چرا مردم آمریکای لاتین به راستگرایان روی آوردهاند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, خراردو لیساردی
- شغل, بیبیسی موندو
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
سیاستمداران راستگرا در آمریکای لاتین از موجی از موفقیتهای انتخاباتی برخوردار شدهاند که نقشه قدرت در این منطقه را دگرگون کرده است.
آمریکای لاتین اکنون ۱۲ رئیس کشور دارد که در سمت راست مرکز طیف سیاسی قرار میگیرند.
این وضعیت با شرایط ابتدای سال ۲۰۲۳ تفاوت دارد. زمانی که ۱۱ کشور آمریکای لاتین تحت حکومت انواع مختلف جریانهای چپ بودند.
درست است که برزیل و مکزیک، دو دموکراسی بزرگ منطقه از نظر تعداد رایدهندگان، همچنان دولتهایی چپگرا دارند. اما برزیل در ماه اکتبر شاهد انتخاباتی خواهد بود که انتظار میرود به رقابتی مستقیم میان لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیسجمهور کنونی، و فلاویو بولسونارو، سناتور راستگرا، تبدیل شود.
با این حال، روشن است که میان رهبران راستگرای آمریکای لاتین تفاوتهایی وجود دارد؛ برخی از آنها از دیگران رادیکالترند و گرایشهای پوپولیستی یا اقتدارگرایانهتری دارند.
اما در مجموع، خود این رهبران نیز اغلب میکوشند خود را بخشی از یک خانواده سیاسی و فکری واحد نشان دهند؛ خواه از طریق حمایت متقابل در انتخابات و خواه با الگوبرداری از نمادهای بحثبرانگیزی مانند ابرزندان نایب بوکله در السالوادور.
پس چه عواملی در پس این پدیده قرار دارند و تداوم آن به چه چیزهایی وابسته است؟
«یک مشکل ساختاری»
یکی از عوامل اصلی رشد جناح راست در آمریکای لاتین، مطالبه گسترده مردم برای مبارزهای موثرتر با جرم و جنایت است چون ناامنی به یکی از بزرگترین نگرانیهای شهروندان تبدیل شده است.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در بعضی کشورها، این نگرانی در واکنش به افزایش چشمگیر خشونت و اخاذی شکل گرفته است. همانگونه که در اکوادور و پرو رخ داد.
اما ترس از جرم و جنایت در شیلی نیز بهشدت افزایش یافته است؛ بهطوری که بر اساس نظرسنجیهای سال گذشته، شهروندان این کشور نگرانی بیشتری از جرم و خشونت داشتند تا مردم مکزیک یا کلمبیا، کشورهایی که نرخ قتل در آنها بهمراتب بالاتر است.
در هر صورت، به نظر میرسد نامزدهای راستگرا بهتر توانستهاند این مطالبه برای امنیت را درک کنند یا شاید خود به تقویت آن کمک کردهاند. کیکو فوجیموری در پرو، ابلاردو د لا اسپرییا در کلمبیا، دانیل نوبوآ در اکوادور، خوسه آنتونیو کاست در شیلی و نصری عصفوره در هندوراس، همگی با وعده برقراری «نظم» و اتخاذ سیاست «مشت آهنین» علیه جرم و جنایت به ریاستجمهوری رسیدند.
نایب بوکله یکی از محبوبترین رهبران آمریکای لاتین و از ستارگان جناح راست منطقه است. او خشونت باندهای تبهکار السالوادور را از طریق وضع وضعیت اضطراری مهار کرد. اقدامی که به تمرکز قدرت، تعلیق تضمینهای قانون اساسی و طرح اتهامهای جدی درباره نقض حقوق بشر منجر شد.
رژیانه برسان، استاد روابط بینالملل دانشگاه فدرال سائوپائولو و متخصص مسائل منطقه، میگوید آمریکای لاتین امروز «عمدتا دولتهایی راستگرا دارد که در زمینه امنیت عمومی با شدت زیادی عمل میکنند».
او به بیبیسی گفت: «این اتفاق به این دلیل رخ میدهد که میزان خشونت بالاست اما خشونت خود نتیجه یکی از مشکلات ساختاری منطقه، یعنی فقر و نابرابری، است. دولتهای چپ نتوانستند این مشکل را بهطور کامل حل کنند.»
نقش ترامپ در اوجگیری راستگرایان آمریکای لاتین
جناح راست جدیدی که در آمریکای لاتین قدرت میگیرد، علاوه بر تاکید بیشتر بر سیاستهای سختگیرانه امنیتی، از جنبههای دیگری نیز با محافظهکاران سنتی تفاوت دارد.
کارشناسان میگویند یکی از این تفاوتها، استفاده مؤثرتر از شبکههای اجتماعی بهعنوان ابزاری برای تبلیغات انتخاباتی است.
تفاوت دیگر، لحن تهاجمیتر علیه مخالفان، بهویژه جریان چپ ست؛ لحنی که گاهی حتی اصول اساسی همزیستی در یک دموکراسی لیبرال را رعایت نمیکند.
این سبک ستیزهجویانه شباهتهایی با رویکرد دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، دارد. دولت ترامپ تلاش کرده است رهبران راستگرای آمریکای لاتین را با خود همسو کند تا نفوذ آمریکا در منطقه را بازیابد و با چین مقابله کند.

منبع تصویر، AFP via Getty Images
برسان میگوید: «فکر میکنم آمریکا همچنان به ایجاد تنش در منطقه ما ادامه خواهد داد و بر انتخابات برزیل نیز سایه خواهد انداخت. همچنین به تشدید تنشها در مکزیک ادامه میدهد. و البته باید بسیار مراقب این دولتهای افراطی باشیم، چون این دولتهای افراطی هستند که با دموکراسی قطع رابطه میکنند.»
نظرسنجی منطقهای «لاتینوبارومترو» نشان داد تغییر سیاسی در این بخش از قاره از سال ۲۰۲۰ آغاز شد؛ زمانی که مردم آمریکای لاتین هر سال اندکی بیشتر از سال قبل، خود را در سمت راست طیف سیاسی قرار دادند.
مارتا لاگوس، مدیر لاتینوبارومترو، این پدیده را به همهگیری کرونا مرتبط میداند؛ بحرانی که «در نهایت اقشار آسیبپذیر را متقاعد کرد که نمیتوانند از چاهی که در آن گرفتار شدهاند، بیرون بیایند».
لاگوس در گفتوگو با بیبیسی موندو توضیح میدهد: «این فروپاشی انتظارات نسبت به آینده، چنین تقاضایی برای پوپولیسم و راست افراطی را به وجود میآورد؛ گویی مردم میگویند: "بس است، برای اینکه اوضاع تغییر کند، باید یک اقدام بسیار سخت و رادیکال انجام شود."»
همین نظرسنجی نشان داد حمایت از اقتصاد بازار در آمریکای لاتین از ۵۸ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۶۶ درصد در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است.
این موضوع میتواند توضیح دهد چرا ایده کوچک کردن دولت، که خاویر میلی در کارزار انتخاباتی منتهی به پیروزیاش در انتخابات ریاستجمهوری آرژانتین در سال ۲۰۲۳ آن را با ارهبرقی نمادین کرد، از سوی نامزدهای موفق دیگر منطقه نیز مطرح شد.
آیا این پدیده ماندگار است؟
به نظر میرسد مردم آمریکای لاتین سالهاست بیش از آنکه براساس ایدئولوژی رای دهند، برای مجازات دولتهای وقت پای صندوق میروند. در یک دهه گذشته، نامزدهای مخالف دولتها در منطقه تقریبا دو برابر نامزدهای احزاب حاکم در انتخابات پیروز شدهاند.
اکنون روسایجمهور راستگرایی که در آمریکای لاتین حکومت میکنند، با چندین چالش مدیریتی روبهرو هستند.

منبع تصویر، Getty Images
میلی با وجود کاهش تورم و اجرای تعدیل اقتصادی شدید، همچنان در تلاش است اقتصاد آرژانتین را بهشکلی به حرکت درآورد که آثار آن برای مردم قابل احساس باشد.
اکوادور در سال ۲۰۲۵ با بیش از ۹۲۰۰ قتل، براساس آمار رسمی، یکی از بالاترین نرخهای قتل در جهان را داشت، آن هم با وجود سیاستهای «مشت آهنین» و بسیج نظامی که نوبوآ طی دو سال گذشته دستور اجرای آنها را داده بود.
در شیلی نیز میزان محبوبیت کاست از زمان آغاز ریاستجمهوریاش در ماه مارس کاهش یافته است. اقتصاد کشور راکد مانده، نرخ بیکاری بین ماههای مارس تا مه به ۹٫۴ درصد افزایش یافته و جرم و جنایت همچنان یکی از بزرگترین نگرانیهای شهروندان است.
لاگوس هشدار میدهد: «این اشتباه است که تصور کنیم جناح راست آمده است تا برای همیشه بماند.»
اما او میگوید شاید بهجای بازگشت جناح چپ در منطقه، «انواع تازهای از پوپولیسم» ظهور کنند.
او استدلال میکند: «اگر جناح راست نتواند امنیت را کنترل کند، این وضعیت از نظر کارکردی معادل ناتوانی جناح چپ در از بین بردن فقر است. اینها با نمادهای ایدئولوژیک متفاوت، وعدههایی عملینشدهاند. پس مردم دفعه بعد چه کسی را انتخاب خواهند کرد؟»



































