوید سعودیها این واقعیت را از قبل دریافتهاند. عربستان ابتدا با اداره باراک اوباما، سپس دونالد ترامپ و بعد جو بایدن کار کرد و پس از آن بار دیگر با دولت ترامپ روبهرو شد. ریاض میداند که هیچ حکومتی در امریکا برای همیشه بر سر قدرت نمیماند و باید روابط خود را بر همین اساس تنظیم کند. به همین دلیل، پلتنیک معتقد است سعودیها در مدیریت این رابطه و سازگارشدن با تفاوت میان رؤسای جمهور و اولویتهای آنها ماهرتر شدهاند.
به گفته حمزاوی، اختلاف بر سر اصل شراکت میان دو کشور نیست، بلکه بر سر حدود نقشی است که واشنگتن میخواهد در هر بحران ایفا کند. از این زاویه، مسئله فراتر از یک دولت مشخص در امریکا است.
به گفته فریلیخ، این یکی از دلایلی است که عربستان سعودی به جای جستوجوی یک جایگزین برای امریکا، سیاست «کاهش ریسک» را در پیش گرفته است. عربستان نمیتواند از واشنگتن بینیاز شود، اما در عین حال نمیخواهد در هر بحرانی به تصمیم امریکا وابسته باشد.