پیش از اعلام ایران برای توقف حمله به اسرائیل، از میدان هابیما در تلآویو بازدید کردم.
روز تابستانی دلپذیری است. مردم در کافهها نشستهاند و قهوه مینوشند و گفتوگو میکنند و کودکانشان اطراف حوض تزئینی میدان بازی میکنند.
در چنین فضا طبیعی است که تصور نکنید اسرائیل در آستانه تشدید جنگی خطرناک با ایران است.
اما حضور کودکان نشانهای متفاوت به دست میدهد. آنها امروز مدرسه نرفتهاند و فردا نیز نخواهند رفت زیرا مدارس سراسر کشور پس از حمله موشکی ایران در شب گذشته همچنان تعطیل هستند.
ایال، پدر است و وکیلی که در نزدیکی میدان و ساحل کار میکند؛ او میگوید: «من صلح میخواهم؛ از همین دیروز.»
او درحالیکه آماده میشود با دوچرخه به دفترش برگردد، میگوید: «اما فکر میکنم در مورد همسایگانمان در منطقه، تنها راه وادار کردن آنها به گفتوگو این است که قدرت خود را به آنها نشان دهیم.»
او البته اضافه کرد که «واقعا طرفدار جنگ نیستم اما گاهی هیچ گزینه دیگری وجود ندارد.»
فلورا، کارمند حوزه فناوری اطلاعات، که هنگام قدم زدن در نزدیکی میدان برای گفتوگو توقف کرد، اما موافق حتی این حمایت هرچند محتاطانه و همراه با تردید از اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران نیست: «سالهاست که در این کابوس زندگی میکنیم و من هیچ راهحلی برای آن نمیبینم.»
وقتی از او درباره تهدیدهای ایران و حزبالله برای اسرائیل، و اینکه بسیاری از اسرائیلیها از اهداف جنگی دولت حمایت میکنند، سؤال کردم، گفت: «جنگ فقط در کوتاهمدت آرامش و آسودگی به همراه میآورد اما در بلندمدت نه؛ چون خیلی زود دوباره وارد جنگ خواهیم شد. جنگها میآیند و میروند، بنابراین من اصلا با اهداف جنگی نتانیاهو موافق نیستم.»
این گفتوگوها تصویری از دیدگاههای متفاوت برخی از مردم به احتمال گسترش یک جنگ طولانیمدت در چندین جبهه به دست میدهد.
در این روز گرم و دلپذیر تابستانی در تلآویو، هیچیک از افرادی که با آنها صحبت کردم خواهان چنین سناریویی نبودند اما درباره اینکه چگونه میتوان از وقوع آن جلوگیری کرد، اتفاقنظر نداشتند.