تکان جنگ ایران در ارزش اسعار بینالمللی؛ برندگان و بازندگان کدام کشورها هستند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, لوئیس باروچو و جولیا براون
- شغل, سرویس جهانی بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
وقتی جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران در اواخر ماه فبروری شعلهور شد، تبعات و پیامدهای آن تنها به منطقه خاورمیانه محدود نماند.
از آنجا که این درگیریها موجب اختلال در خطوط کشتیرانی تجاری و جریان جابهجایی کالا در سراسر جهان شد، بهای نفت بهسرعت افزایش یافت؛ امری که به نوبه خود به نرخ تورم دامن زد و بازارهای جهانی را متلاطم ساخت.
همانطور که در دوران بیثباتی مرسوم است، برخی از سرمایهگذاران از بازارهای پرخطر نوظهور روی گرداندند و به سرمایهگذاری به دالر امریکا پناه بردند؛ پولی که بهطور سنتی، یک «پناهگاه امن» اقتصادی به شمار میرود.
این تغییر رویکرد، ارزش بسیاری از اسعار را تحت تأثیر قرار داده است؛ برخی با سقوط شدید ارزش مواجه شدهاند، برخی دیگر نوسانات شدیدی را تجربه کردهاند و تعداد انگشتشماری نیز حتی تقویت شدهاند.
آندره پرفیتو، اقتصاددان برازیلی و رئیس موسسه مشاورهای APCE، در این باره میگوید: «اگرچه قیمت نفت همگان را تحت تأثیر قرار میدهد... اما نوسانات اسعاری میتوانند این اثرگذاری را تشدید کرده یا به عنوان یک ضربهگیر، از شدت آن بکاهند.»
حال با در نظر گرفتن این موضوع، این نوسانات اسعاری در ترکیب با سایر عوامل اقتصادی، چه پیامدی برای کشورهای مختلف و شهروندان آنها به همراه دارد؟
سختترین صدمات

منبع تصویر، Bloomberg via Getty Images
کشورهایی که بخش عمده انرژی و بهویژه نفت خود را وارد میکنند، با فشار شدیدی بر پول ملی خود مواجه شدهاند. هند، اندونیزیا، فیلیپین، تایلند و مصر در زمره این کشورها قرار دارند که همگی تحت تأثیر هزینههای سرسامآور سوخت و ناامنی و کمبود مداوم ذخایر اسعاری قرار گرفتهاند.
با انتقال سرمایهها از سوی سرمایهگذاران به سمت دالر امریکا، تقاضا برای اسعار ملی این کشورها کاهش یافته و ارزش آنها پایین آمده است؛ امری که به نوبه خود، هزینه بازپرداخت قرضهای دالری کشورها را افزایش میدهد. نفت و سایر کالاها - که تحت تأثیر انسداد خطوط کشتیرانی در تنگه هرمز قرار گرفتهاند - نیز عموما به دالر امریکایی قیمتگذاری میشوند.
هنگامی که ارزش پول سقوط کند، واردات بهطور نسبی گرانتر میشود و این مسأله همهچیز، از انرژی گرفته تا پلاستیک و کودهای کیمیاوی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ روندی که در نهایت بر قیمت مواد غذایی و اقلام روزمره در فروشگاهها اثر میگذارد.
در هند، ارزش روپیه از زمان آغاز جنگ حدود ۵ درصد در برابر دالر امریکا سقوط کرده و با صعود بهای نفت، بارها ریکاردهای بیسابقهای از کاهش ارزش را ثبت کرده است. پول ملی هند پیش از این درگیریها نیز روند تضعیفی را طی میکرد، اما پیامدهای جنگ به این روند شتاب بخشیده است.
برخی از بانکهای مرکزی با افزایش نرخ بهره و فروش بخشی از ذخایر ارزی دالری خود، به این وضعیت واکنش نشان دادهاند تا از پول ملی خود حمایت کنند. بانک مرکزی اندونیزیا هر دو اقدام را در دستور کار قرار داده و بارها با فروش دالر و خرید پول ملی خود (روپیه)، در صدد تقویت تقاضا برای آن برآمده است.
با این حال، افزایش نرخ بهره اگرچه به معنای مفاد بیشتر برای سپردههای بانکی مردم است، اما همزمان هزینه بازپرداخت قرضها، از جمله وامهای مسکن و سایر تسهیلات را نیز افزایش میدهد.
نوسانی و رو به رشد

منبع تصویر، Bloomberg via Getty Images
گروه دیگری از اسعار با نوسانات شدید دوطرفه، صعودی و نزولی، مواجه بودهاند.
کشورهایی چون افریقای جنوبی، کلمبیا، چیلی و مکزیکو در این دسته قرار میگیرند. پول ملی این کشورها اغلب واکنش شدیدی به حالوهوای بازار جهانی نشان میدهد؛ به طوری که با هجوم سرمایهگذاران به سمت پناهگاههای امنی چون دالر، ارزش این اسعار سقوط میکند، اما با افزایش قیمت کالاها یا بازگشت تمایل به ریسکپذیری در بازار، میتوانند بهسرعت احیا شوند و ارزش خود را بازیابند.
برخی از صادرکنندگان انرژی، از جمله برازیل و مالیزیا، تا حدودی از افزایش بهای نفت سود بردهاند؛ امری که درآمدهای صادراتی آنها را افزایش داده و به حفظ جذابیت آنها برای سرمایهگذاران کمک کرده است.
بانکهای بزرگی نظیر «گلدمن ساکس» و «بنک آف امریکا» در گزارشهای ماه اپریل خود به مشتریان، به تقاضای بالا برای اوراق قرضه دولتی و سهام شرکتهای برازیلی اشاره کردند؛ تا جایی که گلدمن ساکس، برازیل را به عنوان برترین گزینه خود برای سرمایهگذاری در بازارهای نوظهور معرفی کرد.
با این حال، مارتین کاستلانو، رئیس بخش تحقیقات امریکای لاتین در «موسسه بینالمللی دارایی» (IIF)، معتقد است که افزایش قیمت انرژی میتواند به نرخ تورم در برازیل دامن بزند، روند کاهش نرخ بهره را به تأخیر بیندازد و جریان سرمایه را تحت تأثیر قرار دهد. علاوه بر این، برازیل واردکننده فرآوردههای پالایشی مانند پترول و دیزل نیز هست، که این مسأله هزینههای سوخت را در داخل این کشور افزایش میدهد.

منبع تصویر، Getty Images
علاوه بر این، لوئیزا پینزی، اقتصاددان موسسه سرمایهگذاری برازیلی ایکسپی (XP)، در گزارش اخیر خود نوشته است که «بیثباتیهای سیاسی در آستانه انتخابات ریاستجمهوری در ماه اکتوبر، ریسک و هزینه معاملات نرخ پول ملی را بالاتر خواهد برد».
در این میان، گروه دیگری از اسعار به دلایل متفاوت، تابآوری و ثبات بیشتری از خود نشان دادهاند.
پول ملی چین (یوآن)، تا حدودی به پشتوانه کنترلهای سرمایهای و سیاستی که جلوی نوسانات شدید را میگیرد، نسبتا پایدار مانده است. این اقدامات مواردی چون اعمال محدودیت بر ورود و خروج نقدینگی از کشور و نیز مداخلات مستقیم بانک مرکزی برای مدیریت دقیق نرخ یوآن را شامل میشود.
روبل روسیه نیز که از زمان آغاز جنگ ایران یکی از موفقترین اسعار در برابر دالر بوده، تحت حمایت درآمدهای کلان انرژی و کنترلهای سختگیرانه سرمایهای قرار داشته است؛ اقداماتی از جمله الزام صادرکنندگان به تبدیل درآمدهای اسعاری خود به روبل و محدود کردن خروج سرمایه از کشور.
وضعیت در اقتصادهای توسعهیافته چگونه است؟

منبع تصویر، Bloomberg via Getty Images
در ابتدای این بحران، اسعاری که همیشه به عنوان «سرمایهگذاری امن» شناخته میشوند، تقویت شدند؛ چون سرمایهگذاران به دنبال جای مطمئنی برای پولهای خود بودند. در این میان، دالر امریکا و فرانک سویس ابتدا به بالاترین قیمت خود رسیدند، اما بعد از مدتی دوباره پایین آمدند و به همان قیمتهای قبل از جنگ برگشتند. از طرف دیگر، پول ملی کشورهای صادرکننده نفت، مثل کرون ناروی، به دلیل گرانی نفت خام رشد چشمگیری داشتند.
با این حال، ین جاپان تضعیف شد؛ مسألهای که بخشی از آن به وابستگی شدید جاپان به واردات انرژی بازمیگردد.
دالر کانادا و استرالیا نیز از افزایش قیمت کالاهای اساسی صادرشده از این کشورها - نظیر نفت خام، گاز، فلزات، سنگآهن و زغالسنگ - سود بردهاند؛ هرچند نگرانیها درباره رشد اقتصادی جهان و تنشهای تجاری، دامنه این سودآوری و جهش ارزش را محدود کرده است.
یورو و پوند بریتانیا نیز به نوبه خود دورههایی از نوسان شدید را پشت سر گذاشتهاند؛ نوساناتی که محرک اصلی آنها، نگرانی از هزینههای سرسامآور انرژی، تورم لجامگسیخته و کاهش سرعت رشد اقتصادی در سراسر اروپا بوده است.
پس از این چه میشود؟
اقتصاددانان میگویند اگرچه حملات هوایی اولیه به ایران، سرمایهگذاران را به سمت داراییهای امنتر سوق داد و موجب تقویت دالر شد، اما از آن زمان به بعد روند نزولی به خود گرفته است؛ امری که میتواند به نفع بازارهای نوظهور تمام شود.
اقتصاددانان موسسه سرمایهگذاری بریتانیایی و بینالمللی «الاینسبرنشتاین» (AllianceBernstein) در گزارش اخیر خود آوردهاند: «کاهش ارزش دالر معمولا به معنای تسهیل شرایط پولی، ایجاد فضای بیشتر برای کاهش نرخ بهره در کشورهای در حال توسعه و کاهش ریسکگریزی است؛ مواردی که همگی به نفع بازارهای نوظهور هستند.»
آنها در ادامه افزودهاند که نقش دالر همچنان نقشی محوری است، چرا که بخش عمدهای از بدهیهای اقتصادهای نوظهور بر پایه دالر امریکا است و کالاهای اساسی و کلیدی نیز به دالر قیمتگذاری میشوند؛ این یعنی ضعیف شدن دالر معمولا چشمانداز اقتصادی این کشورها را بهبود میبخشد.
با این حال، صندوق بینالمللی پول (IMF) در ماه اپریل هشدار داد که تنشهای مداوم ناشی از جنگ ایران، در حال سوق دادن اقتصاد جهانی به سمت یک «سناریوی نامطلوب» است؛ سناریویی که ویژگی اصلی آن ترکیبِ رکود (رشد ضعیف) و تورم بالا است.
بر اساس این سناریو - که در آن بهای نفت بالا باقی میماند، ثبات نرخ تورم کاهش مییابد و شرایط مالی سختتر میشود - رشد اقتصادی جهان ممکن است به ۲/۵ درصد سقوط کند و نرخ تورم به ۵/۴ درصد افزایش یابد. این در حالی است که پیشبینی فعلی این صندوق، رشد ۳/۱ درصدی با تورم ۴/۴ درصدی است.
صندوق بینالمللی پول همچنین یک سناریوی شدیدتر را ترسیم کرده است که در آن رشد اقتصادی جهان به ۲/۰ درصد سقوط میکند و نرخ تورم از مرز ۶ درصد میگذرد. انتظار میرود این نهاد در ماه جولای پیشبینیهای خود را بار دیگر بهروزرسانی کند.








