آرش سزاوار، عکاس، آهنگساز و ترانه‌سرای موسیقی پاپ ایران درگذشت

آرش سزاوار، عکاس، آهنگساز و ترانه‌سرای موسیقی پاپ ایران درگذشت
    • نویسنده, فرج بال‌افکن
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

آرش سزاوار، عکاس، ترانه‌سرا و آهنگساز دوران طلایی موسیقی پاپ ایران، یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ در ۸۳سالگی در تهران درگذشت. هنرمندی که ترانه‌هایش با خاطرات چند نسل پیوند خورده‌اند و اکنون با همرسانی آثار او در شبکه‌های اجتماعی، یادش را گرامی می‌دارند.

«نمیاد» با صدای گوگوش، «زندون دل» و «غم تنهایی» با صدای فریدون فروغی، «قصه قلب دورنگ» با صدای نلی و «کی صدا کرد منو» و «سکه ماه» با صدای مرجان، از جمله ترانه‌هایی هستند که نام آرش سزاوار با آنها گره خورده است؛ آثاری که در سال‌های شکوفایی موسیقی پاپ ساخته شدند و برخی از آنها پس از گذشت بیش از نیم قرن همچنان شنیده می‌شوند.

آرش سزاوار با نام اصلی محمدحسن سزاوار خجلی، ۲۴ دی ۱۳۲۲ در شهرستان فریمان خراسان به دنیا آمد و دوران دبستان را در مدرسه غزالی مشهد گذراند. او از نوجوانی برای تأمین معاش به عکاسی روی آورد و در آتلیه‌های عکاسی و محافل هنری فعالیت می‌کرد. سزاوار که از همان سال‌ها به موسیقی و خوانندگی علاقه داشت، در پانزده‌سالگی با راهنمایی عطاالله خرم، آهنگساز و استاد موسیقی، نام «آرش» را برای فعالیت هنری خود انتخاب کرد. عکاسی از هنرمندان و حضور در مجالس موسیقی نیز زمینه آشنایی و همکاری او با چهره‌های شناخته‌شده آن دوران را فراهم کرد.

از عکاسی در عروسی تا همخوانی با ویگن

از عکاسی در عروسی تا همخوانی با ویگن
توضیح تصویر، سمت چپ: آرش سزاوار نفر اول از راست در کنار ویگن، اکبر آتشین، عموی گوگوش، و همسرش در سال ۱۳۴۴ و سمت راست: آرش سزاوار در سال‌های پایانی زندگی با دوربین عکاسی رولی‌فلکس

آرش سزاوار سال‌ها بعد در صفحه اینستاگرامش خاطره‌ای از یک مراسم عروسی در سال ۱۳۴۴ نقل کرد؛ شبی که برای عکاسی به مجلس رفته بود، اما فرصتی پیدا کرد تا در حضور ویگن، خواننده سرشناس آن روزگار، آواز بخواند.

او از پیش با خانواده عروس آشنا بود و گاهی در جشن‌های تولد او ترانه‌هایی از ویگن می‌خواند. آن شب که این خواننده اجرای موسیقی مراسم را بر عهده داشت، عروس از او خواست اجازه دهد عکاس مجلس نیز برای مهمانان ترانه‌ای بخواند.

ویگن ابتدا با لحنی شوخ‌طبعانه اما سخت‌گیرانه پذیرفت و گفت اگر عکاس خوب بخواند، خودش با گیتار همراهی‌اش می‌کند، اما اگر بد بخواند، گیتار را بر سرش خراب خواهد کرد و مجلس را ترک می‌کند.

آرش در پاسخ گفت که شاگرد عطاالله خرم، آهنگساز و از استادان موسیقی ویگن است و قرار است خرم او را به رادیو معرفی کند. ویگن هم از او خواست روی صحنه برود.

آرش «بی‌سرانجام» را برای اجرا انتخاب کرد؛ ترانه‌ای با شعر تورج نگهبان و آهنگ بابک افشار که در آن سال‌ها با صدای ویگن طرفداران فراوانی داشت: «در حریر گیسوانت دل زمانی خانه می‌کرد... شکوه‌ها از بی‌قراری با من دیوانه می‌کرد...»

اما هنوز چند میزان نخوانده بود که ویگن با صدای بلند گفت: «بسه!»

سکوت مجلس را فراگرفت. ویگن گیتارش را برداشت، روی صحنه رفت و پس از پیدا کردن گام صدای آرش، از او خواست ترانه را از ابتدا بخواند. این بار خودش با گیتار همراهی کرد.

آرش سزاوار در جشن خیریه حمایت از کودکان بی‌سرپرست در هتل تهران پالاس. از راست: آرش سزاوار، پوری بنایی، گوگوش، مرتضی فرزانه، خبرنگار مجله «جوانان»، و محمود قربانی، مدیر کاباره میامی
توضیح تصویر، آرش سزاوار در جشن خیریه حمایت از کودکان بی‌سرپرست در هتل تهران پالاس. از راست: آرش سزاوار، پوری بنایی، گوگوش، مرتضی فرزانه، خبرنگار مجله «جوانان»، و محمود قربانی، مدیر کاباره میامی

از کارگاه کفاشی تا استودیو پاپ

میلاد کیایی، نوازنده سنتور و آهنگساز، از موسیقی‌دانانی بود که آرش سزاوار در سال‌های جوانی با او ارتباط داشت. کیایی از دوستان قدیمی بابک بیات و ایرج جنتی عطایی نیز بود و در خاطراتش از دوستی و همکاری‌های موسیقایی دوران جوانی با آنها یاد کرده است.

از جمله نخستین تجربه‌های موسیقایی آرش، همکاری با میلاد کیایی در اجرای دو ترانه بود که در سال‌های آغاز فعالیت هنری‌اش خواند.

در سال‌های پایانی دهه ۱۳۴۰، آرش سزاوار به جمع هنرمندان جوانی پیوست که با همکاری پرویز مقصدی، آهنگساز و تنظیم‌کننده، در برنامه «شش و هشت» فعالیت می‌کردند؛ برنامه‌ای که فرشید رمزی کارگردانی آن را بر عهده داشت.

در این جمع، ترانه‌سرایانی چون کریم محمودی و پرویز وکیلی و خوانندگان جوانی از جمله نلی، داریوش، فریدون فروغی، کیوان، افشین، اونیک، ماسیس، شهلا، زویا و ویلسن حضور داشتند؛ هنرمندانی که برخی از آنها بعدها به چهره‌های شناخته‌شده موسیقی پاپ ایران تبدیل شدند.

سمت چپ: جمعی از هنرمندان برنامه موسیقی «شش و هشت» در دهه ۱۳۵۰؛ سمت راست: آرش سزاوار در کنار میلاد کیایی، نوازنده سنتور و آهنگساز، در جشن تولد سزاوار
توضیح تصویر، سمت چپ: جمعی از هنرمندان برنامه موسیقی «شش و هشت» در دهه ۱۳۵۰؛ سمت راست: آرش سزاوار در کنار میلاد کیایی، نوازنده سنتور و آهنگساز، در جشن تولد سزاوار
از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

اما محل تمرین این گروه نه یک استودیوی مجهز موسیقی، بلکه کارگاه کفاشی بود. به روایت آرش، این کارگاه متعلق به پزشکی به نام پادماگریان بود و هنرمندان پس از پایان ساعت کار، آنجا جمع می‌شدند و ترانه‌هایشان را تمرین می‌کردند.

همین محل بعدها با همکاری و مشورت آرش و پرویز مقصدی به «استودیو پاپ» تبدیل شد؛ استودیویی که آثار شماری از خوانندگان موسیقی پاپ ایران در آن ضبط شد.

فریدون فروغی در این جمع ترانه‌هایی چون «غم تنهایی اسیرت می‌کنه» و «زندون دل» با شعر آرش سزاوار را تمرین می‌کرد. آهنگ «غم تنهایی اسیرت می‌کنه» از ویلیام خنو بود؛ ترانه‌ای که با صدای فروغی ماندگار شد و با این کلمات آغاز می‌شود: «چرا وقتی که آدم تنها می‌شه... غم و غصه‌ش قد یک دنیا می‌شه...»

آرش در خاطره‌ای از اواخر دهه ۱۳۴۰ نوشته بود که همراه گروهی از دوستان نوازنده و خواننده‌اش، از جمله عارف، گاهی برای اجرای موسیقی به خانه برادران خیامی می‌رفت. به گفته او، هنگام ورود گروه به مهمانی، یکی از برادران خیامی به هر یک از اعضا یک حواله خودروی پیکان هدیه می‌داد. آرش که علاقه‌ای به رانندگی نداشت، حواله خود را روز بعد در استودیو پاپ به مبلغ شش هزار تومان، هزار تومان ارزان‌تر از قیمت کارخانه، می‌فروخت.

ترانه‌هایی که در حافظه چند نسل ماندند

آرش سزاوار و دوستان نوازنده و خواننده‌اش در اواخر دهه ۱۳۴۰؛ از راست: آرش سزاوار، فریدون (نوازنده درام)، جواد (برنامه‌ساز)، رامین و عارف (خواننده). این گروه گاهی برای اجرای موسیقی به خانه برادران خیامی، بنیان‌گذاران شرکت ایران ناسیونال، می‌رفتند
توضیح تصویر، آرش سزاوار و دوستان نوازنده و خواننده‌اش در اواخر دهه ۱۳۴۰؛ از راست: آرش سزاوار، فریدون (نوازنده درام)، جواد (برنامه‌ساز)، رامین و عارف (خواننده)، این گروه گاهی برای اجرای موسیقی به خانه برادران خیامی، بنیان‌گذاران شرکت ایران ناسیونال، می‌رفتند

آرش سزاوار در سال‌های شکوفایی موسیقی پاپ ایران با شماری از خوانندگان سرشناس آن دوران همکاری کرد و آثاری در زمینه ترانه‌سرایی و آهنگسازی از خود به جا گذاشت.

یکی از این آثار «نمیاد» با صدای گوگوش بود؛ ترانه‌ای با شعر آرش سزاوار، آهنگ حسن شماعی‌زاده و تنظیم آندرانیک آساطوریان: «آسمون ابریه اما دیگه بارون نمیاد... صدای گریه بارون توی ناودون نمیاد...»

همکاری او با گوگوش به همین ترانه محدود نماند. «گل هزارپر» نیز از دیگر آثار این دوره بود که در سال ۱۳۵۳ با صدای گوگوش و تنظیم اریک آرکانت ضبط شد.

نلی از دیگر خوانندگانی بود که با آرش همکاری گسترده‌ای داشت. «قصه قلب دورنگ» از جمله آثار این همکاری بود. آرش همچنین آهنگ «قدم رنجه» را بر شعری از منصور تهرانی ساخت که با تنظیم مجتبی میرزاده و صدای نلی اجرا شد: «خبر بهتر از این نمی‌شه که باز اسم تو زنده می‌شه... می‌پیچه تو کوچه سلامت... فقط موندن تو کلامت... قدم رنجه کردی که باز برمی‌گردی...»

در همکاری با مرجان نیز ترانه‌هایی چون «سکه ماه» و «کی صدا کرد منو» شکل گرفتند که آرش در آهنگسازی آنها نقش داشت.

سمت چپ: آرش سزاوار در کنار بابک بیات و پسرش مانی در سال ۱۳۵۸؛ سمت راست: اریک آرکانت، تنظیم‌کننده و نوازنده فرانسوی که با آرش سزاوار در ساخت و تنظیم چندین ترانه همکاری داشت
توضیح تصویر، سمت چپ: آرش سزاوار در کنار بابک بیات و پسرش مانی در سال ۱۳۵۸؛ سمت راست: اریک آرکانت، تنظیم‌کننده و نوازنده فرانسوی که با آرش سزاوار در ساخت و تنظیم چندین ترانه همکاری داشت

آرش سزاوار در سال‌های فعالیتش با شماری از آهنگسازان و تنظیم‌کنندگان موسیقی پاپ ایران دوستی و همکاری داشت. بابک بیات از جمله هنرمندانی بود که دوستی آنها به سال‌های جوانی بازمی‌گشت؛ زمانی که هر دو در آغاز راه حرفه‌ای خود بودند.

این ارتباط پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ نیز ادامه یافت. در عکسی از سال ۱۳۵۸، آرش در خانه خود در کنار بابک بیات و پسرش مانی دیده می‌شود.

اریک آرکانت، تنظیم‌کننده و نوازنده فرانسوی، از دیگر موسیقی‌دانانی بود که با آرش همکاری داشت. به گفته او، آرکانت تنظیم حدود ۱۰ اثرش را بر عهده گرفته بود که ترانه‌هایی با صدای گوگوش و مرجان از جمله آنها بودند.

آرش در خاطراتش از توانایی‌های موسیقایی اریک یاد کرده و گفته بود ترانه‌ای به زبان فارسی برای او ساخته است که اریک آن را خوانده، اما تنها روی نوار ریلی ضبط شده بود.

آندرانیک آساطوریان نیز از تنظیم‌کنندگانی بود که با آرش همکاری داشت و آثار مشترکشان با صدای خوانندگان مختلف منتشر شد.

آرش همچنین آهنگ «بت» را بر شعری از مولانا ساخت که با تنظیم آندرانیک و صدای مازیار اجرا شد؛ اثری که در آن شعر کلاسیک فارسی با موسیقی پاپ پیوند می‌خورد.

دلبستگی به موسیقی دستگاهی ایران

دلبستگی به موسیقی دستگاهی ایران
توضیح تصویر، سمت چپ: آرش سزاوار در کنار اکبر گلپایگانی، میلاد کیایی و دوستانش در سال ۱۳۶۷؛ سمت راست: آرش سزاوار در کنار مرضیه، پیش از مهاجرت این خواننده شهیر از ایران

دلبستگی آرش سزاوار به موسیقی تنها به ترانه‌های پاپ محدود نبود. او به موسیقی دستگاهی ایران نیز علاقه داشت و با شماری از خوانندگان و نوازندگان این عرصه دوستی و معاشرت می‌کرد.

در عکسی از سال ۱۳۶۷، آرش در کنار اکبر گلپایگانی، خواننده موسیقی دستگاهی ایران، و میلاد کیایی دیده می‌شود. او در خاطره‌ای از آن دیدار در خانه کیایی نوشته بود که جمع دوستانه آنها به اجرای بداهه موسیقی و خواندن ترانه‌ای با مضمون میهن‌دوستی انجامید.

از دیگر تصاویر به‌یادگارمانده، عکسی در کنار مرضیه، خواننده نامدار موسیقی ایرانی، است که آرش آن را به خاطره دیداری پیش از مهاجرت این خواننده از ایران پیوند داده بود.

آرش سزاوار در طول چند دهه فعالیت هنری، ترانه‌هایی ساخت که با صدای خوانندگان مختلف شنیده شدند و با دوربین عکاسی‌اش نیز لحظاتی از زندگی هنرمندان هم‌دوره خود را ثبت کرد؛ تصاویری که اکنون در کنار آثار موسیقایی‌اش، از یادگارهای او به شمار می‌روند.