هیولاهای هولناکی که پیش از دایناسورها بر زمین حکم می‌راندند

نقاشی سر دو حیوان پیش از دایناسورها
منتشر شده در
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه

مدت‌ها قبل از تی‌رکس، زمین تحت سلطه ابرگوشتخوارانی بود که از هر آنچه هالیوود به تصویر کشیده هم عجیب‌تر و وحشتناک‌تر بودند.

دو جانور یکدیگر را دور زدند و هر دو بدن قوی و بی‌موی رقیب خود را ارزیابی ‌کردند. با دندان‌های شمشیری مانند چاقوی گوشت‌بری، پنجه‌های سوراخ‌کننده و پوستی به ضخامت کرگدن، فک‌های خود را تقریباً ۹۰ درجه باز کردند و وارد نبرد شدند. از سمت راست یکی از حیوانات، دندان‌های دیگری از بالا به پایین کوبیده شد. در یک چشم به هم زدن، همه چیز تمام شد. مهاجم با فرو بردن دندان‌های نیشی درازخود در پوزه مکعبی حریفش، مانند سوزن‌های داغ از میان موم، پیروزی را از آن خود کرد. این اتفاق یا چیزی شبیه آن واقعا رخ داده است.

حدود یک چهارم میلیارد سال بعد، در یک روز آفتابی در مارس ۲۰۲۱، جولین بنوا جعبه‌ای دریافت کرد تا نگاهی به آن بیندازد. او در یک دفتر دلپذیر و خنک در موزه تاریخ طبیعی ایزیکو در کیپ تاون آفریقای جنوبی کار می‌کرد، جایی که از او دعوت شده بود تا از مجموعه‌های فسیلی دانشگاه بازدید کند.

جولین بنوا، دانشیار مطالعات تکاملی در دانشگاه ویت واترزراند ژوهانسبورگ، می‌گوید: «این جعبه حداقل ۳۰ سال بود که باز نشده بود.» در داخل آن انبوهی از استخوان‌ها، از جمله جمجمه‌های بی‌شماری وجود داشت که بسیاری از آن‌ها اشتباه برچسب‌گذاری شده بودند. او در حین مرتب کردن، طبقه‌بندی مجدد و اختصاص دادن آنها به گونه‌های منقرض شده، متوجه یک سطح کوچک و براق شد.

بنوا می‌گوید: «لحظه هیجان‌انگیزی بود. فورا فهمیدم که به چه چیزی نگاه می‌کنم.» او با لبخندی پهن، به دیدن همکارش رفت و از او خواست میکروسکوپش را قرض بگیرد تا نگاه دقیق‌تری بیندازد. سطح براق متعلق به یک دندان بود. این دندان نوک‌تیز و گرد بود و در جمجمه حیوان دیگری، احتمالاً عضوی از همان گونه، فرورفته بود. بنوا معتقد است این دو جانور که به اندازه گرگ بودند بر سر تسلط با هم می‌جنگیدند تا اینکه یکی از دندان‌های کوچکتر یکی از آنها شکست.

اما این دندان متعلق به هیچ دایناسوری نبود. این یادگاری از دنیایی فراموش‌شده بود، دنیایی که مدت‌ها پیش از تی‌رکس، اسپینوسوروس یا ولوسیراپتور در سنگ جاودانه شده بود.

این جمجمه متعلق به گونه‌ای ناشناس از گورگونوپسید‌ها (زشت‌سیمایان) بود؛ گروهی از شکارچیان قهار و چابک که حدود ۲۵۰ تا ۲۶۰ میلیون سال پیش روی زمین پرسه می‌زدند، طعمه‌های بزرگ را تعقیب می‌کردند و تکه‌هایی از گوشت آن‌ها را جدا کرده و یک‌جا می‌بلعیدند.

این دوران، پرمین بود، عصری مبهم در تاریخ زمین‌شناسی که این سیاره تحت سلطه جانوران غول‌پیکر و وحشتناکی بود که با حرکت خاص اردک‌واری می‌دویدند و گاهی اوقات حتی کوسه شکار می‌کردند. در طول این کابوس زنده، گاهی اوقات تعداد گوشت‌خواران بیشتر از طعمه‌هایی بود که در سطح خشکی برای خوردن وجود داشت.

در ویترینی در مزرعه روبریج در نزدیکی بوفورت غربی در منطقه کارو آفریقای جنوبی، جمجمه‌ای از زشت‌سیمایان با قدمت ۲۴۰،۰۰۰،۰۰۰ میلیون سال قرار دارد.

دنیایی عجیب

دوران پرمین حدود ۲۹۹ تا ۲۵۱ میلیون سال پیش آغاز شد، زمانی که تمام خشکی‌های زمین به یک توده واحد و خرگوشی‌شکل، یا همان ابرقاره پانگه‌آ، تبدیل شده بودند که با اقیانوسی وسیع و جهانی به نام پانتالاسا احاطه شده بود.

این دوره، دوران افراط و تفریط بود. با یک عصر یخبندان آغاز شد که نیمه جنوبی قاره را به توده‌ای پیوسته از یخ تبدیل کرد و آنقدر آب را در خود حبس کرد که سطح آب دریاهای جهان تا ۱۲۰۰ متر کاهش یافت.

پس از پایان این عصر یخبندان، ابرقاره به تدریج گرم و خشک شد. با چنین وسعت عظیمی از خشکی پیوسته، مناطق داخلی از اثرات خنک‌کننده یا مرطوب‌کننده اقیانوس بهره‌مند نبودند و پهنه‌هایی از بیابان‌های وسیع را ایجاد کردند. تا اواسط دوران پرمین، مرکز پانگه‌آ عمدتا بیابانی پوشیده از درختان برگ‌سوزنی‌ بود که گهگاه سیلابی آن را قطع می‌کرد. بخش‌هایی تقریبا غیرقابل سکونت بودند و گاهی اوقات دمای هوا تا ۷۳ درجه سانتی‌گراد می‌رسید؛ دمایی که برای کباب کردن آرام یک بوقلمون کافی بود.

نقاشی از دو موشاپس
توضیح تصویر، دوره پرمین پر از موجودات عجیب و غریب بود، مانند گیاهخوار چروکیده موشاپس که از نظر ظاهری شبیه قورباغه، اما به اندازه گاو مُشک
از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

پل ویگنال، استاد دیرینه‌محیط‌زیست در دانشگاه لیدز انگلستان می‌گوید: «بنابراین خشکی بسیار زیادی وجود داشت، اما در امتداد لبه‌ها و به‌ویژه در نیمکره‌های شمالی و جنوبی، پوشش گیاهی فراوانی بود.»

سپس در اواخر دوره پرمین، کل سیاره ناگهان حدود ۱۰ درجه سانتی‌گراد گرم شد؛ یعنی تقریبا دو برابر بدترین سناریوی ممکن امروز اگر انتشار گازهای گلخانه‌ای بدون کنترل افزایش یابد. این اتفاق زمینه را برای بزرگترین انقراض جمعی در تاریخ زمین فراهم کرد و شرایطی را پدید آورد که دایناسورها در آن به رشد و شکوفایی رسیدند.

اما این دوران، هنوز فاصله زیادی تا تکامل تی‌رکس داشت. در واقع، بیشتر دایناسورهای شاخصی که امروز می‌شناسیم، به همان اندازه از دوران پرمین دور بودند که ما امروز از زمان آن‌ها فاصله داریم. در عوض، بزرگ‌ترین حیوانات خشکی، سیناپسیدها بودند؛ گروهی عجیب با آرایه‌ای رنگارنگ از اشکال و ویژگی‌های بدنی، از کوتیلورینکوس شبه سمندر با سری عجیب و کوچک و وزن یک گوزن کوچک، تا استمنوسوکوس مسخره که یادآور یک اسب آبی با کلاه کاغذی جشن تولد بود.

سیناپسیدها دنیای خود را با انواع دیگر حیات وحش عجیب و غریب سهیم بودند. آسمان تحت سلطه حشراتی شبیه سنجاقک به نام مگان‌اوروپسیس بود که به اندازه اردک‌ بودند. در آب شیرین، دوزیستان گوشت‌خوار به طول ۱۰ متر وجود داشتند که پوزه‌های بلند و گیرنده آن‌ها شبیه به کروکودیل‌ بود. در همین حال، ماهی‌های مرموز شبیه کوسه با «اره‌های» دایره‌ای دندانه‌دار متصل به دهانشان در اقیانوس‌ها گشت‌ می‌زدند. تصور می‌شود که هلیکوپریون از دستگاه بی‌رحمانه خود برای شکافتن پوست آمونیت‌ها و بریدن بدن طعمه‌های بزرگ و سریع استفاده می‌کرد.

سورش سینگ، پژوهشگر مهمان دانشکده علوم زمین در دانشگاه بریستول بریتانیا می‌گوید: «آنقدر موجودات عجیب و غریب و بامزه وجود داشتند که فکر می‌کنم این فقط نشان می‌دهد آن دوران چقدر پر جنب و جوش بوده است.» در واقع، این اولین باری بود که حیوانات چهارپا به طور کامل بر زندگی در خشکی مسلط شده بودند. سینگ توضیح می‌دهد که قبل از دوران پرمین، عصر دوزیستان بود، زمانی که بیشتر گونه‌ها حداقل بخشی از زندگی خود را وابسته به آب بودند.

اما سیناپسیدها یک مزیت بزرگ نسبت به دوزیستان داشتند. آنها می‌توانستند فرزندان خود را در بدن خود پرورش دهند، یا تخم‌های بزرگی بگذارند که رطوبت خود را حفظ می‌کردند. آنها اساسا «برکه خصوصی» قابل حمل خود را داشتند، بنابراین دیگر برای تولید مثل نیازی به دریاچه‌ها یا رودخانه‌ها نداشتند.

این گروه همچنین بدن خود را ضد آب کرده بودند، بنابراین می‌توانستند در محیط‌های متنوعی زندگی کنند. در حالی که برخی از اولین سیناپسیدها پولک داشتند، تصور می‌شود که برخی دیگر پوست سخت و بدون مو داشته‌اند. به طور کلی، آنها حیواناتی کندرو و خونسرد بودند، اما با این حال راهی برای به دست آوردن غذای مورد علاقه خود یعنی گوشت، پیدا کردند.

پیشگامان وحشت

در دوران پرمین، سیناپسیدها کاملا متفاوت از همه جانوران پیش از خود بودند. یکی از ویژگی‌هایی که واقعا آن‌ها را از رقبایشان متمایز می‌کرد، دندان‌های پرشمارشان بود. غذای آنها که اغلب گوشت بود، اگر به خرد کردن، جویدن، پاره کردن یا بریدن به تکه‌های کوچکتر نیاز داشت، این جانوران کاملا برای همه مجهز بودند. آن‌ها به جای دندان‌های متعدد و شبیه به هم مانند اجدادشان، یک چاقوی همه‌کاره سوئیسی کامل در دهان خود داشتند، از دندان‌های پیش تا دندان‌های نیش.

سینگ می‌گوید: «بنابراین، گیاهخواران مقدار زیادی از گیاهان مختلف می‌خوردند که مواد مغذی بیشتری را فراهم می‌کرد.» این باعث می‌شد تا بدن‌های آنها بزرگتر شود که به نوبه خود، کالری بیشتری برای گوشتخواران فراهم می‌کرد و به آن‌ها امکان می‌داد به غول‌هایی عظیم تبدیل شوند. سینگ می‌گوید: «سیناپسیدها خیلی سریع بزرگ شدند.» خیلی زود پانگه‌آ پر از شکارچیان شد.

دیمترودون، شبیه‌ترین غول دوران پرمین به اژدهای کومودو را تصور کنید. این حیوانات سه و نیم برابر بزرگتر از همتایان امروزی خود بودند و وزن آنها تا ۲۵۰ کیلوگرم می‌رسید. آنها با پره‌های بلند شبیه «بادبان» که به صورت شعاعی در تمام طول پشتشان امتداد داشت، حتی ترسناک‌تر به نظر می‌رسیدند. این شکارچیان راس هرم غذایی، ده‌ها میلیون سال در مناطق باتلاقی پانگه‌آ پرسه می‌زدند و هر چیزی را که می‌توانستند به دندان بگیرند، می‌خوردند؛ از خزندگان و دوزیستان کوچک گرفته تا سیناپسیدهای غول‌پیکر با بدن بشکه‌ای مانند کوتیلورینکوس.

در منطقه‌ای در تگزاس، دیرینه‌شناسان دریافتند که تعداد دیمترودون‌ها هشت و نیم برابر بیشتر از طعمه‌های بزرگ آنها بوده است. در مقایسه با آنچه از زنجیره‌های غذایی مدرن انتظار می‌رود، این نسبت نشان‌دهنده فراوانی مفرط شکارچیان است. برای مثال، در یک شکارگاه اختصاصی در آفریقای جنوبی امروز، یک شیر ماده معمولی ممکن است سالانه حدود ۱۶ حیوان بزرگ را شکار کند.

با این حال، راز این «کمبود گوشت» در خشکی زمانی حل شد که دانشمندان دندان‌های این شکارچی بادبان‌دار را در میان اسکلت‌های کوسه‌های زناکانتوس کشف کردند. دیمترودون با شکار این ماهی‌های آب شیرین غول‌پیکر، کمبودهای رژیم غذایی خود را برطرف می‌کرده و این رابطه متقابل بوده است. در نزدیکی بقایای زناکانتوس، محققان استخوان‌های دیمترودون را پیدا کردند که زناکانتوس آنها را جویده بود.

نقاشی از یک دیمترودون
توضیح تصویر، مثل سایر سیناپسیدهای اولیه، دیمترودون باز و گشاد، شبیه به تمساح‌ راه می‌رفته است

اما یکی از ویژگی‌های دیمترودون قرن‌هاست که دانشمندان را به فکر فرو برده است: پره‌های بادبانی شکل تیغه‌دار روی پشت آن‌ها برای چه کاری بود؟ در سال ۱۸۸۶، دیرینه‌شناسی به نام ادوارد درینکر کوپ پیشنهاد کرد که ویژگی مشابهی در یکی از خویشاوندان نزدیک این سرده ممکن است به عنوان بادبان‌های واقعی، درست مثل یک قایق، عمل ‌کرده باشد. کوپ حدس می‌زد که این حیوانات از بادبان‌های خود برای حرکت در دریاچه‌ها و گرفتن باد استفاده می‌کردند. با این حال، کوپ در اشتباه بود.

ایده بعدی این بود که بادبان دیمترودون مانند یک پنل خورشیدی عمل می‌کرد و به حیوانات کمک می‌کرد تا سریع گرم شوند تا بتوانند طعمه خود را تعقیب کنند. اما افسوس که قوانین فیزیک آن نظریه را نیز رد کرد. محققان با استفاده از اندازه دیمترودون برای تخمین نرخ متابولیسم معمول آن، محاسبه کردند که بادبان‌هایشان برای تنظیم حرارت در اعضای کوچک‌تر این گروه، با اینکه هنوز هم سرمایه‌گذاری زیادی در ساخت این ساختارهای پیچیده می‌کردند، بی‌فایده بود. در واقع، این بادبان‌ها می‌توانستند برخی از گونه‌های دیمترودون را با تابش گرما از بدن در معرض خطر هیپوترمی قرار دهند. در عوض، تصور می‌شود که این بادبان‌ها در جفت‌یابی نقش داشته و به این هیولاها کمک می‌کردند تا جفت خود را جذب کنند.

همزمان با پیشرفت دوران پرمین، ذائقه غذایی دیمترودون نیز تکامل یافت. در ابتدا، آن‌ها معمولاً طعمه‌هایی را شکار می‌کردند که کوچک‌تر یا هم‌اندازه خودشان بودند، اما به تدریج به ضیافت‌های جاه‌طلبانه‌تری روی آوردند و به شکار طعمه‌های بزرگ‌تر رفتند. در اینجا نیز، دندان‌ها حرف اول را می‌زدند: دیمترودون‌های بعدی دندان‌های دندانه‌دار و خمیده داشتند که برای گرفتن و پاره کردن گوشت از طعمه‌هایی که نمی‌توانستند یک‌جا بلعیده شوند، ایده‌آل بود. آن‌ها همچنین می‌توانستند دندان‌هایی را که می‌افتادند یا می‌شکستند، جایگزین کنند. این مزیت بزرگی است وقتی در حال بریدن تکه‌های سفت گوشت هستید.

اما سینگ می‌گوید، با وجود دندان‌های دندانه‌دارشان، دیمترودون هرگز نتوانست تمام تجهیزات لازم برای بهره‌برداری کارآمد از فراوانی جدید طعمه‌های بسیار بزرگ را به طور کامل تکمیل کند. او توضیح می‌دهد که آنچه ابرگوشت‌خواران دوران پرمین واقعا نیاز داشتند، آرواره‌های پهن‌تر بود. این امر فضای بیشتری برای اتصال ماهیچه‌ها ایجاد می‌کرد و امکان گاز گرفتن قدرتمندتری را فراهم می‌آورد.

این موضوع شکافی در بازار ایجاد کرد. گوشت‌خواران دیگر بیش از حد مشتاق بودند که این شکاف را پر کنند.

شکارچیان چابک

آنتوسور، بزرگترین شکارچی دوران پرمین بود. آن‌ها، شبیه به فرزندان جهش‌یافته یک ببر و یک اسب آبی، تا حدود ۶ متر طول داشتند و اشتهایشان نیز به همان اندازه زیاد بود. بنوا می‌گوید: «وقتی یکی از آن‌ها را حفاری می‌کنید، واقعا یک جایزه است، چون تعداد زیادی از آن‌ها را پیدا نمی‌کنید.» این گوشتخواران چیره، با آرواره‌های عضلانی، بازوهای قدرتمند و دندان‌های سخت و استخوان‌شکن، حدود ۲۶۰ تا ۲۶۵ میلیون سال پیش در سراسر پانگه‌آ حکم می‌راندند.

برای افزودن به ظاهر وحشتناکشان و قاب کردن دندان‌های عظیمشان، آنتوسور برجستگی‌هایی استخوانی روی جمجمه خود بالای حدقه چشم داشت که یادآور گوش‌های یک گربه‌سان بزرگ بود. بنوا می‌گوید: «نگاه کردن به آن‌ها فوق‌العاده ترسناک بود… این شبیه‌ترین جاندار به تی‌رکس بود که می‌توانستید در دوران پرمین پیدا کنید.»

او اضافه می‌کند: «سر این حیوان، به طور کلی، برای کشتن حیوانات بزرگ و خرد کردن استخوان‌هایشان بسیار خوب طراحی شده بود.»

نقاشی از یک آنتوسور
توضیح تصویر، جولین بنوا، آنتوسور را یوزپلنگ زمان خود می‌داند

شکارچیان همچنین به طرز شگفت‌انگیزی سریع بودند. در سال ۲۰۲۱، بنوا و همکارانش گوش داخلی آنتوسور را با جزئیات بررسی کردند و جمجمه یک نوجوان را در دستگاه سی‌تی‌اسکن قرار دادند. این منطقه اغلب برای تعادل در شکارچیان چابک تنظیم شده است و محققان دریافتند که این نمونه به طور اساسی متفاوت از سایر سیناپسیدها بود. او سازگاری‌های منحصر به فرد این شکارچی را با سازگاری‌های یوزپلنگ‌ یا ولوسیراپتور مقایسه می‌کند.

این تیم همچنین ویژگی‌هایی را در مغز پیدا کردند که نشان می‌داد آنتوسور توانایی چشمگیری در تثبیت نگاه خود داشت. بنوا می‌گوید: «این بدان معناست که وقتی روی طعمه‌ای تمرکز می‌کرد، از دنبال کردن آن دست نمی‌کشید.»

اما سلطه آنتوسور کوتاه مدت بود و آن‌ها در یک انقراض دسته‌جمعی در حدود ۲۶۰ میلیون سال پیش ناپدید شدند. به زودی نوبت به گورگونوپسیدها (زشت‌سیمایان) رسید که قدرتمندترین آن‌ها اینوسترانسویا بود.

اینوسترانسویا با دندان‌های شمشیری و جمجمه‌هایی به طول تا ۷۰ سانتی‌متر، شکارچیانی سریع و پویا شبیه به خرس‌های قطبی بودند. کریستین کامرر، پژوهشگر دیرینه‌شناسی در موزه علوم طبیعی کارولینای شمالی، می‌گوید: «اگر ریشه دندان را هم حساب کنید، با دندان‌هایی به طول حدود ۲۰ تا۳۰ سانتی‌متر سر و کار دارید.» شواهد کمی در مورد ظاهر پوست آن‌ها وجود دارد، اما بر اساس تکه‌های پوست فسیل‌شده از دیگر سیناپسیدها، او فکر می‌کند که آن‌ها به احتمال زیاد پوستی ضخیم و شبیه به کرگدن داشتند.

خورده شدن به دست یکی از این شکارچیان دوران پرمین، اتفاقی ناگهانی و وحشتناک بود.

همانند جمجمه گورگونوپسیدهای کشف شده به دست بنوا، بقایای اینوسترانسویا نیز در منطقه کارو در آفریقای جنوبی یافت شده‌اند. در این منطقه فسیلی، درست در جنوب صحرای کالاهاری، هزاران فسیل از دوران پرمین به دست آمده است.

امروزه کارو دشتی خشک و وسیع به اندازه آلمان است که به «سرزمین تشنگی» معروف است. اما ۲۵۰ میلیون سال پیش، این منطقه نسبتا سرسبز بود و در مرکز آن دریای داخلی قرار داشت که با شبکه‌ای از رودخانه‌ها تغذیه می‌شد. کامرر می‌گوید: «سرخس‌ها و دم‌اسب‌ها و گونه‌های اولیه بازدانگان مانند درختان کاج و جینکو وجود داشتند. در این زمان، هیچ گیاه گل‌داری، بنابراین هیچ گل یا چمنی از هر نوع، وجود نداشت.»

در این محیط ماقبل تاریخ، طعمه‌های بزرگ فراوان بودند. گله‌های عظیم دیساینودونت‌ها (دوسگ‌دندان) که گیاه‌خوارانی شبیه اسب آبی بودند با پوزه‌هایی شبیه به لاک‌پشت‌ها، در کنار خزندگان عظیم‌الجثه و زره‌پوش معروف به پاریاسور در سراسر منطقه پرسه می‌زدند. کامرر می‌گوید، اولین نشانه خطر برای این گیاهخواران سرگردان، احتمالا یک اینوسترانسویا بود که از یک بیشه یا پشت تپه‌ای بیرون می‌پرید. بر اساس نسبت‌های بدنی آن‌ها، او فکر می‌کند که آن‌ها احتمالا شکارچیان کمین‌کننده بوده‌اند.

کامرر پیشنهاد می‌کند که پس از یک تعقیب کوتاه، اینوسترانسویا ممکن است طعمه خود را با اندام‌های جلویی‌اش مهار کرده و با آرواره‌های قدرتمند و دندان‌های شمشیری‌اش شکارش را می‌کشته و احتمالا از آن‌ها برای پاره کردن شکم نیز استفاده می‌کرده است. سپس تکه‌هایی از گوشت را جدا کرده و آن‌ها را یک‌جا می‌بلعیده است. کامرر می‌گوید: «آن‌ها توانایی جویدن نداشتند.»

نقاشی از اینوسترانسویا
توضیح تصویر، اینوسترانسویا الگوی رشدی «نامعین» داشت. آنها مانند لاک‌پشت‌ها تا زمانی که زنده بودند، به بزرگ شدن ادامه می‌دادند

اینوسترانسویا می‌توانست کمی بی‌احتیاط باشد. برخلاف گربه‌های دندان‌خنجری که اخیرا و احتمالا همزمان با انسان‌های مدرن روی زمین زندگی می‌کردند، اینوسترانسویا به راحتی می‌توانست دندان‌های شکسته یا از دست رفته‌اش را جایگزین کند، درست مانند کوسه‌ها و بسیاری از خزندگان. کامرر می‌گوید: « اغلب فرض می‌شود گربه‌های دندان‌خنجری فسیل‌شده‌ای که با دندان‌های نیش شکسته پیدا می‌شوند، در نتیجه آن از گرسنگی مرده‌اند.»

با این حال، با وجود تمام سازگاری‌هایشان به عنوان شکارچیان حرفه‌ای، کامرر معتقد است که حضور اینوسترانسویا در آفریقای جنوبی نشانه‌ای شوم بود؛ نشانه‌ای که بزرگترین انقراض جمعی در تاریخ زمین را پیش‌بینی می‌کرد. چرا که از قضا، آن‌ها هرگز نباید در آنجا می‌بودند.

تا همین اواخر، تنها نمونه‌های کشف شده از اینوسترانسویا در روسیه یافت شده بودند؛ سرزمینی که حتی در دوران پرمین نیز در آن سوی کره زمین نسبت به کارو قرار داشت و بیش از ۱۱هزار و دویست کیلومتر از مرکز ناهموار پانگه‌آ فاصله داشت. در مقابل، تصور می‌شد آفریقای جنوبی تنها قلمرو سایر گورگونوپسید‌های کوچک‌تر، مانند آن‌هایی بود که بنوا کشف کرده بود.

سپس حدود یک دهه پیش، یک مجموعه‌دار فسیل به طور اتفاقی یک اینوسترانسویا را در کارو پیدا کرد. کامرر کنجکاو شد و گفت: «فورا فکر کردم، این چطور اینجا پیدا شده است؟»

انقراض بزرگ

امروزه، سرنخی از این رویداد به شکل تله‌های سیبری باقی مانده است؛ منطقه‌ای به وسعت حدود ۵ میلیون کیلومتر مربع که کاملاً از سنگ بازالتی تشکیل شده است. این منطقه در پایان دوره پرمین، طی یک دوره فعالیت شدید آتشفشانی شکل گرفت که ۱۰ تریلیون تن گدازه به بیرون پرتاب کرد.

تصور می‌شود این فوران‌ها سطح دی‌اکسید کربن در جو زمین را به حدود ۸۰۰۰ بخش در میلیون افزایش داده باشد. برای مقایسه و فهمیدن اینکه این مقدار چقدر زیاده بوده است، سطح تقریبی دی‌اکسید کربن امروزه ۴۲۵ بخش در میلیون است. طولی نکشید که دمای جهانی به طور چشمگیری افزایش یافت و هزاران گونه در خشکی و اقیانوس‌ها ناپدید شدند. در طول انقراض بزرگ، یا انقراض جمعی دوران پرمین-تریاسیک، حدود ۹۰ درصد از کل حیات کره زمین منقرض شد.

پل ویگنال می‌گوید: «فکر می‌کنیم جهان به طرز باورنکردنی گرم شد، احتمالا گرم‌ترین دوران در یک میلیارد سال اخیر.» این موضوع نه تنها بقا را در خشکی دشوار کرد، بلکه برای حیات آبزیان نیز فاجعه‌بار بود. او می‌گوید: «اثر یک سیاره واقعا گرم این بود که اقیانوس‌ها را کند یا راکد کرد و در نتیجه آن‌ها اساساً اکسیژن خود را در بخش بزرگی از ستون آب از دست دادند. بدون هیچ اکسیژن حل‌شده‌ای در آب، موجودات آبزی از بین می‌روند.»

اما برخلاف فیلم‌ها، این رویداد پایان‌جهانی فورا اتفاق نیفتاد. کامرر می‌گوید: «فکر می‌کنم وقتی مردم به انقراض‌های دسته‌جمعی فکر می‌کنند، اغلب انقراضی که دایناسورها را از بین برد به ذهن می‌آید. یک سیارک به زمین برخورد می‌کند، همه چیز را در اطراف خود تبخیر می‌کند و سپس ابری از گرد و غبار به هوا بلند می‌شود و عملاً برای مدت طولانی زمستان هسته‌ای حاکم می‌شود.» او توضیح می‌دهد که بر خلاف این تصویر، انقراض دوران پرمین در طول صدها هزار سال رخ داد.

اکنون مشخص شده که گورگونوپسید‌هایی که در ابتدا در کارو زندگی می‌کردند، مدت‌ها پیش از رسیدن انقراض بزرگ به اوج خود، آرام و بی‌صدا منقرض شدند. اینوسترانسویا به سادگی از پانگه‌آ عبور کرد تا جای خالی شکارچیان را پر کند. کامرر اشاره می‌کند که در منطقه کارو، اکوسیستم‌ها مدت‌ها پیش از اوج اصلی انقراض بی‌ثبات می‌شدند. شکارچیان منقرض می‌شدند و به سرعت از سوی دیگران جایگزین می‌شدند. او معتقد است که این یک درس برای دوران امروز ما دارد: ما در بحران انقراض بسیار جلوتر از آن چیزی هستیم که ممکن است بخواهیم اعتراف کنیم.

کامرر می‌گوید: «یکی از نمونه‌هایی که قبلا شاهد آن بوده‌ایم، در آمریکای شمالی است. از لحاظ تاریخی، ما گروه بزرگی از پستانداران شکارچی برتر مانند خرس‌ها، پوماها و گرگ‌ها را داشتیم.» اکنون، در غیاب آن‌ها، شکارچیان میانی سابق مانند کایوت‌ها در حال غالب شدن هستند. او می‌گوید: «آن‌ها به شدت محدوده خود را گسترش می‌دهند، در بسیاری از مناطقی که قبلا نبودند زندگی می‌کنند و عملاً، نقش شکارچی برتر را به عهده می‌گیرند.»

در نهایت، حتی اینوسترانسویا نیز دوام نیاورد. آن‌ها ۲۵۱ میلیون سال پیش، همراه با تمام گورگونوپسید‌های دیگر و اکثر خویشاوندان سیناپسیدشان ناپدید شدند. اما تعداد انگشت‌شماری از گونه‌ها توانستند به حیات خود ادامه دهند و برای وحشت‌افکنی در حیات وحش تریاسیک زنده بمانند.

امروزه، شکارچیان سیناپسید هنوز با ما هستند. در نهایت، برخی از بازماندگان انقراض دوران پرمین، سیستم گرمایش مرکزی، پوست خز و توانایی تغذیه فرزندان خود با شیر را تکامل دادند: هیولاهای عجیب پرمین، اجداد تمام پستانداران زنده امروز، از جمله انسان‌ها، هستند.