شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
محمد داوود خان چگونه کشته شد؟
- نویسنده, احمدشفایی
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۵ دقیقه
درباره مرگ محمد داوود خان، اولین رئیس جمهور افغانستان روایتهای مختلف وجود دارد. در این مصاحبه در ششم ثور سال ۱۳۹۲ وقتی در کابل از جنرال عبدالقادر درباره نحوه کشته شدن داوود خان پرسیدم، او دخالت خود را در مرگ او و اعضای خانوادهاش کاملا رد کرد.
هنوز بهدرستی روشن نیست که در روز هشتم ثور ۱۳۵۷، با پایان مقاومت گارد رئیسجمهوری بر سر محمد داوود خان، دقیقا چه آمده است، اما ورود امامالدین، افسر کماندو به داخل کاخ ریاست جمهوری و اتاقی که محمد داوود و خانوادهاش قرار داشتند، توسط مقامات متعدد حکومت چپگرا و نزدیکان محمد داوود روایت شده است.
جنرال عبدالقادر از فرماندهان اصلی کودتای ۱۳۵۷ بود و در دوم ثور ۱۳۹۳ در شفاخانه سردار محمد داوود در کابل درگذشت.
او در این مصاحبه درباره مرگ محمد داوود توضیح داد که بعد از تسخیر رادیوی افغانستان توسط کودتاچیان و روز هشتم ثور چه اتفاق افتاد: «ساعت ۷:۳۰ در رادیو افغانستان هستم که به ما راپور آمد که داوود خان، اسلم وطنجار و قادر را خواسته است.»
او افزود: «بعد از شنیدن این سخن به فکر رفتم که تو مشاور داوود خان و قومندان مدافعه او بودی، حالا چه جواب میدهی، جزء اینکه بگویی که حکم مادر وطن بود که ما به این راه رفتیم و کودتا کردیم.»
جنرال قادر گفت: «میخواستم که به زرهپوش بالا شوم که حفیظ الله امین (دومین رئیس جمهور حکومت چپگرای افغانستان)، از پشت سر دست به یخنم انداخت که کجا میروی؟ گفتم خواستهاند، گفت کجا! میروی چه میگویی؟ گفتم که میگویم حکم مادر وطن بود.»
امین به من گفت که «تو حق نداری و باید داوود خان اینجا بیاید. یک جوان که آنطرفتر بود و من تاهنوز نمیشناختم که امامالدین نام دارد و از تیم امین است، {به زره پوش} بالا شد، در همان زمان اسدالله سروری و یک تیم دیگر به دروازه ارگ در انتظار هستند. قومندان گارد داوود کشته شده یا بندی است، من خبر ندارم.»
اسدالله سروری بعد از پیروزی کودتا رئيس سازمان امنيت و استخبارات افغانستان (اکسا) شد.
جنرال قادر معتقد بود که این تیم را حفیظالله امین سازمان داده بود، «با حرکت امامالدین با چهار افسر کماندو که با آنها یکجا شد، به جای من امامالدین به ارگ میرود.»
آقای قادر گفت که این افراد «وقتی که ابتدا داخل ارگ میشوند، قدیر (وزیرداخله) و عبدالله (سرپرست وزارت خارجه) دو کلاشینکوف پیش رویشان بود و دست به طرف کلاشینکوف میبرند که اسدالله سروری، پای خود را روی کلاشینکوف میگذارد، که این دیگر به دست شما نمیرسد، اینکه آنها آنجا کشته میشوند یا خیر برای من معلوم نیست.»
به گفته آقای قادر، «داوود خان با نعیم خان (برادر) در ارگ هستند، امامالدین داخل میشود و میگوید که به امر رئیس شورای انقلابی نظامی خود را تسلیم کنید، پرسان میشود که او کیست؟ نام من [قادر] برده میشود. داوود خان تفنگچه خود را میگیرد و به امام الدین فیر میکند. مرمی به شانه چپ یا راست امامالدین میخورد. اینجاست که او امر میکند که بزنید.»
آقای قادر گفت: «وقتی داوود خان به سمت امامالدین فیر میکند، قطعه کوماندو به سمت داوود خان فیر میکند و داوود خان کشته میشود و اینکه چه کسانی دیگر همراه آنان بودند، من نمیدانم. قدیر کشته میشود، نعیم خان کشته میشود و عبدالله کشته میشود.»
در کتاب افغانستان در قرن بیستم به نقل از محمدعزیز نعیم، برادرزادهٔ رئیسجمهور محمد داوود، هم درباره آنچه آنروز رخ داده، آمده است: «ما در آنجا وقایع را به چشم دیدیم و خلاصهٔ گزارشها چنین است که در لحظات آخر، یک افسر وارد میشود و به محمد داوود خان مرحوم میگوید که باید تسلیم شوید. محمد داوود خان پاسخ میدهد که شما امر را از طرف کی دارید؟ افسر جواب میدهد: از طرف قادر دارم. محمد داوود خان پاسخ میدهد: من غیر از خدا به کسی دیگر تسلیم نمیشوم و تا آخرین گلوله، برای مبارزه آماده هستم.»
آقای قادر هم درباره حوادث آنروز گفت: «من نمیدانم که دو فرزند داوود خان کجا کشته شدند. تاریخ نهم ثور به من گزارش دادند که مردهها را کجا کنیم، من هدایت دادم که مردهها را با احترام به شفاخانه ۴۰۰ بستر به سردخانه بیارید. به احترام تابوت کنید و به در تپه نادرخان دفن کنید. اینکه آنها را بعدا پلچرخی بردند، من خبر ندارم.»
کودتاچیان درباره داوود چه تصمیم داشتند؟
سلطان علی کشتمند، از نخست وزیران حکومت چپگرای افغانستان که چندی قبل در لندن درگذشت، در کتاب خاطرات خود درباره تصمیم اعضای حزب دموکراتیک افغانستان که رهبری کودتا را به عهده داشتند، نوشته است: «صبحگاهان ۲۸ اپریل در اثر مساعی مشترک تانکها و پیلوتها آخرین مقاومتهای گارد جمهوری در هم شکست. ولی محمدداوود تا آنگاه مقاومت کرده بود.»
او هم درباره اعزام قاصد نزد داوود خان نوشته: «وقتی هیئت رهبری حزب مطلع شدند که داوود تسلیم نمیشود حدود ساعت ۸–۹ صبح ۲۸ اپریل بار دیگر به مرکز رادیو افغانستان تشکیل جلسه دادند، درباره اینکه با وی، همکاران و خانوادهاش چگونه برخورد صورت بگیرد، بحث داغی میان اعضای کمیته مرکزی موجود درگرفت.»
به نوشته او، امین در این نشست «با تندخویی درباره انجام حمله مسلحانه بر وی و در صورت مقاومت، از میان بردن او و همکارانش سخن میگفت. عدهای از اعضای کمیته مرکزی حاضر در جلسه این نظر را حمایت کردند؛ ولی ببرک کارمل بهصورت قاطع با آن مخالفت نمود و اظهار داشت که شاید بهصورتِ انسانی و بدون صدور امر کشتار با حوصلهمندی و خونسردی این مسئله حل گردد.»
او مدعی است که «این حرفها موجب خشم امین گردید؛ وی در حالی که اظهار داشت ما با سازشکاری سازگار نیستیم، از جا برخاست و تحت بهانه تأمین تماس با برخی از فرماندهان قطعات جلسه را ترک گفت و پس از ساعتی بازگشت.»
آقای کشتمند نوشته که در جریان این بحث بودیم که یک افسر وفادار به امین با دست و بازوی راست خونین وارد اتاق شد و گفت: «من با عدهای از افسران و سربازان داخل خانه ارگ شدم و از آدرس نظام شورای نظامی به محمدداوود ابلاغ کردم که سلاح بر زمین بگذارد و تسلیم شود؛ ولی او نپذیرفت و با سلاح دست داشته خود بر ما فیر کرد. یک تن از رفقای ما کشته شد و طوریکه میبینید من جراحت برداشتم. همکاران من طاقت نیاوردند و همه او و همراهان او را تحت آتش متقابل گرفتند.»
جنرال نبی عظیمی، از فرماندهان نظامی حکومتهای چپگرای افغانستان، در کتاب سیاست و اردو در افغانستان هم روایت مشابه دارد که داوود خان به دست امام الدین کشته میشود. او شمار کشته شدگان این حادثه را ۱۷ نفر گفته است.
در ۱۴ قوس سال ۱۳۸۷ حکومت سابق افغانستان بهرهبری حامد کرزی اعلام کرد که اجساد محمد داوود و ۱۵ عضو خانواده او را در محلی نزدیک به زندان پلچرخی کابل پیدا کرده است.
وزارت صحت عامه افغانستان گفته بود که جسد داوود بر اساس مدارک و شواهد همانند یک جلد قرآن طلاکاری شده، دندان های مصنوعی، لباس و مشخصات جمجمه او شناسایی شده است و قران همراه او هم همان قرانی بوده که پادشاه عربستان سعودی در آخرین سفر داوود خان به عربستان سعودی به او داده بود. دندانهای مصنوعی جسد منسوب به رئیس جمهوری پیشین افغانستان با قالب آن که در موزیمی در آلمان نگهداری میشود، مطابقت داشت.
۲۷ حوت ۱۳۸۷ جسد محمد داوود خان، همراه با اجساد شانزده نفر از اعضای خانوادهاش در غرب کابل به خاک سپرده شد.