پشت پرده «فرقه» جفری اپستین؛ روایت زنی که سال‌ها تحت کنترل او بود

تصویرسازی از جفری اپستین و زنی که چهره‌اش نامشخص است، تصویر آمیخته از رنگ‌های قرمز و خاکستری است
    • نویسنده, چی‌چی ایزوندو، اولیویا دیویس، ویل دالگرین
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه

در هفته پس از مرگ جفری اپستین، سرمایه‌دار آمریکایی که به جرایم جنسی محکوم شده بود، آنیا (نام مستعار) در آپارتمان خود در نیویورک را باز کرد. به گفته او، مارک اپستین، برادر جفری اپستین، پشت در ایستاده بود و به او گفت که باید خانه را ترک کند.

او می‌گوید با آمدن مارک اپستین و درخواست تخلیه خانه، در یک لحظه هم سرپناه خود را از دست داد و هم از کابوسی که سال‌ها در آن گرفتار بود رهایی یافت. (مارک اپستین هرگونه اطلاع از اقدامات و سوءرفتارهای برادرش را رد کرده است.)

آنیا می‌گوید: «هنوز هم در تلاش هستم با این واقعیت کنار بیایم که سال‌ها مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌ام.» به گفته او، هرچند در ظاهر از آزادی برخوردار بود، اما در عمل گرفتار محدودیت‌ها و وابستگی‌هایی بود که مانند زنجیری نامرئی عمل می‌کردند.

به گفته آنیا، جفری اپستین که در سال ۲۰۱۹ و در حالی که با اتهام قاچاق جنسی کودکان روبه‌رو بود درگذشت، گاهی تشکیلات خود را «نوعی فرقه» توصیف می‌کرد و خود را رهبر آن می‌دانست.

آنیا در گفت‌وگویی نادر با بی‌بی‌سی، از زندگی خود به عنوان یکی از «دستیاران» جفری اپستین سخن گفته و شرح داده است که این سرمایه‌دار چگونه توانست برای سال‌های طولانی کنترل و نفوذ خود را بر بسیاری از قربانیانش حفظ کند.

به گفته آنیا، دستیاران گروهی از زنان بودند که به برآورد او در هر مقطع حدود ۱۲ نفر می‌شدند، و اپستین برایشان محل زندگی فراهم می‌کرد، آن‌ها را شبانه‌روز در اختیار خود نگه می‌داشت و به‌طور مداوم مورد آزار جنسی قرار می‌داد.

آنیا می‌گوید این زنان ابتدا با وعده‌های فریبنده و پیشنهادهای کاری توخالی جذب می‌شدند، اما اپستین به‌تدریج تقریبا همه جنبه‌های زندگی آن‌ها را تحت کنترل اجباری خود درمی‌آورد و از هر نقطه ضعف یا آسیب‌پذیری که در آن‌ها پیدا می‌کرد، سوءاستفاده می‌کرد.

او می‌گوید اپستین امور مالی آن‌ها را کنترل می‌کرد، تعیین می‌کرد با چه کسانی دیدار داشته باشند و با تحقیرهای روانی، اعتماد به‌ نفسشان را از بین می‌برد. به گفته آنیا، او وسواس شدیدی نسبت به بدن زنان داشت و حتی او را وادار کرد جراحی غیرضروری و ناقص‌کننده‌ای انجام دهد.

روایت آنیا از شیوه‌های کنترل اپستین، با اظهارات سارا کلن، یکی دیگر از دستیاران سابق او، همخوانی دارد. سارا کلن اوایل امسال در برابر کمیته نظارت مجلس نمایندگان آمریکا گفت اپستین خود را ناجی دستیارانش معرفی می‌کرد.

او گفت: «او مهارت فوق‌العاده‌ای در نابود کردن توانایی شما برای تصمیم‌گیری مستقل و از بین بردن حس اختیار و استقلالتان داشت. همین باعث می‌شد روزبه‌روز بیشتر به او وابسته شوید.»

دکتر تارا کوئین-سیریلو، روان‌شناس بالینی که با قربانیان کنترل اجباری کار کرده است، می‌گوید این تصور رایج که فقط کودکان در برابر چنین شیوه‌هایی آسیب‌پذیرند، نادرست است.

او می‌گوید: «بزرگسالان هم ممکن است قربانی فرایند فریب و آماده‌سازی شوند. هر کسی می‌تواند در برابر چنین رفتاری آسیب‌پذیر باشد.»

«یک نقشه برنامه‌ریزی شده کامل»

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

پس از آنکه جفری اپستین در سال ۲۰۰۸ به دلیل آزار جنسی یک دختر نوجوان که او را با وعده کار به‌عنوان ماساژور به خانه‌هایش کشانده بود، محکوم شد، روش خود را تغییر داد. از آن پس، بیشتر زنان بزرگسال، عمدتا از روسیه یا دیگر کشورهای اروپای شرقی، هدف او قرار گرفتند.

با این حال، آنیا می‌گوید خودش و بسیاری از زنانی که جذب می‌شدند، همچنان ظاهری نوجوانانه داشتند. او برای نشان دادن این موضوع، عکس‌هایی از آن دوران زندگی‌اش را به بی‌بی‌سی نشان داد.

آنیا در روسیه‌ای بزرگ شد که تازه از حاکمیت کمونیسم خارج شده بود. او می‌گوید والدین سختگیرش همیشه به او می‌گفتند: «تنها راه موفقیت، تحصیل است.»

اما فرصت‌های شغلی اندک بود و او با وجود داشتن مدرک دانشگاهی، روسیه را ترک کرد تا به‌عنوان مدل مشغول به کار شود.

او در اروپا با برندهای لوکسی مانند فندی و شنل همکاری می‌کرد. دوستان، شبکه حمایتی و خانواده‌ای داشت که هر زمان می‌خواست می‌توانست برای دیدنشان به روسیه بازگردد.

آنیا می‌گوید در اوایل بیست سالگی، پس از مراجعه به یک آژانس در پاریس و آشنایی با دنیل سیاد، استعدادیاب مدلینگ، به شبکه و حلقه اطراف اپستین راه یافت.

آنیا می‌گوید سیاد از هوش و ذکاوت او تمجید کرد و گفت این ویژگی «در صنعت مدلینگ معمول نیست». او سپس پیشنهاد کرد که آنیا را به یکی از دوستانش که در صنعت مد نفوذ و ارتباطات زیادی دارد معرفی کند؛ جفری اپستین.

دنیل سیاد در حال سیگار کشیدن برگ و لبخندزنان

منبع تصویر، US Department of Justice

توضیح تصویر، آنیا می‌گوید دنیل سیاد، استعدادیاب مدلینگ، او را به اپستین معرفی کرد

آنیا می‌گوید سال‌ها از خود می‌پرسید اگر آن روز وارد آن آژانس نشده بود چه اتفاقی می‌افتاد، اما اکنون باور دارد که از همان ابتدا هدف قرار گرفته بود.

او می‌گوید: «همه‌ چیز یک نقشه از پیش طراحی‌شده بود.» و دنیل سیاد را «عملا یک قاچاقچی حرفه‌ای انسان» توصیف می‌کند.

نام دنیل سیاد هزاران بار در اسناد مربوط به اپستین (مجموعه عظیم مدارکی که دولت آمریکا در ماه ژانویه منتشر کرد) دیده می‌شود.وکیل دنیل سیاد اعلام کرد که او برای اظهارنظر در دسترس نیست، اما سیاد پیش‌تر گفته بود از تهدیدی که جفری اپستین برای دیگران به شمار می‌رفت، هیچ اطلاعی نداشته است.

آنیا می‌گوید نخستین بار جفری اپستین را در آپارتمان بزرگ و ۱۸ اتاقه او در پاریس ملاقات کرد؛ خانه‌ای که با عکس‌هایی از اپستین در کنار افرادی مانند بیل کلینتون و دیگر رهبران جهان تزئین شده بود.

او می‌گوید حضور دو زن دیگر در آن خانه، یکی روس و دیگری دوست‌ دختر آن زمان اپستین از اروپای شرقی، باعث شد احساس امنیت کند.

به گفته آنیا، اپستین از او خواست لباس‌هایش را درآورد تا بتواند برای کار مدلینگ بدنش را بررسی کند.

او می‌گوید زمانی که تنها با لباس زیر ایستاده بود، اپستین به او گفت «فرم بدنی مناسبی نداری»، باید «ورزش را شروع کنی» و او را «تنبل» خطاب کرد.

ساختمان‌هایی که آپارتمان اپستین در آن قرار داشت

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، اپستین با آنیا در آپارتمان بزرگش در پاریس، نزدیک طاق نصرت پاریس آشنا شد

آنیا می‌گوید شنیدن چنین حرف‌هایی در صنعت مدلینگ غیرمعمول نبود و او ادعای اپستین را باور کرده بود که اگر سخت تلاش کند، او را به افراد مناسب معرفی خواهد کرد.

او می‌گوید اپستین از او درباره خانواده، علایق و اهداف زندگی‌اش پرسید؛ این‌ که «در زندگی می‌خواهی به چه برسی، چرا وارد مدلینگ شدی و چه چیزهایی برایت اهمیت دارد.»

آنیا می‌گوید: «در دنیای مد کسی چنین سوال‌هایی از تو نمی‌پرسد.»

چندین زن دیگر نیز به بی‌بی‌سی گفته‌اند اپستین دوست داشت بداند چه چیزهایی برای آن‌ها اهمیت دارد تا بعدا بتواند از همان اطلاعات علیه خودشان استفاده کند.

او همچنین مستقیما به نگرانی‌های آنیا پاسخ داد.

آنیا به یاد می‌آورد که اپستین به او گفت: «می‌بینم که باهوشی و به همه‌ چیز مشکوکی. من قصد ندارم با تو رابطه جنسی داشته باشم.»

آنیا می‌گوید همین حرف باعث شد بیش از پیش احساس آرامش کند.

او می‌گوید: «با خودم فکر می‌کردم، خدای من، این مرد واقعا فوق‌العاده است. انگار شخصیت مرا به‌خوبی درک می‌کند.»

«فرایندی پیچیده برای جلب اعتماد»

اما این تازه آغاز فرایند فریب و آماده‌سازی‌ بود که طی ماه‌های بعد ادامه یافت؛ روندی که با وعده‌های توخالی و فریبکاری حساب‌شده، آنیا را به دام انداخت.

آنیا می‌گوید طی نزدیک به یک سال، «با وسواس» ورزش می‌کرد تا به اندامی برسد که اپستین می‌خواست.

به گفته او، لزلی گراف (دستیار اجرایی اپستین که برنامه‌های روزانه او را مدیریت می‌کرد) مرتب از طریق ایمیل درباره پیشرفت او گزارش می‌خواست و اپستین نیز او را برای فرستادن عکس تحت فشار قرار می‌داد و زمانی که درخواست عکس‌های برهنه می‌کرد، به او می‌گفت «خجالت نکش.»

آنیا می‌گوید اپستین سرانجام همان‌طور که وعده داده بود، دیداری میان او و فیت کیتس، یکی از بنیان‌گذاران آژانس مدلینگ «نکست منیجمنت»، ترتیب داد.

به گفته او، این دیدار کمتر از ۳۰ دقیقه طول کشید و در پایان به او گفته شد اپستین نتیجه را اطلاع خواهد داد.

آنیا می‌گوید اپستین بعدا به او گفت آژانس نکست حاضر به استخدامش نشده، چون «برای بازار نیویورک به اندازه کافی خوب نیست» و دوباره به او گفت که «از فرم بدنی مناسبی برخوردار نیست.»

چهره فیث کیتس که مستقیم به دوربین نگاه می‌کند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، آنیا می‌گوید اپستین جلسه‌ای را با فیث کیتس یکی از بنیانگذاران «نکست منیجمنت» ترتیب داد

آنیا می‌گوید این موضوع او را به‌شدت ناامید کرد.

اپستین از او خواست به پام بیچ در ایالت فلوریدا برود؛ جایی که او در دوران گذراندن محکومیتش با مجوز روزانه از زندان خارج می‌شد.

به گفته آنیا، اپستین محکومیت خود را این‌ گونه توجیه می‌کرد که دختری با استفاده از کارت شناسایی جعلی او را فریب داده است.

آنیا می‌گوید برای ملاقات با او مجبور شد نامش را در دفتری ثبت کند که یک مامور پلیس یونیفورم‌پوش آن را نگه می‌داشت.

به گفته او، اپستین او را به اتاقی در قسمت پشتی ساختمان برد و همان‌جا برای نخستین بار مورد آزار جنسی قرار داد.

دست‌کم دو زن دیگر نیز گفته‌اند که اپستین در همان دوره‌ای که دوران محکومیت خود را می‌گذراند، آن‌ها را نیز مورد آزار جنسی قرار داده بود.

آنیا می‌گوید پس از این تعرض، اپستین او را از اتاق بیرون آورد و در حالی که چند دستیار دیگر بیرون منتظر بودند، با شوخی گفت آنیا «خیلی خجالتی است.»

او می‌گوید همه به او خندیدند و همین واکنش باعث شد خودش را مقصر بداند.

آنیا می‌گوید: «با خودم فکر می‌کردم شاید اصلا اتفاق بدی نیفتاده است. شاید فقط واکنش من اشتباه است.»

او ادامه می‌دهد: «شاید به خاطر تربیت روسی من باشد، یا سختگیری پدر و مادرم، اما حتما مشکلی در من وجود دارد، نه در او.»

آنیا می‌گوید تازه زمانی که اسناد مربوط به اپستین منتشر شد، فهمید در واقع چه اتفاقی برایش افتاده است.

بر اساس ایمیل‌های موجود در این اسناد، با وجود دیدار حضوری او با فیت کیتس، بنیان‌گذار آژانس مدلینگ در حقیقت یک سال پیش از آن درخواستش را رد کرده بود.

آنیا می‌گوید بعدها فهمید که اپستین ماه‌ها او را در انتظار نگه داشته و با وعده‌های مختلف فریب داده بود؛ اقدامی که به گفته او بخشی از یک «فرایند بسیار پیچیده و حساب‌شده برای به دام انداختن قربانی» بود. سپس، زمانی که او در موقعیتی آسیب‌پذیر و دور از خانواده قرار داشت، اپستین از این وضعیت سوءاستفاده کرد.

دکتر تارا کوئین-سیریلو می‌گوید فرایند تدریجی و آرامی که آنیا توصیف می‌کند، به گونه‌ای طراحی شده است که حس خطر را در قربانی فعال نکند؛ «درست مانند هواپیماهای رادارگریزی که طوری طراحی شده‌اند که بدون جلب توجه رادار عبور کنند.»

وکیل فیت کیتس در بیانیه‌ای به بی‌بی‌سی گفت هرگونه ادعا مبنی بر اینکه موکلش از قاچاق انسان توسط اپستین اطلاع داشته یا در آن نقشی ایفا کرده، «کاملا نادرست و افترا‌آمیز» است.

وکیل این آژانس همچنین گفت این ادعا که اپستین قرار بوده تصمیم آژانس را به آنیا منتقل کند، «ادعایی غیرمعمول، نادرست و اثبات‌نشده» است.

در این بیانیه آمده است که آژانس مدلینگ به‌طور مستقل درباره پذیرش یا رد مدل‌ها تصمیم می‌گرفت و برای چنین تصمیم‌هایی نیازی به تائید اپستین نداشت.

در ادامه بیانیه نیز آمده است: «بدیهی است که بررسی و سپس رد شدن یک مدل در آژانس، حتی بیش از یک بار، اتفاق غیرمعمولی نیست.»

شرکت «نکست منیجمنت» نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد این شرکت هیچ رابطه‌ای با اپستین نداشته و اقدامات منتسب به فیت کیتس «صرفا اقدامات شخصی او بوده است.»

«دعوت به همکاری»

اپستین همچنان با وعده فراهم کردن فرصت‌های کاری در دنیای مدلینگ، امید آنیا را زنده نگه می‌داشت. او آنیا را با ژان-لوک برونل، بنیان‌گذار آژانس مدلینگ MC2، آشنا کرد، اما به او نگفت که از حامیان مالی این شرکت است.

(دفاتر MC2 در میامی و نیویورک تعطیل شده‌اند. بنیان‌گذار شعبه باقی‌مانده این آژانس در اسرائیل نیز پیش‌تر گفته بود هیچ رابطه‌ای با اپستین نداشته است.)

آنیا می‌گوید «تقریبا هیچ» شغلی از آژانس پیشنهاد نشد. در عوض، مسئول برنامه‌هایش به او گفت برای یک «سفارش مستقیم» راهی پام بیچ شود. اما به گفته او، خبری از کار مدلینگ نبود و این سفرها تنها به سوءاستفاده‌های بیشتر از سوی اپستین منجر شد.

آنیا می‌گوید پس از مدتی، اپستین به او گفت که بعید است در حرفه مدلینگ موفق شود و این صنعت دیگر رونقی ندارد.

آنیا می‌گوید اپستین به او گفته بود: «بیا با من کار کن. به تو یاد می‌دهم دنیای واقعی کسب‌وکار چطور کار می‌کند. سفر می‌کنی و با آدم‌های مهمی از سراسر جهان آشنا می‌شوی.»

نمای هوایی از خانه اپستین در پام بیچ

منبع تصویر، Miami Herald via Getty News

توضیح تصویر، آنیا با هواپیما به اپستین در پام بیچ رفت، جایی که مورد آزار و اذیت قرار گرفت

او می‌گوید اپستین هیچگاه چیزی درباره تجارت یا کسب‌وکار به او یاد نداد.

در عوض، بیشتر وقتش صرف این می‌شد که منتظر بماند تا اپستین کاری به او محول کند، در حالی که هم‌زمان او را به خاطر «هیچ کاری نکردن» سرزنش می‌کرد.

گاهی وظایف بسیار ساده‌ای به او می‌سپرد؛ پاسخ دادن به تلفن، راهنمایی افراد به اتاق جلسه یا اطلاع دادن ورود مهمانان.

با این حال، به گفته آنیا، دستیاران باید شبانه‌روز و در تمام روزهای هفته آماده خدمت بودند.

او می‌گوید یک بار برای صرف ناهار و دیدار با شخصی از خانه بیرون رفت، اما اپستین «دیوانه شد»، بارها با او تماس گرفت و اصرار داشت که بدون اجازه او هرگز حق ندارد از خانه خارج شود.

آنیا کاملا به اپستین وابسته شده بود.

او می‌گوید اگر بیمار می‌شد و به خدمات درمانی نیاز داشت، اپستین به او می‌گفت: «بیمه درمانی تو من هستم.»

آنیا حساب بانکی نداشت و مدارک لازم برای اجاره خانه‌ای مستقل نیز در اختیارش نبود، اما با این حال، به گفته خودش، اپستین چند بار او را از آپارتمان منهتن بیرون کرد و گفت: «خودت برو یک جایی برای ماندن پیدا کن.»

او می‌گوید این‌ها ابزارهای قدرتمندی برای کنترل او بودند.

آنیا می‌گوید اپستین تنها چند سال بعد، آن هم صرفا به این دلیل که ویزای او چنین الزامی ایجاد می‌کرد، حقوق اندکی برایش در نظر گرفت.

به گفته او، اپستین اغلب می‌گفت: «نگران نباش، من همیشه از تو حمایت می‌کنم.»

آنیا می‌گوید آزار جنسی نیز در تمام این مدت به‌طور مکرر ادامه داشت.

سارا کلن نیز در برابر قانون‌گذاران آمریکایی تصویری مشابه ارائه کرد.

او گفت: «من هیچ پولی نداشتم، خانواده‌ای کنارم نبود، تحصیلاتی نداشتم و حتی احساس نمی‌کردم سزاوار زندگی بهتری هستم.»

او افزود که اپستین همواره قدرت و ارتباطات گسترده خود را به رخ او می‌کشید. سارا کلن گفت: «جفری مطمئن می‌شد که بدانم اگر با او مخالفت کنم، زندگی‌ام نابود خواهد شد.»

«هرگز علیه من اقدام نخواهی کرد»

آنیا به یاد می‌آورد که یک بار یکی از دستیاران فرار کرد.

او می‌گوید آن زن هنگام فرار با او تماس گرفته بود و همین موضوع باعث شد به‌شدت بترسد، چون اپستین مالک تلفن‌های آن‌ها بود و تماس‌هایشان را زیر نظر داشت.

به گفته آنیا، اپستین یک کارآگاه خصوصی استخدام کرد تا دستیار فراری را پیدا کند.

او می‌گوید اپستین ایمیلی را به او نشان داد که در آن تمام هزینه‌هایی را که به ادعای او آن زن بدهکار بود، محاسبه کرده بود؛ رقمی در حدود ۷۰۰ هزار دلار.

آنیا می‌گوید پیام این اقدام کاملا روشن بود: «اگر بروی، به من بدهکار خواهی شد و من برای پس گرفتن پولم دنبالت خواهم آمد.»

اما این تنها ابزاری نبود که اپستین برای کنترل زنان در اختیار داشت.

آنیا می‌گوید او همچنین مدارک و تصاویر خصوصی و شرم‌آور از آن‌ها جمع‌آوری می‌کرد و گاهی بی‌مقدمه به او یادآوری می‌کرد که عکس‌های برهنه‌اش را در اختیار دارد.

او می‌گوید یک بار اپستین همه دستیارانش را برای یک عکاسی جمع کرد.

به گفته او، اپستین آن‌ها را تشویق کرد بالاتنه خود را برهنه کنند و با شادی برقصند، در حالی که اصرار داشت از این صحنه فیلم‌برداری شود.

آنیا به یاد می‌آورد که اپستین گفت: «این‌ طوری مطمئن می‌شوم هیچ‌ وقت علیه من اقدام نمی‌کنید.»

به گفته او، منظور اپستین این بود که اگر روزی این فیلم را منتشر کند، برای زنان بسیار دشوار خواهد بود ثابت کنند این تصاویر بدون رضایتشان گرفته شده است.

آنیا می‌گوید: «این آرشیو مدارک او بود.»

چهره سارا کلن، چهره محو دو زن دیگر هم در تصویر دیده می‌شود

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، سارا کلن به کنگره گفت که اپستین در «از بین بردن» حس استقلال دستیارانش مهارت داشت

او می‌گوید اپستین همچنین دستیارانش را وادار می‌کرد نامه‌هایی برایش بنویسند که خودشان آن‌ها را «نامه‌های قدردانی» می‌نامیدند؛ نامه‌هایی سرشار از تشکر و تمجید از مردی که به آن‌ها آزار می‌رساند.

آنیا می‌گوید: «آنقدر می‌ترسیدم که مبادا به اندازه کافی از او تشکر نکرده باشم.»

او ادامه می‌دهد: «فکر می‌کنم این نامه‌های قدردانی هم یکی دیگر از ابزارهای کنترل او بود؛ انگار می‌خواست بگوید اگر همیشه از من تشکر کرده‌ای، چطور می‌توانی روزی علیه من شهادت بدهی؟»

به گفته آنیا، اپستین همچنین دستیارانش را به جان یکدیگر می‌انداخت.

او به آنیا می‌گفت یکی از زنان دیگر از او «عصبانی» است، چون «بی‌فایده و تنبل» است؛ اما هم‌زمان ادعا می‌کرد خودش «بزرگ‌ترین حامی» اوست و همیشه از او دفاع می‌کند.

آنیا می‌گوید اپستین با این روش اجازه نمی‌داد زنان رابطه‌ای واقعی و مبتنی بر اعتماد با یکدیگر برقرار کنند و همین موضوع کنترل آن‌ها را آسان‌تر می‌کرد.

در حالی که آنیا با ما صحبت می‌کند، لباسش را بالا می‌زند و چندین جای زخم روی شکمش را نشان می‌دهد.

سپس عکس‌های قدیمی دوران مدلینگش را نشان می‌دهد؛ عکس‌هایی که در آن‌ها خالکوبی کوچکی روی بدنش دیده می‌شود؛ خالکوبی‌ که از دوران نوجوانی داشت.

او می‌گوید اپستین می‌خواست آن خالکوبی را بردارد و پزشکی را به خانه خود آورد.

اما چون درمان با لیزر زمان زیادی می‌برد، اپستین پیشنهاد داد پزشک پوست خالکوبی‌شده را با جراحی از بدن او جدا کند.

آنیا به یاد می‌آورد که اپستین با افتخار گفته بود: «فقط من می‌توانستم چنین فکری بکنم.»

او می‌گوید این جراحی را انجام داد؛ جراحی‌ که جای زخم‌های دائمی بر بدنش باقی گذاشت.

یک سال بعد، اپستین دوباره او را مجبور به انجام همان عمل کرد، چون از نتیجه جراحی اول راضی نبود.

«شبکه سوءاستفاده»

آنیا می‌گوید شرم‌آورترین بخش دوران حضورش در کنار اپستین این بود که مجبور شد زنان دیگری را نیز جذب کند.

چشمانش پر از اشک می‌شود و می‌گوید هر یک از دستیاران باید دست‌کم یک زن دیگر را به اپستین معرفی می‌کردند و او از آن‌ها می‌خواست زنانی جوان، درست مانند خودشان، پیدا کنند.

او می‌گوید: «وقتی وارد این چرخه می‌شوی، دیگر فرقی نمی‌کند یک نفر را وارد کنی یا ۱۰ نفر را؛ به هر حال احساس می‌کنی خودت هم در این ماجرا شریک شده‌ای.»

آنیا می‌گوید تصمیم گرفته اکنون سکوتش را بشکند تا مردم بهتر درک کنند زنان چگونه در دام اپستین گرفتار شدند و بدانند که شبکه او نه‌ تنها کودکان، بلکه زنان بزرگسال، از جمله خودش، را نیز قربانی قاچاق و سوءاستفاده می‌کرد.

آنیا می‌گوید «او شبکه‌ای گسترده از افراد و روابط را ایجاد کرده بود که به سوءاستفاده‌هایش امکان ادامه می‌داد.»

آنیا می‌گوید: «وقتی افرادی مانند بیل گیتس را می‌بینید که برای صرف شام به خانه او می‌آیند و با او دست می‌دهند، با خودتان می‌گویید: من چه کسی هستم که به این موضوع شک کنم؟ من چه کسی هستم که اعتراضی بکنم؟ این روابط و تأییدها به سوءاستفاده‌های او مشروعیت می‌بخشید.»

هم آنیا و هم سارا کلن بعدها از صندوق جبران خسارت قربانیان اپستین غرامت دریافت کردند؛ صندوقی که برای حمایت مالی از بازماندگان تشکیل شد و دریافت غرامت از آن مستلزم ارائه شواهد تائیدکننده درباره سوءاستفاده‌های صورت‌ گرفته بود.

آنیا می‌گوید: «تا زمانی که او زنده بود، حتی با یک نفر هم درباره آنچه بر من گذشته بود صحبت نکردم.»

او اکنون امیدوار است روایتش بتواند حتی به یک زن کمک کند تا از یک رابطه آزارگرانه رهایی پیدا کند.

«من آدم خاصی نیستم. فقط به شکلی توانستم نیرویی در خودم پیدا کنم که کمکم کرد مقاومت کنم و از این وضعیت جان سالم به در ببرم. اگر من از پس آن برآمدم، دیگران هم می‌توانند.»

اگر اطلاعاتی در ارتباط با این پرونده در اختیار دارید و مایل به اشتراک گذاشتن آن هستید، لطفا از طریق نشانی epsteininvestigation@bbc.co.uk با بی‌بی‌سی تماس بگیرید.