چرا امارات در صدر فهرست اهداف ایران قرار گرفت؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, نسرین حاطوم
- شغل, خبرنگار بیبیسی عربی در امور خلیج فارس
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
در پی هدف قرار گرفتن امارات با موشکهای بالستیک و پهپاد در روزهای اخیر، که مقامهای امارات آن را به ایران نسبت دادهاند، تماس تلفنی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، توجهها را به خود جلب کرد.
آقای نتانیاهو در این تماس گفت که اسرائیل در کنار «نزدیکترین متحدانش» ایستاده است و بر تعهد کشورش به تلاش مشترک برای صلح و امنیت تاکید کرد. بر اساس بیانیه سفارت اسرائیل در امارات، او در این گفتوگو حملات ایران علیه غیرنظامیان و زیرساختهای امارات را محکوم کرد و آن را «نقض جدی حاکمیت و تهدیدی برای ثبات منطقهای» خواند.
وزارت دفاع امارات اعلام کرده بود که سامانههای پدافند هوایی این کشور طی روزهای گذشته چندین موشک و پهپاد ایرانی را رهگیری کردهاند.
این تحولات همزمان با تغییرات مهمی در صحنه سیاسی و میدانی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران رخ داد؛ از جمله خروج امارات از سازمان اوپک و ائتلاف اوپک پلاس در مقطعی بسیار حساس برای بازار جهانی انرژی، و همچنین آغاز طرحی از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با عنوان «پروژه آزادی» در تنگه هرمز برای ایجاد مسیر امن برای کشتیهای گرفتار در این آبراه. در کنار این موارد، میزان تنش در لحن ابوظبی و تهران به سطحی بیسابقه رسیده است.
نگاه امارات به دلایل هدف قرار گرفتن این کشور بیش از دیگران
این تحولات میدانی که با هدف قرار گرفتن امارات همراه بود، پرسشهایی را فراتر از ابعاد نظامی و در سطوح گستردهتر سیاسی مطرح کرده است. اما چرا امارات و چرا در این مقطع زمانی خاص؟ چرا پیش از برقراری آتشبس در هشتم آوریل، امارات هدف بیشترین حملات قرار گرفت؟
آیا حملات اخیر که هنوز هیچ نهاد رسمی ایرانی مسئولیت آن را بر عهده نگرفته، پیامی به خود امارات است یا پیامی برای متحدانش، به ویژه آمریکا و اسرائیل؟
این پرسش پس از انتشار گزارشی در وبسایت اکسیوس، به نقل از مقامهای اسرائیلی و یک مقام آمریکایی، پررنگتر شد. در این گزارش آمده بود که نیروی هوایی امارات در حملاتی در داخل ایران مشارکت داشته و اسرائیل نیز سامانه «گنبد آهنین» را با حضور نیروهای اسرائیلی در امارات مستقر کرده است؛ موضوعی که در صورت صحت، نشاندهنده سطح بالایی از هماهنگی امنیتی و تغییری مهم در قواعد درگیری خواهد بود.

منبع تصویر، AFP via Getty Images
سلطان النعیمی، مدیرکل مرکز امارات برای مطالعات و پژوهشهای راهبردی، معتقد است آنچه حکومت ایران انجام میدهد نقض مداوم هنجارهای بینالمللی و اصول حسن همجواری است که به گفته او، «نادرستی روایت» پیشین تهران را آشکار میکند؛ روایتی که حمله به کشورهای خلیج فارس را با استناد به حضور نیروها و پایگاههای خارجی توجیه میکرد.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
او به بیبیسی گفت این رفتار همچنین نشان میدهد که حکومت ایران، به تعبیر او، همچنان از «تروریسم» به عنوان ابزار تعامل با کشورهای منطقه استفاده میکند.
آقای نعیمی افزود قدرت اثرگذاری امارات در الگوی موفق مربوط به توسعه اقتصادی این کشور نهفته است که به باور او همچنان چالشی جدی برای روایتی است که حکومت ایران سعی در تثبیت آن دارد.
او درباره احتمال استفاده از سامانه گنبد آهنین اسرائیل گفت: «هنوز درستی یا نادرستی گزارش اکسیوس تایید نشده، اما امارات بدون تردید و در چارچوب حفاظت از امنیت، تمامیت ارضی و امنیت ساکنان خود، از هیچ اقدامی برای دفاع در برابر حملات حکومت ایران، موشکها و پهپادهایش دریغ نخواهد کرد. در اختیار داشتن پیشرفتهترین ابزارها و توانمندیهای دفاعی نیز حق مشروع امارات است و هیچ طرفی نمیتواند آن را زیر سوال ببرد.»
آقای نعیمی همچنین تاکید کرد که اهمیت امارات تنها به موقعیت استراتژیک آن محدود نمیشود، بلکه جایگاه اقتصادی این کشور و پیوندش با شبکه گسترده خدمات لجستیکی و زنجیرههای تامین در سراسر جهان نیز اهمیت دارد.
به گفته او، هرگونه حمله به امارات و دیگر کشورهای منطقه، در واقع حمله به منافع جهانی درهمتنیدهای است که تنها به صادرات نفت وابسته نیستند، بلکه ثبات زنجیرههای تامین نیز برای آنها حیاتی است. او افزود که این اقدامات همچنین هدف قرار دادن الگویی است که صلح، ثبات و همزیستی را ترویج میکند؛ در مقابل حکومتی که به گفته او، بیش از همه، مردم خودش از آن در رنج هستند.
محمد باهارون، مدیرکل مرکز پژوهشهای سیاست عمومی دوبی، نیز به بیبیسی گفت این پرسش را که «چرا امارات هدف حمله قرار میگیرد؟» باید از ایران، به عنوان «طرف مهاجم»، پرسید. او معتقد است حملات ایران با هدف ایجاد رعب، تغییر مواضع و تحمیل واقعیت جدید صورت میگیرد و به همین دلیل تهران کشورهایی را هدف قرار میدهد که حاضر نیستند آنچه او «باجگیری» یا چشمپوشی از حاکمیت ملی توصیف کرد بپذیرند.
او افزود حملات ایران، همراه با اعلام سپاه پاسداران درباره ایجاد منطقه کنترل دریایی که تا سواحل امارات امتداد یافته و آبهای سرزمینی این کشور را نیز دربر میگیرد، به گفته او نوعی اشغال محسوب میشود و بیش از هر کشور دیگری، پیامی مستقیم به امارات به شمار میآید.
آقای باهارون درباره موضوع گنبد آهنین نیز گفت امارات از حمایت گسترده عربی و بینالمللی از سوی شمار زیادی از شرکای خود برخوردار شده است؛ چه از طریق سامانه گنبد آهنین، چه سامانه اروپایی «مامبا» و سامانه کرهای «چونگاونگ-۲»، و همینطور جنگندههای رافال مصر و فرانسه. او این حمایتها را نشانه همبستگی عربی و بینالمللی دانست و گفت این همکاریها بیش از آنکه بیانگر یک محور یا صفبندی سیاسی باشند، بازتاب همپوشانی منافع ملی کشورها هستند.
او همچنین گفت که امارات اعلام کرده حق پاسخگویی دیپلماتیک، حقوقی و نظامی را برای خود محفوظ میداند و تاکید کرد که بر اساس حقوق بینالملل، این حق برای کشوری که هدف حمله قرار گرفته به رسمیت شناخته شده است.
آقای باهارون در پایان گفت اهمیت امارات تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نیست، بلکه جایگاه راهبردی و روابط بینالمللی گسترده این کشور باعث شده امنیت خلیج فارس به مسئلهای جهانی تبدیل شود؛ در حالی که ایران، به گفته او، همچنان این منطقه را حوزه نفوذ طبیعی خود میداند.
میان عادیسازی روابط، اوپک و توازن قدرت در منطقه
لیلی نقولا، استاد روابط بینالملل در دانشگاه لبنان، به بیبیسی گفت که امارات به دلایل مختلفی هدف حمله قرار گرفته است. به باور او، نخستین دلیل نزدیکی این کشور به اسرائیل پس از روند عادیسازی روابط و پیمان ابراهیم است؛ مجموعه توافقهایی که از نگاه او روابط امارات و اسرائیل را نسبت به دیگر کشورهای خلیج فارس به سطحی بسیار نزدیکتر رسانده است.
خانم نقولا معتقد است دلیل دوم به خروج امارات از چارچوب اوپک مربوط میشود که به گفته او «توان بیشتری برای استخراج و صادرات نفت بدون محدودیت» به این کشور میدهد و میتواند عرضه نفت در بازار جهانی را افزایش دهد. او میگوید این افزایش میتواند فشار بر دونالد ترامپ را که در پی کنترل قیمت نفت و جلوگیری از بالا رفتن آن است کاهش دهد؛ چرا که گرانی نفت پیامدهای منفی برای اقتصاد آمریکا و به طور کلی اقتصاد جهانی دارد و هزینههای سیاسی داخلی برای او به همراه خواهد داشت.

منبع تصویر، Getty Images
او توضیح میدهد که افزایش تولید نفت امارات و امکان صادرات آن بدون وابستگی به عبور از تنگه هرمز، در کنار رهایی این کشور از محدودیتهای اوپک، میتواند عرضه نفت در بازار جهانی را نسبت به وضعیت کنونی افزایش دهد؛ مسئلهای که به کاهش قیمتها و در نتیجه کاهش فشار سیاسی بر دونالد ترامپ برای پایان سریع جنگ کمک خواهد کرد.
به گفته خانم نقولا، این مسئله ما را به دلیل سوم میرساند: تلاش امارات برای صادرات نفت و دور زدن محدودیتهای ناشی از تنگه هرمز. این امر میتواند به شکلگیری موازنه قدرت جدیدی در منطقه منجر شود که ایران خواهان آن نیست، چرا که امارات، متحد اسرائیل و آمریکا به شمار میرود.
او همچنین میگوید دلیل چهارم که مبتنی بر دیدگاه ایران است، وجود اختلاف نظر میان کشورهای خلیج فارس، به ویژه بین عربستان و امارات پس از خروج ابوظبی از اوپک است؛ موضوعی که از نگاه تهران میتواند هزینه حمله به امارات را برای طرف مهاجم کمتر کند.
در همین چارچوب، برنارد هیکل، استاد مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه پرینستون آمریکا، میگوید حکومت ایران در تلاش است میان کشورهای خلیج فارس شکاف ایجاد کند. او در توضیح این موضوع میگوید: «شاهد آن هستیم که ایران امارات را بیشتر از کشورهایی مثل عربستان یا کویت هدف قرار میدهد و این اقدامی عمدی است. ایران میخواهد این پیام را منتقل کند که هر کشور عربی که با اسرائیل همپیمان شود، هدف اصلی خواهد بود.»
آقای هیکل در گفتوگو با بیبیسی افزود: «میان کشورهای خلیج فارس درباره پرونده ایران اختلاف نظر وجود دارد. عمان کمترین تمایل را نسبت به جنگ دارد، امارات بیشترین حمایت را از این رویکرد نشان داده و عربستان سعودی جایی میان این دو قرار گرفته است.»
او همچنین تاثیر آنچه را «شواهد» مشارکت نیروی هوایی امارات در حمله به ایران توصیف کرد، رد نمیکند و میگوید این مسئله ممکن است یکی از دلایل اصلی تشدید واکنش ایران باشد. آقای هیکل میگوید: «در ابتدا، امارات مانند عربستان اعلام کرده بود که بیطرف است و از جنگ علیه ایران حمایت نمیکند. به گمان من این موضع واقعی بود. یعنی در آغاز، امارات هم مانند عربستان اجازه نداد آمریکا از پایگاههایش برای حمله به ایران استفاده کند. اما زمانی که خود امارات هدف حملات گسترده قرار گرفت، از موضع دفاعی به سمت رویکرد تهاجمی حرکت کرد و به نظرم این چیزی است که اتفاق افتاد.»
وزارت دفاع امارات در آخرین بیانیه خود در شبکه ایکس اعلام کرد که سامانههای پدافند هوایی این کشور از آغاز جنگ تاکنون با ۵۵۱ موشک بالستیک، ۲۹ موشک کروز و ۲۲۶۵ پهپاد مقابله کردهاند.
برنارد هیکل در ادامه میگوید این موضوع، جنبهای نمادین هم دارد و به «تصویر» امارات به عنوان متحد راهبردی آمریکا مربوط میشود. او معتقد است چون امارات «بازترین و جهانیترین کشور حوزه خلیج فارس» به شمار میرود و اقتصادی جهانی دارد، حکومت ایران به این نتیجه رسیده که هدف قرار دادن «نماد متحد برتر اقتصادی و فناوری آمریکا در منطقه» اقدامی موثر است.
به باور او، این نگاه ریشه در ماهیت حکومت ایران دارد که آن را «انقلابی» و «بهشدت مخالف» ایده سلطه آمریکا بر منطقه توصیف میکند و همین امر آن را به سمت هدف قرار دادن نزدیکترین متحدان ایالات متحده سوق میدهد.
ابعاد حمله به بندر فجیره

منبع تصویر، Getty Images
بندر فجیره امارات از نظر جغرافیایی اهمیت استراتژیک ویژهای دارد، زیرا خارج از تنگه هرمز واقع شده و همین امر به ویژه با در نظر گرفتن خروج امارات از اوپک، جایگاه آن را به عنوان مسیر جایگزین برای انرژی و کشتیرانی تقویت میکند.
در کنار این موضوع، پروژه «کریدور اقتصادی هند - خاورمیانه - اروپا» نیز مطرح است؛ طرحی که در صورت اجرا، امارات را از طریق بندر جبلعلی و بندر فجیره به یکی از محورهای اصلی مسیرهای تجاری آینده تبدیل میکند و وابستگی به تنگه هرمز را کاهش میدهد.
این پروژه ایجاد یک شبکه حملونقل چندوجهی شامل حملونقل دریایی و خطوط راهآهن را پیشنهاد میکند؛ شبکهای که امکان دور زدن کامل کانال سوئز را فراهم خواهد کرد. هرچند این طرح جایگزین مستقیمی برای تنگه هرمز نیست، اما میتواند وابستگی به آن را به طور قابل توجهی کاهش دهد؛ به ویژه در تجارت غیرنفتی، زنجیرههای تامین و ایجاد مسیرهای جایگزین در صورت اختلال در رفتوآمد کشتیها در تنگه؛ وضعیتی که اکنون نیز در منطقه جریان دارد.

منبع تصویر، Getty Images
برنارد هیکل درباره حمله به بندر فجیره میگوید این حمله حامل پیامی روشن است: این که اتکا به خطوط لوله نفت و گاز که از عربستان و امارات به خارج از خلیج فارس امتداد یافتهاند، لزوما به معنای مصونیت از تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز نیست. به گفته او، ایران میخواهد نشان دهد که هم توان بستن تنگه هرمز را دارد و هم میتواند خطوط لوله را هدف قرار دهد.
آقای هیکل معتقد است این پیام نشان میدهد مسئله فقط محدود به تنگه هرمز نیست، بلکه به بازتعریف موازنههای سیاسی، ژئوپلیتیک و اقتصادی منطقه مربوط میشود و ایران تلاش میکند نقش خود را در آن تثبیت کند.
او همچنین اشاره میکند که این رویکرد بازتاب نوعی نگاه در ایران است که بر اساس آن، تهران خود را محق میداند از کشورهای عربی عوارض یا مالیات دریافت کند تا از آن برای بازسازی خسارتهای واردشده به خاک ایران استفاده کند.































