از عروس ایتالیایی تا قدرتمندترین زن سیاست هند؛ کتاب خاطرات سونیا گاندی؛ روایتی از عشق، قدرت و فقدان

سونیا گاندی
    • نویسنده, سوتیک بیسواس
    • شغل, خبرنگار هند
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

سونیا گاندی زمانی که در سال ۱۹۹۸ به ریاست حزب کنگره، اصلی‌ترین حزب مخالف در هند، رسید، چهره‌ای نامنتظره در سیاست بود؛ شخصیتی که هنوز برای بسیاری ناشناخته و مرموز به نظر می‌رسید.

سونیا گاندی که در ایتالیا به دنیا آمده بود و همسر راجیو گاندی، نخست‌وزیر پیشین هند، به شمار می‌رفت، سال‌ها از حضور در کانون سیاست دوری کرده بود؛ تا اینکه هدایت حزبی را بر عهده گرفت که در بخش بزرگی از تاریخ هندِ مستقل، بازیگر اصلی سیاست هند بود.

مجله «ایندیا تودی» در ماه‌های نخست رهبری سونیا گاندی، او را «معمایی برای اعضای حزبش» توصیف کرد؛ شخصیتی که به سختی می‌شد او را شناخت، پشت حلقه‌های امنیتی از دید عموم دور نگه داشته می‌شد و به گفته این نشریه، به اظهارنظرهای کوتاه و مختصر با لهجه‌ای بیگانه شناخته می‌شد.

با این حال، در پس آن ظاهر کم‌حرف و محتاط، مجله «ایندیا تودی» سیاستمداری را می‌دید که به‌تدریج در حال آموختن شیوه اعمال قدرت بود. او به دیدگاه‌های متفاوت گوش می‌داد، اطلاعات جمع‌آوری می‌کرد و سپس خودش تصمیم نهایی را می‌گرفت. این نشریه نوشت: «هیچ‌کس از فرایند تصمیم‌گیری کنار گذاشته نمی‌شود و صدایی خاموش نمی‌ماند. اما در نهایت، این نظر اوست که دست بالا را پیدا می‌کند.»

اکنون، نزدیک به سه دهه پس از آغاز مسیری سیاسی که او را از زنی بی‌میل به ورود به سیاست و دور از دایره قدرت، به قدرتمندترین چهره حزب کنگره، قدیمی‌ترین حزب سیاسی هند، تبدیل کرد، سونیا گاندی روایت خود را بازگو می‌کند.

چهره سونیا گاندی
توضیح تصویر، سونیا گاندی یکی از قدرتمندترین چهره‌های سیاسی تاریخ هند بوده است

این زن ۷۹ ساله در طول زندگی خود با فقدان‌های شخصی کم‌نظیری روبه‌رو بوده است: او پس از آنکه محافظان ایندیرا گاندی، مادرشوهرش، به او شلیک کردند، او را به بیمارستان رساند و هفت سال بعد نیز پیکر همسرش، راجیو گاندی، را پس از آنکه در یک حمله انتحاری کشته شد، به خانه بازگرداند.

زندگی‌نامه خودنوشت سونیا گاندی با عنوان «تعلق؛ سفری در عشق» که قرار است در ماه نوامبر توسط انتشارات آلفرد ای. کناف در آمریکا و ویلیام کالینز در بریتانیا منتشر شود، به احتمال زیاد یکی از پرمخاطب‌ترین و مورد توجه‌ترین کتاب‌های سیاسی هند خواهد بود.

سونیا گاندی در بیانیه‌ای که از طریق انتشارات آلفرد ای. کناف منتشر شده، می‌گوید این خاطرات را نوشته است تا «گواهی بر سفر قلبم در میان شادی‌های لطیف و اندوه‌های عمیقی باشد که زندگی‌ام را رقم زده‌اند.»

بر اساس توضیحی که انتشارات ویلیام کالینز ارائه کرده، این کتاب از کمبریج در سال ۱۹۶۵ آغاز می‌شود؛ زمانی که سونیا ماینو، دانشجوی ۱۹ ساله ایتالیایی، عاشق راجیو گاندی، نوه جواهر لعل نهرو، نخستین نخست‌وزیر هند، می‌شود.

به گفته ناشران، سونیا گاندی در این روایت که آن را «افشاگرانه» توصیف کرده‌اند، با صراحت و نگاهی سرشار از گرمی به زندگی خود می‌نگرد؛ زندگی‌ که عشق، دوری از وطن، قدرت سیاسی و فقدان‌های دردناک آن را شکل داده‌اند؛ از دوران کودکی‌اش در شهری کوچک در ایتالیا تا ورود غیرمنتظره‌اش به قلب سیاست هند.

روی جلد خاطرات سونیا گاندی با عکسی از دوران جوانیش
توضیح تصویر، کتاب خاطرات سونیا گاندی در ماه نوامبر منتشر خواهد شد

این کتاب خاطرات از هم‌اکنون به موضوع یک مناقشه در صنعت نشر هند تبدیل شده است.

گزارش‌هایی مبنی بر اینکه انتشارات «پنگوئن رندوم هاوس هند» خواستار اعمال تغییراتی در بخش‌هایی از دست‌نوشته کتاب شده بود، با اتهام‌هایی از سوی رهبران حزب کنگره همراه شد. آنها مدعی شدند که ناشر تحت فشار سیاسی قرار گرفته تا بخش‌هایی از کتاب را که نسبت به دولت انتقاد دارد، تغییر دهد.

با این حال، انتشارات پنگوئن این روایت را رد کرد و اعلام کرد که «همچنان مشتاق و آماده انتشار کتاب است» و در عین حال، «گفت‌وگوهای مربوطه» درباره اثر در جریان بوده است.

اما خوانندگان چیزی فراتر از داستان ازدواج زن جوانی خارجی با قدرتمندترین خاندان سیاسی هند می‌خواهند.

آن‌ها خواهان پاسخ به بعضی از بزرگ‌ترین پرسش‌های حل‌نشده سیاست معاصر هند هستند: چه چیزی سونیا را به ورود به سیاست واداشت و هنگامی که حزب کنگره پس از هشت سال دوری از قدرت در سال ۲۰۰۴ بازگشت، در پشت‌ صحنه چه اتفاقی افتاد؟

سونیا روی صندلی نشسته و راجیو گاندی روی صندلی بلندتری نشسته، عکس سیاه و سفید است
توضیح تصویر، سونیا، سمت راست، در ۱۹سالگی و هنگام تحصیل در کمبریج با راجیو گاندی آشنا شد
از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

شاید بزرگ‌ترین معما این باشد که چرا سونیا باوجود حمایت حزب و متحدانش، نخست‌وزیری را نپذیرفت و در عوض مانموهان سینگ، معمار آزادسازی اقتصادی هند، را برای این سمت انتخاب کرد.

آیا او نگران بود که خاستگاه خارجی‌اش برای همیشه مشروعیت دولتش را زیر سوال ببرد؟

نیرجا چودری، روزنامه‌نگار و نویسنده، می‌گوید: «به نظرم این واقعا بزرگ‌ترین پرسش بی‌پاسخ است. او به‌راحتی می‌توانست نخست‌وزیر شود. حمایت کامل حزب و متحدانش را داشت و دفتر رئیس‌جمهور نیز نامه دعوت از او برای تشکیل دولت را آماده کرده بود.»

ناتوار سینگ، رهبر سابق حزب کنگره و وزیر خارجه پیشین، در خاطرات خود نوشت راهول گاندی، پسر سونیا، «به‌شدت» با نخست‌وزیر شدن مادرش مخالف بود چون می‌ترسید او نیز به سرنوشت مادربزرگ و پدرش دچار شود.

به گفته سینگ، زمانی اوضاع به «نقطه اوج» رسید که راهول گاندی گفت حاضر است برای جلوگیری از این تصمیم، «هر اقدامی که لازم باشد» انجام دهد. آیا خاطرات سونیا گاندی جزئیات تازه‌ای از آن تصمیم غیرمنتظره فاش خواهد کرد، یا روایتی متفاوت از آنچه واقعا پشت درهای بسته رخ داد، ارائه می‌دهد؟

مراسم سوزاندن ایندیرا گاندی، هیزم‌ها کپه شده در حال سوختن، اطراف او تعدادی از جمله راجیو گاندی، دخترش و سونیا ایستاده و به آتش نگاه می‌کنند
توضیح تصویر، راجیو گاندی، نفر دوم از چپ با کلاه، همراه دخترش پریانکا و همسرش سونیا در مراسم سوزاندن پیکر مادرش ایندیرا گاندی، نخست‌وزیر سابق، در نوامبر ۱۹۸۴
رونالد ریگان، رئیس‌جمهور آمریکا، و نانسی ریگان، بانوی اول، در کنار راجیو و سونیا گاندی در ضیافت رسمی کاخ سفید در سال ۱۹۸۵
توضیح تصویر، رونالد ریگان، رئیس‌جمهور آمریکا، و نانسی ریگان، بانوی اول، در کنار راجیو و سونیا گاندی در ضیافت رسمی کاخ سفید در سال ۱۹۸۵

تصمیم سونیا هر دلیلی که داشت، سیاست هند را متحول کرد. اما این تصمیم تنها بخشی از معمایی بزرگ‌تر است: چرا سونیا گاندی اساسا وارد سیاست شد؟

او سال‌ها در برابر آغاز فعالیت سیاسی مقاومت کرده بود. پس از ترور راجیو گاندی در سال ۱۹۹۱ نیز تا حد زیادی از زندگی عمومی دور ماند.

اما هم‌زمان با افول حزب کنگره در دهه ۱۹۹۰، سونیا در سال ۱۹۹۷ به حزب پیوست و کمتر از یک سال بعد رئیس آن شد.

در آن زمان، رقبای سونیا گاندی او را چندان جدی نمی‌گرفتند. مجله «ایندیا تودی» در دسامبر ۱۹۹۸ گزارش داد که بسیاری از سیاستمداران برجسته مخالف، در آغاز کار او را چیزی بیش از یک «خانه‌دار» یا یک «پدیده ایتالیایی» نمی‌دانستند.

با این حال، تنها چند ماه بعد او روند دگرگونی حزبش را آغاز کرده بود. یکی از چهره‌های باسابقه حزب کنگره اعتراف کرد: «هرگز فکر نمی‌کردم این خانم بتواند چنین شگفتی‌ خلق کند.»

مجله «ایندیا تودی» در همان زمان نشانه‌های یک سیاستمدار توانمند و اثرگذار را در سونیا گاندی می‌دید. این نشریه او را فردی توصیف کرد که «دستی آهنین در دستکشی مخملی» دارد و می‌داند چگونه بلندپروازی‌ها و خودبزرگ‌بینی‌های چهره‌های قدرتمند حزب را مهار کند.

سپس نوبت به تراژدی‌هایی رسید که راه او را به دنیای سیاست گشودند.

سونیا گاندی در کنار دخترش پریانکا و پسرش راهول در مراسم تشییع همسرش، راجیو گاندی، نخست‌وزیر پیشین هند، در سال ۱۹۹۱
توضیح تصویر، سونیا گاندی در کنار دخترش پریانکا و پسرش راهول در مراسم تشییع همسرش، راجیو گاندی، نخست‌وزیر پیشین هند، در سال ۱۹۹۱

سونیا پس از ترور ایندیرا گاندی در سال ۱۹۸۴ شاهد دگرگونی خانواده‌اش بود. هفت سال بعد، راجیو را در حمله‌ای انتحاری از دست داد.

این مرگ‌ها مسیر سیاست هند و زندگی خود او را تغییر دادند.

سونیا درباره آن سال‌ها چه خواهد گفت؟ درباره فعالیت سیاسی راجیو که او به‌شدت با آن مخالفت کرده بود؟ درباره نگرانی‌های امنیتی پیرامون فرزندانش؟ و درباره لحظه‌ای که تصمیم گرفت میراث سیاسی خاندان گاندی را نمی‌توان به‌سادگی رها کرد؟

اما پرسش‌های ناخوشایند دیگری نیز وجود دارد.

آیا سونیا گاندی در این کتاب به پرونده «بوفورس» خواهد پرداخت؛ رسوایی‌ که ضربه سنگینی به دولت راجیو گاندی وارد کرد و برای دهه‌ها درباره ارتباط خانواده گاندی با اوتاویو کواتروکی، بازرگان ایتالیایی، جنجال و بحث برانگیخت؟

آیا او بار دیگر به این اتهام‌ها خواهد پرداخت و توضیح خواهد داد که خود چه می‌دانست؟

و جنجال مربوط به ریشه ایتالیایی او چه خواهد شد؟

سال‌ها سونیا گاندی به دلیل خارجی‌بودنش با انتقاد روبه‌رو بود و مخالفانش صلاحیت او را برای رهبری هند زیر سؤال می‌بردند. در محافل اجتماعی دهلی، گاه او را با تمسخر «پرستار بچه ایتالیایی» می‌نامیدند.

سوشما سواراج، از رهبران حزب بهاراتیا جاناتا (بی‌جی‌پی)، در سال ۲۰۰۴ اعلام کرده بود که اگر فردی با ریشه خارجی به مقام نخست‌وزیری هند برسد، «توهینی به ملت» خواهد بود. او حتی تعهد کرده بود که اگر سونیا گاندی این سمت را بپذیرد، از مجلس استعفا می‌دهد، سر خود را می‌تراشد، لباس سفید می‌پوشد و زندگی زاهدانه‌ای در پیش می‌گیرد.

توضیح تصویر: صفحه نخست روزنامه فرانسوی لیبراسیون با عکسی از سونیا گاندی
توضیح تصویر، صفحه نخست روزنامه فرانسوی لیبراسیون که خبر خودداری سونیا گاندی از جانشینی همسرش در رهبری حزب کنگره، پس از ترور او در سال ۱۹۹۱، را منتشر کرد

رشید کیدوای، روزنامه‌نگار و نویسنده، می‌گوید: «حتی در سال ۱۹۹۹ نیز گروهی از رهبران حزب کنگره درباره ریشه خارجی سونیا گاندی پرسش‌هایی مطرح کرده بودند. آیا او هیچ‌گاه به ترک هند فکر کرده بود؟»

ناظران سیاسی همچنین می‌پرسند آیا این کتاب می‌تواند تناقض‌های دولت تحت رهبری حزب کنگره میان سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۴ را روشن کند؟

حزب کنگره تحت رهبری سونیا در دو انتخابات سراسری پیاپی پیروز شد و از تصویب قوانین مهمی مانند قانون حق دسترسی به اطلاعات و برنامه تضمین اشتغال روستایی حمایت کرد.

با این حال، دومین دوره زمامداری این دولت زیر سایه اتهام‌های فساد، رکود در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و این احساس فزاینده قرار گرفت که حزب کنگره بیش از حد در کنترل رهبرانش قرار دارد.

منتقدان سونیا گاندی او را «کنترل از راه دور» دولت می‌نامیدند و این پرسش را مطرح می‌کردند که او تا چه اندازه بر مانموهان سینگ نفوذ و قدرت اعمال می‌کند. در مقابل، حامیانش او را نیروی سیاسی‌ می‌دانستند که توانسته بود ائتلافی را که به دشواری اداره می‌شد، یکپارچه و منسجم نگه دارد.

موضوع دیگر راهول گاندی است.

سونیا سرانجام در سال ۲۰۱۷ رهبری حزب کنگره را به پسرش واگذار کرد. بسیاری معتقدند ناتوانی راهول در احیای حزب، بخش اصلی داستان افول خاندان گاندی است.

سونیا گاندی و مانموهان سینگ رو به دوربین ، کتابچه‌های مانیفیست حزب را در دست گرفته‌اند
توضیح تصویر، سونیا گاندی در کنار مانموهان سینگ، فردی که پس از خودداری سونیا از پذیرش نخست‌وزیری هنگام بازگشت حزب کنگره به قدرت در سال ۲۰۰۴، برای این سمت انتخاب شد

سونیا در کتاب سال ۱۹۹۴ خود با عنوان راجیو نوشته بود که «مانند یک ببر جنگید» تا از ورود راجیو به سیاست جلوگیری کند. با این‌ حال، سرانجام همین میراث را به راهول منتقل کرد.

مسیر سیاسی راهول گاندی به هیچ‌وجه هموار نبوده است. او زمانی سیاستمداری بی‌میل به حضور در عرصه عمومی تلقی می‌شد و رقبایش نیز بارها او را به عنوان رهبری غایب و کم‌حضور به سخره گرفتند.

رشید کیدوای می‌گوید: «سونیا گاندی به سبک سیاسی و نگاه راهول به جهان، که تفاوت‌های زیادی با نسل پیش از او دارد، چگونه نگاه می‌کند؟ و تا چه اندازه از مواضع و رویکرد سیاسی پسرش حمایت می‌کند؟ امیدوارم این کتاب به این پرسش‌ها پاسخ دهد.»

پرسش دیگری این است که چرا سونیا به‌جای دخترش پریانکا که به‌طور طبیعی جذابیت و کاریزمای بیشتری داشت، راهول را برای ادامه میراث سیاسی خانواده انتخاب کرد؟

و اینکه چرا پریانکا، با وجود سال‌ها گمانه‌زنی درباره ورودش به سیاست، تازه در سال ۲۰۱۹ به‌طور رسمی وارد رقابت‌های انتخاباتی شد.

کیدوای می‌گوید: «پاسخ همیشگی سونیا این بود که تصمیم ورود به سیاست بر عهده خود فرزندانم خواهد بود.»

پرسش بزرگ‌تری نیز مطرح است: سونیا گاندی درباره هندی که در شکل‌گیری آن نقش داشت، چه نظری دارد؟

سونیا گاندی در خودرویی نشسته، زنی که پشتش به دوربین است در صندلی جلو نشسته است
توضیح تصویر، سونیا گاندی در دهه ۱۹۸۰ در ایالت اوتار پرادش در کارزار انتخاباتی همسرش

سونیا در دوره‌ای رهبری حزب کنگره را بر عهده داشت که سیاست هند از دولت‌های ائتلافی و آزادسازی اقتصادی به‌سوی سلطه بسیار گسترده‌تر حزب بهاراتیا جاناتای نارندرا مودی و ملی‌گرایی هندو حرکت کرد.

اما شاید روشنگرترین پرسش این باشد که سونیا در خاطراتش تصمیم خواهد گرفت چه چیزهایی را بگوید و چه چیزهایی را ناگفته بگذارد.

نیرجا چودری گمان می‌کند پاسخ را می‌توان در عنوان کتاب، تعلق، پیدا کرد.

او می‌گوید: «سونیا همواره آگاه بوده است که میراث‌دار خاندان نهرو - گاندی است، میراثی که باید زنده نگه داشته شود.»

چودری انتظار دارد کتاب به خانواده و تاریخ آن بازگردد اما مهم‌تر از همه، بر احساس تعلق خود سونیا به این دودمان و پذیرفتن ردای سیاسی آن در مقام رئیس حزب کنگره تمرکز کند.

البته این میراث اکنون پیوسته هدف حمله قرار دارد.

حزب حاکم بهاراتیا جاناتا (بی‌جی‌پی) با شعار «هندِ بدون کنگره» کارزار سیاسی خود را پیش برده است، در حالی که منتقدان حزب کنگره نیز چالش اصلی این حزب را بیش از پیش در قالب مبارزه با سیاست موروثی و خانوادگی مطرح می‌کنند.

با تداوم شکست‌های انتخاباتی حزب کنگره و پیوستن شمار قابل توجهی از رهبران آن به احزاب رقیب، پرسش امروز دیگر فقط این نیست که آیا خانواده گاندی می‌تواند این حزب را احیا کند یا نه؛ بلکه این است که آیا هنوز توان حفظ انسجام و یکپارچگی آن را دارد یا نه.

این همان پرسشی است که در قلب روایتی قرار دارد که سونیا گاندی می‌گوید در این خاطرات به دنبال بررسی آن بوده است.

سونیا گاندی درباره این کتاب گفته است: «درباره خانواده من بسیار نوشته‌اند، اما کمتر روایتی توانسته است به حقیقت انگیزه‌ها، تصمیم‌ها و حتی ضعف‌های کاملا انسانی آنها نزدیک شود. این کتاب، از بسیاری جهات، ادای احترامی به جنبه انسانی آنهاست.»

و شاید به همین دلیل، این خاطرات بیش از آنکه تلاشی برای تسویه‌حسابی سیاسی باشد، کوششی برای دفاع از مفهوم «تعلق» است؛ تلاشی برای توضیح اینکه میراث نهرو-گاندی برای سونیا چه معنایی داشته و چرا او همچنان معتقد است این میراث اهمیت خود را حفظ کرده است.