شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
عضلانی و قدرتمند؛ اما چرا برخی بدنسازان در جوانی میمیرند؟
- نویسنده, استفانی رودریگز
- شغل, بیبیسی نیوز برازیل
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
اوایل همین ماه، میلسون آراخو، طبق معمول، عکسی از خود در باشگاه ورزشی منتشر کرد و اندام عضلانیاش را به نمایش گذاشت. اندامی که او را به یک بدنساز حرفهای و اینفلوئنسر حوزه تناسب اندام با دهها هزار دنبالکننده تبدیل کرده بود.
او با پوشیدن یک واسکت سرخ، بازوهای عضلانی و باورنکردنیاش را به نمایش گذاشت٬ بازوهایی که بیشتر به ابرقهرمانان شباهت داشتند.
اما تنها چند ساعت بعد، این مرد ۳۵ ساله برازیلی، پس از آنکه در خانهاش در ایالت باهیا در شمالشرق این کشور دچار کسالت شد، درگذشت.
علت مرگ آراخو هنوز بهطور رسمی تأیید نشده است، اما او یکی از چندین بدنسازی بود که در سالهای اخیر بهطور ناگهانی جان خود را از دست دادهاند.
اواخر ماه می، گابریل گانلی، یکی از شناختهشدهترین بدنسازان جوان برازیل، در ۲۲ سالگی بر اثر ایست ناگهانی قلبی درگذشت. سال گذشته نیز دو بدنساز دیگر برازیلی، ۳۰ و ۴۰ ساله، بر اثر مشکلات قلبی جان باختند که یکی از آنها هنگام شرکت در یک مسابقه جان خود را از دست داد.
گزارشهایی از مرگهای مشابه در دیگر نقاط جهان نیز منتشر شده است. از جمله دالاس مککارور، بدنساز امریکایی که سال ۲۰۱۷ در ۲۶ سالگی درگذشت و جو لیندنر، بدنساز و اینفلوئنسر آلمانی حوزه تناسب اندام که سال ۲۰۲۳ در ۳۰ سالگی جان باخت.
اما چرا برخی بدنسازان، با وجود ظاهر قدرتمند و آمادگی جسمانی بالا، در سنین نسبتا پایین، بهطور ناگهانی جان خود را از دست میدهند؟
خطرات بدنسازی رقابتی در تحقیقی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، بررسی شده است. در این تحقیق، دانشمندان حدود ۲۰ هزار بدنساز آماتور و حرفهای را که بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰ در مسابقات فدراسیون جهانی این رشته شرکت کرده بودند، بررسی کردند.
نتایج این تحقیق که در نشریه اروپایی قلب منتشر شد، نشان داد که بدنسازان حرفهای بیش از پنج برابر بیشتر از بدنسازان آماتور در معرض مرگ ناگهانی قلبی قرار دارند.
مرگ ناگهانی قلبی در افراد جوان و سالم پدیدهای نادر است و معمولا با بیماریهای زمینهای قلب و عروق ارتباط دارد.
در این مطالعه، ۱۲۱ مورد مرگ بررسی شد که ۴۶ مورد آنها بهعنوان مرگ ناگهانی قلبی ثبت شده بود.
میانگین سن فوتشدگان ۴۵ سال بود، اما در میان ورزشکارانی که همچنان بهطور فعال مسابقه میدادند، این رقم تنها ۳۴/۷ سال بود.
داکتر مارکو وکیاتو، پژوهشگر ارشد این مطالعه از دانشگاه پادوای ایتالیا، میگوید عوامل مختلفی میتوانند در مرگ این بدنسازان نقش داشته باشند٬ از جمله مصرف گسترده دواهای تقویتکننده عملکرد ورزشی، کاهش سریع وزن پیش از مسابقات و تمرینات قدرتی بسیار سنگین.
مطالعه دیگری که در سال ۲۰۲۵ از سوی محققان دنمارکی و در نشریه سیرکیولیشن Circulation منتشر شد، وضعیت هزار و ۱۸۹ مرد مصرفکننده استروئیدهای آنابولیک را طی ۱۱ سال با نزدیک به ۶۰ هزار مرد از جمعیت عمومی مقایسه کرد.
نتایج این تحقیق نشان داد که مصرفکنندگان استروئیدهای آنابولیک تقریبا ۹ برابر بیشتر در معرض ابتلا به کاردیومیوپاتی٬ بیماری که عضله قلب را ضعیف میکند٬ قرار دارند. همچنین خطر سکته قلبی در آنها سه برابر و خطر نارسایی قلبی نیز بیش از سه برابر بیشتر بود.
استروئیدهای آنابولیک علاوه بر مشکلاتی مانند کاهش تعداد اسپرم و اختلال در نعوظ، میتوانند فشار خون را افزایش دهند، تشکیل پلاک در رگها را تسریع کنند و باعث تغییرات ساختاری در خود قلب شوند.
محققان در مطالعه منتشرشده در نشریه اروپایی قلب همچنین گزارشهای کالبدشکافی بدنسازانی را که جان باخته بودند، بررسی کردند.
در بسیاری از موارد، نتایج کالبدشکافی بزرگشدن قلب و ضخیمشدن بطن چپ را نشان می داد٬ وضعیتی که میتواند خطر آریتمی و نارسایی قلبی را افزایش دهد.
در برخی موارد نیز نتایج آزمایشهای سمشناسی و گزارشهای عمومی نشان داد که این افراد از دواهای آنابولیک سوءاستفاده کرده بودند؛ دواهایی که معمولا در کالبدشکافیها آزمایش نمیشوند.
در واقع، کالبدشکافی بسیاری از بدنسازانی که در سنین پایین جان باختهاند، نشان داده است که قلب آنها بزرگتر از حد طبیعی بوده است.
یکی از شناختهشدهترین این موارد، دالاس مککارور، بدنساز امریکایی و یکی از ستارههای این رشته بود که سال ۲۰۱۷ در ۲۶ سالگی درگذشت. کالبدشکافی نشان داد وزن قلب او ۸۳۳ گرم بود که بیش از دو برابر وزن طبیعی قلب یک مرد بالغ است.
بررسی کالبدشکافی بدنسازان امریکایی در سال ۲۰۲۲ نشان داد که به طور متوسط وزن قلب آنها نزدیک به ۷۴ درصد بیشتر از حد طبیعی بوده و ضخامت دیواره بطن چپ قلب نیز تا ۱۲۵ درصد بیش از میزان مورد انتظار بوده است.
در یک تحقیق دیگر، محققان گزارشهای طب عدلی مربوط به بدنسازان در ایتالیا و اسپانیا را که با مصرف استروئیدهای آنابولیک مرتبط بودند، بررسی کردند.
در چندین مورد، مشخص شد ورزشکارانی که در دهه سوم زندگی خود بودند، دچار بزرگی قلب، ضخیمشدن شدید عضله قلب و بیماری پیشرفته عروق کرونر بودهاند.
در یکی از این موارد، یک بدنساز ۲۴ ساله با وجود نداشتن سابقه خانوادگی بیماری قلبی، بیش از ۷۵ درصد انسداد در شریانهای اصلی کرونر قلب خود داشت.
کلیتون ماچدو، متخصص غدد و داکتر طب ورزشی میگوید: «قلب هم مانند هر عضله دیگری است. من همیشه میگویم که با نگاه کردن به عضلات دوسربازوی یک بیمار، تا حدی میتوانم اندازه قلبش را حدس بزنم، چون قلب هم همزمان با سایر عضلات بدن رشد میکند.»
تمرین با وزنه، بدون مصرف استروئید، میتواند باعث بزرگ شدن قلب شود که واکنشی طبیعی و سالم بدن به این نوع تمرینات است.
اما لوئیز ادواردو فونتلس ریت، رئیس شعبه باهیا در انجمن قلب برازیل، میگوید وقتی استروئیدها همراه با تمرینات سنگین قدرتی مصرف شوند، قلب علاوه بر بزرگ شدن، ممکن است بهتدریج توانایی انقباض مؤثر خود را نیز از دست بدهد.
او میگوید: «این روند میتواند به نارسایی قلبی منجر شود و در نهایت به مرحلهای برسد که دیگر قابل بازگشت نباشد.»
با این حال، در برخی افراد، ضخیمشدن عضله قلب میتواند منشأ ارثی نیز داشته باشد.
ریت میگوید: «در این زمینه یک منطقه خاکستری وجود دارد. ممکن است علت، یک بیماری ژنتیکی قلب باشد٬ ممکن است به مصرف استروئیدهای آنابولیک مربوط باشد٬ ممکن است نتیجه تمرینات ورزشی باشد، یا ترکیبی از هر سه عامل.»
«هیچ روش بیخطری برای مصرف استروئیدهای آنابولیک وجود ندارد»
رودریگو گوس، بدنساز سابق، به بیبیسی نیوز برازیل گفت که تا ۳۰ سالگی بدون مصرف استروئید در مسابقات شرکت میکرد، اما پس از آن تصمیم گرفت تحت نظارت داکتر، مصرف استروئید را در قالب دورههای استروئیدی آغاز کند.
«دورههای استروئیدی» به دورههایی گفته میشود که معمولا چند هفته طول میکشد و فرد در آنها استروئیدهای آنابولیک مصرف میکند و سپس برای مدتی مصرف را قطع میکند تا بدن فرصت بازیابی پیدا کند.
گوس میگوید: «تأثیر آن بر بدن شگفتانگیز است. خیلی سریعتر از حالت طبیعی عضلهسازی میکنید، چربی بدنتان کمتر میشود و عضلاتتان هم سریعتر ریکاوری میشوند. به همین دلیل است که اینقدر وسوسهانگیز است.»
با این حال، گوس میگوید با وجود آنکه استروئیدها را با دوزهایی که به گفته او محتاطانه و تحت نظارت داکتر مصرف میکرد، دچار عوارضی از جمله ریزش مو، استرس، بیخوابی و تعریق شدید شبانه شد.
اما او میگوید بدترین عوارض، اثرات روانی آن بود.
او میگوید: «هیچوقت با کل روند تزریق احساس راحتی نکردم. به نوعی احساس میکردم معتاد مواد مخدر شدهام. گفتنش سخت است، اما احساس میکردم دارم کار اشتباهی انجام میدهم.»
گوس اکنون علیه سوءمصرف استروئیدها آگاهیرسانی میکند.
او میگوید: «هیچ راه بیخطری برای مصرف استروئیدهای آنابولیک وجود ندارد. داکتران فقط میتوانند آسیبهای ناشی از آن را مدیریت کنند، اما این آسیبها به هر حال وجود خواهند داشت.»
«با نگاه کردن به عضلات دوسربازوی یک نفر، از همان ابتدا متوجه میشوم»
یکی از چالشهای سنجش پیامدهای زیانبار استروئیدها این است که بسیاری از کشورها مرگومیرهای مرتبط با مصرف استروئید را بهطور منظم ثبت نمیکنند.
در برازیل، آمار رسمی درباره مرگهای مرتبط با استروئیدهای آنابولیک وجود ندارد. در بسیاری از کشورهای دیگر نیز مصرف استروئید بهطور معمول بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در مرگ ثبت نمیشود.
در عوض، علت مرگ معمولا بر اساس عامل مستقیم آن، مانند حمله قلبی، سکته مغزی یا کاردیومیوپاتی (بیماری عضله قلب) ثبت میشود، نه نقش احتمالی دواهای تقویتکننده عملکرد.
کارشناسان طب عدلی میگویند که مصرف استروئیدها اغلب تشخیص داده نمیشود، زیرا استروئیدهای آنابولیک شباهت زیادی به هورمونهایی دارند که بدن بهطور طبیعی تولید میکند و به همین دلیل شناسایی آنها پس از مرگ دشوار است.
مجموعه این عوامل باعث شده است مشخص نباشد چه تعداد از مرگها ممکن است با مصرف دواهای تقویتکننده عملکرد مرتبط باشد.
کلیتون ماچدو میگوید: «من هر روز با این موضوع سروکار دارم. کافی است به عضلات دوسربازوی یک نفر نگاه کنم تا متوجه شوم. متأسفانه وقتی عضلات فرد را میبینم، اغلب میفهمم که قلبش از قبل آسیب دیده یا در حال آسیب دیدن است. بیشتر اوقات، بهای آن بعدها پرداخت میشود.»
گزارش تکمیلی از لوئیس باروچو