«ناوگان پشه‌» ایران؛ چگونه قایق‌های تندرو کوچک، نیروی دریایی امریکا را در تنگه هرمز به چالش می‌کشند؟

    • نویسنده, لوئیس باروچو
    • شغل, سرویس جهانی بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۵ دقیقه

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، اخیرا ادعا کرد که نیروی دریایی ایران را «به‌طور کامل نابود کرده» و آن را به «قایق‌های کوچکی که فقط یک تیربار روی آن‌ها نصب شده» تقلیل داده است.

با این حال، این «قایق‌های کوچک» که برخی تحلیلگران غربی آن‌ها را «ناوگان پشه‌‌» نامیده‌اند، نیش زهرآگینی دارند.

این شناورها چندین ماه است که به رژیم ایران امکان داده تا رفت و آمد در تنگه هرمز — یکی از مهم‌ترین آبراه‌های کشتیرانی جهان — را شدیدا مختل کند. به گفته کارشناسان، این اقدامی است برای آسیب زدن به اقتصاد جهانی و تحت فشار گذاشتن واشنگتن تا از جنگ با تهران دست بکشد.

اما «ناوگان پشه‌‌» دقیقا چیست و چگونه تا این حد کارآمد ظاهر شده است؟

«مزاحمت، هجوم دسته‌جمعی، سردرگم کردن و ایجاد اختلال»

ناوگان قایق‌های تندرو و تهاجمی ایران در دهه ۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق توسط حکومت این کشور ایجاد شد.

اگرچه ایران در حال جنگ با عراق بود، اما درگیری‌ها در جریان «جنگ نفت‌کش‌ها» در دهه ۸۰ میلادی به خلیج فارس کشیده شد؛ موضوعی که پای نظامیان ایالات متحده را برای محافظت از کشتیرانی نفتی به آنجا کشاند.

در پی درگیری‌ با نیروی دریایی امریکا، ناوگان کلاسیک ایران متحمل خسارات سنگینی شد. پس از آن، ناوگان قایق‌های کوچک ایران به بخشی از یک دکترین جنگی تبدیل شد که برای مقابله با قدرت‌های دریایی برتر طراحی شده بود. این ناوگان تنها بخشی از استراتژی گسترده‌تر ایران است که راکت‌ها، پهپادها، ماین‌ها، پرتابگرهای ساحلی و حملات گروه‌های نیابتی‌اش در کشورهای همسایه را نیز شامل می‌شود.

سعید گل‌کار، معاون پروفیسور در دانشگاه تنسی در چاتانوگا و مشاور ارشد سازمان «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» — سازمانی غیرانتفاعی که مخالف حکومت ایران است — می‌گوید این ناوگان که توسط سپاه پاسداران هدایت می‌شود، برای نبردهای دریایی سنتی طراحی نشده، بلکه هدف آن «مزاحمت، هجوم زنبوری، سردرگم کردن و ایجاد اختلال در کشتیرانی» است. او می‌افزاید: «سپاه می‌داند که نمی‌تواند ایالات متحده را در یک جنگ دریایی کلاسیک شکست دهد.»

در عوض، هدف این است که با هدف قرار دادن نفت‌کش‌های تجاری و تبدیل کردن تنگه هرمز به مکانی پرمخاطره، هزینه‌ها و خطرات را برای شرکت‌هایی که از خلیج فارس عبور می‌کنند، افزایش دهد. به گفته کارشناسان، شگردهای این ناوگان شامل شلیک مرمی هوایی در نزدیکی کشتی‌های تجاری، ماین‌گذاری بحری و اعزام دسته‌جمعی قایق‌ها با سرعت بالا از جهت‌های مختلف است.

این قایق‌های تندرو اغلب به تیربار، راکت‌انداز یا راکت‌های ضدکشتی مجهز هستند. در حالی که بسیاری از آن‌ها توسط دولت ایران طراحی و ساخته شده‌اند، برخی دیگر با تغییر کاربری شناورهای غیرنظامی، از جمله لنج‌های صیادی، به این ناوگان ملحق شده‌اند.

جان کاساپ‌اوغلو، عضو ارشد غیرمقیم در مؤسسه هادسون (یک اندیشکده با گرایش‌های محافظه‌کارانه در واشنگتن)، در گزارش اخیر خود می‌گوید این قایق‌ها ارزان‌قیمت هستند و به‌راحتی جایگزین می‌شوند.

به گفته کاساپ‌اوغلو، این امر به ایران اجازه می‌دهد تا «با هزینه‌ای نسبتا کم، کشتی‌های تجاری و نظامی را تهدید کند و هم‌زمان دارایی‌های باارزش دشمن و اقتصاد دریایی جهانی را به خطر بیندازد.» کارشناسان معتقدند هدف نهایی، تحت فشار گذاشتن واشینگتن برای دست کشیدن از جنگ با تهران و بازداشتن آن از حملات احتمالی در آینده است.

از آنجایی که بسیاری از این قایق‌ها ارتفاع کمی از سطح آب دارند، شناسایی آن‌ها توسط رادار تا زمانی که بسیار نزدیک نشده‌اند، دشوار است و نظارت مؤثر بر آن‌ها مستلزم مراقبت مداوم توسط پهپادها، هلیکوپترها یا هواپیماهای گشت‌زنی است.

اندازه دقیق این ناوگان مشخص نیست؛ تا حدودی به این دلیل که بسیاری از این قایق‌ها در غارها، بریدگی‌های ساحلی و تونل‌های زیرزمینی در امتداد سواحل جنوبی ایران پنهان شده‌اند. با این حال، تخمین‌ها تعداد این قایق‌ها را بین پنجصد تا بیش از هزار فروند برآورد می‌کنند. حکومت ایران به‌طور منظم رزمایش‌های دریایی با حضور این «ناوگان پشه‌‌» برگزار می‌کند.

«جنگ چریکی بحری»

تحلیلگران اغلب رویکرد ایران را به «جنگ چریکی در دریا» تشبیه می‌کنند. به گفته گل‌کار، هرچند نیروی دریایی امریکا قادر است قایق‌های تندرو ایران را در صورت حضور در آب‌های آزاد نابود کند، اما سپاه پاسداران با دقت از نبرد مستقیم اجتناب می‌کند.

گل‌کار می‌گوید: «سپاه می‌کوشد از رویارویی مستقیم پرهیز کند و در عوض، با استفاده از شگردهای «بزن‌وبگریز»، هجوم زنبوری، ماین‌گذاری، پهپادها، راکت‌ها و قایق‌های کوچک، هزینه عملیات‌های تجاری و نظامی امریکا را بالا ببرد.»

ایران می‌تواند قایق‌های از دست رفته را سریع و ارزان جایگزین کند. در مقابل، ایالات متحده و متحدانش مجبورند برای محافظت از تردد تجاری، کشتی‌ها و هواپیماهای گران‌قیمتی را مستقر کنند.

کارشناسان می‌گویند که حتی بدون نابود کردن کشتی‌ها، صرفا ایجاد «تصورِ وجود خطری جدی» می‌تواند هزینه‌های بیمه را افزایش داده و شرکت‌ها را متقاعد کند که از این مسیر دوری کنند. حتی تهدید ناشی از ماین‌های دریایی نیز می‌تواند ترافیک بحری را کند یا متوقف کند؛ چرا که پاک‌سازی یک آبراه ماین‌گذاری شده فرایندی بسیار زمان‌بر است.

آیا استراتژی ایران موفقیت‌آمیز بوده است؟

حجم تردد دریایی در تنگه هرمز به‌شدت کاهش یافته و به بخش کوچکی از میزان آن در دوران پیش از جنگ رسیده است.

پلتفرم رهگیری لحظه‌ای «دیده‌بان تنگه هرمز» نشان می‌دهد که روزانه حدود ۱۰ کشتی از این آبراه عبور می‌کنند؛ این یعنی تقریبا ۸ درصد میانگین معمول که ۶۰ کشتی در روز بود. بر اساس داده‌های تیم نیروی بحری سلطنتی بریتانیا که منطقه را زیر نظر دارد، کل ترافیک دریایی همچنان بیش از ۹۰ درصد کمتر از سطح پیش از جنگ است.

پس از توافق آتش‌بس میان امریکا، اسرائیل و ایران در تاریخ ۸ اپریل، فعالیت‌ها برای مدت کوتاهی افزایش یافت. اما چند روز بعد، با برقراری محاصره کالاهای ورودی و خروجی ایران از سوی امریکا، روند بهبودی متوقف و معکوس شد.

علاوه بر این، حملات در تنگه همچنان ادامه دارد. هفته گذشته، مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) که مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی را رصد می‌کند، اعلام کرد یک کشتی حامل کالاها، در ۲۳ مایلی دریایی، در شمال شرقی دوحه قطر، «هدف یک پرتابه ناشناس» قرار گرفته است که منجر به آتش‌سوزی مختصری شد اما تلفاتی برجای نگذاشت.

خبرگزاری فارس ایران بعدا گزارش داد که این کشتی تحت پرچم امریکا حرکت می‌کرده و متعلق به ایالات متحده بوده است.

سازمان بین‌المللی دریانوردی ملل متحد برآورد می‌کند که حدود ۱۵۰۰ کشتی و ۲۰ هزار خدمه همچنان تحت تأثیر این محاصره هستند.

کاهش حجم نفت عبوری از تنگه، منجر به وقوع اتفاقی شده است که برخی تحلیلگران آن را بزرگ‌ترین شوک عرضه نفت در تاریخ توصیف می‌کنند؛ وضعیتی که قیمت نفت را به ریکاردهای بی‌سابقه‌ای نزدیک کرده است.